کانال رسمی شهر کارچان
Ir al canal en Telegram
از طریق ربات پیامرسان با ما در ارتباط باشید . . 👉 @Karchanbot👈 ربات پیامرسان . . . ربات ارتباط مستقیم با مدیر کانال . . @karich_bot . . . لینک کانال رسمی شهر کارچان 👇👇👇 https://t.me/joinchat/AAAAAEHPQ7JlHWs9RGq47A ✔کانال رسمی شهر کارچان✔
Mostrar más2 081
Suscriptores
Sin datos24 horas
-67 días
+230 días
Archivo de publicaciones
مراسم عزاداری دهه اول فاطمیه
سخنرانان
حجتالاسلام والمسلمین مبارک آبادی
حجتالاسلام والمسلمین محمدزاده
ذاکران اهل بیت
حاج علی گودرزی
حاج ابوذر رستگار
کربلایی سید محمد حسینی
کربلایی داود مسعودی مقدم
کربلایی فرهاد کارچانی
کربلایی محمد کارچانی
زمان از دوشنبه ۱۲ آبان ماه
ساعت ۲۰:۳۰
مکان مسجد حضرت ابالفضل علیه السلام شهر کارچان
از عموم ارادتمندان به خاندان عصمت و طهارت، خانواده های معظم شهدا و هیئات مذهبی دعوت به عمل می آید.
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
نیواد
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
💢 هفته نهم لیگ برتر
🔵 استقلال تهران 🆚 آلومینیوم اراک 🟢
⏰ امروز، ساعت: ۱۶:۳۰
🏟 ورزشگاه: شهدای شهر قدس
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
#توجه #توجه
#اطلاعیه_مهم
باسلام
❌ احتراما به استحضار مردم عزیز بخش معصومیه می رساند در خصوص دیوارکشی و ساخت و سازها در خارج از حریم شهر و روستاها ، باغات تنها گرفتن مجوز از جهاد کشاورزی کافی نبوده و متقاضیان بایدجهت هرگونه ساخت و ساز و دیوارکشی درحریم و باغات شهر علاوه برجهاد کشاورزی از بخشداری نیز مجوز دریافت نمایند.
📛 در صورت عدم دریافت مجوز از بخشداری ساخت و ساز مربوطه به منزله تخلف ساختمانی محسوب گردیده و برابر قانون برخورد و درکمیسیون تخلفات طرح خواهد شد.
#لطفا_اطلاع_رسانی_کنید
🇮🇷روابط عمومی بخشداری معصومیه شهرستان اراک🇮🇷
https://eitaa.com/joinchat/1228341602Cfc6442ab94
به نام دادار خردبخش راهنما.
جمعه، پس از یک هفته کوشش و تکاپو، فرصتی دوباره برای احیای روح و جان است. در این تقارن دلنشین با حالوهوای شادمانه و پر تخیل امروز، از شما مردم پرمهر کارچان میخواهیم که فرصت را غنیمت شمرده و با روحیهای سبکبار و پرنشاط، به استقبال آرامش این روز بروید. امید است که هر لحظه از امروز برای شما سرشار از امنیت، گرمای خانواده و انرژی مثبت برای ساختن هفتهای بهتر باشد؛ چرا که پویایی شهر ما مدیون حضور و مهر تکتک شماست. 🧡
🗓️ اطلاعات تقویم و رخدادها
☀️ روز هفته: جمعه
📆 تاریخ شمسی: ۱۴۰۴/۰۸/۰۹
📆 تاریخ قمری: ۰۹ جمادیالاول ۱۴۴۷
📆 تاریخ میلادی: ۲۰۲۵/۱۰/۳۱
🔸 ذکر روز: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
✨ مناسبتها:
🔺 هالووین (غیر رسمی)
🌡️ پیشبینی و توصیههای هوای کارچان
پیشبینی جوی: آفتابی و روشن.
دما (سانتیگراد): کمینه ۴؛ بیشینه ۲۱.
توصیههای هواشناسی:
* جوی پایدار و آرام؛ هیچگونه بارش پنداشته نمیشود.
* پوشاک: پوشش لایهلایه (پاییزه) برگزینید. بامدادان و شامگاهان، هنگام افت دما، پوشش گرمتر بایسته است.
* بهترین زمان ورزش: بازههای ۸ تا ۱۰ بامداد و ۱۴ تا ۱۷ میانروز، برای ورزش در فضای باز دلخواه است.
⚠️ وضعیت تعطیلی ادارات و مراکز (اراک)
در حال حاضر هیچ اطلاعیه رسمی مبنی بر تعطیلی ادارات، بانکها و مدارس شهر اراک منتشر نشده است و همه مراکز اداری و آموزشی امروز فعال هستند.
🕋 اوقات شرعی امروز (اراک)
▫️ اذان صبح: ۰۵:۰۷
▫️ طلوع آفتاب: ۰۶:۳۰
▫️ اذان ظهر: ۱۱:۵۵
▫️ غروب آفتاب: ۱۷:۱۹
▫️ اذان مغرب: ۱۷:۳۸
▫️ نیمه شب شرعی: ۲۳:۱۳
🕌 اوقات شرعی فردا (اذان صبح و طلوع)
▫️ اذان صبح: ۰۵:۰۷
▫️ طلوع آفتاب: ۰۶:۳۰
دلت پرتو افکند، و گامهایت سزاوارِ فرّ و فرخندگی باد. 🌹
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
شبهای سرد در راه کشور
🔹از هفته آینده و با خروج توده گرمای ناهنجار از کشور شاهد کاهش محسوس دمای هوا علی الخصوص در ساعات شب خواهیم بود.
🔹بدین ترتیب آغاز یخبندان را در سردسیرات کشور علی الخصوص در سردسیرات شرق و شمال شرق کشور خواهیم داشت که علت آن نیز حضور توده اصلی هوای خنک در این نواحی خواهد بود.
🔹از هفته آینده نیاز به وسایل گرمایشی در سرتاسر نیمه شمالی کشور و همچنین بخش گستردهای از نیمه غربی کشور کاملاً محسوس خواهد بود.
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🔥 آهنگ جدید علیرضا قربانی
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
یادی کنیم از شهیدی که اخلاق نیکویش در کارچان زبانزد خاص و عام بود: شهید علی حاجی علیبیگی.
علی آقا متولد ۱۳۴۷ کارچان بود. زندگی کوتاهی داشت ولی پر از برکت. او در نوجوانی، علاوه بر تحصیل، کار میکرد تا کمکخرج خانواده باشد و هرگز از کمک به پدر و مادرش دریغ نکرد. مهربانی و رفتار خوبش طوری بود که همه فامیل به این همه خوبی او غبطه میخوردند.
میدانید رمز این اخلاق والا چه بود؟
او اهل مطالعه بود و یک کتابخانه شخصی داشت. علی آقا میگفت: کتاب خواندن، اخلاق و روحیه انسان را قوی میکند.
علی آقا، با وجود زندگی ساده، روی مسائل دینی حساسیت داشت؛ مخصوصا حفظ حجاب. او عاشق رهبرش بود و با همان ایمان قلبی به عضویت بسیج و سپاه در آمد. در حالی که فقط ۱۸ سال داشت، گوش به فرمان امام (ره) عازم جبهه شد.
این جوان خوشاخلاق کارچانی، فرمانده دسته گردان کوثر بود که در عملیات کربلای ۴، در تاریخ ۴ دی ماه ۱۳۶۵ در جزیره بوارین بال در بال ملائک گشود و جاودانه شد.
پیکر پاکش در همین کارچان خودمان آرام گرفته است. روحش شاد و یادش پررهرو باد.
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
بود . و اما مغازه عام شمس الله که در کاسبی مردی خنده رو و خوش اخلاق بود و دایی رضا گروهبان خدا بیامرز ( مردی مهربان بود و در کلامش به همه می گفت دایی جون) به این نام هم معروف بود .در قلعه که این مغازه ها در آن محدوده بود ،پاتوق جوان تر ها بود. تفریح جوان های آن دوره جمع شدن عصر ها دور هم و خوردن نوشابه و کیک بود.مرحوم عباس عمو جلیل و حجت الله مش عربعلی خدا بیامرز جزو جوان های پاثابت اون دوره بودند.
کاسبی که نحوه کاسبی کردنش هیچ موقع از یادم نمیره آقایی به نام جعفرآقا بهزاد بود که به جعفرآقاعلی شهره بود .او دو زنبیل گرد سیمی داشت و داخل آن استکان و نعلبکی و قوری با طرح هایی زیبا و خاطره اگیز و سنجاق و گل سر و ...قرار داده و در محله های روستا دور می زد و به فروش می رساند.
خانمهایی که پول خرید این وسایل را نداشتند به جای آن از آنها آرد و گندم هم قبول می کرد.خدایش بیامرزد. واما یادی کنیم از نوجوانی خلاق که بسیارهم باهوش بود. در آن زمان با ابتدائی ترین امکانات برای هم کلاسهای خود با چوب هواپیما درست می کرد و چون علاقه به کاسبی هم داشت در فصل گرم تابستان با یخدانی کوچک که سبک بود و از جنس کائو چو آلاسکا می فروخت وچقدر هم بچه ها را خوشحال می کرد .البته پدران و مادران آن زمان به سختی راضی می شدند و یا می توانستند برای بچه ها از این چیزها خرید کنند. هر از گاهی یک بستنی یخی که به آلاسکا معروف بود بعد از کلی خواهش و التماس بچه ها برایشان می خریدند. آن نوجوان دوست داشتنی و خلاق محسن پسر حسین مش ابراهیم برادر مرحوم غلامرضا موتور ساز بود که در محسن هم در همان نوجوانی فوت شد. روحشان شاد.
ادامه دارد......
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
حمام خزینه ای شامل دو قسمت بود حمام سرده که برای بیرون آوردن لباس قبل از حمام و پوشیدن لباس بعد از حمام طراحی شده بود و در وسط آن آبی سرد عبور می کرد که چند پله از سطح حمام پایین تر بود . قسمت دوم آن خزینه آب گرم بود که اگر درست در خاطرم باشه چند پله از سطح زمین بالاتر بود و به خاطر این که آب داخل خزینه زیاد داغ نشود از یه فضایی دایره شکل آب خنک با آب داغ مخلوط می شد تا از داغی آب بکاهد . حمام از سحر تا طلوع آفتاب در اختیار آقایان بود واز آن زمان تا ۴ بعد از ظهر در اختیار خانم ها. و از ساعت ۴ به بعد دوباره در اختیار آقایان بود این حمام به تنهایی فقط برا نظافت نبود چه خاطراتی که از خود به جا گذاشته است. مثلا داماد در روز عروسی با ساز و سرنا حمام میرفت و لباس دامادی خود را به تن می کرد. دوستان
داماد بر سر داماد خروس پرونی می کردند و بعد از اون به دیدن خانواده عروس می رفت و بر سر تخت می نشست و با کلی بزن و بکوب با هدایایی که از خانواده عروس دریافت کرده بود به سمت خانه خودش راهی می شد . یا پسر بچه هایی که قرار بود ختنه شوند و نور چشمیه پدرانشان بودن را هم با ساز و سرنا حمام می بردن و ختنه کردن این پسران خردسال بر عهده شخصی به نام " اوستا مهدی" خدا بیامرز بود که مغازه سلمانی دروازه شهرجرد داشت . اسم سلمانی آمد یادی کنیم از صفر آقا جمالکه خدا بیامرز که در کنار سلمانی ، کشیدن دندان هم انجام میداد و صدای گریه بچه های اون دوران چه برای تراشیدن موهای خود و چه برای کشیدن دندان ، صبوری آن مرد با حوصله را می طلبید . یادمه این مرد شریف برای کسانی که می خواستند گوسفندی هم قربانی کنند انجام می داد. چه انسان های توانایی بودند. و اما زنانی که ۱۰ روز از زایمانشان گذشته بود حمام ده روزه رفته و اقوام با کلی خوراکی مثل نوشابه ، هندوانه یا خربزه قاچ کرده و از زائو و مامای اون خانم پذیرایی میکردند. همچنین یادی کنیم از خانم های قابله به نام صاحب جان و شکوه اقدس که خدا هر دویشان را بیامرزد که واقعا در آن دوره جزو زنان توانمند شهرمان بودند و حق مادری گردن خیلی از ماها دارند و اما با گذشت زمان و بهتر شدن بهداشت حمام دیگری نزدیک قبرستان ساخته شد و به حمام دوشی معروف بود که شامل تعدادی دوش آب بود که هر کدام جداگانه داخل چهار دیواری کنار هم قرار داشتند.
و اما قصابی حاج خیر الله و حاج روح الله خدا بیامرز که گوشت مورد نیاز مردم را تهیه می کردند ؛ چنگک و کنده درخت و ساطور و کارد قصابی تنها ابزار دست قصاب بود . در گوشه ای دیگر از درب قلعه مردی هنرمند و خوش رو مغازه ای بنا کرده بود و در آن پاپوشی بسیار خنک و راحت به اسم ( گیوه )برای مردان روستای خود می دوخت و کار تعمیر مشک که با چرم گاو درست شده بود هم دیگر هنر این مرد با حوصله بود .نام مرد هنرمند شهرمان اوستا ذبیح خدا بیامرز بود که زود هم از دنیا رفت . روحش شاد .
و اما از کاسبان قدیمی شهرمان یاد کنیم . از حاج عین الله خدا بیامرز که جزو کاسبان خوب شهرمان بود که به قول معروف از شیر مرغ تا جون آدمیزاد داشت مثل قند و شکر و چای و حلوا ارده های خوشمزه و پنیر های خوشمزه که مردم این اجناس را با وزن سیر یا مثقال خرید میکردند. دفتر و مداد و چند نوع گیاه دارویی مخلوط به اسم چهار گل برا دل درد و چهار تخمه برا گلو درد و ترنجبین برا نوزاد تازه به دنیا آمده و سریشون ماهی( شکل طلقی نازک ) و سنگ عربی (شکل نبات ) داخل آب جوش حل شده به شکل ژله ای در می آمد که گویا مرهمی برای گلو درد بود. گز انگبین که گویا گیاه یا گیاهانی به شکل نعنا یا آویشن را با چیزی خمیری شکل مخلوط کرده و طعمی شیرین داشت که داخل آب جوش ریخته برا دل درد استفاده می شد. نفتالین برا داخل رختخواب ها یا فرشهای دست بافت و برا ایمن ماندن از نوعی حشره به نام "بید" استفاده می شد و نوعی پماد (ضماد ) که به اکدیول معروف بود برای گذاشتن روی زخمی که عفونت کرده بود استفاده می کردند. و قرص دو رنگ که پای ثابت داروها برای سر درد . مرحوم حاج عین الله یک نوع دارو هم داشت برای شستن دهان گوسفندانی که دهان زخم داشتند. انواع فیتیله های چراغ توری برای چراغ روشنایی و انواع شیشه چراغ ها ی روشنایی و خلاصه هر کس هر چیز سراغ می گرفت آن مرحوم از اراک می آورد . او علاوه بر کاسبی نظارت بر کار خانم های هنرمند قالی باف شهرمان را هم بر عهده داشت . در واقع حلقه واسط بین قالی باف و تاجر فرش بود که به این شغل عامل هم می گفتند مسئولیت او آوردن نخ و خامه برا بافنده و اطلاع رسانی به فردی که وظیفه پایین کشیدن فرش را داشت هم بود ( فرش ها با متراژ بیشتر به یک اندازه ای که بافته شوند باید به پشت چرخانده می شد تا بافنده برای ادامه کار راحت تر باشد ) و این وظیفه قالی بار کن
دلنوشته یکی از خانم های همشهری (قسمت دوم)
این قسمت : چه کسانی در روزهای سخت کم یاریگر مردم کارچان بودند؟
یادی کنیم از انسانهای شریف و توانمند شهرمان که در سالهای گذشته به نوعی برای رفاه همشهریان خود تلاش کردند و با ادامه ی کار و خدمت آنها سر کلاف در دست افراد دیگر قرار گرفت تا انجا که روزگار مردم با همه ی کمبودها اما با دلگرمی و به زیبایی با مردمانی هم دل بگذرد....
به نام خدایی که برای هر انسان در این دنیا رسالتی قرار داد با شعری از سهراب سپهری خاطرات این قسمت خود را آغاز می کنم . می فرماید زندگی صحنهی یکتای هنرمندی هاست ؛ هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود ؛ صحنه پیوسته به جاست ؛ خرم آن صحنه که مردم بسپارند به یاد ....
با خودم فکر می کردم کاش در دهه های گذشته مثلا دهه ۴۰ یا ۵۰ مثل الان دوربین های فیلمبرداری یا گوشی های تلفن همراه در دسترس همه بود که تصاویر قدیم شهرمان را ضبط کرده تا جوانان و نوجوانان و کودکان دهه های ۷۰ یا هشتادی مان هم تصویری از آن روز ها در ذهنشان پدیدار شود . در این خاطره نویسی سعی میکنم در توان خودم طوری بنویسم که اگر نسل جدید این نوشته را خواندن خودشان را در آن فضا حس کنند. و نیز یادی کنیم از انسان های شریف شهرمان که در سالهای گذشته خدمات ارزشمند و خداپسندانه ای به مردم خود کرده و گردن همشهریان شان حق دارند. در سالهای گذشته جمعیت و وسعت کارچان به این تعداد و وسعت نبود. برای مثال اگر در کارچان عروسی بود تقریبا کل روستا دعوت داشتند . فضای زندگی مردم وسعت زیادی داشت که قبل از ازدواج فرزندان پسر یک خانه ، به این فضا اضافه می کردند برای اسکان فرزند و عروس خود تا خانوادهای جدید پا بگیرد . در بعضی از این حیاط ها به تعداد فرزندان پسر اتاق ساخته میشد .چون می باید پسرها در خانه پدری در کنار پدر و مادر خود زندگی کرده تا در دوران ناتوانی دستگیر پدرو مادر خود باشند. و سواری های شخصی شهرمان هم شاید به تعداد انگشتان دستمان هم نمی رسید ؛ چون امکانات رفاهی و درمانی و تحصیلی همه در شهر اراک بود و به همین دلیل چند دستگاه مینی بوس به کمک مردم می آمد. پس به جاست برای قدردانی هم که شده یادی کنیم از رانندگانی که در آن زمستان های سرد و سخت و مه آلود این مسئولیت سخت را بر عهده داشتند. عمو صادق و عمو صمد( میرزاباقر) خدابیامرز و علی آقا اکبری (علی عشقی) که زحمت سرویس معلمان شهرمان را عهده دار بود .مبدا و مقصد مینی بوسها درب قلعه و دروازه شهرجرد بود . و در همین جا یاد کنم از آقایی متدین و با اخلاق به اسم مرحوم مش حسین یزدی (حسین اشرف) که با داشتن مغازه خرازی کوچک در دروازه شهرجرد هم امرار معاش می کرد و هم رساندن نامه های سربازان و خانوادههایشان را بر عهده گرفته بود و چه ثواب بزرگی هم می کرد چون با این کار دلتنگیها و نگرانی خانواده ها را بویژه در زمان جنگ بر طرف می کرد و کسانی هم بودند که هر روز باید شیر دوشیده شده از گاوهای خود را به شهر برده و بفروشند و مایحتاج زنگی خود را تهیه کنند . و اما در سالهای اخیر برادران مصطفی و عمو مرتضی و هاشم و عمو فرهاد و حیدر چالاک و ابراهیم حاج رضا گروهبان و نیز عمو صفدر و حاج شعبان و مرحوم عام جمشید ) خدا بیامرز هم ادامه دهنده این شغل سخت بودند. خلاصه در روزهایی که جاده مه آلود یا لغزنده بود ،مینی بوس با تاخیر می رسید بچه ها هم از این فرصت استفاده کرده و به خانه بر می گشتند عام باقر خدا بیامرز که در آن زمان " بابای مدرسه " بود، مجبور می شد برای برگرداندن بچه ها درب خانه آنها رفته و اطلاع رسانی کند. بچه های آن دوره یخ زدن نوک انگشتان دست و پایشان را از یاد نبردند .چکمه های لاستیکی و رنگارنگ بچه های ابتدایی و چکمه های مشکی کلاس پنجمی ها هم کمکی بود برا عبور از گل و شل زمینهای بسیار لغزنده و یخ زده در زمستان . اون زمان اگر می خواستن بهترین مکان برا زندگی را معرفی کنی وسط آبادی بود چون به مسجد و حمام و قصابی و بقالی نزدیک بود .مبدا و مقصد مینی بوس ها هم "در قلعه" بود .خبرهای شب گذشته کارچان هم در قلعه توسط آقایان اطلاع رسانی می شد مثلا کی کجا رفته کی چکار کرده ......خلاصه همه از حال هم با خبر بودند .و اما حمام قدیم کارچان خزینه ای بود و برای سوخت آن از هیزم استفاده میشد که بعدها به جای هیزم از نفت سیاه استفاده می شد که گاها از سوخت آن دود غلیظ و سیاهی مردم اطراف آن جا را اذیت می کرد.چون این دود بر روی لباس های آویزان شده بر روی بند لباسها می نشست و با اطلاع دادن مردم به متصدی آن(حمامی) این مشکل رفع می شد .
ما اهالی کارچان همیشه به دلسوزی و همسایهداری خوب معروف بودیم. قدیمها همه یه جورایی از حال و روز هم باخبر بودن، این حس صمیمیت خیلی باارزشه.
ولی خب، حالا کارچان شهر شده و مدل زندگیها فرق کرده.
امروزه هر کسی یک حریم شخصی برای خودش داره که براش خیلی مهمه. شاید اون کنجکاوی و محبت قدیمی ما، برای نسل جدید حکم ورود به اون دایره خصوصی رو داشته باشه.
دلسوزی ما نباید تبدیل به دخالت بشه. ما میتونیم حامی هم باشیم، هوای همو داشته باشیم، ولی قرار نیست از جزئیات زندگی بقیه خبردار باشیم.
بیایید یاد بگیریم چطور هم مهربون باشیم و هم به این «مرزهای شخصی» احترام بذاریم. وقتی نیاز داشته باشن، مطمئنا خودشون حرف میزنن.
کارچانی بمونیم، اما با استانداردهای یک شهر مدرن.
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
Repost from کانال رسمی شهر کارچان
پنج شنبه است و ياد درگذشتگان😔
🌹 اَللّهُمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومِنَاتِ وَ المُسلِمینَ وَ المُسلِمَاتِ اَلاَحیَاءِ مِنهُم وَ الاَموَاتِ ، تَابِع بَینَنَا وَ بَینَهُم بِالخَیراتِ اِنَّکَ مُجیبُ الدَعَوَاتِ اِنَّکَ غافِرَ الذَنبِ وَ الخَطیئَاتِ وَ اِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ بِحُرمَةِ الفَاتِحةِ مَعَ الصَّلَوَاتِ
🙏 التماس دعا 🙏
🌿🌺🌿🌺🌿🌿🌺🌿
پنجشنبه ها و بوی حلوای خیرات،
یاد آدم های رفته و عکس های یادگاری،
دلتنگی های اجباری...💔😔
یادی کنیم از درگذشتگان،
پدران و مادران آسمانی با ذکر فاتحه و صلوات🌸🙏
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
به نام آن هستیبخش دادارِ جانآفرین.
اکنون که در آستانه پایان هفته، پنجشنبهای پر امید و پرنشاط را آغاز میکنیم، شهر کارچان بیش از هر زمان دیگری به عزم راسخ و انرژی پاک فرزندان جوان خود میبالد؛ امروز، روز نوجوان و بسیج دانشآموزی، فرصتی مغتنم است تا ضمن گرامیداشت یاد دانشآموزان قهرمان، به پتانسیل بینظیر نسل جوان شهرمان بیندیشیم که بیشک فردای روشن کارچان را در دستان خود خواهند ساخت. بیایید با الهام از روحیه ایثار و با تکیه بر همان همبستگی و مسئولیتپذیری جمعی که شایسته یک "شهر همگانی" است، این روز را به پنجشنبهای پربار، سازنده و سرشار از حرکت برای تعالی و پیشرفت کارچان عزیز تبدیل کنیم. 🧡
🗓️ اطلاعات تقویم و رخدادها
☀️ روز هفته: پنجشنبه
📆 تاریخ شمسی: 1404/08/08
📆 تاریخ قمری: 1447/05/08
📆 تاریخ میلادی: 2025/10/30
🔸 ذکر روز: لا إلهَ إلَّا اللهُ المَلِكُ الحَقُّ المُبِينُ
✨ مناسبتها:
🔺 روز نوجوان و بسیج دانشآموزی (به یادبود شهادت محمدحسین فهمیده)
🔺 روز همگانی شهرها (غیر رسمی)
🌡️ پیشبینی و توصیههای هوای کارچان
* پیشبینی روزانه: آسمان کاملاً آفتابی و صاف؛ بیهیچ ابری.
* دما: کمینه ۵° سانتیگراد، بیشینه ۲۳° سانتیگراد.
* توصیهها: از تابش آفتاب میانه روز بهره گیرید؛ هوا کاملاً بیباران است.
* پوشاک: پوشش لایهلایه (ترکیبپوش) و کلاه آفتابگیر به دلیل نوسان دمای بامداد و پسین ضروری است.
* بهترین زمان ورزش: ۱۱ پیشین تا ۴ پسین؛ برای پرهیز از سرمای تیز بامدادان.
⚠️ وضعیت تعطیلی ادارات و مراکز (اراک)
همه مراکز اداری و آموزشی امروز فعال هستند.
🕋 اوقات شرعی امروز (اراک)
▫️ اذان صبح: ۰۵:۰۳
▫️ طلوع آفتاب: ۰۶:۲۷
▫️ اذان ظهر: ۱۱:۵۶
▫️ غروب آفتاب: ۱۷:۲۳
▫️ اذان مغرب: ۱۷:۳۹
▫️ نیمه شب شرعی: ۲۳:۱۳
🕌 اوقات شرعی فردا (اذان صبح و طلوع)
▫️ اذان صبح: ۰۵:۰۷
▫️ طلوع آفتاب: ۰۶:۳۰
اکنونِ تو، از فیضِ حضور و فرزانگی، آراسته باد. 🌹
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
📣📣فراخوان شرکت در نمایشگاه سلام و وقتتون بخیر 🌺
من فراهانی، مسئول برگزاری نمایشگاه زنان توانمند پویاندُخت هستم.
از بانوان هنرمند و کارآفرین دعوت میشود در صورت تمایل، غرفه رزرو کرده و محصولات خود را در این نمایشگاه عرضه کنند.
📞 برای رزرو غرفه و کسب اطلاعات بیشتر، لطفاً با شماره تماس مؤسسه یا در پیامرسان ایتا در ارتباط باشید:
09199267486
📅 تاریخ: ۱۴ لغایت ۱۶ آبانماه
✨ افتتاحیه: ۱۴ آبان، همزمان با روز فرهنگ عمومی با حضور ارزشمند استانداری، فرمانداری و بخشداری معصومیه.
🎯 ظرفیت غرفهها محدود است؛ اولویت با افرادی است که ثبتنام و واریز زودتر را انجام دهند.
با احترام،
رئیس هیئتمدیره مؤسسه زنان توانمند پویاندُخت
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
به نام دادار هستیگستر.
این صبح دلانگیز چهارشنبه را با یادِ میراثی درخشان و پرصلابت آغاز میکنیم؛ در روزی که تاریخ، یادآور صلحگستری و عظمت کوروش بزرگ است، بر خود میبالیم که آغازی پرغرور و عادلانه داشته باشیم. همزمان با روز انار، که نماد فراوانی، سرخی شور زندگی و همبستگی دانههای پرشکوه است، از خدای مهربان میخواهیم که سبد زندگی شما مردم شریف کارچان را سرشار از انرژی مثبت و شیرینی موفقیت کند و امید است که این روز برای شهر عزیز ما پر از اتفاقات میمون و پربار باشد. 🧡
🗓️ اطلاعات تقویم و رخدادها
☀️ روز هفته: چهارشنبه
📆 تاریخ شمسی: 1404/08/07
📆 تاریخ قمری: 07 جمادیالاول 1447
📆 تاریخ میلادی: 2025/10/29
🔸 ذکر روز: یا حَیُّ یا قَیّوم
✨ مناسبتها:
🔺 روز بزرگداشت کوروش بزرگ (سالروز ورود کوروش بزرگ به بابل در سال ۵۳۹ پیش از میلاد) (غیر رسمی)
🔺 روز انار (غیر رسمی)
🌡️ پیشبینی و توصیههای هوای کارچان
* آسمان: صاف و آفتابی.
* دما: کمینه ۶ و بیشینه ۲۴ درجه سانتیگراد.
* توصیههای هواشناسی: نوسان دمایی روزانه چشمگیر است؛ بامدادان سرد و میانه روز گرم خواهد بود.
* پوشاک مناسب: پوشاک چندلایه (مانند پشمی یا فلیس) با قابلیت کم و زیاد کردن، به همراه کلاه و عینک آفتابی، الزامی است.
* بهترین زمان ورزش: ساعات ۹ تا ۱۱ بامداد و ۱۶ تا ۱۸ عصر برای بهرهوری از هوای ملایم و پرهیز از سردی یا گرمای شدید.
⚠️ وضعیت تعطیلی ادارات و مراکز (اراک)
همه مراکز اداری، بانکها و آموزشی شهر اراک امروز فعال هستند و هیچ گونه تعطیلی رسمی اعلام نشده است.
🕋 اوقات شرعی امروز (اراک)
▫️ اذان صبح: ۰۵:۰۵
▫️ طلوع آفتاب: ۰۶:۲۸
▫️ اذان ظهر: ۱۱:۵۵
▫️ غروب آفتاب: ۱۷:۲۱
▫️ اذان مغرب: ۱۷:۴۰
▫️ نیمه شب شرعی: ۲۳:۱۳
🕌 اوقات شرعی فردا (اذان صبح و طلوع)
▫️ اذان صبح: ۰۵:۰۶
▫️ طلوع آفتاب: ۰۶:۲۹
دل از فروغِ فرزانگی روشن و گامها در راهِ نیکبختی استوار باد. 🌹
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
بعضی پدرها پسرهاشون را اجیر میکردند برای عید بروند از نوک کوهی که برف بود برف بیارن و کوزه ای که حامل ترخینه بود را در داخل برفها گذاشته تا شکرک بزنه و خوشمزه تر بشه . رب انگور چاشنی بود برای بعضی غذاها مثل پفی ( شش گوسفند).
با سرکه درست کردن بادمجان ترشی و پیاز ترشی های خوشمزه سر سفره مخصوصا کنار آبگوشت ، کامل کننده سفره بود . جالیزهایشان هم هندوانه و خربزه هایی کوچک که به( کالک تله) معروف بود ؛ گاهی هم خیارهای درشت که به (خیار سینی ) معروف بود . کدوهای خوشمزه با تخمه های درشت و چغندر هم برا دور همی های خانوادگی یا همان شب نشینی خوراکی خوبی بود . خلاصه این که یکی از دلایل اینکه مردم آنقدر در تقلای پول در آوردن و استرس نبودند ، این بود که تقریبا همه خوراکشان را خودشان تامین می کردند.حتی اگر جایی هم قرار بود بروند با خودشان یکی از این داشته هایشان را به عنوان هدیه می بردند و چقدر هم جایی که میرفتند خوش بودند و آرامش داشتند
در قدیم کارچان فصل پاییز فصل پر کاری بود. حالا دیگر زنان روستا باغهای انگور را جمع آوری کرده بوی پخت شیره فضای کوچه ها را پر میکرد نان هایی که ضخامت زیادی داشتند و قرصه نامیده میشدند روی شیره انگور برای چند دقیقه گذاشته می شد و بعد از جذب نان از شیره انگور ، خود عصرانه یا پیش ناهاری کاملی بود . البته بوی آتش زیر این شیره خود به خوشمزگی آن کمک میکرد و عطر خوبی هم داشت و کشاورزان نیز محصولات گندم و جو و یونجه خود را جمع آوری کرده و گندم ها و آردها را داخل تعدادی اشکال بیضی شکل که با گل ساخته بودند و فضایی روی آن برای انبار گندم یا آردها و پایین آن فضایی به اندازه یک دایره نسبتا بزرگ برای بیرون آوردن آرد و گندم طراحی شده بود به دلیل گلی بودن این جاساز که به کندوله معروف بود گندم یا آرد را در تابستان خنک نگه میداشت و به وسیله چند پایه گلی از زمین فاصله داشت تا رطوبت به محتویات داخل نفوذ نکنه . بعدها نوع دیگر آن را که استوانه ای شکل و با ورق گالوریزه درست شده بود ساخته شد و فضایی که قرار بود از آن آرد یا گندم را بیرون بیاورند و مستطیل شکل بود که جایگزین کندوله های قدیمی تر شدند. و اما دام ها نیز ذخیره غذایی داشتند انبار هایی اتاقک شکل که به کاهدان معروف بودن را از جو و یونجه و کاه پر میکردن تا جایی که یادمه کارچون کندوی زنبور عسل هم به تعداد انگشت شمار داشت که خرید آن نیز در توان خیلی ها نبود .هوا کم کم رو به سردی می رفت. چاره کار چراغ علاءالدین یا چراغ خوراک پزی بود . همچنین چای و غذای خود را نیز روی آن میپختند و پیاز و سیب زمینی نیز برای انبار تهیه می شد . کشاورزان بعد از فروش محصولاتشان به فکر رفتن به زیارت و ازدواج جوانان می افتادند. مادران عروس های خود را در حمام عمومی روستا انتخاب می کردند. کل فرایند ازدواج از قدم اول تا مراسم عروسی یکی دوماه بیشتر طول نمی کشید. پدر داماد قبل از رفتن خواستگاری برنج و قند و گوسفند خود را آماده کرده بود بعد به خواستگاری میرفت و بعد از گرفتن بله از خانواده دختر، مادر داماد انگشتر خود را دست عروسش کرده به قولی نشون می کرد . در اولین فرصت خرید برا حلقه ها و سرویس طلای عروس و لباس سر عقد عروس بود که برای خرید این وسایل چندین نفر عروس و داماد را همراهی میکردند و تو کل خرید نظر همه مهم بود و این همراهان هم سر خرید عروس و داماد برای خود هدیه ای انتخاب می کردند که پدر داماد حساب می کرد و در پایان خوردن کباب های خوشمزه دروازه شهرجرد قوتی به جان خسته همه می شد.
شروع عروسی با حمام دزده😁😁 شروع میشد که جاهل نشون هم می گفتند آخر شب با نون و پنیر و سبزی و چای از مهمونا پذیرای میکردند . فردای ناهار آبگوشت خوشمزه بود شب عروسی خانواده داماد خورش قیمه و ته چین عام مهدی و عام جواد خدا بیامرز بود خونه عروس اش برنج (آش مهر) بود که بسیار خوشمزه هم بود.
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
دلنوشته یکی از خانم های همشهری
روزهای ما در کارچان قدیم چگونه سپری می شد؟
..... یادی کنیم از زندگیهای گذشته
به نام خدایی که زندگی را با تغییر فصل ها . از یکنواختی در آورد و طبیعت سبز تابستان را با هنر نمایی خود به پاییز نارنجی تغییر داد و مصداق آیه ای که می فرماید :" کدامین نعمتهای مرا تکذیب می کنید؟"
فصل ها در مناطق مختلف کشورمان حال و هوای خودشان را دارند حتما در شمال با جنوب پاییز متفاوتی دارد . شرق و غرب نیز همین تفاوت وجود دارد. در مرکز کشور که ما زندگی میکنیم حال و هوای خود را دارد .
در سالهای نه چندان گذشته که مردم تقریبا تمام مایحتاج زندگی خود را خودشان تامین می کردنند از گندم برای تهیه انواع نان مثل قرصه لواش ( شاطه) تهیه شده و نان ها را بر روی زمین نصف روز پهن کرده تا خنک شوند سپس نان ها را داخل قزقون هایی از جنس روی یا سبد هایی حصیری چیده و به مرور پای سفره می آوردند و خانمها بعد از اتمام کار عید مشغول تهیه فتیر می شدند و به جای شیرینی برای پذیرایی مهمانان در دید و بازدید عید مصرف می شد .و بلغور برا حلیم و آش ترخینه ( ترخندوغ) مصرف می شد . گندم پوست کنده شده و خرد شده ( پتله ) برای مخلوط با برنج هم نوعی غذا محسوب می شد .گندم پوست کنده درسته برای آش دندون که به اصطلاح خودمون( دندون رویه) میگن ؛چه اش خوشمزه ای بود و گندم شادونه که گندم آن را داخل آب پنیر خیس کرده تا ترد شود. پس از خشک کردن زمانی که نان می پختند گندم و شادونه را بالای تنور تفت میدادن ( بو میدادن) و نشاسته برا زمان سرما خوردگی مرهمی بر گلو درد بود و از کوبیدن خوشه های گندم کاه بر جا می ماند برا اضافه کردن بر نوعی خاک برا بام اندود ( بن اندود) و که خیالشان از چک چک آب باران راحت باشه . هر خانواده لا اقل چند تا گوسفند و برخی دیگر علاوه بر گوسفند گاو نیز داشتند که از خامه ای که بر روی شیر می بست قرصه تو های خوشمزه گرفته می شد که شیره روی آن ریخته شده و میل می شد. گاو داران گاها آن را برا نور چشمی هاشون می بردند یا مادرانی که دختر دم بخت داشتند و به عنوان تحفه برای خونه ای که پسر دم بخت داشت و مورد پسند مادر دختر بود می بردند تا خودی نشون بدهند. و اما کشک خشک برا آش و کاله جوش(کله جوش ) با پیاز آبدار و شیرین مراد آباد که کلسیم بدنشان را تامین می کرد.
یادم هست ناهار اون روز که قرار بود کله جوش بخوریم خانم خانه یا یکی از همسایه ها با کشک سابی لاله جین که تکه های زبری داخل آن بود کشک می سابیدند و هر کس اون روز به آن خانه سر میزد برای ناهار نگهش می داشتند چون دور هم بیشتر می چسبید و پنیر های تازه خوشمزه که یه تکه اون لای شاطه عجب مزه ای داشت . کره با تخم مرغ آب پز غذای ناهار اون روزی بود که مشک می زدیم و روغن محلی برای روی برنج چه عطری داشت . و مرغ های رنگارنگ که تخم مرغ های رنگی محلی آن ها با زرده های خوشمزه و زرد طلایی سر سفره خودنمایی میکردند برای وقتهایی که بچه ها با خوردن آبگوشت یا کاله جوش مخالفت میکردند و گاهی اوقات از گوشت مرغ یا خروس غذایی لذیذ سر سفره ها درست می شد. و اما گوشت گوسفند که غذای اصلی افراد غنی و فقیر بود را برا یکی دو روز داخل سبدهایی که با سیم بافته بودن و زنبیل گفته می شد داخل چاه آب آویزان می کردند تا همجایش خنک باشد و هم از شر حشرات در امان باشد.و برای نگهداری طولانی مدت گوشت کل گوسفند جز استخوان ها را پخته وبا نمکفراوان مخلوط کرده و داخل سیرابی ریخته و برای طولانی مدت نگهداری می کردند که به اصطلاح "قرمه" می گفتند . دمبه آن آب می شد که روغنی صاف و شفاف داشت که هر چیزی که با اون درست می شد چرب و نرم بود . چیزی که بعد از جدا کردن روعن از دمبه باقی می ماند " جیزیلیک" بود که بچه ها یا بزرگ تر ها آن را در حالی که گرم بود می خوردند. و اما پشم های شسته گوسفند تبدیل می شد به دستکش ( الیجک) و جورابهای گرم پشمی که با روش خاصی بافته میشد. با ۵ میل ، برای هر انگشت از یک میل استفاده می شد که همزمان باهم بافته می شد. و اما از انگور شیره درست می شد که هم شربت پای سفره ها بود و هم مکملی کنار غذاهای دیگر . شیره شهدی مقوی و خوشمزه داشت که از آن برای درست کردن حلوا استفاد می شد. در کنار کاسهای آش وشیره کدو که جای مربا را میگرفت .و کشمش جزو تنقلات مردم در زمستان روی کرسی ها گذاشته می شد . اما انگورهای درشت که دیر تر خشک می شدند با آونگ ( نخ های محکمقالی) آویزان بر سقف اتاق های خنک در حالی که هنوز نرم بودند و به کشمش تبدیل نشده بودند و در فصل زمستان داخل مجمه های مسی بر سر کرسی های گرم تنقلاتی خوشمزه بود . ترخینه (ترخنه) که با نشاسته و آب انگور درست میکردند ؛ دسری بسیار خوشمزه و مفید و مورد علاقه اهل خانه .
