es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

کتابفروشی رزا📕🌸

کتابفروشی رزا📕🌸

Ir al canal en Telegram

رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتاب‌ها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @sweetroza

Mostrar más
1 986
Suscriptores
-124 horas
-117 días
-2030 días
Archivo de publicaciones
✨اگه کتاب″قصه هایی از امپراتوری افلاک″ رو ثبت سفارش کنید در کنارش یک دفتر رنگ آمیزی مخصوص رزا بوک براتون ارسال میشه🥳
+1
✨اگه کتاب″قصه هایی از امپراتوری افلاک″ رو ثبت سفارش کنید در کنارش یک دفتر رنگ آمیزی مخصوص رزا بوک براتون ارسال میشه🥳

مگه میشهه رزاا کتابی به این قشنگی براتون بیاره که هدیه نداشته باشه🫣🤭

https://t.me/time_of_study/30206?single رزا هدیه هم دارههه؟

سوپرایزش چیههه😭

وایی چقدر خوشگلههه رزااا

این جلد هم کلی آرت بوک های قشنگ داره حتی قشنگ تر از جلد های قبلل😭
این جلد هم کلی آرت بوک های قشنگ داره حتی قشنگ تر از جلد های قبلل😭

همینطور که دو جلد قبلی به آرت بوک های قشنگشون معروف بودن....
همینطور که دو جلد قبلی به آرت بوک های قشنگشون معروف بودن....

قصه هایی از امپراتوری افلاک🌝✨ ‼️و بالاخرههه جلد جدید کتاب ″دختر مهتاب″ کتاب ″قصه هایی از امپراتوری افلاک″ موجودد شده قراره ب
+1
قصه هایی از امپراتوری افلاک🌝✨
‼️و بالاخرههه جلد جدید کتاب ″دختر مهتاب″ کتاب ″قصه هایی از امپراتوری افلاک″ موجودد شده قراره با این کتاب همراه شینگ ین بریم به سرزمین های شرقی و کلی ماجراهای کوچیک و بزرگ رو باهم دوباره تجربه کنیم😍
⚜جلد سخت ⚜لبه رنگی ⚜جلد نقره کوب شده ⚜۱۵۰صفحه ⚜۲۴۰تومان @time_of_study📙 براى خريد كتاب پيام دهيد @Rosa_bookstore_admin

من باید جادو رو به دست بیارم مادرم رو نجات بدم اما چطور؟ وقتی موقع فرار اشتباهی به سرزمین فانیان افتادم👀…
من باید جادو رو به دست بیارم مادرم رو نجات بدم اما چطور؟ وقتی موقع فرار اشتباهی به سرزمین فانیان افتادم👀…

من باید فرار کنم باید جایی برم که هیچ کس از وجود من خبر نداشته باشه وگرنه مادرم تا ابد اینجا زندانی میشه‼️
من باید فرار کنم  باید جایی برم که هیچ کس از وجود من خبر نداشته باشه وگرنه مادرم تا ابد اینجا زندانی میشه‼️

اما کنجکاو شدم و به نوری که در ذهنم می‌درخشید نزدیک تر شدم🤐 اما نمیدونستم با این کارم هم خودم و مادرم رو به خطر انداختم دیر
اما کنجکاو شدم و به نوری که در ذهنم می‌درخشید نزدیک تر شدم🤐 اما نمیدونستم با این کارم هم خودم و مادرم رو به خطر انداختم  دیر شده چون مادر افلاک وجود من رو حس کرد…

هیچ کس نمیدونست مادرم اون زمان باداره اون الان اینجا زندانی شده🥲 مادرم همیشه در مورد اون هاله های نورانی نقره ای پشت چشمام ه
هیچ کس نمیدونست مادرم اون زمان باداره اون الان اینجا زندانی شده🥲 مادرم همیشه در مورد اون هاله های نورانی نقره ای پشت چشمام هشدار دادبود  که  نزدیکشون نشم…

مادرم بلاخره داستان پشت غمش رو گفت که اون جنگجو پدرمه🫴🏻 هوئی اسمش هست و اونا عاشق هم بودند ولی یک اتفاق اون ها رو از هم جدا
مادرم بلاخره  داستان پشت غمش رو گفت که اون جنگجو پدرمه🫴🏻
هوئی اسمش هست و اونا عاشق هم بودند ولی یک اتفاق اون ها رو از هم جدا کرده بود.

اما در اوج داستان بودم که مادرم کتاب رو از دستم قاپید😶‍🌫 با نگرانی گفت همش رو خوندی⁉️
اما در اوج داستان بودم که مادرم کتاب رو از دستم قاپید😶‍🌫 با نگرانی گفت همش رو خوندی⁉️

اما یک روزی کتابی پیدا کردم درباره جهان فانیان، درباره جنگجویی که جهان فانیان رو از ده پرنده ی خورشیدی که جهان رو به آتش کشید
اما یک روزی کتابی پیدا کردم درباره جهان فانیان، درباره جنگجویی که  جهان فانیان رو از  ده پرنده ی خورشیدی  که جهان رو به آتش کشیدن نجات داده… اسمش هوئی هست!

مادرم الهه ماه بود که مردم فانیان اون رو ستایش میکردن… هر شب فانوس هایی رو روشن میکنه که ماه رو برای جهان فانی نورانی می‌کنه.
مادرم الهه ماه بود که مردم فانیان  اون رو ستایش میکردن…
هر شب فانوس هایی رو روشن میکنه که ماه رو برای جهان فانی نورانی می‌کنه.  اما مادرم با وجود این که الهه ماه هست، همیشه یک غمی پشت چشماش هست🥲

اما مهم نیست کدوم یک از افسانه ها رو باور کنید… مهم اینه که چانگ ئو، مادرم، نامیرا شد و حالا من هم نامیرا هستم!!
اما مهم نیست کدوم یک از افسانه ها رو باور  کنید… مهم اینه  که چانگ ئو، مادرم، نامیرا شد و حالا من هم نامیرا هستم!!

در بعضی از افسانه ها مادرم قربانی بی گناهیه که برای نجات اکسیر از چنگ دزدان مجبور شد اون رو بخوره🫠
در  بعضی از افسانه ها مادرم قربانی بی گناهیه  که برای نجات اکسیر از چنگ دزدان مجبور شد اون رو بخوره🫠

افسانه های بسیاری درباره مادرم وجود داره... در بعضی ازاونا، اون به شوهر فانی خود خیانت می‌کنه و اکسیر جاودانگی رو می‌دزده تا
افسانه های بسیاری درباره مادرم وجود داره... در بعضی ازاونا، اون به شوهر فانی خود خیانت می‌کنه و اکسیر جاودانگی رو می‌دزده تا تبدیل به الهه بشه…

یک مروری به داستان اصلی کتاب داشته باشیم بعد کتاب جدید رونمایی کنیم👌🥹
🟥حواستون باشه اول باید دو جلد اول رو بخونید تا داستان جلد جدید رو متوجه بشید