🔹️جَواهِر الکَلام🔹️
Ir al canal en Telegram
✨️ در کانال جواهر الکلام 👈 روایات مورد استناد مخالفین را برسی میکنیم 👈 پاسخ مستدل و اصولی شبهات را بیان میکنیم 👈 و مباحث مختلف امامت مطرح میشود در اینجا حق را با دلیل میجوییم، نه با تعصب!! 🔸️ارسال شبهات به : @Sajjad74z1 ↪ @javaheralklam ↩
Mostrar más1 083
Suscriptores
+124 horas
+187 días
+6530 días
Archivo de publicaciones
1 083
+1
❗️مخالفین برای تضعیف یکی از احادیث غدیر که شیخ کلینی در کتاب کافی نقل کرده است به اختلاف نسخ موجود در سند روایت استناد کردند [ تصویر اول ] سپس از این اختلاف نسخ نتیجه گرفتند که حدیث سندا ضعیف است [ تصویر دوم ]
✅ در پاسخ این اشکال میگوییم که این حدیث با سند صحیح در کتاب تهذیب الاحکام آمده است و در سند آن [ محمد بن حسین ] آمده است:
🆔 https://t.me/javaheralklam/1260
✔️ با توجه به سند شیخ طوسی در کتاب تهذیب؛ از بین دو نسخهی موجود از کتاب کافی نسخهای که در سند آن [ محمد بن حسین ] آمده است مقدم میشود.
نتیجه آنکه برخلاف میل مخالفین سند این حدیث شریف کاملا صحیح است.
🆔 @javaheralklam
1 083
Repost from N/a
سأل أبو حنيفة أبا جعفر محمد بن النعمان صاحب الطاف فقال له يا ابا جعفر ماتقول في المتعة أتزعم أنّها حلال؟ قال: نعم قال فمايمنعك أن تأمر نسائك ان يستمتعن ويكتسبن عليك فأجابه مؤمن الطاق: ليس كلّ الصناعات يرغب فيها وان كانت حلالا، للناس أقدار ومراتب يرفعون أقدارهم، ولكن ماتقول يا ابا حنيفة في النبيذ تزعم انه حلال، فقال: نعم. قال فما يمنعك ان تقعد نساءك في الحوانيت نباذات فيكتسبن عليك، فقال ابو حنيفة: واحدة بواحدة وسهمك أنفذ
ابو حنيفه از مومن طاق پرسید: درباره ازدواج موقت چه میگویی؟ آيا حلال است؟
مؤمن گفت: آری.
گفت: پس چه چيزى مانعت مىشود كه به زنانت (کنیزان و دختران و...) دستور دهى كه ازدواج موقت كنند و برايت درآمد كسب كنند؟
مؤمن گفت: هر كارى مورد رغبت مردم نیست؛ گرچه حلال هم باشد. و مردم شأن و منزلتى دارند كه مىكوشند آن را بالاتر برند. امّا اى ابو حنيفه! درباره نبیذ چه میگویی؟ آيا حلال است؟
ابو حنيفه گفت: آری.
مؤمن گفت: پس چه چيزى مانعت مىشود كه زنانت را در دكانهاى شرابفروشى بگمارى تا برايت درآمدى كسب نمایند؟
گفت: تيرى در مقابل تيرى، ولى تير تو تيزتر بود.
📚کافی کلینی ج 5 ص 450
Raahe_Etrat | راه عترت
1 083
Repost from عُمَری فان😆
+1
یک بام و دو هوا
بالاخره شیعه روایت صحیح دارد یا نه؟
بالاخره قرب الاسناد معتبر است یا خیر؟
چرا جایی که به نفع شماست میگویید صحیح است و جایی که به ضرر شماست میگویید ضعیف است⁉️
خودتان قبلا حدیث غدیر را از کتاب قرب الاسناد تصحیح کردید حالا که نانتان در تضعیف آن است رنگ عوض میکنید⁉️
یک بام و دو هوا تا کی⁉️
#عمری_فان
🆔 @omar_fun
1 083
+1
🔹 حدیث شریف غدیر در کتب شیعه با سند صحیح از پیامبر اسلام حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله نقل شده است:
▫️ أشهدكم انى اشهد ان الله مولاي وانا مولى كل مسلم و انا أولى بالمؤمنين من أنفسهم فهل تقرون لي بذلك وتشهدون لي به فقالوا نعم نشهد لك بذلك فقال الا من كنت مولاه فان عليا مولاه وهو هذا ثم اخذ بيد علي عليه السلام فرفعها مع يده حتى بدت آباطهما ثم قال اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله
✔️ حدیث فوق را معروف بن خربوذ به امام باقر علیهالسلام عرضه کردند و امام صرحتا حدیث را تایید کردند و فرمودند این حدیث در کتاب امام علی علیهالسلام موجود است.
🔹 بنابراین صحت سند تا معروف بن خربوذ شرط است؛ به این ترتیب اشکال اول و دوم مخالفین از اساس باطل است و در خصوص وثاقت معروف بن خربوذ نیز مفصلا بحث کردیم:
🆔 https://t.me/javaheralklam/1165
🆔 https://t.me/javaheralklam/1214
🆔 @javaheralklam
1 083
🔹مخالفین به کلام شهید ثانی و مرحوم سید خویی در بحث اشتراک عنوان ابوبصیر بین راوی ثقه و ضعیف استناد کردند.
✅ در اینجا نظر مرحوم سید خویی را بیان کردیم و جا دارد که اهلسنت نیز انصاف را رعایت کرده و نظر ایشان را به صورت کامل بیان کنند.
❗️نه آنگونه که وهابی نظر شیخ آصف محسنی را اشتباه بیان میکند و سپس با کمال بیشرمی بر آن اصرار هم دارد!
✅ و اما در خصوص شهید ثانی؛ ایشان بیان میکند که دو نفر با نام ابوبصیر از امام صادق علیهالسلام روایت میکنند [ لیث بن البختری و یحیی بن قاسم ] که نفر دوم واقفی و ضعیف است.
👈 وثاقت یحیی بن قاسم را اینجا اثبات کردیم.
☑️ و توضیح دادیم که انتساب ایشان به واقفیه نیز صحیح نیست:
🆔 https://t.me/javaheralklam/2562
🆔 @javaheralklam
1 083
🔹 حدیث فوق را شیخ کلینی در کافی نقل کرده است؛ در این حدیث شریف چندین فضیلت از فضائل اهلبیت علیهمالسلام بیان شده است از جمله اینکه حدیث شریف غدیر نیز بیان شده است.
👈 مخالفین نسبت به این حدیث سه ایراد سندی وارد کردند:
1⃣ محمد بن عیسی بن عبید ضعیف است.
2⃣ سهل بن زیاد ضعیف است.
3⃣ ابوبصیر مشترک بین ثقه و ضعیف است.
✔️ در پاسخ به اشکال اول و دوم میگوییم که شیخ کلینی برای این روایت سند دیگری نیز بیان میکند که محمد بن عیسی و سهل بن زیاد در سند آن موجود نیستند:
▫️محمد بن یحیی عن احمد بن محمد بن عیسی عن محمد بن خالد و الحسین بن سعید عن النضر بن سوید عن یحیی بن عمران الحلبی عن ایوب بن الحر و عمران بن علی الحلبی عن ابی بصیر عن ابی عبد الله (علیه السلام) مثل ذلک
✅ بنابراین اشکال اول و دوم از اساس باطل است.
☑️ و اما پاسخ اشکال سوم:
1⃣ https://t.me/javaheralklam/2561
2⃣ https://t.me/javaheralklam/2562
3⃣ https://t.me/javaheralklam/2563
✍ ادامه دارد...
🆔 @javaheralklam
1 083
⁉️ آیا آیتالله خویی قائل است که عنوان «ابوبصیر» در روایات، مشترک میان راوی ثقه و ضعیف است؟
🔹 گاهی در برخی مباحث، این دیدگاه به مرحوم آیتالله خویی نسبت داده میشود که عنوان «ابوبصیر» در اسناد روایات، میان یک راوی ثقه و یک راوی ضعیف مشترک است و ازاینرو، روایتهایی که در سند آنها عنوان «ابوبصیر» بهصورت مطلق آمده، از جهت سندی ضعیف هستند.
این دیدگاه، البته نظر #ابتدایی ایشان بوده است. مرحوم آیتالله خویی در التنقیح میفرماید:
▫️أبا بصير مردد بين الموثق والضعيف فالسند ضعيف لا محالة
📚 التنقيح في شرح العروة الوثقى جلد اول صفحهی ۲۰۷
🔹 لکن نکته مهم آن است که مرحوم آیتالله خویی در ادامه تحقیقات رجالی خود، از این دیدگاه عدول کردهاند.
👈 مقرر بحث ایشان پس از نقل عبارت فوق تصریح میکند:
▫️و قد عدل سيدنا الاستاذ - مد ظله عن ذلك أخيراً، وبنى على أن المكنّين بأبي بصير كلهم ثقات ومورد للاعتبار
🔹 بنابراین، نمیتوان دیدگاه ابتدایی ایشان را بدون توجه به نظر نهاییشان به ایشان نسبت داد.
▪️مرحوم آیتالله خویی در معجم رجال الحديث، در مقام بیان نظر نهایی خود، مینویسد:
▫️فغاية الأمر أن يتردد أمر أبي بصير متى ما أطلق، بين يحيى بن أبي القاسم الأسدي، وبين ليث بن البختري المرادي، ولا أثر لهذا التردد بعد كون كل منهما ثقة، على ما تقدم ويأتي
📚 معجم رجال الحديث جلد ۲۱ صفحهی ۸۲
🔹 بنابراین، بر اساس نظر نهایی مرحوم آیتالله خویی، اگر عنوان «ابوبصیر» در سند روایتی بهصورت مطلق آمده باشد، نهایتاً احتمال میرود که مراد از آن یحیی بن ابیالقاسم اسدی یا لیث بن بختری مرادی باشد؛ اما این تردید اثری در اعتبار سند ندارد، زیرا هر دو راوی ثقه هستند.
✅ طبق نظر نهایی آیتالله خویی، صرفِ وجود عنوان «ابوبصیر» در سند روایت، موجب ضعف سندی نمیشود. بنابراین در نقل دیدگاه ایشان باید میان نظر ابتدایی و نظر نهایی تفکیک کرد و نباید دیدگاه ابتدایی ایشان را بهعنوان نظر نهایی و قطعی ایشان معرفی نمود.
🆔 @javaheralklam
1 083
⁉️ آیا یحیی بن قاسم اسدی واقفی بوده است؟
🔹 یکی از مطالبی که درباره یحیی بن قاسم اسدی، معروف به ابوبصیر، مطرح شده، انتساب وی به فرقه واقفیه است.
اما با توجه به تاریخ وفات ایشان، این نسبت صحیح نیست.
👈 نجاشی در معرفی یحیی بن قاسم تصریح میکند:
▪️يحيى بن القاسم أبو بصير الأسدي، وقيل: أبو محمد، ثقة، وجيه، روى عن أبي جعفر وأبي عبد الله عليهما السلام، وقيل يحيى بن أبي القاسم، واسم أبي القاسم إسحاق. وروى عن أبي الحسن موسى عليه السلام ... ومات أبو بصير سنة خمسين ومائة
📚 رجال النجاشي صفحهی ۴۴۱
🔹 بنابراین، طبق تصریح نجاشی، یحیی بن قاسم در سال ۱۵۰ هجری از دنیا رفته است.
🔸 از سوی دیگر، میدانیم که وقف بر امامت امام کاظم علیهالسلام و پیدایش فرقه واقفیه، پس از شهادت ایشان شکل گرفت؛ در حالی که شهادت امام کاظم علیهالسلام حدود سال ۱۸۳ هجری بوده است.
✔️ بنابراین، یحیی بن قاسم حدود سی سال پیش از شهادت امام کاظم علیهالسلام وفات کرده و طبعاً نمیتوان او را به فرقهای که پس از شهادت آن حضرت و در پی انکار امامت امام رضا علیهالسلام پدید آمد، منتسب کرد.
✅ با توجه به تصریح نجاشی درباره تاریخ وفات یحیی بن قاسم، انتساب وی به واقفیه صحیح نیست و نسبت واقفی بودن او، چنانکه در کلام شهید ثانی آمده، قابل پذیرش نیست.
🆔 @javaheralklam
1 083
#فوائد_رجالیه 5⃣3⃣
⁉️ آیا عنوان «ابوبصیر» در اسناد روایات، مشترک میان چند نفر است؟
🔹 در کتب رجال، چهار راوی با کنیه و عنوان «ابوبصیر» معرفی شدهاند؛ لکن باید توجه داشت که صرفِ اشتراک در کنیه، به معنای اشتراک #مؤثر در اسناد روایات نیست؛ بلکه باید بررسی کرد کدام یک از این افراد اساساً در منابع حدیثی صاحب روایت بودهاند.
👈 دو تن از این راویان، صرفاً در شمار اصحاب امام باقر علیهالسلام ذکر شدهاند:
▫️ عبدالله بن محمد اسدی
▪️عبد الله بن محمد الأسدي كوفي، يكني أبا بصير، من أصحاب الباقر ع
📚 معجم رجال الحديث جلد ۱۱ صفحهی ۳۲۱
▫️ یوسف بن حارث
▪️عدّه الشيخ في رجاله من أصحاب الباقر ع قائلا: يوسف بن الحارث: بتري، يكني أبا بصير
📚 معجم رجال الحديث جلد ۲۱ صفحهی ۱۷۷
🔹 نکته قابل توجه درباره این دو راوی آن است که اگرچه در شمار اصحاب امام باقر علیهالسلام قرار گرفتهاند، اما در منابع حدیثی روایتی از آنان نقل نشده است:
▪️ بل لعلّه لم يوجد لعبد اللّه بن محمّد و يوسف رواية
📚 بحوث في علم الرجال [ شیخ آصف محسنی ] جلد اول صفحهی ۱۶۴
▪️فالمتحصل أن أبا بصير يوسف بن الحارث و إن كان من أصحاب الباقر ع، إلا أنه مجهول، و لم نظفر له و لا برواية واحدة
📚 معجم رجال الحديث [ مرحوم سید خویی ] جلد ۲۱ صفحهی ۱۷۸
✅ بنابراین، با فرض جهالت یا ضعف این دو راوی، این مسئله در بحث ما تأثیری نخواهد داشت؛ زیرا اساساً روایتی از آنان در منابع حدیثی یافت نشده است تا اشتراک عنوان «ابوبصیر» میان آنان و دیگران موجب ابهام در سند روایت شود.
🔹 اما دو راوی دیگر که با عنوان «ابوبصیر» شناخته میشوند، هم از اصحاب امام باقر علیهالسلام و هم از اصحاب امام صادق علیهالسلام هستند و صاحب روایات فراوان میباشند:
1⃣ لیث بن بختری المرادی
👈 لیث بن بختری مرادی، معروف به «ابوبصیر»، از اصحاب امام باقر و امام صادق علیهماالسلام است و در روایات متعددی از وی نقل شده است.
🔹 امام صادق علیهالسلام ایشان را در شمار چهار تن از «نجباء» و «امناء الله» معرفی کرده و میفرماید:
▪️بَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ بِالْجَنَّةِ: بُرَيْدُ بْنُ مُعَاوِيَةَ الْعِجْلِيُّ، وَ أَبُو بَصِيرٍ لَيْثُ بْنُ الْبَخْتَرِيِّ الْمُرَادِيُّ، وَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ، وَ زُرَارَةُ، أَرْبَعَةٌ نُجَبَاءُ أُمَنَاءُ اللَّهِ عَلَى حَلَالِهِ وَ حَرَامِهِ، لَوْ لَا هَؤُلَاءِ انْقَطَعَتْ آثَارُ النُّبُوَّةِ وَ انْدَرَسَتْ
📚 اختیار معرفة الرجال جلد اول صفحهی ۱۷۰
✔️ این روایت، یکی از شواهد مهم بر جلالت و وثاقت لیث بن بختری مرادی است.
2⃣ یحیی بن قاسم الاسدی
🔹 راوی دیگری که با عنوان «ابوبصیر» شناخته میشود، یحیی بن قاسم اسدی است. وی نهتنها از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام، بلکه از امام کاظم علیهالسلام نیز روایت کرده است:
▪️يحيى بن القاسم أبو بصير الأسدي، وقيل: أبو محمد، ثقة، وجيه، روى عن أبي جعفر وأبي عبد الله عليهما السلام، وقيل يحيى بن أبي القاسم، واسم أبي القاسم إسحاق، وروى عن أبي الحسن موسى عليه السلام... و مات أبو بصير سنة خمسين و مائة
📚 رجال النجاشي صفحهی ۴۴۱
✔️ بنابراین، نجاشی صراحتاً یحیی بن قاسم را ثقه و وجیه معرفی کرده است.
🔸 البته درباره او عبارتی از علی بن حسن بن فضال نقل شده که ممکن است در نگاه نخست موجب تردید شود:
▪️سألت علي بن الحسن بن فضّال عن أبي بصير؟ فقال: كان اسمه يحيى بن أبي القاسم. فقال: أبو بصير كان يكّني أبا محمّد، و كان مولى لبني أسد، و كان مكفوفا فسألته هل يتّهم بالغلو؟ فقال: أما الغلو فلا، لم يتّهم، و لكن كان مخلطا
📚 اختیار معرفة الرجال جلد اول صفحهی ۴۷۶
🔸 لکن تعبیر «مخلّط» بهخودیخود نافی وثاقت راوی نیست و نمیتوان آن را در برابر تصریح نجاشی به وثاقت، دلیل بر ضعف یحیی بن قاسم دانست:
▪️و أما قول ابن فضال: إنه كان مخلطا فلا ينافي التوثيق، فإن التخليط معناه أن يروي الرجل ما يعرف و ما ينكر، فلعل بعض روايات أبي بصير كانت منكرة عند ابن فضال، فقال: إنه مخلط
📚 معجم رجال الحديث [ مرحوم سید خویی ] جلد ۲۱ صفحهی ۹۰
✔️ بنابراین، با توجه به تصریح نجاشی به وثاقت یحیی بن قاسم و عدم دلالت تعبیر «مخلّط» بر ضعف، وثاقت وی نیز ثابت است.
✅ با توجه به مطالب فوق، اگرچه عنوان «ابوبصیر» در کتب رجال بر چهار نفر اطلاق شده است، اما دو نفر از آنان [ عبدالله بن محمد اسدی و یوسف بن حارث ] روایتی از آنها نقل نشده است.
در مقابل، دو راوی صاحب روایت که عنوان «ابوبصیر» درباره آنان بهکار رفته است، [ لیث بن بختری مرادی و یحیی بن قاسم اسدی ] هر دو ثقه هستند.
👈 بنابراین، در اسناد روایات، صرفِ اطلاق عنوان «ابوبصیر» نمیتواند موجب تضعیف سند شود؛ زیرا اشتراک مؤثر این عنوان، در فرض اطلاق، میان دو راوی است که هر دو ثقهاند.
🆔 @javaheralklam
1 083
🔹 پس از آنکه وهابیت از اثبات وجود خداوند متعال عاجز مانند دوستان اشعری آنها به کمک آنها شتافتند و کنفرانسی در اثبات وجود خداوند برگزار کردند که در ذیل نقد این کنفرانس را میتوانید مطالعه کنید:
1⃣ نقد برهان فطرت با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
2⃣ نقد برهان حدوث با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
3⃣ نقد برهان علیت با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
4⃣ نقد برهان نظم با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
5⃣ و 6⃣ نقد برهان حرکت و برهان تخصیص با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
7⃣ نقد برهان معجزه با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
8⃣ نقد برهان تمانع با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
🆔 @javaheralklam
1 083
Repost from موسسه سلمان فارسی (محمدی)
✅کتاب جادوی سیاه
کتابی در رد باورهای مشرکان عصر معاصر (وهابیت)
بالغ بر 400 صفحه ( ویژه محققین)
(اگر این کتاب به دست ملحدان واتئیست ها برسد، تمام وهابیت و همفکران آنان را به راحتی شکست خواهند داد)
در این کتاب به صورت اختصار اصل و اساس دین وهابیت یعنی مشرکان عصر معاصر مطرح و با دقت تمام به چالش کشیده شده است. و یک محقق می تواند با این سر نخ ها ، مباحث تحقیقی خود را تکمیل نماید .
❌قطعا هرکس این کتاب را با دقت بخواند و در آن تامل کند، و به خوبی فرابگیرد، به خوبی می تواند وهابیت را شکست دهد.
به همت جمعی از پژوهشگران موسسه تحقیقاتی سلمان فارسی
رمز فایل:
faghat_heydar_amiralmomenin
موسسه تحقیقاتی سلمان فارسی
https://t.me/salman_e_farsi_ir
لینک کانال:
https://t.me/salman_e_farsi1 083
▫️خدمت ایشان عرض میکنیم که اصل تحدی ما این بود که وهابیت نمیتواند خدایی که میپرستد را اثبات کند!
❗️که رفیق وهابی شما در مقام پاسخ گندی عظیم به بار آورد و در نهایت سکوت کرد! که میتوانید کل مطالب را از اینجا مطالعه کنید:
🆔 https://t.me/javaheralklam/2232
👈 بنابراین اولا تحدی ما نسبت وهابیت بود و نه اهلسنت اشاعره و بنا بر دلایلی مایل نبودیم ادلهی توحیدی آنها را نقد کنیم ثانیا تحدی ما در خصوص اثبات وجود خداوند متعال بود نه بحث تاریخی و خود شما دوست گرامی نیز در مقام بیان همین امر بودید!
🔹 بنابراین وقتی بنده میگوییم وهابیت حتی یک دلیل برای وجود اثبات خداوند ندارد قاعدتا مقصود بنده دلیل صحیح و کامل میباشد و شما که در مقام دفاع از وهابیت خواستید یک دلیل را ارائه کنید میبایست دلیل شما کامل و صحیح باشد.
بنابراین شما در مقام اثبات وجود خداوند بودید و نه صرفا بحث تاریخی ادلهی توحید و ما نیز در مقام نقد ادلهی شما لکن الان شما تغییر موضع دادید و میگوید بنده بحثم تاریخی بود❗️
🆔 @javaheralklam
1 083
8⃣ نقد برهان تمانع با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
🔹 همان گونه که خود نویسندهی متن فوق نیز اشاره کرده است این برهان برای اثبات وجود خداوند متعال نیست بلکه برای اثبات وحدانیت خداوند متعال است.
👈 لکن اشکال این برهان با تقریر بالا را بیان میکنیم که ثابت شود ایشان علاوه بر اینکه نمیتوانند وجود خداوند متعال را اثبات کنند؛ وحدانیت خداوند را نیز قادر نیستند اثبات کنند!
▫️فرض کنید خدای الف بخواهد چیزی موجود شود اما خدای ب نخواهد آن چیز موجود شود.
⁉️ نتیجه چه خواهد شد؟!
🔹 روشن است که خدای الف آن چیز را ایجاد میکند و آن چیز موجود میشود، اما خدای ب عاجز نمیشود که سقوط او از الوهیت را نتیجه بگیریم زیرا عجز در جایی است که یک کار ممکن باشد ولی یک موجود نتواند آن را انجام دهد در حالی که جلو گیری از اعمال قدرت خدای اول، محال است [زیرا فرض اینست که او قادر مطلق است] و قدرت هم بر محال تعلق نمیگیرد.
🔸 اینکه ایشان گفته اگر خدای ب نتواند جلوی اعمال قدرت خدای الف را بگیرد پس عاجز است، دقیقا مانند سخن یک آتئیست است که میگوید خدا نمیتواند سنگی خلق کند که خودش هم نتواند آن را بلند کند لذا عاجز است.
🆔 @javaheralklam
1 083
🔹 معجزه صدق مدعی نبوت [و امامت] را اثبات میکند؛ زیرا اگر شخصی مدعی نبوت [یا امامت] باشد و امر خارقالعادهای را که دیگران از آوردن مثل آن عاجزند، ارائه کند، در صورتی که در ادعای خود کاذب باشد، تأیید او با چنین امری با حکمت و عدالت خداوند ناسازگار خواهد بود. لکن این استدلال متوقف بر پذیرش وجود خداوند و حکمت و عدالت او در مرتبه پیشین است؛ زیرا بدون اثبات خداوند، نمیتوان از حکمت و عدالت او برای اثبات صدق مدعی استفاده کرد.
👈 بنابراین، معجزه پس از اثبات وجود خداوند، دلیل بر صدق مدعی نبوت [یا امامت] خواهد بود، نه دلیلی مستقل برای اثبات اصل وجود خداوند.
🔹لکن اگر وجود خداوند هنوز برای شخص اثبات نشده باشد و مدعی نبوت [یا امامت] دست به امر خارقالعادهای بزند، میتوان از باب دفع ضرر محتمل به لزوم اعتنا به ادعای او استدلال کرد؛ بدین بیان که اگر او در ادعای خود صادق باشد، پذیرش او موجب دستیابی به مصلحتی مهم خواهد بود و مخالفت با او احتمال تفویت آن مصلحت را در پی دارد؛ اما اگر کاذب باشد [یعنی واقعاً نبی یا امام نباشد]، عدم پذیرش او موجب تفویت مصلحت مهمی نخواهد شد. بنابراین، اگرچه از این طریق میتوان وجوب عقلی یا رجحان اطاعت از صاحب معجزه را اثبات کرد، اما این نتیجه اعم از اثبات وجود خداوند است و بهخودیخود وجود او را اثبات نمیکند.
✅ بله، اگر اثبات شود که موجود متجزی، مانند انسان، ذاتاً توانایی انجام معجزه را ندارد و تحقق چنین امر خارقالعادهای از او ممکن نیست، و نیز اثبات شود که همه موجودات جهان، حتی موجودات فرابشری، متجزیاند و موجود مجردی در عالم وجود ندارد، آنگاه معجزه میتواند علاوه بر اثبات صدق مدعی، بر وجود خداوند نیز دلالت کند؛ زیرا صدور چنین امر خارقالعادهای از موجود متجزی ممکن نیست و در نتیجه، تحقق آن کاشف از وجود مبدأیی غیرمتجزی و قادر است که معجزه به اذن و قدرت او تحقق یافته است.
👈 در حالی که در استدلال ارائهشده توسط اهلسنت [ استدلال فوق ]، هر دو مقدمه مذکور مفقود است؛ بنابراین، بر اساس تقریر آنان، معجزه نمیتواند بهعنوان دلیلی مستقل بر اثبات اصل وجود خداوند مورد استناد قرار گیرد.
🆔 @javaheralklam
1 083
7⃣ نقد برهان معجزه با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
▫️اگر چه تقریر فوق از برهان معجزه جهت اثبات وجود خداوند، لسان اثبات نبوت است تا اثبات خداوند متعال اما با صرف نظر از این نکته توضیحاتی در این خصوص بیان میکنیم.
✍ ادامه در پست قبل
🆔 @javaheralklam
1 083
Repost from امامیه | رافضی
☪☪☪☪☪️امامیه | از غدیر تا امروز؛ تاریخ یک مکتب🕋
بررسی تاریخ و اندیشهٔ تشیع از غدیر تا امروز؛ بازخوانی رویدادها و شخصیتهای تاریخی، بررسی منابع و اسناد، و پاسخ مستند به شبهات و دیدگاههای مخالف دربارهٔ مکتب اهلبیت(ع).
t.me/Emamiyeh_128 ✅️
1 083
+1
5⃣ نقد برهان حرکت با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
▫️مستدل هیچ استدلالی برای ابطال تسلسل اقامه نکرده است.
6⃣ نقد برهان تخصیص با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
▫️شخص مستدل دلیلی اقامه نکرده است که ثابت کند دو طرف وجود و عدم برای ما سوی الله امکان دارد لذا نوبت به مراحل بعدی استدلال نمیرسد!
🆔 @javaheralklam
1 083
4⃣ نقد برهان نظم با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
🔹 نقد این برهان در مباحث قبل تبیین شده است:
با تقریر فوق نهایتا ثابت کردید که نظم و اتقان و استحکام اشیاء علت دارد ولی ثابت نکردید که #اصل_موجودیت آنها هم علت دارد!👈 ادامه مطلب فوق را به شکل کامل در لینکهای زیر مطالعه کنید: 🆔 https://t.me/javaheralklam/2522 🆔 https://t.me/javaheralklam/2523 🆔 @javaheralklam
1 083
3⃣ نقد برهان علیت با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
🔹 این استدلال همان مشکلات استدلال قبلی را دارد :
▫️معلول بودن عالم را اثبات نکرده است!
▫️ برهانی برای ابطال تسلسل بیان نکرده است!
👈 اشکال دیگری نیز در بیان فوق وجود دارد:
▪️ از تغییر اجسام، امکان و حدوث آنها نتیجه گرفته شده ولی چنین ملازمه ای به شکل مستدل ثابت نشده است.
🆔 @javaheralklam
