es
Feedback
گوفوس

گوفوس

Ir al canal en Telegram
447
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
یه کار ناتمام حاصل امروز رفتن کارگاه فردا تموم میشه

همیشه برام سوال بود وقتی که رفتیم امیدآباد و ما برای اولین بار رفتیم سر خاک پدربزرگ و مادربزرگم، چرا آقام گریه کرد. امروز فکر کردم شاید به این فکر می‌کرد که ببینین نوه‌ها اومدن، اما خیلی گذشته. ببینین اومدم...

یعنی هفت سال گذشت که نیستی...

به خاطر این تواناییم در پست‌های لیو دهنده می‌تونم توی یکی از فیلم‌های ددپول شرکت کنم

مارتا بلو
مارتا بلو

رابطه‌ی منو شیوه‌های کار هنری مثل ترانه‌ی life for rent-dido میمونه Never stick round quite right to make it ...

بهش زنگ زدم و گفتم: گفتم ای غزال چرا ناز می‌کنی هر دم نوای مختلفی ساز می‌کنی گفت ار بر درب خانه‌ات کس نکوفت مشت روی سکوت محض
بهش زنگ زدم و گفتم: گفتم ای غزال چرا ناز می‌کنی هر دم نوای مختلفی ساز می‌کنی گفت ار بر درب خانه‌ات کس نکوفت مشت روی سکوت محض تو در باز می‌کنی؟ مرد حسابی تو هنوز به من سایز انگشتت رو ندادی من چطوری انگشتر بسازم...

دلم نمیخواد برم خونه...

وقتی روی دستش بود عکس گرفتم ازش
+2
وقتی روی دستش بود عکس گرفتم ازش

فیدبک دیشبم از همکارم بابت انگشتر هم خوشحالم کرد هم منو‌ به فکر برد، بهش گفتم چه فیدبکی گرفتی از دیگران از وقتی روی دستت گذاشتی، گفت من حرف دیگران برام مهم نیست مهم اینه که خودم دوستش دارم...

اینم تموم شد حالا چکار کنم
+3
اینم تموم شد حالا چکار کنم

یه سری آهنگ‌ها خیلی آهسته تو ذهنت رخنه می‌کنن. این‌طوری که بار اول یه چیزی تو دلت تکون می‌خوره، دو سه بار گوش می‌دی و یه روز بیدار می‌شی می‌بینی خودبه‌خود تو ذهنت داره پخش می‌شه.

۶۰۰

۶۰۰ روز باقی مونده... منتظر چی‌ام

امروز بعد تموم شدن انگشتر سفارشی دیدم هنوز یکی دو ساعتی تا شروع شیفت کار دارم، دلم میخواست تکنیک جدیدی رو امتحان کنم تنها چیز
امروز بعد تموم شدن انگشتر سفارشی دیدم هنوز یکی دو ساعتی تا شروع شیفت کار دارم، دلم میخواست تکنیک جدیدی رو امتحان کنم تنها چیزی که به ذهنم رسید کار کردن روی انگشتر خودم بود، اون نقش برگ زیرش رو اضافه کردم...

یه مصرع شعر میخوام

شیفت خره

هنگامی که توی سیکل کاریمم؛ همه چیز بر اساس شیفتی که هستم تعریف می‌شه؛ تکلیف روز و شب و خواب و بیداریم معلومه اما امان از Rest؛ یعنی که قراره استراحت کنیم و خستگی ناشی از کار ز تن زدوده شود؛ لیکن: به حق سید عرب والعجم همه‌چی می‌افته رو دور تند و به عبارتی از ساعت ۶ صبح تا یازده شب گرفتارم... #rest

الان که انگشتر داره یواش یواش شکل میگیره دلم نمیخواد به مشتری تحویلش بدم...