1 180
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
-2230 días
Archivo de publicaciones
1 179
💞
می نویسم غزلی باز به اصرار دلم
مدتی هست شدم سخت گرفتار دلم
گریه می خواهد و من باک ندارم که چطور
بتوانم بزنم دست به انکار دلم
تو که رفتی همه شهر مرا پس زده اند
بعدِ تو هیچ کسی نیست خریدار دلم
من که اصلا به درک فکر دلم باش عزیز
بوسه بر دار تو از گونه تبدار دلم
واژه کم آمده است، حیف، دلت نرم نشد
می روم تا بشوم باز عزادار دلم ..
