es
Feedback
⚫روان آنالیز⚫

⚫روان آنالیز⚫

Ir al canal en Telegram
635
Suscriptores
-324 horas
+137 días
+2930 días
Archivo de publicaciones
sticker.webp0.25 KB

✍️🍃 ویکتور_فرانکل، روانکاو اگزیستانسیالیست، اختلال روانی یکشنبه [برای ما ایرانیها؛ اختلال روانی عصر جمعه] را نوعی افسردگی توصیف می کند که گریبانگیر افرادی می شود که متوجه فقدان معنا و هدف در زندگیشان می شوند، وقتی از روزهای کاری شلوغ هفته فاصله می گیرند و متوجه حفره ی خالی و سیاه درونشان به نام احساس پوچی و بی معنایی می شوند. @Ravananalyst

📘صد_سال_تنهایی #گابریل_گارسیا_مارکز آیا بهتر نبود که می‌رفت و در قبرِ خود می‌خوابید و می‌گذاشت رویش خاک بریزند.. بدون وحشت، از خدا می‌پرسید که آیا واقعاً خیال می‌کند مخلوقاتش از آهن درست شده‌اند که بتوانند این همه درد و بدبختی را تاب بیاورند؟ @Ravananalyst

#ناتالیا_گینزبورگ 📙📘از کتاب: فضیلت‌های ناچیز چه کسانی‌اند دیگران و چه کسی‌ایم ما؟ از خود می‌پرسیم. گاهی تمام بعدازظهر را تنها در اتاق‌مان می‌مانیم؛ با اندیشیدن. با احساس گنگی از سرگیجه، از خود می‌پرسیم: آیا دیگران واقعن وجود دارند یا ما آنان را خلق کرده‌ایم. به خود می‌گوییم شاید در غیاب‌مان، دیگرانی وجود نداشته باشند و با وزش بادی ناپدید شوند و به طور معجزه‌آسایی به محض آنکه نگاه‌شان می‌کنیم یک‌باره سر از خاک برآورند. اگر روزی ناگهان سر برگردانیم و هیچ‌چیز و هیچ‌کس را نبینیم، آیا حیرت‌زده نخواهیم شد؟ بنابراین به خود می‌گوییم دلیلی ندارد که از بی‌اعتنایی دیگران، دیگرانی که شاید وجود ندارند، این همه غمگین شویم. @Ravananalyst

📚از کتاب سرگذشت پرنده کوکی/ #هاروکی_موراکامی ‍ « اگر انسان‌ها تا ابد زندگی می‌کردند، اگر پیر‌ نمی‌شدند، اگر بدون مردن، همیشه سالم در این جهان زندگی می‌کردند، خیال می‌کنی هرگز به خود زحمت فکرکردن به چیزهایی را می‌دادند که الان ذهن شان را مشغول کرده؟ منظورم این است که ما درباره‌ همه چیز فکر می‌کنیم، تقریبا همه چیز، فلسفه، روان‌شناسی، منطق، دین، ادبیات ... فکر می‌کنم اگر چیزی به نام "مرگ" وجود نداشت، افکار پیچیده‌ این چنینی هرگز به وجود نمی‌آمد... انسانها باید به طور جدی، به معنی زنده‌ بودنشان و اینک اینجا بودنشان فکر کنند، چون می‌دانند که روزی خواهند مرد. درست است؟ اگر قرار بود برای همیشه زنده بمانیم، چه کسی به معنای زنده بودن فکر می‌کرد؟ چه اهمیتی داشت؟ یا حتی اگر برای کسی اهمیتی داشت، احتمالا فقط فکر می‌کردند:«خوب کلی وقت دارم، بعدا بهش فکر می‌کنم.» ... ولی ما نمی‌توانیم تا بعد صبر کنیم ... باید همین لحظه به آن فکر کنیم … هیچ‌کس نمی‌داند قرار است چه اتفاقی بیفتد ... ما مرگ را برای رشد کردن لازم داریم ... مرگ، این موجود عظیم و نورانی است که هر چه بزرگ‌تر و نورانی‌تر باشد، ما را دیوانه‌وار‌تر مشتاق فکر کردن در باره‌ چیز‌ها می‌کند.» امروز سالروز تولد هاروکی موراکامی نویسنده برجسته ژاپنی است🌷(۱۲ ژانویه ۱۹۴۹) #سوررآلیسم #نهیلیسم @Ravananalyst

اگر به امید توجه دیگران زنده اید روزی بخاطر بی توجهی همان افراد خواهید مرد 🌱

photo content

تا دلتان بخواهد ابزار و وسایل ارتباطی داریم، اما ارتباطی با هم نداریم. فقط اطلاعات به هم منتقل می کنیم. . کریشتوف کیشلوفسکی فيلم ساز وسناريو نويس لهستانی نامش به لهستانی: Krzysztof Kieślowski 🔅انسان و روان @Ravananalyst

Don't Blame People For Disappointing You. Blame Yourself For Expecting Too Much From Them. مردم را به خاطر ناامید کردنت سرزنش
Don't Blame People For Disappointing You. Blame Yourself For Expecting Too Much From Them. مردم را به خاطر ناامید کردنت سرزنش نکن بلکه خود را به خاطر انتظارات زیادی که از آنها داری سرزنش کن! 🌱"بودا"

صخره راهبانِ ذِن، هنگام مراقبه، جلو صخره‌ای می‌نشینند و می‌گویند: حالا صبر می‌کنم تا این صخره کمی رشد کند. استاد می‌گوید: همه چیز در پیرامون ما مدام در تغییر است. هر روز، خورشید بر جهان تازه‌ای می‌تابد. آن‌چه ما "معمول" می‌نامیم، سرشار از پیشنهادها و فرصت‌های جدید است. اما ما نمی‌فهمیم که هر روز با روزهای دیگر متفاوت است. امروز، جایی، گنجی منتظر شماست. شاید لبخندی گذرا باشد، شاید یک پیروزی عظیم... مهم نیست. زندگی از معجزات کوچک و بزرگ ساخته شده. هیچ ‌چیز کسل کننده نیست، چون همه چیز همواره در تغییر است. کسالت در این دنیا جایی ندارد. "تی اس الیوتِ" شاعر نوشته: "بزرگ‌راه‌های بسیار را بپیمای به خانه‌ات بازگرد و همه چیز را گویی برای نخستین بار بنگر." @Ravananalyst

یونگ در درمان زنی که وسواس سیلی زدن به دیگران داشت، به شکلی متفاوت عمل کرد. این زن نمیتوانست خودش را از لحاظ اخلاقی مهار کند و این نشانه، جایگزینِ این ناتوانیِ وی شده بود. گزارش یونگ از این کیس بدین شرح است: "وی زنِ مبتکر و پرتوقعی بود. شش فوت قد داشت و سیلی های محکمی میزد. او نزد من آمد. با یکدیگر گفتگوی خوبی انجام دادیم ولی شرایطی پیش آمد که مجبور شدم حرف ناخوشایندی به او بزنم. او خشمگین شد و ناگهان از جا پرید. بعد، تهدیدم کرد که به من چَک خواهد زد. من هم از جا پریدم و به او گفتم: "خیلی خوب، تو زن هستی و خانمها مقدم هستند! ولی اگر چَک بزنی من هم به تو چَک میزنم!". واقعا هم میزدم. زن سر جایش نشست و بادش خالی شد. بعد اعتراض کرد و گفت: "هیچکس تا حالا به من چنین حرفی نزده بود". آنچه این بیمار احتیاج داشت "یک واکنش مردانه" بود. در مورد او، مدارا کردن و موافقت کردن، کاملا اشتباه بود چون اوضاع را بدتر میکرد. دلیل روان رنجوریِ وسواسیِ او این بود که نتوانسته بود خودداری اخلاقی را بیاموزد. این افراد باید شکلی از خودداری را که قرار است نشانه های وسواسی، آن را انجام بدهند، بیاموزند. 📚 منبع: نظریه های روان درمانی و مشاوره. #ریچارد_اس_شارف. ترجمه مهرداد فیروزبخت. صفحه ۱۳۳ @ArmanSalimipsychotherapy

" بیمار، هنرمندِ شکست خورده ای است که روان درمانی به او کمک می‌کند تا هنرش را از سر گیرد". 👤#آدام_فیلیپس (روانکاو مشهور) @Ar
" بیمار، هنرمندِ شکست خورده ای است که روان درمانی به او کمک می‌کند تا هنرش را از سر گیرد". 👤#آدام_فیلیپس (روانکاو مشهور) @ArmanSalimipsychotherapy

⚪️ ورزش و سلامت جنسی داشتن عملکرد زناشویی مناسب در گرو سلامت جسم و روان است‌. 👈🏼 تمرینات ورزشی سبب بهبود عملکرد قلب و گردش
⚪️ ورزش و سلامت جنسی داشتن عملکرد زناشویی مناسب در گرو سلامت جسم و روان است‌. 👈🏼 تمرینات ورزشی سبب بهبود عملکرد قلب و گردش خون و در نتیجه افزایش عملکرد بقیه اعضای بدن میشود. ✅️ همچنین با تنظیم وزن،تعادل مطلوب هورمون‌های جنسی به طبع تخمک‌گذاری منظم و کاهش(PMS)علائم قبل از قاعدگی اتفاق می‌افتد.در نتیجه اختلالات عصبی و بیماری‌های زمینه‌ای کاهش میابد که تاثیر بسزایی در زندگی زناشویی دارند ✅️ درپی ورزش کردن توان کلی بدن و استحکام و انعطاف پذیری بدن افزایش یافته و دردهای عضلانی_اسکلتی کاهش میابد که باعث بهبود عملکرد زندگی زناشویی میشود‌‌. ✅️ از سویی فعالیت جسمی سبب ترشح هورمون اندورفین در بدن میشود که رابطه مستقیم با لذت رابطه دارد.بنابراین احساس بی‌رمق و کسل بودن و بروز افسرگی کاهش میابد و تمایلات زناشویی بالاتری را تجربه خواهند کرد.

فروتنی آنگاه که کوچک کردن خود برای بدست آوردن احترام به دیگران است، ریاکارانه و تباه کننده سرشت است. @ravananalyst برتراند راسل.فیلسوف

دیکتاتور تنها از یک چیز میترسد: آگاهی ! 👤 چارلی چاپلین

هر چقدر یک انسان بدبخت تر باشد و یا هر چقدر یک ملت فقیرتر و تو سری خور تر، به همان اندازه امیدوارتر است که در بهشت جزا و پاداش بیابد! #فئودور_داستایوفسکی

برای من هیچ کس چون بادمجان دور قاب چین ها ، نفرت آور نیست و زننده ترین حیواناتی که من تاکنون شناخته ام ، چاپلوسان اند. نیچه ✨
برای من هیچ کس چون بادمجان دور قاب چین ها ، نفرت آور نیست و زننده ترین حیواناتی که من تاکنون شناخته ام ، چاپلوسان اند. نیچه ✨💫💫✨

فاصله ما تا مرگ گاهی فقط به اندازه‌ی یک‌نفر است. این یک‌نفر را که بردارید، فقط می‌ماند مرگ. #مارگریت_یورسنار Pic: #Marina_Schreckling

◽️◽️◽️◽️ 🔷 زندگی فقط به اندازه‌ی حرفه‌ای شدن توی یه کار زمان میده. پس مواظب باش دنبال چه کاری میری! 📺سریال کارآگاه حقیقی

🗞 بازتاب #دکتر_امیرحسین_جلالی‌ندوشن. روان‌پزشک‌ پر کردن شکاف‌ها رویکرد «روان‌پزشکی تقاطع‌مند» در پیشگیری از خودکشی در جهانی
🗞 بازتاب #دکتر_امیرحسین_جلالی‌ندوشن. روان‌پزشک‌ پر کردن شکاف‌ها رویکرد «روان‌پزشکی تقاطع‌مند» در پیشگیری از خودکشی در جهانی پرتلاطم ارایه شده در کنگره‌ی جهانی روان‌پزشکی. پراگ
با وجود دهه‌ها پژوهش و مداخلات بالینی، رویکردهای معمول هنوز هم در فهم و پیشگیری از خودکشی ناکارآمد باقی مانده‌اند، زیرا آن را صرفاً به عنوان نشانه‌ای از پریشانی روان‌شناختی درونزاد یا اختلالات روان‌پزشکی در سطح فردی تلقی می‌کنند. این نگاه محدود، که عمدتاً بر آسیب‌شناسی درونی و عوامل نوروبیولوژیک تمرکز دارد، نتوانسته به پیچیدگی واقعیت اجتماعی و تاریخی این پدیده پاسخ دهد.
 این در حالی است که در جهان امروز، خودکشی همچنان یکی از مهم‌ترین چالش‌های سلامت عمومی است که زندگی میلیون‌ها نفر را در همه‌ی سنین، طبقات اجتماعی و مناطق جغرافیایی تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. رویکرد «روان‌پزشکی تقاطع‌مند» (Intersectional Psychiatry) که در نظریه‌ی تقاطع‌مندی «کیمبرلی کرنشاو» (۱۹۸۹) ریشه دارد، تلاش می‌کند این محدودیت را پشت سر بگذارد و خودکشی را در پیوند با نیروهای اجتماعی، سیاسی و ساختاری تحلیل کند. این دیدگاه بر این باور است که آسیب‌پذیری نسبت به خودکشی نه تنها از اختلالات روانی بلکه از نابرابری‌های ساختاری، تبعیض سیستماتیک و بی‌عدالتی‌های اجتماعی ناشی می‌شود. وقتی رنج و آسیب تنها به فرد نسبت داده شود، نقش عوامل بیرونی – از فقر و نژادپرستی گرفته تا سرکوب سیاسی – نادیده می‌ماند. هدف این رویکرد، ایجاد یک تغییر پارادایمی است: پیوند دادن بینش بالینی با واقعیت‌های اجتماعی و سیاسی و تبدیل روان‌پزشکی از یک نهاد «خنثی» به کنشگری فعال در جهت عدالت ساختاری. بر اساس این دیدگاه، پیشگیری مؤثر از خودکشی نیازمند کنار گذاشتن مدل‌های صرفاً فردمحور و در پیش گرفتن یک رویکرد چندلایه و تقاطعی است که شکاف‌های اساسی دانش، سیاست و رابطه را پر کند. سه شکاف مهم که در سیاست‌های فعلی پیشگیری از خودکشی دیده می‌شوند عبارت‌اند از: ۱. شکاف معرفت‌شناختی: فاصله میان دانش علمی (مانند مدل‌های پیش‌بینی خطر) و تجربه‌ی زیسته‌ی افراد. ۲. شکاف سیاستی: فاصله میان شواهد پژوهشی تولید شده و ساختارهای ناکارآمد و پراکنده‌ی نظام‌های سلامت که قرار است دانش روزآمد را اجرایی نمایند. ۳. شکاف رابطه‌ای: فقدان اعتماد میان افراد آسیب‌پذیر و نهادهای قدرت، که اغلب با سرکوب و نابرابری تشدید می‌شود. یکی از محورهای کلیدی مورد توجه روان‌پزشکی تقاطع‌مند، مفهوم خشونت ساختاری (Structural Violence) است؛ اصطلاحی که نخستین‌بار «یوهان گالتونگ» جامعه‌شناس نروژی در دهه‌ی ۱۹۶۰ مطرح کرد و سپس «پل فارمر» آن را به حوزه‌ی سلامت گسترش داد. این مفهوم توضیح می‌دهد که چگونه ساختارهای اجتماعی و سیاسی با محروم کردن مردم از نیازهای اساسی‌شان موجب رنج، بیماری و خودکشی می‌شوند. تحقیقات اخیر نیز نشان می‌دهد که ابزارهای متعارف ارزیابی خطر (مانند تقسیم بیماران به دسته‌های «کم‌خطر»، «متوسط» و «پرخطر») در پیش‌بینی خودکشی قابل اعتماد نیستند. برای مثال، پژوهشی توسط «لارن ان. فارست» و همکاران منتشر شده در جاما(۲۰۲۳) نشان داد که فراوانی افکار و رفتارهای خودکشی در میان زنان اسپانیایی‌تبار دو‌جنس‌گرا (bisexual) از اقلیت‌های نژادی در مناطق روستایی به‌مراتب بالاتر از میانگین است – واقعیتی که با مدل‌های کلاسیک خطر قابل توضیح نیست و تنها در چارچوب تبعیض‌های متقاطع قابل فهم است. گزارش «اتحاد ملی اقدام برای پیشگیری از خودکشی» (۲۰۲۵) نیز نشان می‌دهد که سیاست‌های موجود به‌طور عمده واکنشی، فردی و پراکنده‌اند و اغلب عوامل اجتماعی و اقتصادی را نادیده می‌گیرند. این گزارش خواستار تغییر رویکرد به سمت سیاست‌های پیشگیرانه‌ی ساختاری، چندبخشی و جامعه‌محور است که به ریشه‌های اجتماعی خودکشی بپردازد. در سطح بالینی، این تغییر پارادایمی شامل سه تحول اساسی است: ۱. پرداختن به علل ریشه‌ای: تمرکز از پاتولوژی فردی به سوی نابرابری، حقوق ویژه (Previllage)و سرکوب ساختاری. ۲. زمینه‌مند کردن ارزیابی: جایگزینی ابزارهای صرفاً کمی با فرمول‌بندی‌های جامع که آسیب‌پذیری‌های ساختاری و منابع اجتماعی را در نظر بگیرند. ۳. توانمندسازی بیماران: مشارکت دادن بیماران به عنوان صاحبان تجربه در تصمیم‌گیری درمانی، برای مقابله با بی‌عدالتی معرفت‌شناختی و بازگرداندن شأن انسانی به آنان. در نهایت، روان‌پزشکی تقاطع‌مند ما را فرامی‌خواند تا از محدوده‌ی اتاق درمان فراتر برویم و با دیدی چندوجهی به دلایل خودکشی بنگریم؛ دیدی که نه‌تنها به روان فرد، بلکه به ساختارهایی می‌پردازد که او را به آستانه‌ی نابودی کشانده‌اند. تنها در این صورت است که می‌توانیم شکاف‌های موجود در دانش، سیاست و رابطه را پر کنیم و به سوی پیشگیری مؤثرتر و عادلانه‌تر گام برداریم. #تجربه‌های_روان‌پزشکانه