es
Feedback
روضه

روضه

Ir al canal en Telegram

❖﷽❖ کانال اشعار اوج روضه کپی مطالب با ذکر منبع مجاز است ♦️ کانال مرثیه: @marsiyeeh 🔹 ارتباط شاعران با ما: @heydari_am_man 🔸 هماهنگی تبادل و تبلیغات: @navay_roze

Mostrar más

📈 Análisis del canal de Telegram روضه

El canal روضه (@rozeh_1) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 17 616 suscriptores, ocupando la posición 4 684 en la categoría Religión y espiritualidad y el puesto 19 152 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 17 616 suscriptores.

Según los últimos datos del 24 julio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de 40, y en las últimas 24 horas de 3, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 6.94%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener N/A% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 0 visualizaciones. En el primer día suele acumular 0 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 0.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
❖﷽❖ کانال اشعار اوج روضه کپی مطالب با ذکر منبع مجاز است ♦️ کانال مرثیه: @marsiyeeh 🔹 ارتباط شاعران با ما: @heydari_am_man 🔸 هماهنگی تبادل و تبلیغات: @navay_roze

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 25 julio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Religión y espiritualidad.

17 616
Suscriptores
+324 horas
+87 días
+4030 días

Carga de datos en curso...

Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
julio '26
julio '26
+45
en 1 canales
junio '26
+209
en 2 canales
Get PRO
mayo '26
+37
en 0 canales
Get PRO
abril '26
+26
en 0 canales
Get PRO
marzo '26
+8
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+11
en 0 canales
Get PRO
enero '26
+8
en 1 canales
Get PRO
diciembre '25
+30
en 1 canales
Get PRO
noviembre '25
+40
en 4 canales
Get PRO
octubre '25
+21
en 2 canales
Get PRO
septiembre '25
+6
en 0 canales
Get PRO
agosto '25
+14
en 1 canales
Get PRO
julio '25
+149
en 8 canales
Get PRO
junio '25
+142
en 3 canales
Get PRO
mayo '25
+26
en 1 canales
Get PRO
abril '25
+28
en 4 canales
Get PRO
marzo '25
+43
en 1 canales
Get PRO
febrero '25
+47
en 1 canales
Get PRO
enero '25
+51
en 2 canales
Get PRO
diciembre '24
+104
en 1 canales
Get PRO
noviembre '24
+192
en 1 canales
Get PRO
octubre '24
+58
en 1 canales
Get PRO
septiembre '24
+10
en 1 canales
Get PRO
agosto '24
+31
en 2 canales
Get PRO
julio '24
+279
en 8 canales
Get PRO
junio '24
+59
en 8 canales
Get PRO
mayo '24
+86
en 6 canales
Get PRO
abril '24
+155
en 6 canales
Get PRO
marzo '24
+141
en 6 canales
Get PRO
febrero '24
+76
en 1 canales
Get PRO
enero '24
+141
en 9 canales
Get PRO
diciembre '23
+211
en 7 canales
Get PRO
noviembre '23
+131
en 7 canales
Get PRO
octubre '23
+86
en 7 canales
Get PRO
septiembre '23
+108
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+315
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+691
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+253
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+184
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+169
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+142
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+161
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+217
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+414
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+254
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+194
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+434
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+841
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+720
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+325
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+284
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+557
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+190
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+378
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+440
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+272
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+200
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+157
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+332
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+533
en 0 canales
Get PRO
julio '21
+243
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+274
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+217
en 0 canales
Get PRO
abril '21
+267
en 0 canales
Get PRO
marzo '21
+371
en 0 canales
Get PRO
febrero '21
+336
en 0 canales
Get PRO
enero '21
+339
en 0 canales
Get PRO
diciembre '20
+24 606
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
25 julio0
24 julio+4
23 julio+5
22 julio0
21 julio0
20 julio+2
19 julio+2
18 julio+4
17 julio+3
16 julio0
15 julio0
14 julio0
13 julio0
12 julio+4
11 julio0
10 julio+1
09 julio+3
08 julio+5
07 julio0
06 julio+3
05 julio+1
04 julio0
03 julio+1
02 julio+6
01 julio+1
Publicaciones del Canal
اینجا جمع #مداحان جَمعِ 😊 ❤️اگـه مداح هستید و نیاز به اشعار دسته اول و بروز و زیبا دارید بسم الله ❤️ مادحین بزرگ شعراشونو از اینجا ور میدارن👇 https://telegram.me/joinchat/AAAAAEFjsR35CcNyEcoOvw

2
#حضرت_زینب #اسارت به روی نیزه دلواپس؛ میایی پا به پایِ من فدایِ چشم های تو! نکن گریه برایِ من برای اولین بار است بی تو میروم جایی اگر منزل به منزل میشود غم آشنایِ من نشسته بر دلم داغت، شده از آهِ پی در پی؛ شبیه خیمه های سوخته، حال و هوایِ من به دستِ ساربان هر لحظه می بینم عقیقت را همان که بارها با آن اجابت شد دعایِ من نمی گوید کسی در قافله پیش ِ رباب از آب ولیکن حرمله(لع) لاجرعه می نوشد! خدایِ من... دلم خون است امّا خنجرش را شمر(لع) آورده تمام ِ راه را با خنده، پیش چشم هایِ من سپر بودم برای او، زمین خوردم! به جبرانش... رقیه(س) آمد و با گریه فوراً شد عصایِ من بیا دورم کن از اینجا، میان خیلِ نامحرم؛ سرِ بازار، در أنظار، هرگز نیست جایِ من دعایم کن! بلایای جدیدی پیش ِ رو دارم دعایم کن که این «شام» است؛ اصلِ کربلایِ من! مرضیه عاطفی @rozeh_1
2 912
3
#اسارت ای کشتی نجات بشر دستمان بگیر ماییم غرق موج خطر دستمان بگیر بر ما که در کمین بلا گیر کرده‌ایم با چشم مرحمت بنگر دستمان بگیر شیعه کم و محب گنهکارتان زیاد درهم محب و شیعه بخر دستمان بگیر ما؛ ای‌حسین، مسلم و هانی نمی‌شوییم ما و همین دو دیده‌ی تر دستمان بگیر از دست غیر دشنه‌ی دشنام می‌خوریم از دست دوست خون‌جگر دستمان بگیر ** راهی که پیش روست، دراز است و پای لنگ ای روی نیزه رفته سفر دستمان بگیر زینب اشاره کرد به سر، گفت "یاحسین" ای بر خیام سایه‌ی سر دستمان بگیر از قامت رشیده‌ی زن‌های خیمه‌ات جز سایه‌ای نمانده اثر دستمان بگیر رو کرد بعد بر سر عباس و گفت آه ماه منیر، قرص قمر دستمان بگیر هم بر لباس پاره‌ی ما سایه‌سار باش هم بر رخ سه‌ساله سپر دستمان بگیر امیر عظیمی @rozeh_1
2 540
4
#حضرت_زینب #اسارت ای کاش ماجرای بیابان دروغ بود این حرف های مرثیه خوانان دروغ بود! ای کاش این روایت پرغم سند نداشت بر نیزه ها نشاندن قرآن دروغ بود ای کاش گرگ تاخته بر یوسف حجاز مانند گرگ قصه کنعان دروغ بود! حیف از شکوفه ها و دریغ از بهار...کاش برجان باغ داغ زمستان دروغ بود... محمدمهدی سیار @rozeh_1
2 134
5
#حضرت_زینب #اسارت تا که اشکت ز دوچشم ترت افتاد زمین کوفیان سنگ زدند و سرت افتاد زمین مَلَأِ عام همه دورو برم خندیدند تاکه از ضرب لگد خواهرت افتاد زمین به روی ناقه نگاهش به عموجانش بود که ز سیلیِ عدو دخترت افتاد زمین کربلا نیزهٔ اغیار امانِ تو برید یاد دارم که چطور پیکرت افتاد زمین ته گودال به چَشم خودم آنجا دیدم قاتلت تیغ کشید مادرت افتاد زمین از همان لحظه اسارت نقشهٔ دشمن شد که برِ علقمه آب آورت افتاد زمین علی اصغر رفیعی @rozeh_1
1 954
6
#حضرت_رقیه #اسارت دیدم به روی نیزه ها بابا سرت را دیدم به دست ساربان انگشترت را بابا بمیرم تشنه بودی بین گودال پوشانده تیر و نیزه ها آن پیکرت را بابا تو رفتی و حرم رفته به غارت خیلی کتک زد قاتل تو خواهرت را راس تو روی نیزه ها! باشد قبول است اما به روی نیزه ها زد اصغرت را دستان ما بستند و در بین اسیری هنگام رفتن دیده ام‌ بال و پَرَت را وقتی که افتادم حواست بود بابا؟ حتما تو دیدی حال و روزِ دخترت را بابا وَرَم دارد تمام صورتِ من سیلی زده یک مرد جنگی دلبرت را بابا نشان پیری از موی سپید است؟ گفتی تو روزی سرگذشت مادرت را آتش میان خیمه افتاد و سرم سوخت انگار سوزانده کسی موی سرت را من دخترم، باباییم، تقصیر من چیست؟ بابا بغل کن باز هم این دخترت را عبدِ کریم @rozeh_1
1 757
7
#حضرت_رقیه #اسارت فکر کن دخترکی زخم شده بال و پرش تیره و تار شده هر دو جهان در نظرش فکر کن دخترکی روی مغیلان بدود برسد نیمه ی شب زجر به بالای سرش دخترک، خسته، شکسته بدنش می سوزد ارث جامانده ی زهرا شده درد کمرش قبل آن واقعه آغوش عمو جایش بود حال، خولی و سنان، حرمله شد همسفرش بین این راه چه سخت است ببیند هر روز نیزه ای را که فرو رفته به رأس پدرش رفت در بزم یهودی و کنیزش خواندند با همان اشک بصر آه کشید از جگرش محمد حسین ذاکری @rozeh_1
1 429
8
#حضرت_زینب #اسارت مادر میان کوچه ها یکبار اگر رفت دختر چهل منزل میان هر گذر رفت مادر میان آتش در معجرش سوخت دختر به زور آستین معجر به سر رفت مادر میان‌ چهل نفر افتاد اما دختر میان حلقۀ صدها نفر رفت مادر اگر با درد پهلو رفت مسجد دختر به کاخ شام با درد کمر رفت مادر اگر باگوش پاره خانه برگشت دختر به ویرانه ولی پاره جگر رفت مادر به پیش دیدۀ انصار افتاد دختر به پیش چشم قومی بدنظر رفت سیدپوریا هاشمی @rozeh_1
1 387
9
#حضرت_زینب #اسارت بسکه در کوی و گذر وقتِ تماشا ریختند کودکانت بر زمین از ضربِ پاها ریختند عده‌ای شاگردهایم عده‌ای دیگر کنیز کوچه کوچه پیشِ پایم نان و خرما ریختند در شلوغیِ مسیرِ کاخ هِی روی خاک دختران از هول دادنهای آنها ریختند بارها ما بر زمین خوردیم از ما رد شدند مثلِ آنروزی که با در رویِ زهرا ریختند نیزه داران موقع اُطراق هرجایی که شد اینهمه سر را به روی هم همانجا ریختند آتشِ خیمه ، کشیدن‌های تا کوفه چه کرد گیسوان بچه‌ها یا سوخته یا ریختند بی هوا بر ناقه‌ها زد تا که از آن ارتفاع دخترانت پشتِ هم در بینِ صحرا ریختند* مردمانی که درِ این خانه می‌خوردند نان کُنجِ زندان با قُل و زنجیر ما را ریختند با لب و دندانِ تو با چوب بازی کرد و زد آه دندانهای تو آنقدر زد تا ریختند خوب پیدا هست از بویی که دارد موی تو در تنورِ روشنی دیشب سرت را ریختند *حرام زاده‌ای بنام سهیل ابن عُرَیف تا دروازه کوفه با سیخی که در دست داشت برناقه‌ها میزد تا کودکان از آنها بیافتند(تذکره الشهدا ودیگرمقاتل) حسن لطفی @rozeh_1
1 290
10
#حضرت_زینب #اسارت رسید وقت سفر سر به زیر شد زینب حسین چشم تو روشن! اسیر شد زینب هزار زخم روی پیکرت دهن وا کرد هزارسال ز داغ تو پیر شد زینب سه چهار مرتبه با شمر همکلام شده نداشت چاره دگر ناگزیر شد زینب چقدر پای غنیمت  کتک ز لشگر خورد چقدر زخمی مشتی فقیر شد زینب گرسنه بود ولی تازیانه خیلی خورد غذا نبود ولی خوب سیر شد زینب همان زمان که به سرنیره ها هلش دادند نشست و حرف نزد گوشه گیر شد زینب نبودن تو و عباس کار خود را کرد و با سنان و شبث هم مسیر شد زینب  بگیر گوش خودت را! کسی صدایش کرد.. بلند شو همه رفتند دیر شد زینب! سید پوریا هاشمی @rozeh_1
1 171
11
#حضرت_زینب #اسارت نمی گویم ز نوک نیزه با خواهر تکلم کن نگاهت پاسخ من داد، بر طفلت ترحم کن اگرچه غنچه ی بی آب، نشکفد اما درِ فردوس را بگشا، به روی من تبسم کن به چشم خارجی ما را تماشا می کند کوفی به نی قرآن بخوان و رفع این سوء تفاهم کن اگر بهر نماز شکر می خواهی وضو سازی ندارم آب، با خاک سر زینب تیمم کن تو قلب عالمِ امکانی و آگاهی از قلبم به دریا با نگاه خود بگو، کم  تر تلاطم کن نگه با اختیار و اشک من بی اختیار آید ز برج نی نظر ای ماه من امشب به انجم کن اگر چه کاسه ی صبر مرا هم کرده ای لبریز ز بهر حفظ جان کودکت با او تکلم کن استاد علی انسانی @rozeh_1
1 101
12
#حضرت_زینب #اسارت می روی نیزه نشینم کمی آهسته برو تا تو را سیر ببینم کمی آهسته برو از رد بوسه ی من نیزه نشینت کردند اسب ها رد شده و نقش زمینت کردند از سر نی به من و قافله احسان کردی صورتت را سپر سنگ نوازان کردی من اسیر تو شدم مهر تو در سر دارم لحظه ای نیست که چشم از سر تو بردارم همه شب سر زده، خورشید شدی تابیدی روی نی دور سر قافله می چرخیدی من و یک قافله کودک،همه سیلی خورده خواهرت آینه ی توست، اگر پژمرده جان نمانده ست حسینم به تنم اما حیف تا حد مرگ سپر شد بدنم اما حیف صورت کودک تو سوخت،خجالت زده ام ضربه او را به زمین دوخت، خجالت زده ام خنده ای مست به دنبال عذاب آمده است باز هم حرمله با کاسه ای آب آمده ست گله ای نیست از این زخم از این تنهایی ما ندیدیم در این مرحله جز زیبایی حسن کردی @rozeh_1
1 048
13
#حضرت_زینب #اسارت چشم تو سمت من دل من گير نيزه هاست اين سينه پاره پاره شمشير نيزه هاست عشقت مرا به كوچه و بازار مي كشد زينب اسير رشته زنجير نيزه هاست سر خي معجر من و پيشانيت حسين اثبات آيه آيه تفسير نيزه هاست اي لاله اي كه خون چكد از ساقه ات هنوز اين زخم هاي وا شده تقصير نيزه هاست قرآن مخوان دوباره كه يكبار ديده ام آن سنگ ها كه بابت تقدير نيزه هاست قرآن مخوان كه پيرزني روي بام ها در انتظار پاسخ تكبير نيزه هاست اين گيسوان پخش شده بين كوچه ها از ردپاي رأس تو در زير نيزه هاست حالا به اين بهانه نگاهش به سوي ماست نامحرمي كه چشم و دلش سير نيزه هاست در بين راه نيزه تو ايستاده بود جا ماندن كه باعث تأخير نيزه هاست؟ گفتم كه چند لحظه بخوابم ولي نشد اين خواب هم تجسم تصوير نيزه هاست محمد علی بیابانی @rozeh_1
995
14
#حضرت_زینب #اسارت بر روی نیزه ها چقدر جابجا شدی اصلا چرا چنین هدف سنگ ها شدی حالا خودت بگو برادر نیزه نشین من این چندمین شب است که از من جدا شدی ؟ دزدیدنت زمن که زمن دور گشته ای باور نمی کنم که شما بی وفا شدی در مجلس شراب و می و رقص و خنده ها بر تشتی از طلا نشستی و وقتی که پا شدی دیدم که خیزران به لبت زخم ها زده اصلا چرا ز نیزه اعدا جدا شدی ؟ ای روضه خوان کرببلای تو جبرئیل تو علت چکیدن اشک خدا شدی یاسر مسافر @rozeh_1
930
15
#حضرت_زینب #اسارت نسبت به قبل بس که تو تغییر کرده‌ای بالای نیزه دیده به تو دوختم حسین یک روح در دو تن همه‌اش نقل ما دوتاست تو در تنور رفتی و من سوختم حسین من زینبم که طاقت کوچک‌ترین خراش بر روی مصحف بدنت را نداشتم با دیدنت به نیزه کنار آمدم ولی دیگر توقع زدنت را نداشتم جانا ز روی نیزه‌ی اعدا نگاه کن مانند تو عزیز دلم دل‌شکسته‌ام گر تو سرت به سنگ حرامی شکسته‌ای من هم سرم به چوبه‌ی محمل شکسته‌ام بر روی نیزه آمده‌ای پا به پای من گاهی عقب می‌افتی و گاهی جلوتری دشمن خیال کرده که من بی‌کسم حسین بر روی نیزه هم تو مرا سایه‌ی سری می‌خواستم ببوسمت اما دلم شکست وقتی که دیدمت پُرِ خاکستر تنور مبهوت مانده‌ام من و اما سه‌ساله‌ات لحظه به لحظه بوسه به تو می‌دهد زدور گر چه جریحه‌دار شد اینجا غرور من اما به خاطر تو خودم را نباختم در کوفه بیشتر دل من سوخت چون که من یک در میان اهالی آن را شناختم مهدی مقیمی @rozeh_1
941
16
#اسارت بعد از تو گوشواره به دردم نمی خورد رخت و لباس پاره به دردم نمی خورد ای آفتاب بر سر زینب طلوع کن این چند تا ستاره به دردم نمی خورد نزدیک تر بیا که کمی درد دل کنیم تنها همین نظاره به دردم نمی خورد ما را پیاده کن،سرمان سنگ می خورد این بودن سواره به دردم نمی خورد چندین شب است منتظر صحبت توام حرفی بزن، اشاره به دردم نمی خورد این ها مرا به مجلس خوبی نمی برند بعد از تو استخاره به دردم نمی خورد این سنگها هنوز حسابم نمی کنند با این حساب چاره به دردم نمی خورد این تکه حجم موی مرا پر نمی کند پس آستین پاره به دردم نمی خورد علی اکبر لطیفیان @rozeh_1
1 030
17
#حضرت_رقیه #اسارت دیدم به روی نیزه ها بابا سرت را دیدم به دست ساربان انگشترت را بابا بمیرم تشنه بودی بین گودال پوشانده تیر و نیزه ها آن پیکرت را بابا تو رفتی و حرم رفته به غارت خیلی کتک زد قاتل تو خواهرت را راس تو روی نیزه ها! باشد قبول است اما به روی نیزه ها زد اصغرت را دستان ما بستند و در بین اسیری هنگام رفتن دیده ام‌ بال و پَرَت را وقتی که افتادم حواست بود بابا؟ حتما تو دیدی حال و روزِ دخترت را بابا وَرَم دارد تمام صورتِ من سیلی زده یک مرد جنگی دلبرت را بابا نشان پیری از موی سپید است؟ گفتی تو روزی سرگذشت مادرت را آتش میان خیمه افتاد و سرم سوخت انگار سوزانده کسی موی سرت را من دخترم، باباییم، تقصیر من چیست؟ بابا بغل کن باز هم این دخترت را عبدِ کریم @rozeh_1
970
18
#حضرت_رقیه #اسارت فکر کن دخترکی زخم شده بال و پرش تیره و تار شده هر دو جهان در نظرش فکر کن دخترکی روی مغیلان بدود برسد نیمه ی شب زجر به بالای سرش دخترک، خسته، شکسته بدنش می سوزد ارث جامانده ی زهرا شده درد کمرش قبل آن واقعه آغوش عمو جایش بود حال، خولی و سنان، حرمله شد همسفرش بین این راه چه سخت است ببیند هر روز نیزه ای را که فرو رفته به رأس پدرش رفت در بزم یهودی و کنیزش خواندند با همان اشک بصر آه کشید از جگرش محمد حسین ذاکری @rozeh_1
856
19
#حضرت_رقیه #اسارت تو نیستی و لشگری مرا عذاب میدهند عذاب لقمه نانی و عذاب آب میدهند سوال میکنم ز نیزه دارها سرت کجاست؟ ولی به حرف های بد به من جواب میدهند! برای آنکه بیشتر بترسم از حرامیان به تازیانه ها چقدر پیچ و تاب میدهند خودت بگو که جرم یک یتیم بی گناه چیست؟ که اینقدر به قلب زارم اضطراب میدهند همینکه میخورم ز ناقه بر زمین مرا پدر... به مو بلند میکنند و به رباب میدهند! تمام پیکرم ز فرط درد تیر میکشد به ناقه هرقدر که بیشتر شتاب میدهند! کجاست تا عموی من ببیند این کوفیان به آستین پاره ای به ما حجاب میدهد.. اگر که رنگ صورتم عوض شده دلیل داشت به ما همیشه جا به زیر آفتاب میدهند دوباره خواب دیده ام که زجر میرسد به من چه زجرها که هی میان خواب میدهند کسی دلش بحال گریه های دخترت نسوخت و پای هیچ کس شبیه پای دخترت نسوخت سیدپوریا هاشمی @rozeh_1
838
20
#حضرت_رقیه #اسارت پس از تو دام بلا قسمت کبوتر شد کبوترِ سرِ دوشت پرید و‌ پرپر شد بجای ناز کشیدن کشید مویم را کسی که بعد عمو شیر شد دلاور شد تمام راه به من نان خشک میدادند زبس که دختر تو روزه داشت لاغر شد صدا زدم ابتا! زجر زد بصورت من! حریف من نشد و سیلی اش مکرر شد شلوغی سر بازار دخترت را کشت چه چشم های بدی! عمه سوخت مضطر شد لبم فدای لب تو! سرم فدای سرت که هرچه شد به من زار باتو بدتر شد خبر بده به نجف! شام‌را به هم‌زده ام نگو رقیه!رقیه علی دیگر شد سیدپوریا هاشمی @rozeh_1
860