es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete 👈

كانون نگرش نو

كانون نگرش نو

Ir al canal en Telegram

@mojgan_nasiri کانون نگرش نو دریچه ایست به سوی تغییر٫ رشد و توسعه‌ی فردی.ما خوشحالیم که در این مرکز با همکاری متخصصان، اساتید و هنرمندان برجسته نقطه اٰغازی در مسیر رشد و بالندگی شما باشیم.

Mostrar más
4 883
Suscriptores
-124 horas
-87 días
-1930 días
Archivo de publicaciones
جام خالی در سایه‌روشن شب نوری می‌چرخد
جام خالی در سایه‌روشن شب نوری می‌چرخد

🟡جلسات نقاشی؛ نقش و نگاه در کانون نگرش نو @kanoonnegareshno 🟡سه شنبه ها 7:00pm—8:30 ⚪️حضوری در محل کانون 🟡ادرس: World On Y
🟡جلسات نقاشی؛ نقش و نگاه در کانون نگرش نو @kanoonnegareshno 🟡سه شنبه ها 7:00pm—8:30 ⚪️حضوری در محل کانون 🟡ادرس: World On Yonge 7191 Yonge Street, Unit 706 پارکینگ وسیع و رایگان در P1 🟡هزینه شش جلسه 150$ 🔴شروع: پانزدهم اکتبر 416-879-7357

جلسه سوم کتابخوانی امروز چهارشنبه هفت عصر انلاین و حضوری تلفن 01-416-879-7357

photo content

🔴مروری بر دین و دینداری در شاهنامه داستانهای گشتاسب ‌و کتایون، رستم و اسفندیار 🔴از مجموعه نشستهای «نگاهی به درسهای شاهنامه
🔴مروری بر دین و دینداری در شاهنامه داستانهای گشتاسب ‌و کتایون، رستم و اسفندیار 🔴از مجموعه نشستهای «نگاهی به درسهای شاهنامه برای ایرانیان امروز» 💠دکتر کیارش ارامش 💠پنجم نوامبر هفت عصر تورنتو حضوری در محل کانون انلاین در زوم 01-416-879-7357 💠برای ثبت نام دریافت لینک حضور در جلسه میتوانید به ما در واتس پیام دهید 💠💠ورودی 25$ @kanoonnegareshno

photo content

🔴مروری بر دین و دینداری در شاهنامه دکتر کیارش ارامش 💠پنجم نوامبر هفت عصر تورنتو حضوری در محل کانون انلاین در زوم 01-416-879
🔴مروری بر دین و دینداری در شاهنامه دکتر کیارش ارامش 💠پنجم نوامبر هفت عصر تورنتو حضوری در محل کانون انلاین در زوم 01-416-879-7357 💠برای ثبت نام دریافت لینک حضور در جلسه میتوانید به ما در واتس پیام دهید 💠ورودی 25$ @kanoonnegareshno

photo content
+1

@kanoonnegareshno دکتر حسین محمودی: در جهانی که از در و دیوارش جنگ، خشونت و نفرت می‌بارد، اگر هنوز روزنه‌ای به سوی نور و امید باقی مانده باشد، در وجود کسانی است که به جای اسلحه، کتاب برمی‌دارند؛ می‌دوند و برای کودکان از رؤیای صلح، دوستی و آینده‌ای روشن سخن می‌گویند. این روزها، در میان انبوه خبرهای تلخ، تنها خبرهایی مرا به زندگی امیدوار می‌کنند که از گردهم آمدن انسان‌ها حکایت دارند؛ خبرِ آدم‌هایی که کنار هم می‌نشینند، کتابی را با هم می‌خوانند، به تماشای تئاتر یا فیلمی می‌روند و درباره آن گفت‌وگو می‌کنند. برای من، این‌ها مهم‌ترین خبرهای جهان‌اند. چندی پیش با تصویری روبه‌رو شدم که برایم شبیه گشوده شدن پنجره‌ای رو به بهشت بود؛ تلاش انسانی دغدغه‌مند در افغانستان که «چالش صد روز دویدن و کتاب‌خواندن برای کودکان» را آغاز کرده است.
در روزگاری که هر کس پرچمی برمی‌دارد، به اردوگاهی می‌پیوندد و برای آن شعار می‌دهد، هنوز انسان‌هایی هستند که به هیچ اردوگاهی تعلق ندارند؛ نه پرچمی دارند، نه تشکیلاتی، نه رسانه‌ای و نه انبوهی از دنبال‌کنندگان در شبکه‌های اجتماعی
. هیچ خبرگزاری بزرگی از آنان نمی‌گوید و هیچ دوربینی زندگی‌شان را ثبت نمی‌کند. اما آن‌ها چیزی دارند که از همه این‌ها ارزشمندتر است: کتاب، شوق گفت‌وگو و قلمی که با آن از صلح می‌نویسند و از جنگ بیزاری می‌جویند؛ زیرا هر جنگی، پیش از هر چیز، شکستی برای انسانیت است. آنان شمع کوچک خود را در دل این تاریکی می‌افروزند و بی‌آنکه انتظار دیده شدن داشته باشند، سهم خویش را در کاستن از رنج و بی‌معنایی این جهان ادا می‌کنند. شاید همین شمع‌های کوچک‌اند که مانع می‌شوند تاریکی، جهان را به تمامی از آنِ خود کند. دوست و برادر عزیزم، حسین بینش، من از صمیم قلب، تلاش تو را یکی از شریف‌ترین و ارزشمندترین کارهایی می‌دانم که امروز می‌توان برای جهان انجام داد. کتاب‌هایت را بردار، به دویدنت ادامه بده و برای کودکان از رؤیاهایی بگو که هنوز کسی نتوانسته آن‌ها را بمباران کند؛ از صلح، دوستی، امید و آینده‌ای که ساختنش از همین امروز آغاز می‌شود. با مهر و احترام دوست کوچک تو حسین محمودی حسین محمودی https://t.me/DrHosseinMahmoudii حسین بینش https://www.instagram.com/p/Da2RgqxDSDf/?stkn=eXZ3cWJpcjhwcndu کانون نگرش نو @kanoonnegareshno

در جهانی که از در و دیوارش جنگ، خشونت و نفرت می‌بارد، اگر هنوز روزنه‌ای به سوی نور و امید باقی مانده باشد، در وجود کسانی است که به جای اسلحه، کتاب برمی‌دارند؛ می‌دوند و برای کودکان از رؤیای صلح، دوستی و آینده‌ای روشن سخن می‌گویند. این روزها، در میان انبوه خبرهای تلخ، تنها خبرهایی مرا به زندگی امیدوار می‌کنند که از گردهم آمدن انسان‌ها حکایت دارند؛ خبرِ آدم‌هایی که کنار هم می‌نشینند، کتابی را با هم می‌خوانند، به تماشای تئاتر یا فیلمی می‌روند و درباره آن گفت‌وگو می‌کنند. برای من، این‌ها مهم‌ترین خبرهای جهان‌اند. چندی پیش با تصویری روبه‌رو شدم که برایم شبیه گشوده شدن پنجره‌ای رو به بهشت بود؛ تلاش انسانی دغدغه‌مند در افغانستان که «چالش صد روز دویدن و کتاب‌خواندن برای کودکان» را آغاز کرده است. در روزگاری که هر کس پرچمی برمی‌دارد، به اردوگاهی می‌پیوندد و برای آن شعار می‌دهد، هنوز انسان‌هایی هستند که به هیچ اردوگاهی تعلق ندارند؛ نه پرچمی دارند، نه تشکیلاتی، نه رسانه‌ای و نه انبوهی از دنبال‌کنندگان در شبکه‌های اجتماعی. هیچ خبرگزاری بزرگی از آنان نمی‌گوید و هیچ دوربینی زندگی‌شان را ثبت نمی‌کند. اما آن‌ها چیزی دارند که از همه این‌ها ارزشمندتر است: کتاب، شوق گفت‌وگو و قلمی که با آن از صلح می‌نویسند و از جنگ بیزاری می‌جویند؛ زیرا هر جنگی، پیش از هر چیز، شکستی برای انسانیت است. آنان شمع کوچک خود را در دل این تاریکی می‌افروزند و بی‌آنکه انتظار دیده شدن داشته باشند، سهم خویش را در کاستن از رنج و بی‌معنایی این جهان ادا می‌کنند. شاید همین شمع‌های کوچک‌اند که مانع می‌شوند تاریکی، جهان را به تمامی از آنِ خود کند. دوست و برادر عزیزم، حسین بینش، من از صمیم قلب، تلاش تو را یکی از شریف‌ترین و ارزشمندترین کارهایی می‌دانم که امروز می‌توان برای جهان انجام داد. کتاب‌هایت را بردار، به دویدنت ادامه بده و برای کودکان از رؤیاهایی بگو که هنوز کسی نتوانسته آن‌ها را بمباران کند؛ از صلح، دوستی، امید و آینده‌ای که ساختنش از همین امروز آغاز می‌شود. با مهر و احترام دوست کوچک تو حسین محمودی حسین محمودی https://t.me/DrHosseinMahmoudi حسین بینش https://www.instagram.com/p/Da2RgqxDSDf/?stkn=eXZ3cWJpcjhwcndu کانون نگرش نو @kanoonnegareshno

در جهانی که از در و دیوارش جنگ، خشونت و نفرت می‌بارد، اگر هنوز روزنه‌ای به سوی نور و امید باقی مانده باشد، در وجود کسانی است که به جای اسلحه، کتاب برمی‌دارند؛ می‌دوند و برای کودکان از رؤیای صلح، دوستی و آینده‌ای روشن سخن می‌گویند. این روزها، در میان انبوه خبرهای تلخ، تنها خبرهایی مرا به زندگی امیدوار می‌کنند که از گردهم آمدن انسان‌ها حکایت دارند؛ خبرِ آدم‌هایی که کنار هم می‌نشینند، کتابی را با هم می‌خوانند، به تماشای تئاتر یا فیلمی می‌روند و درباره آن گفت‌وگو می‌کنند. برای من، این‌ها مهم‌ترین خبرهای جهان‌اند. چندی پیش با تصویری روبه‌رو شدم که برایم شبیه گشوده شدن پنجره‌ای رو به بهشت بود؛ تلاش انسانی دغدغه‌مند در افغانستان که «چالش صد روز دویدن و کتاب‌خواندن برای کودکان» را آغاز کرده است. در روزگاری که هر کس پرچمی برمی‌دارد، به اردوگاهی می‌پیوندد و برای آن شعار می‌دهد، هنوز انسان‌هایی هستند که به هیچ اردوگاهی تعلق ندارند؛ نه پرچمی دارند، نه تشکیلاتی، نه رسانه‌ای و نه انبوهی از دنبال‌کنندگان در شبکه‌های اجتماعی. هیچ خبرگزاری بزرگی از آنان نمی‌گوید و هیچ دوربینی زندگی‌شان را ثبت نمی‌کند. اما آن‌ها چیزی دارند که از همه این‌ها ارزشمندتر است: کتاب، شوق گفت‌وگو و قلمی که با آن از صلح می‌نویسند و از جنگ بیزاری می‌جویند؛ زیرا هر جنگی، پیش از هر چیز، شکستی برای انسانیت است. آنان شمع کوچک خود را در دل این تاریکی می‌افروزند و بی‌آنکه انتظار دیده شدن داشته باشند، سهم خویش را در کاستن از رنج و بی‌معنایی این جهان ادا می‌کنند. شاید همین شمع‌های کوچک‌اند که مانع می‌شوند تاریکی، جهان را به تمامی از آنِ خود کند. دوست و برادر عزیزم، حسین بینش، من از صمیم قلب، تلاش تو را یکی از شریف‌ترین و ارزشمندترین کارهایی می‌دانم که امروز می‌توان برای جهان انجام داد. کتاب‌هایت را بردار، به دویدنت ادامه بده و برای کودکان از رؤیاهایی بگو که هنوز کسی نتوانسته آن‌ها را بمباران کند؛ از صلح، دوستی، امید و آینده‌ای که ساختنش از همین امروز آغاز می‌شود. با مهر و احترام دوست کوچک تو حسین محمودی در جهانی که از در و دیوارش جنگ، خشونت و نفرت می‌بارد، اگر هنوز روزنه‌ای به سوی نور و امید باقی مانده باشد، در وجود کسانی است که به جای اسلحه، کتاب برمی‌دارند؛ می‌دوند و برای کودکان از رؤیای صلح، دوستی و آینده‌ای روشن سخن می‌گویند. این روزها، در میان انبوه خبرهای تلخ، تنها خبرهایی مرا به زندگی امیدوار می‌کنند که از گردهم آمدن انسان‌ها حکایت دارند؛ خبرِ آدم‌هایی که کنار هم می‌نشینند، کتابی را با هم می‌خوانند، به تماشای تئاتر یا فیلمی می‌روند و درباره آن گفت‌وگو می‌کنند. برای من، این‌ها مهم‌ترین خبرهای جهان‌اند. چندی پیش با تصویری روبه‌رو شدم که برایم شبیه گشوده شدن پنجره‌ای رو به بهشت بود؛ تلاش انسانی دغدغه‌مند در افغانستان که «چالش صد روز دویدن و کتاب‌خواندن برای کودکان» را آغاز کرده است. در روزگاری که هر کس پرچمی برمی‌دارد، به اردوگاهی می‌پیوندد و برای آن شعار می‌دهد، هنوز انسان‌هایی هستند که به هیچ اردوگاهی تعلق ندارند؛ نه پرچمی دارند، نه تشکیلاتی، نه رسانه‌ای و نه انبوهی از دنبال‌کنندگان در شبکه‌های اجتماعی. هیچ خبرگزاری بزرگی از آنان نمی‌گوید و هیچ دوربینی زندگی‌شان را ثبت نمی‌کند. اما آن‌ها چیزی دارند که از همه این‌ها ارزشمندتر است: کتاب، شوق گفت‌وگو و قلمی که با آن از صلح می‌نویسند و از جنگ بیزاری می‌جویند؛ زیرا هر جنگی، پیش از هر چیز، شکستی برای انسانیت است. آنان شمع کوچک خود را در دل این تاریکی می‌افروزند و بی‌آنکه انتظار دیده شدن داشته باشند، سهم خویش را در کاستن از رنج و بی‌معنایی این جهان ادا می‌کنند. شاید همین شمع‌های کوچک‌اند که مانع می‌شوند تاریکی، جهان را به تمامی از آنِ خود کند. دوست و برادر عزیزم، حسین بینش، من از صمیم قلب، تلاش تو را یکی از شریف‌ترین و ارزشمندترین کارهایی می‌دانم که امروز می‌توان برای جهان انجام داد. کتاب‌هایت را بردار، به دویدنت ادامه بده و برای کودکان از رؤیاهایی بگو که هنوز کسی نتوانسته آن‌ها را بمباران کند؛ از صلح، دوستی، امید و آینده‌ای که ساختنش از همین امروز آغاز می‌شود. با مهر و احترام دوست کوچک تو حسین محمودی

در جهانی که از در و دیوارش جنگ، خشونت و نفرت می‌بارد، اگر هنوز روزنه‌ای به سوی نور و امید باقی مانده باشد، در وجود کسانی است که به جای اسلحه، کتاب برمی‌دارند؛ می‌دوند و برای کودکان از رؤیای صلح، دوستی و آینده‌ای روشن سخن می‌گویند. این روزها، در میان انبوه خبرهای تلخ، تنها خبرهایی مرا به زندگی امیدوار می‌کنند که از گردهم آمدن انسان‌ها حکایت دارند؛ خبرِ آدم‌هایی که کنار هم می‌نشینند، کتابی را با هم می‌خوانند، به تماشای تئاتر یا فیلمی می‌روند و درباره آن گفت‌وگو می‌کنند. برای من، این‌ها مهم‌ترین خبرهای جهان‌اند. چندی پیش با تصویری روبه‌رو شدم که برایم شبیه گشوده شدن پنجره‌ای رو به بهشت بود؛ تلاش انسانی دغدغه‌مند در افغانستان که «چالش صد روز دویدن و کتاب‌خواندن برای کودکان» را آغاز کرده است. در روزگاری که هر کس پرچمی برمی‌دارد، به اردوگاهی می‌پیوندد و برای آن شعار می‌دهد، هنوز انسان‌هایی هستند که به هیچ اردوگاهی تعلق ندارند؛ نه پرچمی دارند، نه تشکیلاتی، نه رسانه‌ای و نه انبوهی از دنبال‌کنندگان در شبکه‌های اجتماعی. هیچ خبرگزاری بزرگی از آنان نمی‌گوید و هیچ دوربینی زندگی‌شان را ثبت نمی‌کند. اما آن‌ها چیزی دارند که از همه این‌ها ارزشمندتر است: کتاب، شوق گفت‌وگو و قلمی که با آن از صلح می‌نویسند و از جنگ بیزاری می‌جویند؛ زیرا هر جنگی، پیش از هر چیز، شکستی برای انسانیت است. آنان شمع کوچک خود را در دل این تاریکی می‌افروزند و بی‌آنکه انتظار دیده شدن داشته باشند، سهم خویش را در کاستن از رنج و بی‌معنایی این جهان ادا می‌کنند. شاید همین شمع‌های کوچک‌اند که مانع می‌شوند تاریکی، جهان را به تمامی از آنِ خود کند. دوست و برادر عزیزم، حسین بینش، من از صمیم قلب، تلاش تو را یکی از شریف‌ترین و ارزشمندترین کارهایی می‌دانم که امروز می‌توان برای جهان انجام داد. کتاب‌هایت را بردار، به دویدنت ادامه بده و برای کودکان از رؤیاهایی بگو که هنوز کسی نتوانسته آن‌ها را بمباران کند؛ از صلح، دوستی، امید و آینده‌ای که ساختنش از همین امروز آغاز می‌شود. با مهر و احترام دوست کوچک تو حسین محمودی

«هم روایت» جلسات همخوانی کتاب در کانون نگرش نو ⚪️تسهیلگر: مژگان نصیری مدرس توسعه فردی ⚪️کتاب در دست: چگونه پروست زندگی شما را
«هم روایت» جلسات همخوانی کتاب در کانون نگرش نو ⚪️تسهیلگر: مژگان نصیری مدرس توسعه فردی ⚪️کتاب در دست: چگونه پروست زندگی شما را دکرگون میکند نوشته‌ی الن دوباتن ⚪️چهارشنبه در میان هفت تا نه شب ⚪️حضوری در محل و انلاین در ⚪️هرینه هشت جلسه 65$ ایا مایلید هم روایت ما شوی؟ به شماره کانون در واتس اپ پیام دهید.🙏 416-879-7357 @kanoonnegareshno #کانون_نگرش_نو

جلسه فیلم انلاین و حضوری (دو گزینه) رایگان امروز هفت عصر

دوستان عزیز و همراه، امروز برای جلسه فیلم Green Book بصورت حضوری و انلاین برگزار می‌شود. چنانچه مایلید انلاین شرکت کنید در واتس اپ به ما پیام دهید⬇️🙏🙏 https://wa.me/14168797357

توضیحات دوره راه باد: هنرِ در رابطه بودن پس از «راه آب» که دعوتی بود به آهسته‌تر دیدن و عمیق‌تر نگریستن، اکنون به «راه باد» م
توضیحات دوره راه باد: هنرِ در رابطه بودن پس از «راه آب» که دعوتی بود به آهسته‌تر دیدن و عمیق‌تر نگریستن، اکنون به «راه باد» می‌رسیم؛ سفری از دیدن جهان به زیستن در نسبت با آن. اما چگونه می‌توان با دیگری رابطه‌ای داشت، بی‌آنکه او را در خواسته‌ها و نیازهای خود خلاصه کنیم؟ چگونه می‌توان دوست داشت، بی‌آنکه مالک شد؟ گفت‌وگو کرد، بی‌آنکه دیگری را به سکوت واداشت؟ و در کنار دیگران بود، بی‌آنکه خود را گم کرد؟ در «راه باد»، با الهام از اندیشه‌های مارتین بوبر، لویناس، اسپینوزا، سهراب سپهری و حکمت‌های شرقی،
به تأمل در رابطه، عشق، دوستی، تنهایی، گفت‌وگو و مسئولیت اخلاقی می‌پردازیم.
این دوره دعوتی است به بازاندیشی در شیوه‌ی بودنمان با یکدیگر؛ به تجربه‌ی رابطه نه به‌مثابه وسیله‌ای برای رسیدن به خواسته‌هایمان، بلکه به‌مثابه فرصتی برای گشودگی، حضور و دگرگونی. 🌬 راه آب، هنر دیدن بود؛ راه باد، هنرِ در رابطه بودن است. شش گام برای نزدیک‌تر شدن به دیگری، بی‌آنکه تفاوتش را از میان ببریم. شاید راه، از همین‌جا آغاز شود: از لحظه‌ای که دیگری را نه برای خود، بلکه در حضور خودش می‌بینیم. راه باد؛ جلد دوم از سه‌گانه‌ی راه همسفر این سفر شویم. 🟡یکشنبه ها 10:30am — 12:45 ✔️ظرفیت باقی مانده فقط سه نفر 🟡هزینه ثبت نام: 180$ ⚪️انلاین در پلتفورم زوم @kanoonnegareshno 01 416-879-7357 #کانون_نگرش_نو #دکتر_حسین_محمودی

سماعِ درویشِ سپیدپوش در گردابِ آب را به تماشا نشسته بودم پیراهن‌ها موج می‌شدند، کف‌ها ابرهای کوچکی در آسمانِ گردانِ شیشه. دری
سماعِ درویشِ سپیدپوش در گردابِ آب را به تماشا نشسته بودم پیراهن‌ها موج می‌شدند، کف‌ها ابرهای کوچکی در آسمانِ گردانِ شیشه. دریا دورِ خودش می‌چرخید و درویش، با دامنِ سپیدش، جهان را به رقص دعوت می‌کرد. نه ساحلی بود نه آسمانی؛ فقط آبی بود که می‌چرخید و دلی که دلش هوای سماع داشت. مژگان نصیری سی‌ام سپتامبر 2026 @kanoonnegareshno

توضیحات دوره راه باد: هنرِ در رابطه بودن پس از «راه آب» که دعوتی بود به آهسته‌تر دیدن و عمیق‌تر نگریستن، اکنون به «راه باد» م
توضیحات دوره راه باد: هنرِ در رابطه بودن پس از «راه آب» که دعوتی بود به آهسته‌تر دیدن و عمیق‌تر نگریستن، اکنون به «راه باد» می‌رسیم؛ سفری از دیدن جهان به زیستن در نسبت با آن. اما چگونه می‌توان با دیگری رابطه‌ای داشت، بی‌آنکه او را در خواسته‌ها و نیازهای خود خلاصه کنیم؟ چگونه می‌توان دوست داشت، بی‌آنکه مالک شد؟ گفت‌وگو کرد، بی‌آنکه دیگری را به سکوت واداشت؟ و در کنار دیگران بود، بی‌آنکه خود را گم کرد؟ در «راه باد»، با الهام از اندیشه‌های مارتین بوبر، لویناس، اسپینوزا، سهراب سپهری و حکمت‌های شرقی،
به تأمل در رابطه، عشق، دوستی، تنهایی، گفت‌وگو و مسئولیت اخلاقی می‌پردازیم.
این دوره دعوتی است به بازاندیشی در شیوه‌ی بودنمان با یکدیگر؛ به تجربه‌ی رابطه نه به‌مثابه وسیله‌ای برای رسیدن به خواسته‌هایمان، بلکه به‌مثابه فرصتی برای گشودگی، حضور و دگرگونی. 🌬 راه آب، هنر دیدن بود؛ راه باد، هنرِ در رابطه بودن است. شش گام برای نزدیک‌تر شدن به دیگری، بی‌آنکه تفاوتش را از میان ببریم. شاید راه، از همین‌جا آغاز شود: از لحظه‌ای که دیگری را نه برای خود، بلکه در حضور خودش می‌بینیم. راه باد؛ جلد دوم از سه‌گانه‌ی راه همسفر این سفر شویم. 🟡یکشنبه ها 10:30am — 12:45 ✔️ظرفیت باقی مانده فقط سه نفر 🟡هزینه ثبت نام: 180$ ⚪️انلاین در پلتفورم زوم @kanoonnegareshno 01 416-879-7357 #کانون_نگرش_نو #دکتر_حسین_محمودی