703
Suscriptores
Sin datos24 horas
-57 días
-1330 días
Archivo de publicaciones
703
دو تا پسرهی تو انیمه، چشم دیدن همو ندارن. سایهی همدیگه رو با تیر میزنن و از هیچ فرصتی واسه ریدن بههم دریغ نمیکنن، از قضا جفتشونم آبسسد یه دختره شدن ولی حدس بزنید چی؟ من با نشون دادن یه فاک گنده به نویسندهش، خودشونو دوتایی باهم شیپ میکنم.
703
جدی میگم، انگار دستهاش رو میکنه داخل مغزم، دونه به دونهی نورونها و عصبها و اجزای تشکیلدهندهش رو بوس میکنه و برمیگرده.
703
صداش حکم گلبولهای سفید رو داره؛ وقتی حنجرهش رو باز میکنه و شروع میکنه به خوندن، میاد و هرچی ویروسِ حالبدکن و منفی و اضافی رو که اونجا جا خوش کرده از بین میبره.
703
Наступила осень
И я снова вижу сон.
Что мне делать, мам?
Вокруг ложь, а внутри пустота.
Пустота...
Я не знаю, кто мы, перед Богом говори, кто мы?
Кто мы, кто мы, кто мы, кто мы?
