ایران اندیش | جعفر حسنخانی
Ir al canal en Telegram
نه غرباندیشی، نه شرقشناسی و نه غربشناسی، بلکه ایراناندیشی تأملات جعفر حسنخانی سیاست پژوه
Mostrar más335
Suscriptores
+524 horas
+237 días
+2830 días
Carga de datos en curso...
Canales Similares
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Nube de Etiquetas
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
julio '26
julio '26
+29
en 2 canales
junio '26
+10
en 1 canales
Get PRO
mayo '26
+3
en 0 canales
Get PRO
abril '26
+2
en 0 canales
Get PRO
marzo '26
+6
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+27
en 0 canales
Get PRO
enero '26
+10
en 0 canales
Get PRO
diciembre '25
+1
en 0 canales
Get PRO
noviembre '25
+18
en 0 canales
Get PRO
octubre '25
+31
en 0 canales
Get PRO
septiembre '25
+232
en 1 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 14 julio | +3 | |||
| 13 julio | +5 | |||
| 12 julio | +1 | |||
| 11 julio | +6 | |||
| 10 julio | +6 | |||
| 09 julio | +2 | |||
| 08 julio | +5 | |||
| 07 julio | 0 | |||
| 06 julio | 0 | |||
| 05 julio | 0 | |||
| 04 julio | 0 | |||
| 03 julio | +1 | |||
| 02 julio | 0 | |||
| 01 julio | 0 |
Publicaciones del Canal
درباره سخنانم در برنامه جریان (3)
ت. نماینده سابق تبریز در مجلس شورای اسلامی، تاکید کرده است که بنده به عنوان منتقد آقای سریع القلم آثار او را نخواندهام. باید عرض کنم به عنوان درسآموز دانش سیاست، بدیهی است که به ضرورت آگاهی از مطالب این حوزه، آثار دکتر سریع القلم را هم همانند آثار بسیاری دیگر از نویسندگان خواندهام. نقدم به آثار ایشان این است که خردی که ایشان در آثار خود بهویژه در کتاب عقلانیت و آینده توسعهیافتگی ایران مورد ارجاع قرار میدهد، «خرد سازگاری» است. اما خردی که در غرب، توسعه را به ارمغان آورده «خرد تحولی» است. حال سوال بنیادین درباره طرح نظری آقای سریع القلم که باید درباره آن فکر کرد این است که چگونه با طرحی از سازگاری برای خرد میتوان چیزی را ساخت که ابتنای وثیق به طرحی از تحول بنیادین دارد. خردی که در جستوجوی سازگاری با وضع زمانه است چگونه میتواند راه به «توسعه» ببرد که خود محصول خرد تحولخواه و افقگشایی بوده که علیه زمانه خود عمل کرده است؟
بسیار مشتاق بوده و هستم که گفتوگو درباره پروژه فکری آقای سریع القلم در این سطح که عرض کردم دنبال شود اما حیف آنکه سیاست مانع آن شده است و کار دست نیروهای سیاسی افتاده است. ای کاش در میان حامیان و دنبالکنندگان و شاگردان آقای سریع القلم کسی میبود که وقت گذاشته و تحلیل مرا میخواند و آن را در ساحت نظر به چالش میکشید.
ث. برخی از مخالفان و منتقدان برادران سریع القلم در مدت گذشته تلاش کردند مدارک و مستنداتی را در اختیار بنده قرار دهند تا من در سوی دیگر این معرکه سیاسی به پیکار بپردازم. اطمینان میدهم که بنده هیچگاه چنین شیوه عملی به پیش نخواهم گرفت حتی اگر شکایتی از من صورت پذیرد، بنده اصرار مضاعف دارم که ماجرا از سطح جدال سیاسی به یک مناظره علمی ارتقا یابد تا نتیجه ماجرا نمایان شدن گوهر آگاهی باشد. هر طرح توسعهای بیش از هر چیز، نیازمند آگاهی است.
امید که یکان یکانمان در مسیر آگاهی و توسعه ایرانمان کوشا باشیم.
پایان
🌐 کانال ایران اندیش | جعفر حسنخانی
https://t.me/jafarhasankhani
| 2 | درباره سخنانم در برنامه جریان (3)
ت. نماینده سابق تبریز در مجلس شورای اسلامی، تاکید کرده است که بنده به عنوان منتقد آقای سریع القلم آثار او را نخواندهام. باید عرض کنم به عنوان درسآموز دانش سیاست، بدیهی است که به ضرورت آگاهی از مطالب این حوزه، آثار دکتر سریع القلم را هم همانند آثار بسیاری دیگر از نویسندگان خواندهام. نقدم به آثار ایشان این است که خردی که ایشان در آثار خود بهویژه در کتاب عقلانیت و آینده توسعهیافتگی ایران مورد ارجاع قرار میدهد، «خرد سازگاری» است. اما خردی که در غرب، توسعه را به ارمغان آورده «خرد تحولی» است. حال سوال بنیادین درباره طرح نظری آقای سریع القلم که باید درباره آن فکر کرد این است که چگونه با طرحی از سازگاری برای خرد میتوان چیزی را ساخت که ابتنای وثیق به طرحی از تحول بنیادین دارد. خردی که در جستوجوی سازگاری با وضع زمانه است چگونه میتواند راه به «توسعه» ببرد که خود محصول خرد تحولخواه و افقگشایی بوده که علیه زمانه خود عمل کرده است؟
بسیار مشتاق بوده و هستم که گفتوگو درباره پروژه فکری آقای سریع القلم در این سطح که عرض کردم دنبال شود اما حیف آنکه سیاست مانع آن شده است و کار دست نیروهای سیاسی افتاده است. ای کاش در میان حامیان و دنبالکنندگان و شاگردان آقای سریع القلم کسی میبود که وقت گذاشته و تحلیل مرا میخواند و آن را در ساحت نظر به چالش میکشید.
ث. برخی از مخالفان و منتقدان برادران سریع القلم در مدت گذشته تلاش کردند مدارک و مستنداتی را در اختیار بنده قرار دهند تا من در سوی دیگر این معرکه سیاسی به پیکار بپردازم. اطمینان میدهم که بنده هیچگاه چنین شیوه عملی به پیش نخواهم گرفت حتی اگر شکایتی از من صورت پذیرد، بنده اصرار مضاعف دارم که ماجرا از سطح جدال سیاسی به یک مناظره علمی ارتقا یابد تا نتیجه ماجرا نمایان شدن گوهر آگاهی باشد. هر طرح توسعهای بیش از هر چیز، نیازمند آگاهی است.
امید که یکان یکانمان در مسیر آگاهی و توسعه ایرانمان کوشا باشیم.
پایان
🌐 کانال ایران اندیش | جعفر حسنخانی
https://t.me/jafarhasankhani | 1 |
| 3 | درباره سخنانم در برنامه جریان (2)
الف. سخن بنده در برنامه جریان شامل یک تحلیل و چند داده بود. در تحلیلم که در لینک زیر قابل مشاهده است:
https://telewebion.ir/episode/0x16c7287e
حرفم را با سخن سید جواد طباطبایی آغاز کردم که جایی که متفکر ایستاده است مهم است. حرف من در آن برنامه این بود که آقای سریع القلم در و بر بنیاد ایران نایستاده است. او در جغرافیای فکر غرب ایستاده و از آنجا به ایران مینگرد و در بهترین حالت، نگاه شرقشناسانه دارد و انتهای این مسیر در بیشتر مواقع به ستیزش با ایران خواهد انجامید. در میان این تحلیل از دادهای غلط بهره بردم و فرید و وحید سریعالقلم را برادران آقای دکتر محمود سریع القلم نام نهادم. اما آقای سریع القلم را بابت داشتن چنین برادرانی شماتت نکردم. بلکه سخنم این بود که آن دو نفر یعنی فرید و وحید با همراه شدن با جریان اصلی علم در آن روزگار که جریان چپ بود، به ستیز با ایران رسیدند و آقای محمود سریع القلم هم در زمانهی حاضر با همراه شدن با جریان اصلی علم که راستگرایی است در جغرافیای فکر بر و در بنیاد ایران نایستاده و جایی ایستاده که منتهایش ستیزش است. نشانههای این ستیزش را میتوان در نحوه ابژه کردن شهروند و جامعه ایرانی در آرای آقای دکتر محمود سریع القلم یافت.
با لحاظ این توضیحات، بنده از تحلیلم عقبنشینی نمیکنم، نفی این نسبت تحلیل مرا دچار خدشه نمیکند اما میپذیرم که داده غلطی درباره نسبت برادری میان فرید و وحید سریع القلم با محمود و مسعود سریع القلم در تحلیلم به کار بردهام و این در تاملات درونیم وجدانم را میآزارد.
بنده این دادهها را از یک پژوهشگر معتبر گرفته بودم. او اطمینان داده بود که در بررسیهای تاریخیاش متوجه شده است که فرید و وحید سریع القلم برادران آقای محمود سریع القلم هستند. خود بنده هم با دیدن فیلم دادگاه فرید و وحید سریع القلم متوجه شباهت ظاهریشان شده بودم.
دقیقه 35:40 به بعد لینک زیر:
https://telewebion.ir/episode/0x16c7287e
با لحاظ این نکات، این اعتماد بنده به آن پژوهشگر -که نامش در نزد من محفوظ است- موجب استفاده از دادهای غلط در تحلیلم شد. پُرواضح است که این نقد به من وارد است که چرا سخن و نظرم را با دادهای نادقیق کامل کردم. به طریق مسلمانی و منش ایرانی و انسانی، بر خود لازم دانستم به این نکته اشاره کنم و از خانواده سریع القلم و مخاطبان عذرخواهی کنم.
ب. بسیاری از مخالفان سخن بنده، دلیل مخالفتشان را چنین بیان داشتهاند که آقای سریع القلم اهل تبریز است و اهل آمل نیست، لذا لازم میدانم به ناآگاهان از تاریخ معاصر ایران این نکته را مورد تاکید قرار دهم که عوامل واقعهی آمل مازندرانی نبودند، بیشترشان اهل اصفهان، کاشان، کردستان، آذربایجان و... بودند. احتمالاً وحید و فرید سریع القلم اهل محله سریع القلم تبریز بوده باشند، جایی که آقای سریع القلم هم احتمالاً اهل همان محل و طایفه است.
پ. لازم میدانم این مهم را مورد تاکید قرار دهم که بنده میهمان برنامه جریان بودم و از عوامل این برنامه نیستم مسئولیت آن سخن با بنده است. درباره آن سخن پیش از برنامه صحبتی با عوامل برنامه نداشتم.
ادامه در پست بعد...
🌐 کانال ایران اندیش | جعفر حسنخانی
https://t.me/jafarhasankhani | 4 003 |
| 4 | درباره سخنانم در برنامه جریان (1)
به تازگی نقل قولی از بنده در برنامه تلویزیونی «جریان» درباره آقای دکتر محمود سریع القلم در فضای مجازی بازنشر شده است که بر خود لازم میدانم توضیحاتی درباره آن بیان کنم. پیش از توضیحات، ضروری است توجه عزیزان را به دو نکته جلب کنم.
۱. اخیراً نقلقول تصویری از آقای دکتر محمود سریعالقلم منتشر شده است که در آن میگوید:
«یک رمانی میخواندم - یک اتو بیوگرافی بود در واقع - میگفت من در زندگی تصمیم گرفتم که عوض بشوم. اولین کاری که کردم دوستانم رو عوض کردم، دیدم اون دوستان به درد رشد و پیشرفت من نمیخورند، من باید با یک عده دیگر معاشرت کنم. شما میبینید اردوغان در دفترش نشسته، ایلان ماسک میآید داخل میرود بیرون، بیل گیتس میآید داخل. بیل گیتس میرود بیرون یک بنگاه بزرگ فناوری میآید داخل و میرود بیرون. این است که دایره آنهایی که ما با آنها معاشرت میکنیم چه کسانی هستند، مثلاً حوثیها هستند، مثلا حشدالشعبی است و دیگرانی که حتماً شما شنیدید. اینکه ما با چه کسی معاشرت میکنیم سطح فکر ما را نشان میدهد...»
بیان و انتشار این سخنان، آشکارا نقد سیاستهای رهبر شهید است، آن هم در روزهای منتهی به زمان تشییع رهبری که به دست آمریکا کشته شده است. بیان و انتشار این سخنان، درست در میانه جنگ با دشمن خارجی و در شرایطی که نیروهای حشدالشعبی عراق، حوثیهای یمن و حزبالله لبنان در کنار ایران علیه دشمن متجاوز به جنگ پرداختهاند، نشان از وجود دستاوردی است که رهبر شهید برای سپهر سیاسی ایران به ارمغان آورد. رهبر شهید از پس سی و اندی سال حکمرانی بر ایران، وضعی مدنی با حد قابل قبولی از آزادی بیان در این سرزمین را سامان داد که در آن سیاستها و اقدامات بالاترین مقام کشور در موقعیت جنگی مورد نقد و هجو قرار میگیرد و گوینده آن سخن نه تنها احساس ناامنی نمیکند بلکه در همان هفته با سری افراشته و زبانی بدون لکنت از فرد منتقد خود که داده و تحلیلی علیه او را در عرصه عمومی بازگو کرده است، اعلام شکایت به دادگاه حکومت میکند. همه میدانیم فرصت جنگ چقدر دست حکومتها را در برخورد با مخالفان و منتقدان خود باز میکند اما امروز درست در میانهی جنگ، وضعی متمایز را در جمهوری اسلامی ایران شاهدیم. به نظرم ماجرای پیش آمده فرصت خوبی است که درباره این وضع مدنی که رهبر شهید، آن را سامان داده است تامل کنیم و آن را ارج بنهیم و قدردان آن باشیم و برای تعالی آن بکوشیم. همچنین توجه داشته باشیم که پیشدرآمد هر الگوی توسعه، امنیت است و امروز در برابر دشمن متجاوز، این حشدالشعبی، انصارالله و حزبالله است که یاریرسان ما در تضمین امنیت ملی شهروندانمان است و سخن کنایه علیه اینان گفتن کمتوجهی به بنیاد توسعه است.
۲. بنده سخنی متشکل از «تحلیل» و «داده» درباره آقای دکتر محمود سریع القلم در عرصه عمومی به زبان راندم و در پاسخ، ایشان و نیروهای فکری و سیاسی نزدیک ایشان در اولین اقدام و در تنها اقدام خود اعلام کردهاند که از بنده به دلیل ایراد یک «سخن» شکایت میکنند و رسانههای همسو با ایشان از جمله انصافنیوز و ... به استقبال این شکایت رفتند. این رفتار، نشان میدهد که ایده «لزوم برخورد قضایی در برابر سخن» در فکر این بزرگواران مورد تایید و پذیرش است. این ایده که «گاهی برخی سخنان بیش از هر چیز نیازمند برخورد قضایی است»، بارها از سوی نهادهای حکومتی در دستورکار قرار گرفته است، اما همین رسانهها و نیروها آن را مورد نکوهش و شماتت قرار دادهاند.
اما بعد
با لحاظ این دو نکته که مایل بودم توجه همگان را به آن جلب کنم، لازم است نکاتی را درباره سخنم در برنامه جریان با شما در میان بگذارم.
ادامه در پست بعد...
🌐 کانال ایران اندیش | جعفر حسنخانی
https://t.me/jafarhasankhani | 4 546 |
| 5 | 📎درباره علی الاصول
خوانش متن و فرامتن پیام رهبر انقلاب در خصوص تفاهم نامهای که میان رئیسجمهور ایران و آمریکا
▪️چرا رهبر انقلاب با وجود مخالفت اصولی (بیان صریح «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم») و دارا بودن اختیارات قانونی، تفاهمنامه را وتو نکردند و اجازه اجرا دادند؟
▪️چرا لحن این پیام در مقایسه با دوران برجام (امام شهید)، از «انعطاف» به «صداقت و صراحت» تغییر یافته است؟
▪️نقش جدیدی که این پیام برای «مردم» در عرصه امنیت ملی تعریف میکند، چیست؟
▪️چگونه رهبری «فاصلهگذاری» خود با تصمیم دولت را بدون «تخریب» نهادهای مسئول انجام داده است؟
▪️ سازوکار و توجیه حقوقیِ تصمیم رهبر انقلاب در قانون اساسی جمهوری اسلامی چگونه تفسیر میشود؟
🌐 کانال ایران اندیش | جعفر حسنخانی
https://t.me/jafarhasankhani | 1 733 |
| 6 | هنر فاصلهگذاری وحدتبخش و غیر مخرب در سیاست
📍 درباره علی الاصول
خوانش متن و فرامتن پیام رهبر انقلاب در خصوص تفاهم نامهای که میان رئیسجمهور ایران و آمریکا
▫️در نقطه تلاقی بیم و امید پساجنگ و پرالتهاب، عالیترین مقام کشور دست به کنشی میزند که در آن «نه» گفتن اصولی به یک تفاهمنامه پرخطر، با «بله» گفتن به ساختارهای قانونی همساز میشود. پیام ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ پردهای از بلوغ نهادینهشدهی «مردمسالاری دینی» در تاریخ معاصر ایران است، که مبتنی بر آن ملت مبعوث شده ایران از صندلی تماشاچیان به مسند عالیترین ناظران و قاضیان امنیت ملی ارتقا مییابد.
▪️متن کامل این تکنگاشت در زیر این پست 👇 قابل دریافت و مطالعه است.
🌐 کانال ایران اندیش | جعفر حسنخانی
https://t.me/jafarhasankhani | 796 |
| 7 | 📍امکان و امتناع جمهوری سوم در جمهوری اسلامی | 1 194 |
| 8 | 📍تبیین نقش وجودی مردم در حکمت سیاسی رهبران انقلاب
🔗برای مطالعه این نشست اینجا را کلیک کنید | 149 |
| 9 | 📍 ۲۸ فروردین در شبکه خبر توضیح دادم که چرا لبنان مهم است و چرا دفاع از لبنان یک تصمیم ملی و ایرانی است. | 414 |
| 10 | 📍«تعیین نقش» یا «تعیین تکلیف»، مسئله این است. دیوانسالاری کشور میخواهد برای مردم تعیین تکلیف کند اما رهبر انقلاب آیتالله مجتبی خامنهای در جستوجوی امکانی برای نقشدهی و نقش آفرینی مردم است. | 364 |
| 11 | 📍درباره مناسک نو شیعی
از راهپیمایی اربعین تا تجمعات شبانه
در برابر نوزایی مناسک و مراسمهای آئینی سه جریان وجود دارد:
▪️جریان تجدد: که نه فرم و قالب و نه محتوای مناسک را قبول ندارد، و اذا یا نادیده میگیرد و یا زبان به تحقیر میگشاید.
▪️جریان تحجر: که به فرمهای قدیم وفادار است و درکی از توسعه فرهنگ شیعی در لایه تمدن ندارد. واژگانی نظیر فربهی مناسک، تورم مناسک، اسراف در برگزاری مناسک ، واژگان این جریان است.
▪️جریان تحول: که بر اصابت تاکید دارد و از معاصرت چشمپوشی نمیکند و به دنبال توسعه فرهنگ شیعی در مظاهر تمدنی است.
پیادهروی اربعین مراسم احیا در تجمعات خیابانی، شادپیمایی غدیر همه به عنوان رویدادهای تمدنی که عینیت بخشی به فرهنگ شیعی است متعلق به این جریان است. | 369 |
| 12 | 📍خیابان ایران
▪️خیابان در جهان معاصر در نگاه اول گذرگاهی برای عبور، حملونقل یا اتصال نقاط مختلف شهر است اما به واقع خیابان یکی از مهمترین فضاهای اجتماعی در شهرهای جدید است. خیابان فضایی است که در آن اقتصاد، سیاست، بدنهای انسانی، حافظه جمعی و نظم حکومت با یکدیگر تلاقی میکنند. به همین دلیل، در علوم انسانی و اجتماعی، خیابان دیگر یک مکان خنثی نیست، بلکه به عنوان عرصهای معنادار مورد توجه قرار میگیرد. پرسش قابل اعتنا این است: خیابان در جهان امروز چه کارکردی دارد و چگونه در تجربه ایرانی در شرایط جنگ میهنی از کارکردهای قبل عبور کرده و کاری بزرگ را تمهید کرده است؟
🔗 متن کامل یادداشت را اینجا بخوانید | 98 |
| 13 | 📍خیابان در جهان امروز چه کارکردی دارد؟
در متون علومانسانی از «خیابان» دو تفسیر و دو کارکرد بسیار پر تکرار مورد توجه است:
▪️چپها: خیابان محل برخورد مردم و قدرت. محل اعتراض
▪️راستها: خیابان محل مصرف و ازدحام
در جنگ سوم تحمیلی، خیابانهای ایران معنا و کارکرد دیگری یافت. در ▪️انقلاب اسلامی: خیابان محل تولید قدرت و اتحاد شد.
در این کارکرد خیابان محل آفرینش ملت است.
واینگونه در هنگامه جنگ میهنی در ایران، خیابان از «فضا» به «نیروی سیاسی» بدل شد. نیرویی که توانسته در قامت یک دولت-ملت در برابر قدرتمندترین قدرت تاریخ بشر بایستد و مقاومت کند. | 328 |
| 14 | 📍دکترین مقاومت ملی
چگونه رهبر شهید انقلاب الگوی ایران مقتدر را تثبیت کردند؟
▪️امام شهید انقلاب اسلامی موفق شدند از پس نزدیک به ۴ دهه رهبری مستمر، ساختاری سیاسی، نظامی، امنیتی و اجتماعی را تدارک ببینند که بتواند در یک جنگ میهنی و ترکیبی همهجانبه در برابر آمریکا بایستد. این مقاومت، چیزی فراتر از یک ایستادگی واکنشی بود. درباره چیزی که رهبر شهید از ایران تدارک دید باید تامل بسیار کرد:
ایران امام شهید آیتاللهالعظمی خامنهای:
الف- همسازی جنبش و نهاد و تولد «نظم انقلابی»
ب- بیاعتباری مناقشه علم و دین و سیاست تولید علم معطوف به قدرت ملی
پ- اسلام و ایران و گذار از یک ناهمسازی استعمارساخته به یک پیوستار تاریخی تفکیکناپذیر
ت- تعادل ظریف اصالت و معاصرت در جمهوری اسلامی ایران
ث- تثبیت مردمسالاری دینی با گذار از سیاست تودهای و الیگارشی سیاسی
ج- آرمانگرایی واقعبینانه در میانه دوگانه ارزش یا روش
چ- وحدت دولت- ملت در دامگه کلیشه شکاف دولت- ملت ایران
ایران امروز در نتیجه همین همنهشت کردن ناهمنهشتیهای هندسه قدرت در ایران است که قوام یافته و این با درایت رهبر شهید سرانجام رسید.
▫️برای خواندن متن کامل مقاله اینجا را لمس کنید
🌐 کانال ایران اندیش|جعفر حسنخانی
https://t.me/jafarhasankhani | 303 |
| 15 | 📍به پرسشهای اجتماعیشدهی اینروزها باید پاسخ داد
پس از شروع آتشبس، تولید محتواهایی ضریب گرفته است که تلاش میکند:
یا کامل کننده این مرحله از جنگ آمریکاییها در محاصره اقتصادی باشد،
یا شالوده شکنی کند در «روایت پیروزی ملت شجاع و قهرمان ایران» که یکواقعیت تاریخی است،
و یا اینکه برخی از این تولید محتواها را با نگاه خوشبینانه میتوان در نتیجه تلاطمهای اقتصادی برآمده از جنگ تحمیلی دانست.
در هر صورت باید تلاش کرد «روایت واقعیت» که «روایت پیروزی» است، مغلوبهی جوسازیهای رسانهای نشود.
عکس پیش رو بخشی از فیلمی است که در حال انتشار است. در پاسخ به پرسش این فیلم باید به چند نکته توجه کرد:
۱. در جنگها و دگرگونیهای بزرگ، بازارهایی از دست میرود و بازارهای تازهای شکل میگیرد. این واقعیت اجتماعی است که باید آن را پذیرفت و در جهت بازآفرینی بازارهای جدید تلاش کرد. از دست رفتن بازارهای قبلی نباید ماده خام تولید یاس و ناامیدی شود.
🌐 کانال ایران اندیش|جعفر حسنخانی
https://t.me/jafarhasankhani | 0 |
| 16 | 📍به پرسشهای اجتماعی شدهی این روزها باید پاسخ داد
ادامه در پست بعدی👇
🌐 کانال ایران اندیش|جعفر حسنخانی
https://t.me/jafarhasankhani | 0 |
| 17 | 📍منشور پیروزی «زندگی» بر «جنگ» در پیامهای رهبر انقلاب (3)
... ادامه پست قبل
▫️فرجام سخن: مانیفست پیروزی زندگی بر جنگ
تأمل در منظومهی معانی حاضر در پیامهای آیتالله سید مجتبی خامنهای در این برههی حساس، ما را به این نتیجه میرساند که رهبریِ ایشان، فراتر از مدیریت بحران نظامی، بر پویش صیانت از حیات استوار است. ایشان در چهار وجه بنیادین: الف. جبران مادی خسارتهای زیستی، ب. حفظ نشاط معنوی و سنتهای ملی (نوروز و ازدواج)، پ. شنیدن صدای واقعی مردم از بطن خیابان و ت. تقدیس فداکاری برای خانواده، شمع زندگی را در ایران برافروخته نگاه داشته است.
او ثابت کرده است که در برابر دشمنی که کودککشی و ویرانی مدرسه شجره طیبه را ابزار خود قرار داده، بهترین پاسخ، قدرتمندتر کردن ایران قوی و حراست از لبخند نوعروسان و امید سفرههای هفتسین است. از منظر این پیامها، پیروز قطعی این میدان ملتی است که حتی در سنگر رزم، هنر زندگی را از یاد نمیبرد و داغ بزرگش را نه به بنبست یأس، بلکه به حماسه و رجز تبدیل میکند: «بسیاری از کسانی که هنوز به اینگونه حضور دست نیافتهاند، قلباً همراه و همسخن با جمعیتهای حاضر در میادین هستند.»[9]
در نهایت میتوان دریافت رهبر سوم انقلاب شکوهمند اسلامی با تکیه بر این واقعیت که تأثیر شهید بیش از فرد حاضر است، زندگی سیاسی و معنوی ایران را در دوران جدید، نه تنها رو به زوال نمیبیند، بلکه آن را شجره طیبهای میداند که شاخ و برگش برای محافظت از زندگی، از همیشه گستردهتر شده است. ایشان مقاومت را نه برای مرگ، بلکه به مثابهی عهد مقدسی برای زندگی با عزت ترسیم کردهاند.
انتهای پیام/
[1] . پیام 21 اسفند 1404
[2] . پیام 21 اسفند 1404
[3] . پیام 21 اسفند 1404
[4] . پیام 29 اسفند 1404
[5] . پیام 29 اسفند 1404
[6] . پیام 29 اسفند 1404
[7] . پیام 20 فروردین 1405
[8] . پیام 29 فروردین 1
[9] . پیام 20 فروردین 1405
🌐 کانال ایران اندیش|جعفر حسنخانی
https://t.me/jafarhasankhani | 0 |
| 18 | 📍منشور پیروزی «زندگی» بر «جنگ» در پیامهای رهبر انقلاب (2)
... ادامه پست قبل
▫️تاکید بر زندگی به مثابه سنگر اصلی مقاومت
در میان پیامهای منتشر شده متعالیترین تجلی دفاع از زندگی در پیام نوروزی حضرت آیت الله خامنهای نمایان است. در حالی که کشور در غم رهبر شهید، سردارانش و مردمانش بود، ایشان آگاهانه از تقابل اندوه عمیق و نشاط بهاری برای بازتولید امید استفاده کردند. ایشان نه تنها با دید و بازدیدهای نوروزی مخالفت نمیکند، بلکه ازدواج و تشکیل خانواده را در میانهی جنگ، پیامی کوبنده به دشمن میخوانند: «خیلی خوشحال میشویم که در این ایام، نوعروسان و نودامادهای ما به خانه بخت بروند و انشاءالله دعای رهبر شهیدمان و سائر شهداء بزرگوار این جنگ، بدرقه راه این عزیزان باشد.»[4]
این دعوت به جاری کردن جریان طبیعی زندگی، واجد معنایی راهبردی است. پیامی به دشمن که دشمن میکشد، اما ما جوانه میزنیم. رهبر انقلاب اسلامی، طراوت و زندگی را ارمغان طبیعت و سنتی میداند که جنگ نباید آن را منسوخ کند. این نوع نگاه، زندگی را نه یک فرع بر جنگ، بلکه سنگر اصلی مقاومت میبیند.
▫️اهتمام به شنیدن صدای زندگی در خیابان
دفاع از زندگی از دیدگاه آیت الله مجتبی خامنهای، از مسیر پیوند بیواسطه با زیست روزمرهی طبقات مستضعف و میانی میگذرد. روایت ایشان از همسفر شدن با مردم در تاکسی، تلاشی برای درک واقعیتهای حیات اجتماعی بدون فیلترهای دیوانسالارانه است: «در بازهای زمانی، با هیئتی ناشناس با شما در تاکسی که به درخواست خودم تهیه شده بود در خیابانهای تهران همسفر میشدم و به سخنانتان گوش فرا میدادم و این نوع نمونهگیری را از خیلی از نظرسنجیها برتر میدانستم.»[5]
در ادامه این تواضع و حضور در میدان زندگی مردم، رهبر انقلاب از اقتصاد مقاومتی سخن بگوید. دفاع از حیات ملی در اینجا از شکل صرفاً نظامی خارج شده و به ارتقای زیرساختهای زیستی و رفاهی پیوند میخورد. پر واضح است که از این رهگذر، ارتقای کیفیت زندگی مردم، نوعی دفاع و بلکه پیشروی چشمگیر در جنگ است.
▫️دعوت به همزیستی منطقهای
در حالی که ابرقدرت متجاوز به دنبال تنهایی ایران است، رهبر انقلاب با پیامی حیاتبخش، دست دوستی به سوی همسایگان دراز میکند تا فضای حیاتی منطقه را از آلودگی به ویروس ناامنی مصون بدارد. او حتی در اوج فشار جنگ، از وساطت برای بهبود روابط بین کشورهای برادر افغانستان و پاکستان سخن میگوید: «افغانستان و پاکستان باید برای رضای الهی و عدم شق عصای مسلمین هم که شده روابط بهتری با هم برقرار سازند و بنده به سهم خود حاضر به اقدامات لازمه هستم.»[6]
این حیاتبخشی به دیپلماسی، مانع از آن میشود که ایران در انزوای فرو رود. او به جای طبل جنگ نواختن علیه همهی اطرافیان، با هوشمندی، ترفند پرچم دروغین صهیونیسم را فاش میکند تا از جان اتباع و منافع همسایگان نیز صیانت کند و مانع از توسعه جنگ در منطقه شود.
▫️خوانشی از امام شهید به مثابه آموزگار زندگی
ایشان در چهلمین روز شهادت امام شهید حضرت آیتالله سید علی خامنهای، زاویهای ناشناخته از زندگی ایشان را بازخوانی میکنند که عمیقاً به مفهوم ترجیح زندگی و وظیفه خانوادگی بر امورات دیگر مربوط است. روایت رها کردن تحصیل در قم برای پرستاری از پدری که در معرض نابینایی بود، الگویی از ارزش نهادن به زندگی و خانواده است: «سید جوان (امام شهید) بشدت جویای علم... همه زمینههای ظاهری پیشرفت علمی و آیندهساز در قم را رها کرده و با احترام به فضل الهی، خود را وقف پدر نماید.»[7]
این اشاره نشان میدهد که از نظر آیت الله سید مجتبی خامنهای، کسی که صلاحیت دفاع از حیات یک ملت را دارد، پیشتر امتحان خود را در صیانت از زندگی پدر پس داده است. او با این یادآوری، اخلاق و مواسات را گشاینده دربهای آسمان میخواند.
▫️نظامیان بازوی مسلح زندگی
در پیام به مناسبت روز ارتش، آیت الله مجتبی خامنهای نظامیگری را نه در خدمت خشونت، بلکه در خدمت امنیت زندگی معنا میکنند. ایشان ارتش را نه یک نهاد صلب اداری، بلکه فرزندی میبینند که «از دل خانههای مردم برمیآید». معظم له با تجلیل از شهیدانی که سالها پیش از این در جنگهای دیگر جان خود را برای حفظ ثبات حیات ملی فدا کردند، پیوند ارتش و ملت را عامل ذلت رأس جبهه کفر مینامد. او هدف از اقتدار نظامی را جلوگیری از ایرانی از همگسسته میداند[8]، چرا که گسستگی کشور به معنای نابودی تمام فرصتهای زندگی برای نسلهای آینده است.
... ادامه در پست بعد
🌐 کانال ایران اندیش|جعفر حسنخانی
https://t.me/jafarhasankhani | 0 |
| 19 | 📍منشور پیروزی «زندگی» بر «جنگ» در پیامهای رهبر انقلاب (1)
در بزنگاه سرنوشتساز تاریخ ایران، درست زمانی که هجوم متجاوز با فقدان جانکاه رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی پیوند میخورد، بزرگترین تهدید، سلاحهای فناورانه دشمن نیست، بلکه غلبهی یاس، انسداد و ایستایی بر روان ملی است. در چنین شرایطی، آیتالله سید مجتبی خامنهای با صدور پیامهایی در قامت رهبر سوم انقلاب، راهبرد مقاومت را از ساحت «نظامی» به ساحت «دفاع از زندگی» تسری دادند. این یادداشت به تبیین منطقی میپردازد که در آن، صیانت از معیشت شهروندان، تکریم عواطف عمومی و بازتولید امید، همچون شهرهای موشکی، سنگر اصلی مبارزه برای حفظ اقتدار ایران به شمار میآیند. در منظومهی معنایی حاضر در این پیامها، صیانت از امر زندگی، همچون موشکها و پهپادها از برندهترین سلاحها در برابر ارادهی مرگآفرین استکبار است.
▫️تداوم زمان ملی در موقعیت فقدان بزرگ امام شهید
حضرت آیت الله مجتبی خامنهای، اولین سخن خود در ردای رهبری با ملت را با نفی انسداد آغاز میکند. از منظر نظری، جنگ قصد دارد زمان ملی را متوقف کند، اما ایشان در این پیام با استناد به منطق قرآنی، شهادت را نه پایان زندگی، بلکه نقطه آغاز حیاتی برتر و مایه رویش مثلی یا بهتر از مثلی معرفی میکند. ایشان با استناد به آیه 106 سوره بقره در نخستین پیام خود تأکید میورزند: «آیهای که در صدر این نوشتار آوردم به این معنی است که هیچ آیتی از آیات الهی نیست که یا مهلتش تمام شود یا به فراموشی سپرده شود مگر اینکه از ناحیه حضرت حق جل و علا، مثل یا برتر از آن بجایش داده شود.»[1]
این نگاه، اولین سنگبنای دفاع از زندگی است، یعنی شکستن بنبست روانی ناشی از ترور و فقدان. رهبر انقلاب با پیوند دادن حضور عمارگونه ملت به جای نعمت سلب شده امام شهید، زندگی سیاسی نظام را امتداد حیات الهی میبیند و به مردم اطمینان میدهد که ضربآهنگ حیات کشور، علیرغم جنایات دشمن، باز نخواهد ایستاد.
▫️حیات شهروندان رکنی از قدرت ملی
دفاع از زندگی در کلام رهبر سوم انقلاب اسلامی، انتزاعی و دور از ذهن نیست، بلکه با زخمهای روزمره ملت همنوا است. او در حالی که از استقلال کشور سخن میگوید، بر حق بازماندگان، مجروحان و کسانی که داراییشان را از دست دادهاند، انگشت میگذارد و در میانه جنگ به آن بیتوجهی نمیکند. برخلاف بسیاری از رهبران در وضعیت جنگی که جزییات زندگی مردم را فدای امر کلی جنگ میکنند، ایشان حیات مادی شهروندان را رکنی از قدرت ملی میداند: «باید برای جبران خسارتهای مالیِ وارد آمده به امکنه و اموال شخصی اقدامات کافی، تعریف شده و مورد اجراء واقع شود. دو مورد اخیر به منزله تکلیفی لازمالاجراء برای مسئولین محترم است که باید آن را اجراء کرده و گزارش آن را به بنده بدهند.»[2]
این رویکرد، مویدحکمرانی دلسوزانه در بحران است. او از مسئولان نمیخواهد که صرفاً به فکر جبههها باشند، بلکه جبران صدمات وارده به محل کسب و کار و خانههای مردم را تکلیف لازمالاجراء برمیشمارد تا تپشهای زندگی عادی زیر آوارها خاموش نشود.
▫️به رسمیت شناختن عاطفه عمومی
یکی از وجوه انسانی و عمیق تلاش رهبر سوم انقلاب اسلامی برای صیانت از حیات، به رسمیت شناختن عاطفه عمومی و شریک شدن در داغ ملی است. ایشان برای ترمیم روان رنجدیده ملت، به تجربهی زیستهی خود در شهادت اعضای خانوادهاش ارجاع میدهد تا پیوند خونی و عاطفی بین رهبری و تودهها، منبعی برای مقاومت شود: «این بر اساس تجربه مشترکی است که من با این بزرگواران دارم؛ به غیر از پدرم که داغ فقدان حضرتش امری عمومی شده، همسر عزیز و باوفایم... و خواهر فداکارم... و همچنین طفل خردسالش را... به کاروان شهداء سپردهام.»[3]
این صداقت در روایت فقدان شخصی، زندگی را در مرکز توجه قرار میدهد. رهبری که خود داغدار است، بهتر میتواند از حق زندگی کودکان مدرسه شجره طیبه میناب دفاع کند. او شهادت تکتک افراد را یک موضوع مستقل میبیند که نشان از ارج نهادن به واحد زندگی در برابر تهاجم انبوه دشمن است.
... ادامه در پست بعد
🌐 کانال ایران اندیش|جعفر حسنخانی
https://t.me/jafarhasankhani | 0 |
| 20 | 🌐 کانال ایران اندیش|جعفر حسنخانی
https://eitaa.com/jafarhasankhani | 0 |
