Donyaye Ma
Ir al canal en Telegram
مسافری یا مقیم؟ اگر مقیمی درآی و اگر مسافری اینجا جای تو نیست که روزی چند بباشی و ما با تو خوی کنیم و آنگاه بروی و ما را طاقت فراق نبوَد.
Mostrar más1 408
Suscriptores
Sin datos24 horas
-47 días
-1630 días
Archivo de publicaciones
1 408
گاهی وقتا تنها کاری که میتونی انجام بدی اینه که تو جات دراز بکشی و آرزو کنی قبل از اینکه بندبندِ تنت از هم جدا بشن، خوابت ببره.
- ویلیام حنان@Donyaemaa
1 408
بعضیها هم هستند که به نظر فراموششان کردهایم، اما وقتی حرفشان به میان میآید
دیگر نمیتوانیم لبخند بزنیم.
- نزار قبانی@Donyaemaa
1 408
همه میگویند من شجاع هستم؛
وقتی که بیناییام را از دست دادم همه گفتند شجاع هستم.
وقتی پدرم مُرد، همه گفتند شجاع هستم.
اما این شجاعت نیست! چون من چارهی دیگری نداشتم.
من از جایم بلند میشوم و زندگی را ادامه میدهم. مگر تو همین کار را نمیکنی؟ مگر همه همین کار را نمیکنند؟
- آنتونی دوئر@Donyaemaa
1 408
پی افکندم از نظم کاخی بلند
که از باد و باران نیابد گزند
بیست و پنجم اردیبهشت روز بزرگداشت فردوسی، شاعر ایرانزمین گرامی باد.@Donyaemaa
1 408
هر شب که به خواب میروم، به ایران فکر میکنم. آیا این وطن روزی به جایگاه شایستهاش خواهد رسید؟ این سوال قلبم را سنگین میکند.
- محمدعلی فروغی@Donyaemaa
1 408
چقدر شکوهمند اما هولناک است که یکدیگر را در لحظات مخاطره و تردید هم دوست بداریم، در قعرِ دنیایی که فرو میپاشد و در روزگاری که زندگیِ انسان، پشیزی نمیارزد.
- آلبر کامو@Donyaemaa
1 408
تو برای من مقدر شده بودی،
شاید حتی به عنوان یک مجازات.
- فئودور داستایفسکی 📓 جنایت و مکافات@Donyaemaa
1 408
بپیمودم این بوم ایران بر اسپ
از این مرز تا خانِ آذرگُشسپ
ندیدم کسی را که دلشاد بود
توانگر بُد و بومش آباد بود
همه خستگانند از افراسیاب
همه دل پر از خون و دیده پر آب
نخستین جگرخستهی او منم
که پردرد از اویست جان و تنم
به ایران زن و مرد از او با خروش
ز بس کشتن و غارت و جنگ و جوش
- فردوسی@Donyaemaa
1 408
چو چشمت هرگزم چشمی به چشمم در نمیآید
به چشمانت، که چشمم را به جز چشمت نمیباید
- سلمان ساوجی@Donyaemaa
1 408
ما کاملا زنده نیستیم،
مگر اینکه کسی ما را دوست داشته باشد.
- آلن دو باتن 📸 Kazuo Sumida@Donyaemaa
1 408
بهترین چیز برای آدم همین است؛
اعتقاد داشتن به حرفی که میزند،
و دوست داشتنِ کاری که میکند.
- ماریو وارگاس یوسا@Donyaemaa
1 408
بد شانسیهای احساسیام، بیشتر ناشی از خودم بود تا او. زیرا او را طوری دوست داشتم که او هرگز قادر نبود همانطور دوستم بدارد.
- ماریو وارگاس یوساپن: ماریو وارگاس یوسا نویسندهی شهیر اهل پرو و برنده جایزه نوبل ادبیات امروز در ۸۹ سالگی درگذشت. یادش گرامی ♥️ @Donyaemaa
