es
Feedback
مان

مان

Ir al canal en Telegram

آصف بارزی/ نویسنده، شاعر، و مدرّس هنرستان کتاب‌ها: «درهم‌زمانی»/ مجموعه‌داستان‌کوتاه/ نشر «حکمت کلمه»/ ۱۳۹۹ «از ابرها»/ مجموعه‌شعر/ نشر «رَفْ»/ ۱۴۰۳ @Asef_Barezi

Mostrar más
1 785
Suscriptores
Sin datos24 horas
-147 días
-8730 días

Carga de datos en curso...

Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
febrero '25
febrero '25
+8
en 0 canales
enero '25
+12
en 0 canales
Get PRO
diciembre '24
+23
en 2 canales
Get PRO
noviembre '24
+170
en 4 canales
Get PRO
octubre '24
+131
en 7 canales
Get PRO
septiembre '24
+110
en 3 canales
Get PRO
agosto '24
+1 213
en 5 canales
Get PRO
julio '24
+1 029
en 7 canales
Get PRO
junio '240
en 5 canales
Get PRO
mayo '24
+3
en 0 canales
Get PRO
abril '240
en 0 canales
Get PRO
marzo '240
en 0 canales
Get PRO
febrero '240
en 0 canales
Get PRO
enero '240
en 0 canales
Get PRO
diciembre '230
en 0 canales
Get PRO
noviembre '230
en 0 canales
Get PRO
octubre '230
en 0 canales
Get PRO
septiembre '230
en 0 canales
Get PRO
agosto '230
en 0 canales
Get PRO
julio '230
en 0 canales
Get PRO
junio '230
en 0 canales
Get PRO
mayo '230
en 0 canales
Get PRO
abril '230
en 0 canales
Get PRO
marzo '230
en 0 canales
Get PRO
febrero '230
en 0 canales
Get PRO
enero '230
en 0 canales
Get PRO
diciembre '220
en 0 canales
Get PRO
noviembre '220
en 0 canales
Get PRO
octubre '220
en 0 canales
Get PRO
septiembre '220
en 0 canales
Get PRO
agosto '220
en 0 canales
Get PRO
julio '220
en 0 canales
Get PRO
junio '220
en 0 canales
Get PRO
mayo '220
en 0 canales
Get PRO
abril '220
en 0 canales
Get PRO
marzo '220
en 0 canales
Get PRO
febrero '220
en 0 canales
Get PRO
enero '220
en 0 canales
Get PRO
diciembre '210
en 0 canales
Get PRO
noviembre '210
en 0 canales
Get PRO
octubre '210
en 0 canales
Get PRO
septiembre '210
en 0 canales
Get PRO
agosto '210
en 0 canales
Get PRO
julio '210
en 0 canales
Get PRO
junio '210
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+230
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
22 febrero0
21 febrero0
20 febrero+1
19 febrero0
18 febrero0
17 febrero+1
16 febrero0
15 febrero0
14 febrero0
13 febrero+1
12 febrero0
11 febrero0
10 febrero+2
09 febrero0
08 febrero+1
07 febrero0
06 febrero0
05 febrero0
04 febrero0
03 febrero0
02 febrero+1
01 febrero+1
Publicaciones del Canal
و من حالا یادها را می‌کاوم و خیره بدانها می‌نگرم و فکر می‌کنم که این اشتباه است که انسان با خداحافظی جزئی مبتلای جدایی بی‌نهایت شود. بورخس

2
«تو چیزی گفتی و شب جای من شد...»
«تو چیزی گفتی و شب جای من شد...»
1 714
3
21359_Siavash%20Ghomayshi%20-%20Tolou.mp3
1 096
4
موریس مترلینک محمد زیار
موریس مترلینک محمد زیار
543
5
مرگ پُل وِرلِن در ۵۰سالگی
مرگ پُل وِرلِن در ۵۰سالگی
1 436
6
هرچه می‌نویسم پنداری دلم خوش نیست و بیشتر آن‌چه در این روزها نبشتم، همه آن است که یقین ندانم که نبشتنش بهتر است از نانبشتنش. ای دوست؛ نه هرچه درست و صواب بود روا بود که بگویند… و نباید در بحری افکنم خود را که ساحلش پدید نبود و چیزها نویسم بی‌خود که چون واخود آیم بر آن پشیمان باشم و رنجور. ای دوست؛ می‌ترسم و جای ترس است از مَکرِ سرنوشت... حقا و به حرمت دوستی که نمی‌دانم این‌که می‌نویسم راه سعادت است که می‌روم یا راه شقاوت؟  و حقا که نمی‌دانم که این که نبشتم طاعت است یا معصیت؟  کاشکی یکبارگی نادان شدمی تا از خود خلاصی یافتمی!  چون در حرکت و سکون چیزی نویسم، رنجور شوم از آن به‌ غایت و چون در معاملت راه خدا چیزی نویسم هم رنجور شوم. چون احوال عاشقان نویسم نشاید، چون احوال عاقلان نویسم هم نشاید.  و اگر هیچ ننویسم هم نشاید و اگر گویم نشاید و اگر خاموش گردم هم نشاید.  اگر این واگویم نشاید و اگر وانگویم هم نشاید و اگر خاموش شوم هم نشاید. و اگر این واگویم نشاید و اگر وانگویم هم نشاید... نامه‌ها جلد اول عین‌القضات همدانی
1 497
7
تو تنها درختی بودی که برگش را رها نمی‌کرد تنها برگی که بر درخت مانده بود تنها برگی که به راه‌های آب بود تنها درختی که بوی برف داشت به راه‌های آب یاران سالیانت رفته بودند کج‌بیل‌شان به دوش و کلاه‌شان به سر تنها پی ردپای گرگ می‌گشتی که تا پشت اتاق‌های قدیم رفته بود آخور گاو هنوز گرم و سنگچین آتش یاد هیمه تنها پی ردپای گرگ تا پشت اتاق‌های چوبین بر گذشته تنها برگی که با درختش تا درختی که برگ‌هاش تا سالی که برف تنها پاییزی که باد بردش تنها مزاری بی‌سنگ تنها مزارستانی که بی‌درخت. راه‌های آب از دفتر «از ابرها» آصف بارزی
285
8
تو هنوز صف نورهای قرمز در محفظه‌ی تاریک تونل‌ها را دوست داشتی به عصرگاه که هوا بوی برف بود و کوه‌های دور و        رنگ‌های نزدیک سپید می‌نمودند تا شاید        دیرتر رسی و رویارویی با روشنی صداها را در گوش فشرده‌تر برف         نیامده می‌رفت و عصرهای دیر        خیس و خالی درخت‌ها آهسته از تو می‌گذشتند و شریان‌های بی‌حد که طول و تقاطع‌شان را به یاد چیزی از اریب در هر چیز. | آصف بارزی | از ابرها |
143
9
هان با تو هستم! تو که همواره گریانی! تو را می‌گویم هان! چه کردی با جوانی خویش؟ آسمان بر فراز بام پل وِرلِن محمد زیار
1 726
10
تبعیدی غم‌دیده به یاد آر آنگاه که دست او چون پرنده‌ای در دست تو می‌لرزید چه اندازه آینده زیبا بود و آنگاه که رایحه‌ی دهانش را چون گلی می‌بوییدی تا چه پایه جان تو از گرمایی خوش و دلخواه سرشار بود... ترانه‌ی غربت فرانسوا کوپه محمد زیار
1 495
11
می‌گفتی: «این اندوه غریب از کجا آمده است که چون دریا روی صخره‌های عریان و سیاه را می‌گیرد؟» می‌گویم: از آن دم که دل یکبار کینه ورزد، زیستن دردی‌ است! این راز را همگان می‌دانند. رنجی بسیار ساده و بی‌رمزوراز و همچون شادی تو در چشم همه عیان. پس ای زیباروی مشتاق، از پرس‌وجو دست بدار و کرَم نما آهسته سخن بگو، خاموش باش! خاموش باش ای بی‌خبر! ای جان هماره‌‌شیفته! دهان شکرخند! مرگ بیش از زندگی اغلب با رشته‌های ظریف ما را در بند می‌کشد، بگذار، بگذار تا دلم از دروغی سرمست شود چون رویایی شیرین در چشمان زیبایت غرق شود و در سایه‌سار مژگانت به خوابی عمیق فرو رود. تا بود چنین بود شارل بودلر محمد زیار
1 560
12
مجموعه‌شعرم با نشر «رَفْ» منتشر شد. «از ابرها»/ آصف بارزی این دومین کتاب و اولین دفتر شعر بنده‌ست. ــــــــــــــــــــــــــ+3
مجموعه‌شعرم با نشر «رَفْ» منتشر شد. «از ابرها»/ آصف بارزی این دومین کتاب و اولین دفتر شعر بنده‌ست. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کتاب را فقط می‌توانید از سایت نشر «رَفْ» سفارش بدهید: ـــ اینجا
2 045
13
نه بر لبانم، انتظار دهانت نه بر آستانه‌ی در، انتظار بیگانه‌ای نه درچشم، انتظار اشکی پل سلان
1 482
14
بگذار چشم تو در این اتاقْ شمعی باشد، این چشم‌‌اندازْ فتیله‌ای، بگذار به کفایت کور باشم من، تا شعله‌ور‌ش سازم. پل سلان
1 521
15
و او فردا چگونه خواهد توانست، که تاب بیاورد فردا را؟ ساموئل بکت
و او فردا چگونه خواهد توانست، که تاب بیاورد فردا را؟ ساموئل بکت
1 637
16
که می‌تواند به من بگوید، زندگانی‌ام تا کجا می‌رود؟ آیا من وزشی در میان طوفانم یا موجی در مردابی؟ یا شاید که خود من است: این ساقه‌ی بی‌رنگ و سفید که در بهاران می‌سوزد. ریلکه
2 030
17
در نهایت تنها یک چیز ضروری است: تنهایی، تنهایی درونی وسیع. اینکه درون خودت قدم بزنی و ساعت‌ها به کسی برنخوری این چیزی است که باید به آن دست پیدا کنی. ریلکه
2 035
18
تو از کجای افق آمدی مثل افق بلند؟ که من هنوز، زخم غروب را از صخره برنچيده زخم از طلوعی ديگر می‌گیرم و دوست‌داشتن را مثل جنونِ سرزده از سر می‌گیرم. در مدّت درخت یدالله رویایی
1 761
19
تا که غربت یار من در بر گرفت دل بهانه‌های خود از سر گرفت... آهنگ و کلام: فرامرز اصلانی تنظیم: استیو مک‌کروم
925
20
عقل تا درگاه ره می‌برد، اما اندرون خانه ره نمی‌برد. آنجا عقل حجاب‌ست و دل حجاب و سر حجاب. مقالات شمس تبریزی محمدعلی موحد
1 933