es
Feedback
یٰا مُحْیِیَ الْاَمْوٰاتْ

یٰا مُحْیِیَ الْاَمْوٰاتْ

Ir al canal en Telegram

“ما اصالت را به دنیا داده ایم و کار از همینجا خراب می شود” @Hosseinrek

Mostrar más
493
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
✅اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ✅النور ظاهرٌ لنفسه مُظهرُ لغیره 👇🏻 ❇️ #وحدت_موجود @unityofcreature

... عشق سه طور عشق است... عشق حیوانی است، عشق مجازی است و عشق حقیقی. عشق حیوانی عشق انسان است به یک انسان به خاطر زیبایی جسمانی... فقط میخواهد به جسم او برسد و نه بیشتر، البته این عشق ها عشق واقعی نیستند... اینها شبیه عشق هستند، چرا؟ چون... ... عشق حقیقی عشق انسان است به وجود مطلق (نه وجود مقیّد) یک وجود مطلق در عالم بیشتر نیست، ذات اقدس خدا است، اگر انسان عاشق خدا شد این میشود عشق حقیقی. یک عشق دیگر هم وجود دارد که به آن عشق مجازی میگویند، مجاز در لغت عرب اسم مکان است، به معنای محل عبور... ... این عشق مجازی عبارت است از عشق انسان به انسانی که دارای صفات الهی است و این عشق را میگویند عشق مجازی به خاطر اینکه فرض کنید انسان در آینه خودش را میبیند، انسان در وجود اینطور اشخاص خدا را میبیند، لذا عشق مجازی در واقع (هر چند که در ظاهر عشق به یک انسان است) اما در نهایت عشق به خدا است... لذا عشق مجازی میشود عشق انسان به انسانی دیگر به خاطر اینکه صفات خدا در او تابیده است. این عشق مجازی خوب عشقی است، عشق مولوی به شمس که آنطور بیقرار بود، بی تاب بود... برگرفته از جلسه ۱۲۵ #مثنوی @shams_sabzevari #توحید

جانا مرا چه سوزی چون بال و پر ندارم خون دلم چه ریزی چون دل دگر ندارم در زاری و نزاری چون زیر چنگ زارم زاری مرا تمام است چون زور و زر ندارم روزی گرم بخوانی از بس که شاد گردم گر ره بود بر آتش بیم خطر ندارم گر پرده‌های عالم در پیش چشم داری گر چشم دارم آخر چشم از تو بر ندارم در پیش بارگاهت از دور بازماندم کز بیم دور باشت روی گذر ندارم نه نه تو شمع جانی پروانهٔ توام من زان با تو پر زنم من کز تو خبر ندارم عالم پر است از تو غایب منم ز غفلت تو حاضری ولیکن من آن نظر ندارم عطار در هوایت پر سوخت از غم تو پرواز چون نمایم چون هیچ پر ندارم #توحید @unityofcreature

به سر شوق سر کوی تو دیرم به دل مهر مه روی تو دیرم بت من کعبۀ من قبلۀ من تویی هر سو، نظر سوی تو دیرم کسی که ره به بیدادُم برِ، نی خبر بر سرو آزادم برِ، نی تمام خوبرویان جمع گردند کسی که یادت از یادُم برِ نی #توحید @unityofcreature

‎🔈 مقام رضا اوج عرفان علامه مروجی سبزواری حفظه الله تعالی برگرفته از جلسه ی نهم حدیث معراج دیده ای خواهم که باشد شه شناس تا شناسد شاه را در هر لباس #توکل #عاشورا @unityofcreature

نالم و ترسم که او باور کند وز کرم آن جور را کمتر کند… #توکل #رضا @unityofcreature

🎙#شرح_حدیث_معراج جلسه هفتم در محضر #علامه_مروجی_سبزواری هرگونه استفاده، کپی و نطق برداری از تفاسیر حضرت استاد بدون ذکر منبع مورد رضایت ایشان نمی باشد. 🆔 @moravej_tohid #توکل #روزی #ویژه خداوند فرمودند که من حتما قطع میکنم امید هر مومنی را که امید ببندد به غیر خدا مشکل از قلب های مردم است کشاورز موحد برایش فرقی ندارد باران خوب باشد یانه سپس راضی باشد و بداند که او به جز از صلاح من پیش نمی اورد خداوندا بمن یقینی بده که بدانم هرچه بمن می رسد از توست و اکثرهم مشرکون هرکس یک دردسری دارد اما بعضی هستند که در همین جهنم آرام زندگی میکنند میرم دم مغازه اما همش دست خودت یک پیرمردی بود که همیشه مغازه اش تعطیل بود… هستند کسانی که در همین وضع،از هیچکس شکایتی ندارند زندگی انسانها در دنیا،بازتاب درونشان است

خداوندا بمن یقینی بده که بدانم هرچه بمن می رسد از توست اگر روزیم زیاد شد؛از توست اگر کم شد هم؛از توست اگر در دادگاه پیروز شدم؛از توست اگر نشدم هم ؛از توست و… خدایا ایمانی بمن بده که تو با قلب من همنشین شوی(مباشر شوی) برگرفته از حدیث معراج جلسه۷ #توکل #روزی @unityofcreature

از دم صبح ازل تا آخر شام ابد دوستی و مهر بر یک عهد و یک میثاق بود سایه ی معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد؟! ما به او‌ محتاج بودیم او به ما مشتاق بود… #توحید @unityofcreature

...چرا به این دنیا آمده ایم؟ انسان در ذات خدا که بوده و یا بگو در علم خدا که بوده ترکیبی از اسماء الهی بوده است، منتها در آنجا نمی توانسته به فعلیت برسد، به این عالم دنیا آمد که با جسم همراه بشود با جسم عمل صالح بکند و آن صفات الهی که در درونش است را به فعلیت برساند، این است که ما به این عالم دنیا آمده ایم، لذا آمدیم برای اینکه کوشش کنیم، تلاش کنیم که این اسماء الله را در درون خودمان به فعلیت برسانیم، یعنی چه اسماء را به فعلیت برسانیم؟... ......اگر یک طبیب بخواهد شفا بدهد، او چطوری شفا میدهد؟ مثلاً باید دارو بدهد، یعنی نسخه بنویسد و دارو بدهد و یا اینکه عمل جراحی بکند، یعنی قیچی و چاقو و اینها جراحی بکند، اما خداوند که بخواهد شفا بدهد شفا دادنش به نحو "کن فیکون" است، یعنی همینکه که اراده کرد انجام میشود، مثل حضرت عیسی که همین که اراده میکرد که این مریضی خوب بشود خوب میشد، خداوند "کن فیکون" است، اسماء اش را که میخواهد جاری کند به نحو "کن فیکون" جاری میکند... ...اما انسانی که اسماء الله در درونش به فعلیت رسیده اند همینکه اراده کند خانه ایجاد... برگرفته از جلسه ۱۵۴ #مثنوی @shams_sabzevari #فایل_صوتی_کوتاه

نقش تو در خیال و ؛ خیال از تو بی نصیب… نام تو بر زبان و ؛ زبان از تو بی خبر… #توحید #عطار

امام صادق ع: غنا (بی نیازی از غیر در همه ی امور)و عزت ،دائما در حال رفت و آمدند،و زمانی که به کسی برسند که ببینند توکل کرده،همانجا فرود می آیند #توکل #روزی

به شکارگاه بنگر که زبون شدند شیران تو کجا گریزی آخر که چنین زبون شکاری!؟ #مولانا #توحید

¤فهمیدن اسباب ...عقل های ما همین سبب ها را میفهمد که آتش سبب گرما است، نان سبب سیری است، آب سبب سیرابی است و اینطور چیزها، اما آن سبب های مافوق را عقول انبیاء میفهمند... مثلاً فرض کنید کسی از اول عمرش در چاه به دنیا آمده است (مثلاً) همانجا هم بزرگ شده است، او میبیند یک طنابی به سطلی آویزان است، این طناب میاید و سطل پر آب میشود و میرود بالا، او خیال میکند که طناب سبب است برای اینکه این سطل میاید پایین و پرآب میشود و میرود به بالا، نه اینکه بالای چاه را نمیبیند، خیال میکند که طناب است که سطل را پایین میاورد و باز بالا میبرد، خیال میکند همین طناب سبب است، اما اویی که بالای چاه ایستاده است میداند که طناب سبب نیست، چرخ سبب است، باز بالاتر از آن کسی سبب است که شعور دارد، قدرت دارد، انسان است که سبب است و همینطور برو بالاتر... یک چرخ هایی هم در عالم بالا هستند که آنها سببها را به سوی ما میاورند... برگرفته از جلسه ۳۰ #مثنوی #علامه_مروجی_سبزواری @shams_sabzevari #روزی #توکل #توحید #ویژه #جبر_اختیار

https://soundcloud.app.goo.gl/ZntAQ7zNhLRW8QoL6 سید جواد ذبیحی (زادهٔ ۱۳۰۹ شمیران – درگذشتهٔ ۲۴ تیر ۱۳۵۹ تهران)[۲] مؤذن، مداح
https://soundcloud.app.goo.gl/ZntAQ7zNhLRW8QoL6 سید جواد ذبیحی (زادهٔ ۱۳۰۹ شمیران – درگذشتهٔ ۲۴ تیر ۱۳۵۹ تهران)[۲] مؤذن، مداح و نوحه و مناجات‌خوان و خواننده دعاهای مذهب شیعه در مراسم مذهبی اهل بیت و آوازهای اصیل ایرانی بود.پس از انقلاب، از آنجایی که مورد غضب انقلابیون و تندروهای مذهبی قرار گرفته‌بود، ذبیحی مدتی به زندان افتاد. پس از آزادی، در تیر ۱۳۵۹، او به شکل فجیعی با مثله شدن بدن‌اش به قتل رسید الهی این زندگانی نیست بلکه عذاب است و‌این نه عمر است بلکه بنیادی بر آب است اگر نظر عنایت تو نباشد؛کار خراب است الهی ،ما در دنیا معصیت می کردیم دوست تو محمد ص اندوهگین می شد و دشمن تو ابلیس،شاد در قیامت اگر عقوبت کنی باز دوست تو اندوهگین شود و دشمن تو شاد روحش شاد @unityofcreature

انسان داراي دو دهان است ؛ يكي دهان تن است كه همين دهان معروف است ، و ديگري دهان روان است كه گوش انسان است . انسان از آن دهان غذاي تن ميخورد و از اين دهان غذاي روان كه علوم و معارف گرد مي آورد و ارتقاء روحي ميبايد . آدمي فربه شود از راه گوش جانور فربه شود از راه نوش 🍃اي عزيز ! بيدار باش و دركار خود هوشيار باش و در راه كسب معارف و حقائق پايدار باش 🍃و از همسالان خاكي دنيا زده الوده ي بوالهوس ، سخت بيزار و برحذر و بركنار باش . هزار و يك كلمه ج ٦ 📚 علامه حسن زاده حفظه الله ✍️ @unityofcreature

روایت عاشقانه کربلا #علامه_مروجی_سبزواری @shams_sabzevari #توحید #توکل #عاشورا

وگفت: من نگویم که دوزخ و بهشت نیست ، من گویم که دوزخ و بهشت را به نزدیک من جای نیست ؛زیرا که هر دو آفریده است و آنجا که منم ،آفریده را جای نیست #توحید

کشتی شکسته.m4a16.22 MB

💢 هشدار مولوی دربارهٔ عزاداری بدون معرفت 💢 ✳️ مولانا در مثنوی یک‌بار به‌صورت مستقیم به عزای امام حسین (علیه‌السلام) می‌پردازد و در آنجا می‌خواهد به ما هشدار دهد این عزاداری ظاهری که برای امام حسین می‌کنید بهتر است برای خودتان باشد، نه برای امام حسین. تسلیت به خودتان باشد و نه تعزیت به امام حسین. مولانا در دفتر ششم، داستانی را آورده که در آن شاعری وارد حلب می‌شود و می‌بیند عده‌ای دارند گریه و زاری می‌کنند. می‌پرسد چه شده است؟ می‌گویند مگر تو نمی‌دانی که روز عاشورا است و امام حسین و یارانش شهیده‌اند. مولانا در اینجا از زبان مردم حلب سخنان لطیفی را در مدح امام حسین می‌گوید: روز عاشورا نمی‌دانی که هست ماتم جانی که از قرنی به است پیش مؤمن کی بود این قصه خوار قدر عشق گوش عشق گوشوار پیش مؤمن ماتم ان پاک روح شهره‌تر باشد ز صد طوفان نوح مولانا این را از زبان حلبیان درباره امام حسین می‌گوید. شاعر اما تعجب می‌کند و می‌گوید این جریان چه زمانی اتفاق افتاده است؟ حلبیان می‌گویند: چند قرن پیش. و شاعر در جواب می‌گوید: تازه این خبر به شما رسیده است؟ مولانا نمی‌خواهد بگوید که چرا دارید گریه می‌کنید، بلکه می‌خواهد بگوید که این گریه و عزاداری شما از سر بی‌معرفتی است. اگر می‌خواهید عزاداری کنید: پس عزا بر خود کنید ای خفتگان زآنکه بد مرگی است این خواب گران شما چند قرن است که خوابیده بودید و الآن هم خوابید و هنوز نفهمیده‌اید که چه شده است. از نظر مولانا اگر این افراد در زمان امام حسین هم زندگی می‌کردند، چه بسا جزء اصحاب یزید بودند و بنابراین باید برای خودشان گریه کنند. وقتی باید گریه کرد که بدانیم امام حسین که بود و چه کرد. او خسروی بود که از زندان رهید و دیگران را هم آزاد کرد. بر دل و دین خرابت نوحه کن که نمی‌بیند جز این خاک کهن ور همی‌بیند چرا نبود دلیر پشتدار و جان‌سپار و چشم سیر مولانا می‌گوید اگر این گریه تو واقعاً از سر معرفت است پس چرا هیچ تحولی در خودت پیدا نمی‌شود و چرا خودت تغییر نمی‌کنی و در خوابی؟ پس بدان که این گریه به دردی نمی‌خورد. این ابیات را برخی اینگونه تفسیر کرده‌اند که مولانا ضد امام حسین سخن گفته است در حالی که مولانا در اینجا در واقع بر ضد عزاداران بی‌معرفت امام حسین سخن می‌گوید. بی‌معرفتی‌ای که صفت دینداران قشری است اما درباره خود امام حسین و شهیدان کربلا، مولانا چندین جا در غزلیات شمس به مدح سخن گفته است. بنابراین درباره اینکه گاه به غلط گفته می‌شود مولانا دشمن اهل ‌بیت بوده، باید به یاد داشت که خود مولانا می‌گوید کسی که دشمن اهل‌بیت باشد، زنازاده است. مقام امام حسین و شهیدان کربلا در نزد مولانا آن قدر والاست که بخشی از مراسم سماع مولانا، که ظاهراً هیچ ارتباطی هم نباید با اصل موضوع داشته باشد، در ذکر شهدای کربلاست. ✅ اما زیباترین سخنان مولانا درباره امام حسین را می‌توان در غزلیات (غزل ۲۷۰۷) دید که چنین می‌سراید: کجایید ای شهیدان خدایی بلاجویان دشت کربلایی کجایید ای سبک‌بالان عاشق پرنده‌تر ز مرغان هوایی مولانا هم در دیوان شمس و هم در مثنوی غالباً وقتی اسم شهید را می‌آورد یادآور شهیدان کربلا می‌‌شود و نمونه اعلای شهید را شهدای کربلا می‌داند. اما مولانا درباره شهیدان کربلا، صفت اصلی آنها را رها شدن و آزاد شدن می‌خواند: کجایید ای ز جان و جا رهیده کسی مر عقل را گوید کجایید کجایید ای در زندان شکسته بداده وام‌داران را رهایی این صفت رها شدن و آزاد شدن، صفت ولی است و کسی که اهل ولایت به معنای حقیقی لفظ است. مولانا در جای دیگری نیز در غزل ۲۳۰ چنین می‌گوید: ز سوز شوق، دل همی زند عَلا که بوک در رسدش از جناب وصل صلا دلست همچو حسین و فراق همچو یزید شهید گشته دو صد ره به دشت کرب‌وبلا مولانا می‌گوید دل مثل امام حسین و فراق همچو یزید است. دل مقام وصل است و فراق مقام دنیابینی و کثرت‌بینی. امام حسین به وصال و وحدت رسیده است در حالی که یزید در همان مقام کثرت‌بینی و دنیابینی باقی مانده است. اوّلی اما زنده و دومی مرده است: شهید گشته به ظاهر، حیات گشته به غیب اسیر در نظر خصم و خسروی بخلا 🔺ظاهراً یزید زنده است و حسین کشته شده است اما باطناً حسین زنده است و یزید مرده است. چرا که حسین: میان جنت و فردوس وصل دوست مقیم رهیده از تک زندان جوع و رخص و غلا ✍️ دکتر شهرام پازوکی ⭕️ @almenhaj #عاشورا