انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)
Ir al canal en Telegram
انجمن پاردان فضایی برای روشنگریهای تاریخی - اجتماعی در بلوچستان، بر محوریت ملیگرایی ایرانی. سگالیده جنگ و بهمیدان دلیر چو اشکش که صید آورَد نرّهشیر
Mostrar más624
Suscriptores
-124 horas
+17 días
-430 días
Archivo de publicaciones
Repost from ایرانبان کُرد
🎥کانال تلویزیونی اقلیم کردی عراق : در جنگ رمضان کشورهای پاکستان وترکیه و عربستان و مصر برای مقابله با تجزیهطلبی کردها و بلوچها در صورت سقوط رژیم ایران هماهنگ شدند و قرار شد پاکستان و ترکیه نیروهایی برای مقابله با تجزیه طلبان کرد و بلوچ اختصاص دهند، هرچند بخاطر اختلافات ترکیه و اسراییل ممکن است در این استراتژی خللی رخ دهد.
➖ ضمن ابراز ناخرسندی از قرار گرفتن نام هممیهنان بلوچ در دسته تجزیهطلبی، مگه قرار نبود ترکیه و عربستان ایران رو تجزیه کنن؟
_نخیر، قرار نبود. تجزیه هر کدوم از کشورهای منطقه، بهویژه کشوری مانند ایران، مثل افتادن دومینو همه جا رو درگیر میکنه. این دکانی بود که برای سرگرم کردن مردم ایران ساخته شده بود و کلید این دکان رو هم به ایرانشهریها دادن.
@iranban_kord
برای ساختن آیندهای که محصول آن پیشرفت، توسعه و شکوفایی باشد، ضروری است که از تکرار انزوای منطقهای و جهانی ایران جلوگیری کنیم. گام اول این است که با کشورهای دیگر، در عین حفظ منافع ملی، همکاری دوستانه و صلحآمیز بر اساس منافع مشترک برقرار کنیم. این رویکرد میتواند به مشارکت در حفظ صلح جهانی، حل بحرانهای داخلی با همکاری دیگران و تبادل نظر و گفتوگو در زمینه مسائل بینالمللی منجر شود.
اما بیش از هر چیزی، لازمهٔ همکاری با دیگران این است که خود را در موقعیتی برابر با آنها ببینیم. برای دستیابی به این نگاه، باید عینک خودبرتربینی و خودکمبینی نسبت به دیگران را که ناشی از خودشیفتگی، دگرستیزی، غیریتسازی و دشمنتراشی، نژادپرستی، اختلافات دینی و همچنین احساس حقارت و عقبماندگی است، کنار بگذاریم.
اگر ملت ایران بتواند نقاط ضعف و کاستیهای خود را بپذیرد و بهطور علمی و عملی در پی رفع آنها باشد، میتواند از این احساسات عبور کند و با اتکا به واقعیتها، عقلانیت و منطق، روابطی صلحآمیز با دیگران برقرار کند و به بازسازی موقعیت منطقهای و جهانی خود بپردازد.
رسانههای تجزیهطلب به ترویج نظریات نادرستی میپردازند که به مخاطبان القا میکند شرایط برای تجزیه ایران مهیا شده است. آنها با انتشار اخبار کذب و بیاساس، سعی دارند افکار جمعی را برای دستیابی به اهداف خود آماده کنند و مردم را به سوی بنبست تجزیهطلبی سوق دهند. مسلماً کسی که عمداً به مردم آدرس غلط میدهد، خود میداند که در حال دروغ گفتن است. با این حال، آنها به دروغپردازی ادامه میدهند، زیرا منافع حزبیشان برای کسب قدرت بیشتر، چنین حکم میکند.
واقعیت این است که موقعیتی که ما در آن قرار داریم، موقعیت تجزیهٔ ایران نیست؛ بلکه اساساً مسئله چیز دیگری است. این احزاب، به جای این که مردم را برای شرایط پیش رو آگاه و آماده کنند و آنها را بهسوی تلاش جمعی در مسیر درست، برای دستاوردهایی که رسیدن به آنها امکانپذیر است، راهنمایی کنند؛ صحبت از تجزیه میکنند که در این شرایط، تنها به تفرقه و ناامیدی دامن میزند و چیزی جز هدر رفتن نیرو و تلاش مردم به بار نمیآورد. عدم واقعبینی نه تنها به کسب قدرت و اعتبار برای این احزاب نمیانجامد، بلکه فاصله رویافروشیهای آنها با واقعیتها، منجر به فاصله افتادن بین آنها و مردم نیز خواهد شد. چرا که مردم در رویاهای آنها زندگی نمیکنند و در حقیقت، آیندهٔ مردم بر اساس واقعیتها رقم میخورد.
رسانههای تجزیهطلب به ترویج نظریات نادرستی میپردازند که به مخاطبان القا میکند شرایط برای تجزیه ایران مهیا شده است. آنها با انتشار اخبار کذب و بیاساس، سعی دارند اذهان عمومی را برای دستیابی به اهداف خود آماده کنند و مردم را به سوی بنبست تجزیهطلبی سوق دهند. مسلماً کسی که عمداً به مردم آدرس غلط میدهد، خود میداند که در حال دروغ گفتن است. با این حال، آنها به دروغپردازی ادامه میدهند، زیرا منافع حزبیشان برای کسب قدرت بیشتر، چنین حکم میکند.
واقعیت این است که موقعیتی که ما در آن قرار داریم، موقعیت تجزیهٔ ایران نیست؛ بلکه اساساً مسئله چیز دیگری است. این احزاب، به جای این که مردم را برای شرایط پیش رو آگاه و آماده کنند و آنها را بهسوی تلاش جمعی در مسیر درست، برای دستاوردهایی که رسیدن به آنها امکانپذیر است، راهنمایی کنند؛ صحبت از تجزیه میکنند که در این شرایط، تنها به تفرقه و ناامیدی دامن میزند و چیزی جز هدر رفتن نیرو و تلاش مردم به بار نمیآورد. عدم واقعبینی نه تنها به کسب قدرت و اعتبار برای این احزاب نمیانجامد، بلکه فاصله رویافروشیهای آنها با واقعیتها، منجر به فاصله افتادن بین آنها و مردم نیز خواهد شد. چرا که مردم در رویاهای آنها زندگی نمیکنند و در حقیقت، آیندهٔ مردم بر اساس واقعیتها رقم میخورد.
در بررسی آیندهٔ ایران و سناریوهای محتمل در بستر تحولات کنونی، نمیتوان بدون اطلاع از جزئیاتی که طبیعتاً در دسترس ما نیستند، به تصویرسازی دقیقی از وقایع آتی دست یافت. با این حال، با توجه به منافع بازیگران اصلی در عرصهٔ جهانی و منطقهای، میتوان به تحلیل سناریوهایی پرداخت که به نظر میرسد به دلایل مختلف غیرمحتمل هستند.
یکی از این بازیگران کلیدی، ایالات متحده آمریکا است که در رقابتهای استراتژیک با قدرتهای دیگر نظیر چین، روسیه و اتحادیه اروپا قرار دارد. ایران به عنوان یکی از مناطق استراتژیک در این معادلات، نقش بسزایی در تعیین آیندهٔ این رقابتها ایفا میکند. اگر یکی از این قدرتها بتواند ایران را به عنوان یک متحد در کنار خود داشته باشد، به منافع اقتصادی و سیاسی قابل توجهی دست خواهد یافت. اما برای تحقق این منافع، ایجاد ثبات و امنیت در ایران و همچنین روی کار آمدن حکومتی همسو و متحد، ضروری است. بنابراین، پیروزی تنها در عرصهٔ نظامی کافی نیست؛ پیروزی در عرصهٔ سیاسی نیز امری حیاتی است.
از این رو، سناریوهایی نظیر نابودی تمامی زیرساختهای حیاتی کشور در خلال جنگ یا وقوع جنگهای داخلی با ماهیت قومی و مذهبی به شدت غیرمحتمل به نظر میرسند. هر نوع جنگ فرسایشی که منجر به تخریب زیرساختها و از دست رفتن سرمایه انسانی شود، نه تنها مانع از ایجاد امنیت و ثبات لازم برای پیشبرد منافع خواهد شد، بلکه شکلگیری حکومتی همسو و متحد را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
برای بازیگر کلیدی دیگر که یک قدرت منطقهای است، یعنی اسرائیل، وجود یک حکومت مدنی که فاقد وابستگیهای ایدئولوژیک باشد، اهمیت بسیاری دارد. حکومتی که تحت تأثیر ایدئولوژیهای خاص نظیر اسلامگرایی یا قومگرایی عمل کند، رفتار غیرقابل پیشبینی خواهد داشت و ممکن است بیشتر بر اساس محاسبات ایدئولوژیک خود عمل کند، نه بر اساس منافع ملی که میتواند منجر به شکلگیری روابط دوستانهٔ منفعتمحور باشد. چنین وضعیتی میتواند مانع از شکلگیری اتحادها و همکاریهای مبتنی بر منافع ملی شود و حتی به ادامهٔ یهودیستیزی و اسراییلستیزی بینجامد. همچنین هرگونه بیثباتی و ناامنی ناشی از درگیریهای ایدئولوژیک قومی-مذهبی در داخل کشور، میتواند فرصتی برای رقبای اسرائیل، نظیر ترکها و عربها فراهم آورد. هرچند که خود این کشورها در حالت طبیعی، از سناریوی ناامنی و بیثباتی در ایران که به ضرر آنها نیز هست، استقبال نمیکنند.
با توجه به این مؤلفهها، میتوان نتیجهگیری کرد که برخی سناریوها در برنامهٔ بازیگران اصلی نیستند؛ از جمله تجزیه سیاسی ایران بر اساس ایدئولوژیهای قومی یا مذهبی و نیز، روی کار آمدن یک حکومت ایدئولوژیک و غیرمدنی دیگر.
بلکه آنها، بیشتر خواهان شکلگیری ثبات و آرامش در ایران و روی کار آمدن یک حکومت مدنی و غیرایدئولوژیک و همسو با منافع این کشورها هستند.
با کمال تأسف، پرپر شدن گلهای معصوم مدرسه میناب و دیگر جانباختگان غیرنظامی بیگناه و بیپناهِ فجایع زمستان خونین امسال را به خانوادههای داغدیده و تمامی هموطنان عزیز تسلیت میگوییم. این عزیزان در آتش جنگافروزیهای کسانی سوختند که غرق در اندیشههای متعصبانه و جاهلانهٔ خویش، به ضدیت با بشریت میپردازند. آنها بدون توجه به خواست ملت ایران و منافع ملی، چندین دهه برعلیه ایرانیان و جهانیان دست به ویرانگری و آشوبگری زدند و هماکنون خشم هردو را برای خود خریدهاند. در حالی که وظیفهٔ آنها این بود که ملت خود را اولویت قرار بدهند، کشور را از جنگ دور نگه دارند و با رعایت خواست و منافع ملت، با دیگران روابطی صلحآمیز و سازنده برقرار کنند؛ نهتنها به این وظایف عمل نکردهاند، بلکه برخلاف آن قدم گذاشتند و به جان و مال شهروندان، چه ایرانی و چه غیرایرانی، تعرض کردهاند؛ اقداماتی که در نهایت، منجر به آغاز جنگ شده است. امید داریم که روزی فرا برسد که یک حکومت مردمی، عادل، صلحطلب و پایبند به قانون بر سر کار بیاید و آرامش بر این سرزمین حکمفرما شود تا دیگر شاهد چنین فجایعی نباشیم.
اخبار ضد و نقیضی از تهدیدات جدی علیه تمامیت ارضی کشور به گوش میرسد؛ تهدیداتی که شامل خطر اشغال سرزمینی بهدست برخی از کشورهای همسایه و یا تلاش گروهکهای قومگرای خودگردانیخواه برای تسخیر و تجزیه بخشهایی از میهن عزیزمان میشود. در مورد این گروهکها چنین ادعا میشود که، دارای حمایتهای قابل توجهی از سوی بازیگران مهم و تعیینکننده هستند. در حال حاضر که این متن به نگارش درمیآید، این دعاوی هنوز تأیید و اثبات نشده و حتی تکذیب هم شدهاند.
مردم دلیر ایران، نشان دادهاند از خونخوارترین دشمنان و سهمگینترین تهدیدات هراسان نمیشوند و پا پس نمیکشند و در سختترین شرایط نیز، عزم و ارادهٔ آنان سست نشده و نخواهد شد. بنابراین، برای هر کسی که خشم و حساسیتهای مردم را نادیده بگیرد و بر روی خط قرمزها دست بگذارد، باید گفت که مرتکب یک اشتباه محاسباتی بزرگ شده است.
اما همچنین باید در نظر داشت که این حساسیتها، میتوانند به آسانی مورد سوءاستفاده قرار گیرند. چنانکه اشغالگران جنایتکار این کشور، در طی این چند دهه و بهویژه در شرایط بحرانی، در تلاش بودهاند تا با تحریک احساسات ملی و میهنپرستی مردم، به نفع خود یارگیری کنند. زیرا در شرایط بحرانی، اگر که بتوانند مردم را در پایگاه خود داشته باشند، پیروز نهایی خواهند بود.
پس بیایید ضمن هوشیاری و پاسداری از میهن، احساسات ملی خود را به عنوان ابزاری برای مقاومت علیه تهدیدات واقعی و عینی استفاده کنیم. هماکنون، تمرکز ما روی دشمنانی است که برعلیه ما شمشیر از نیام کشیدهاند و خون عزیزان ما را ریختهاند. اگر تهدیدهای خفتهٔ دیگری وجود داشته باشد، در صورت وقوع، پاسخ درخوری خواهند گرفت.
پاینده ایران.
اخبار ضد و نقیضی از تهدیدات جدی علیه تمامیت ارضی کشور به گوش میرسد؛ تهدیداتی که شامل خطر اشغال سرزمینی بهدست برخی از کشورهای همسایه و یا تلاش گروهکهای قومگرای خودگردانیخواه برای تسخیر و تجزیه بخشهایی از میهن عزیزمان میشود. در مورد این گروهکها چنین ادعا میشود که، دارای حمایتهای قابل توجهی از سوی بازیگران مهم و تعیینکننده هستند. در حال حاضر که این متن به نگارش درمیآید، این دعاوی هنوز تأیید و اثبات نشده و حتی تکذیب هم شدهاند.
مردم دلیر ایران، نشان دادهاند از خونخوارترین دشمنان و سهمگینترین تهدیدات هراسان نمیشوند و پا پس نمیکشند و در سختترین شرایط نیز، عزم و ارادهٔ آنان سست نشده و نخواهد شد.
بنابراین، برای هر کسی که خشم و حساسیتهای مردم را نادیده بگیرد و بر روی خط قرمزها دست بگذارد، باید گفت که مرتکب یک اشتباه محاسباتی بزرگ شده است.
اما همچنین باید در نظر داشت که این حساسیتها، میتوانند به آسانی مورد سوءاستفاده قرار گیرند. چنانکه اشغالگران جنایتکار این کشور، در طی این چند دهه و بهویژه در شرایط بحرانی، در تلاش بودهاند تا با تحریک احساسات ملی و میهنپرستی مردم، به نفع خود یارگیری کنند. زیرا در شرایط بحرانی، اگر که بتوانند مردم را در پایگاه خود داشته باشند، پیروز نهایی خواهند بود.
پس بیایید ضمن هوشیاری و پاسداری از میهن، احساسات ملی خود را به عنوان ابزاری برای مقاومت علیه تهدیدات واقعی و عینی استفاده کنیم. هماکنون، تمرکز ما روی دشمنانی است که برعلیه ما شمشیر از نیام کشیدهاند و خون عزیزان ما را ریختهاند. اگر تهدیدهای خفتهٔ دیگری وجود داشته باشد، در صورت وقوع، پاسخ درخوری خواهند گرفت.
پاینده ایران.
اخبار ضد و نقیضی از تهدیدات جدی علیه تمامیت ارضی کشور به گوش میرسد؛ تهدیداتی که شامل خطر اشغال سرزمینی بهدست برخی از کشورهای همسایه و یا تلاش گروهکهای قومگرای خودگردانیخواه برای تسخیر و تجزیه بخشهایی از میهن عزیزمان میشود. در مورد این گروهکها ادعا میشود که حمایتهای قابل توجهی از سوی بازیگران مهم و تعیینکننده را دارند.
مردم دلیر ایران، نشان دادهاند از خونخوارترین دشمنان و سهمگینترین تهدیدات هراسان نمیشوند و پا پس نمیکشند و در سختترین شرایط نیز، عزم و ارادهٔ آنان سست نشده است.
بنابراین، برای هر کسی که خشم و حساسیتهای مردم را نادیده میگیرد و بر روی خط قرمزهای آنها دست میگذارد، باید گفت که مرتکب یک اشتباه محاسباتی بزرگ شده است.
اما باید در نظر داشت که این حساسیتها میتوانند به آسانی مورد سوءاستفاده قرار گیرند. برخی در تلاشند تا با تحریک احساسات ملی و میهنپرستی مردم، به نفع خود یارگیری کنند. در این شرایط بحرانی، اگر که بتوانند مردم را در پایگاه خود گردآوری کند، پیروز نهایی خواهد بود.
پس بیایید ضمن هوشیاری و پاسداری از میهن، احساسات ملی خود را به عنوان ابزاری برای مقاومت علیه تهدیدات واقعی و عینی استفاده کنیم. هماکنون، تمرکز ما روی دشمنانی است که برعلیه ما شمشیر از نیام کشیدهاند و خون عزیزان ما را ریختهاند. اگر تهدیدهای خفتهٔ دیگری وجود داشته باشد، به وقت وقوعشان، پاسخ درخوری خواهند گرفت.
پاینده ایران.
شهروندان بلوچ ضمن داشتن گرایشهای سیاسی گوناگون، خواهان همبستگی با سایر شهروندان ایران-اند. این پیامی-ست که طی سالهای گذشته از سوی معترضان در تمامی شهرهای این خطّه از ایران، یعنی بلوچستان، مخابره شده است: ما حفظ تمامیت ارضی ایران و وحدت ملی بین تمام ایرانیان فارغ از قشربندیهای زبانی و عقیدتی را خواهانیم. همانطور که دگر مردمان ایران، با زبانها و عقاید مختلف، نیز بر اهمیت میهنپرستی و وحدت ملی واقف-اند. مردم ایران و بالاخص بلوچها، تجربهٔ سالها تبعیض و نابرابری را دارند و بهمینسبب لزوم همبستگی را به خوبی درک میکنند. گفتنی-ست که لازمهٔ همبستگی و اتحاد، درک و احترام نسبت به تفاوتها و گوناگونیها در هر زمینه، منجمله زبان و فرهنگ و باورهای سیاسی و مذهبی است. بر فعالان سیاسی، لازم است تا این خواستهٔ مردم را درک کنند و محترم بشمرند. هیچکس نباید بعلت این تفاوتها، طرد و سرکوب شود و هرکس که چنین برخوردی با مردم داشته باشد، عامل برهمزدن همبستگی و جلوگیری از برابری است. از این رو، اگر مردمی هستید، نه بر آتش تفرقه بیفروزید و نه بخشی از مردم را به دلیل تفاوتها، نادیده بگیرید.
نگرانی بلوچها از آینده سیاسی ایران؛ راه سکولاریسم
با توجه به تجربه ۴۷ سال گذشته، بسیاری از مردم بلوچ به دلیل سنیبودن خود، در چارچوب یک حکومت مذهبی شیعه احساس تبعیض کردهاند. بلوچستان با وجود ظرفیتهای انسانی و اقتصادی بالا، همچنان از مناطق کمترتوسعهیافته ایران باقی مانده و این واقعیت باعث شده نگرانی درباره آینده سیاسی کشور کاملاً قابل فهم باشد.
طبیعی است که برخی بپرسند: چه تضمینی وجود دارد که پس از تغییر سیاسی، این تبعیضها پایان یابد؟
همچنین گاهی پیامهایی خشمآلود در فضای عمومی دیده میشود؛ مانند توهین به نمادهای مذهبی یا سخن از مسجدسوزی و قرآنسوزی، که احساسات دینی بسیاری را جریحهدار میکند و ترس از آینده را افزایش میدهد. اما پیش از هر چیز باید میان مسئولیت فردی و مسئولیت نهادی و حقوقی تفاوت قائل شد. رفتار یا سخن یک فرد، نماینده کل یک جامعه یا یک تفکر سیاسی نیست؛ هر فرد تنها نماینده خود است.
در میان گزینههای مطرح برای آینده سیاسی ایران، رهبر دوران گذار بر چهار اصل برای دوره گذار تأکید کرده است که مهمترین آن، سکولاریسم و جدایی دین از حکومت است. اهمیت این اصل در آن است که ساختار سیاسی آینده بر پایه برتری یک مذهب بر مذاهب دیگر شکل نگیرد.
سکولاریسم به این معناست که دولت نه شیعه است، نه سنی، و نه وابسته به هیچ باور دینی خاص؛ بلکه متعلق به همه شهروندان است. حتی اگر شکل نظام سیاسی آینده — چه پادشاهی و چه جمهوری — از طریق همهپرسی تعیین شود، اصل جدایی دین از سیاست تضمین میکند که قانون، حقوق افراد را مستقل از اعتقادات مذهبی آنان تعریف کند.
در چنین ساختاری، شهروند ایرانی پیش از هر چیز «شهروند» است:
یک بلوچ سنی، یک شیعه، یک زرتشتی، یک یهودی یا یک مسیحی، همگی در برابر قانون برابر خواهند بود و پیشینه مذهبی آنان نقشی در حقوق سیاسی و اجتماعیشان نخواهد داشت.
این نگاه میتواند دریچهای تازه از فرصتها بگشاید؛ جامعهای که در آن حتی رسیدن یک بلوچ سنیمذهب به مقامهای عالی سیاسی، امری طبیعی و ممکن باشد. بسیاری از تنشها و دشمنیهایی که مردم ایران در این سالها تجربه کردهاند، نتیجه پیوند ایدئولوژی مذهبی با قدرت سیاسی بوده است؛ ساختاری که تحمل تفاوتها را دشوار میکند.
در اینجا یک نکته اساسی باید صریح گفته شود: مسئله آینده ایران، جایگزینی یک حکومت مذهبی با حکومت مذهبی دیگر نیست. تجربه منطقه پیش چشم ماست. کشورهایی که حکومت را بر پایه ایدئولوژی دینی بنا کردهاند، نشان دادهاند که وقتی دین به ابزار قدرت سیاسی تبدیل میشود، نخستین قربانی آن خود جامعه مذهبی است.
نمونه روشن آن است. حکومتی که به نام دین شکل گرفت، اما نتیجه آن محدود شدن آزادیهای اجتماعی، انزوای بینالمللی، بحران اقتصادی، مهاجرت گسترده و کاهش فرصتهای آموزشی و شغلی برای نسل جوان شد. تجربه افغانستان نشان میدهد که حکومت مذهبی، حتی اگر با شعار دفاع از ایمان آغاز شود، در عمل میتواند به تمرکز قدرت، حذف صداهای متفاوت و بستهشدن مسیر توسعه منجر شود.
همچنین تجربه نشان میدهد که پیوند سیاست و مذهب چگونه میتواند رقابتهای فرقهای را تشدید کرده و ثبات اجتماعی را آسیبپذیر کند. این نمونهها هشدار میدهند که مسئله اصلی، شیعه یا سنی بودن حکومت نیست؛ بلکه مذهبی بودن خودِ حکومت است.
پرسش واقعی این است: آیا آیندهای شبیه این الگوها برای فرزندانمان میخواهیم؟ یا کشوری که در آن هویت دینی هر فرد محترم باشد، اما حکومت متعلق به همه شهروندان باشد؟
هدف، وعدهدادن یک آرمانشهر نیست؛ جامعهای بینقص وجود ندارد. آنچه میتوان ساخت، کشوری است که در آن همه شهروندان — فارغ از مذهب، قومیت یا پیشینه — فرصت برابر داشته باشند تا برای زندگی بهتر تلاش کنند؛ کشوری که هر ایرانی بتواند در هر نقطه آن تحصیل کند، کار کند و زندگی کند، بدون ترس یا نفرت از دیگری.
در لسآنجلس افتخار حضور در کنار هممیهنان میهنپرستمان را داشتم و هزاران مایل دورتر از وطن، حسّ تعلق به وطن و داشتن پرچم و اتحاد ملی را تجربه کردم. تنها میتوانم بگویم هیچگاه در طول عمرم اینچنین حس غرور نکرده بودم. یقین دارم که روزهای روشن برای ایران و ایرانی بسیار نزدیک است و بهزودی کرامت و عزت و آبادی و آزادی به دیارم بلوچستان و همه جای ایران برخواهدگشت💚🤍❤️
در این روزهای سخت، اندکی جای خوشحالی دارد که ایرانسوزان آن تهماندهٔ اعتباری که داشتند را بر سر مقابله با مردم، قمار کردند و تمامش را باختند و دیگر نمیتوانند مانع ایرانسازی شوند؛ چون مردم خیانتشان را به چشم دیدند، آنها را پشت سر خواهند گذاشت...
نگران نباشید!
گوسفند را هم پیش از آنکه سر ببرند، میبرند لب نهر و آب گوارا مینوشانند.
داس و چکش را در آستینهایش و جلیقه انتحاری را زیر عبایش قایم کرده و از دموکراسی میگوید🗣
امروز در این انجمن، یادداشتی را برای شما به یادگار میگذاریم و قول میدهیم ایران تجزیه نخواهد شد و به سوی آن هم نخواهد رفت.
چراکه بازیهای قومیّتی که در بیشتر مناطق تا به همین الان هم شکست خوردهاند، چیزی جز بازیهای امنیتی و ضدامنیتی دستگاههای اطلاعاتی حکومتهای مختلف نبودهاند و نیستند و تا به الان هم، در همین بازیها، تجزیه هدف اصلی نبوده است. حتی در داخل هم این بازیها بازیگردانانی دارند، از خود بپرسید چرا گردهمایی بزرگداشت کوروش دیگر تکرار نشد اما شعارهای ایرانستیزانه در فلان ورزشگاه و فلان جشن مکرراً تکرار میشوند؟
در داخل، با جلو انداختن قومگرایی، میخواستند جلوی اتحاد ملی را بگیرند و دستگاههای اطلاعاتی امنیتی دیگر کشورها هم صرف رقابت سیاسی و نه برای تجزیهٔ ایران به قومگرایی دامن میزدند.
اکنون ملت ایران در رخدادهای اخیر، در بیشتر شهرهای ایران همبستگی خود را نمایان کردند. آن اتحاد ملی به بهترین شکل ممکن پا گرفت. اگر روزی بازیهای امنیتی تغییر کنند که خواهند کرد، دستهای خارجی هم از پشت پردهٔ این بازی کنار خواهد رفت و برای آنهایی که تا آخرین لحظه کنار مردم نایستادند، جز رسوایی و سرخوردگی چه میماند؟
ضمناً اگر به دیدهٔ نمایش به آن بنگریم، در هر نمایشی که ضدقهرمانی داشته باشد، قهرمانانی هم ساخته و پرداخته میشوند. نقش قهرمانان ساختگی و پوشالیِ این نمایش را هم کسانی بازی میکنند که دائم با هدف جلوگیری از حرکتهای ملی، مسئلهٔ تجزیه را به پیش میکشند.
در آخر توصیه نمیکنم اما امیدوارم آن عدهای که همچنان دلبسته و دلواپس جریانهای تفرقهافکن هستند، به این باور برسند که پیروزی در اتحاد نهفته و نتیجهٔ کارشکنیِ آنها جان هموطنانمان است، خسارتی که با هیچ غرامتی قابل جبران نیست. حال دیگر خودشان بدانند و وجدانشان و چنانچه اگر وجدانی ندارند، با خشم مردم چه خواهند کرد؟ این دیگر به خودشان مربوط است.
عرض تسلیت به خانوادهها و دوستان جانباختگان. شما تنها نیستید، یک ملت سوگوار سوگ شما و کینخواه کین شماست.
درود میفرستم به همه کسانی که در این راه فداکاری و جانفشانی و ایستادگی کردند.
خیانتها و تفرقهافکنیهای آنانی که پشت به مردم کردند را نیز فراموش نمیکنیم، مطمئن باشید به وقتش سراغ شما هم میآییم.
به امید روزهای روشن✌️
و آرزوی هدایت برای کسانی که این وسط میخواهند حکومت قبلی را سرنگون کنند🤲
مردم عزیز بلوچ
مراقب کسانی باشید که میکوشند بین مردم دودستگی ایجاد کنند و به بهانههایی، شما را ساکت و بیصدا و در حاشیه نگه دارند. نگذارید با مسائل حاشیهای، شما را از هدف اصلی منحرف کنند. هشیار باشید که هنگام غفلت نیست.
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
