es
Feedback
Oxymoron

Oxymoron

Ir al canal en Telegram
1 051
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
-230 días
Archivo de publicaciones
خب قرص خواب‌‌مون رو هم خوردیم و کم کم با تایمر منگ می‌شیم.

البته که پیاماتون رو اینجا پست نمی‌کنم و لینک موقته.

اشکالی نداره. توام می‌تونی باشی. این دنیا به آدم‌های حال‌بهم‌زن و رقت‌انگیز و متظاهر هم نیاز داره.

Leather - Tori Amos.mp32.94 MB

photo content

پس هربار که مچ یکی رو می‌گیرم که به چیزهای کوچیکی که از خودم و کوله‌ام آویزونه زل زده، یا روی حرکات دست‌ها و چشم‌هام تمرکز کرده، چطور راه می‌رم، زخم‌هام کجان و چقدر خوب قایمشون‌ کردم، می‌خوام بگم می‌دونم داری چیکار می‌کنی، و منتظرت بودم. تمام این جزییات رو هم برای تو گذاشتم تا ببینی و از این بازی دوطرفه لذت ببری.

دلیلی هم که بعضی‌ها رو بیشتر از دیگران تحمل می‌کنم و باهاشون بهترم شاید همین باشه که درکشون زمان بیشتری می‌بره، بازی جالب‌تریه و گاهی از راه دادنم به درون می‌ترسن. مثل دونفر توی اتوبوس. یکی‌شون بلند با تلفنش حرف می‌زنه، تتوهای مختلف محوی داره، قبل ایستگاهش از صندلی بلند شده و الانم آدامسشو می‌خواد روی آسفالت‌ها تف کنه. با اون آدمی که سوار می‌شه، به هیچکس نگاه نمی‌کنه، کل مدت اون‌ وسط ایستاده و از نگاه کردن بهش (با چشم غیرمسلح) مطلقا هیچ سرنخی برات نذاشته. دوست دارم دسته‌ی دوم رو قورت بدم.

نه تنها توی خوندن آدم‌ها خوبم بلکه با کوچک‌ترین سرنخی می‌تونم پیش‌بینی‌شون‌ کنم، و گاهی به شناختی می‌رسم که خودشون هرگز نرسیدن. به این صورتم نیست که دلایل و شواهد رو بچینی کنار هم و به یه دید کلی برسی. اینطور که شواهد برام یه لایه خیلی نازک روی کلی انگیزه و سیستم و بازتاب‌های دیگه‌ان. مثلا اگر شما می‌بینید یکی از رنگ قرمز خوشش اومده، من می‌تونم بفهمم چرا رنگ قرمز، چرا رنگ آبی نه، کدوم بخش هویتش توی اون تیکه گنجونده شده و اینکه قراره با این علاقه چیکار کنه. و قضیه چیز شرلوک هولمزیی نیست، قرارم نیست با هرکس عین یه کتاب باز برخورد کنم. فقط یه سیستمه که برای دور ایستادن خودم ساختم.

I missed the night when we were singing this together, bewitched, enchanted, out of our fucking mind.

Night Shift - Siouxsie and The Banshees.mp35.54 MB

photo content

پس دیگه نپرسید چرا رو مچ پات صاعقه کشیدی.

هربار که چیزی می‌نویسم که دوستش دارم می‌فهمم که اون‌ نوشتن کار من نیست. اون کار تمام چیزهاییه که بودم و تمام قطرات و ریشه‌ها و نسیم‌هام که جزوی از طبیعته. انگار از آسمون فرود می‌آد و می‌ره تو قلبم و از طریق پاهام دوباره با سیم‌های بلند نامرئی به زمین برمی‌گرده. و یه نفر یه‌جایی، یه سر دیگه‌ی سیم ایستاده که هربار که من می‌نویسم یه دردی توی اون بوجود می‌آد. و خودش نمی‌دونه منبعش کجاست چون هنوز یاد نگرفته پشت سرشو نگاه کنه. و این روند تا انتهای زمان ادامه داره. منم یه رابط کوچیک فانی‌ام که با همون صدا صحبت می‌کنه.

Iieee - Tori Amos.mp33.78 MB

Do unto you now what has been done to me. Do unto you now what has been done to you.

خب خوبه. خوشحال شدم از معاشرتتون. اگر هموفوب و ترنسفوب و نژادپرست و امثالهم هم هستید که الان فرصت خوبیه بدونید ازتون حالم به هم می‌خوره و می‌تونید راحت لفت بدید چون نیازی با حضورتون نیست.

ارده و کره بادوم زمینی و همه اینا زیادی توی دهن حس بدی ایجاد می‌کنن.

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ارده خیلی underrated، زیبا و خوشمزست و ترکیبش روی موز و سیب با دارچین بسیار رویاییه، حتی با سالاد، یا توی غذا T___T I'm addicted