es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

کانال رسمی شهر کارچان

کانال رسمی شهر کارچان

Ir al canal en Telegram

از طریق ربات پیامرسان با ما در ارتباط باشید . . 👉 @Karchanbot👈 ربات پیامرسان . . . ربات ارتباط مستقیم با مدیر کانال . . @karich_bot . . . لینک کانال رسمی شهر کارچان 👇👇👇 https://t.me/joinchat/AAAAAEHPQ7JlHWs9RGq47A ✔کانال رسمی شهر کارچان✔

Mostrar más
2 086
Suscriptores
+124 horas
-17 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
sticker.webp0.21 KB

تمومش کن-فرزاد فرزین 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

🦋 پلکی بگشا که روشنی جلوه گر است صبح آمده و لطف غزل بیشتر است خورشید تصدقِ سرت ماه طلا لبخند بزن که زندگی پشت در است سلاااااااااااام😊 صبح زیباتون بخیروشادی ☕️ خدای خوبم هزاران بار شکرت برای فرصت دوباره زندگی 😍🤲        کارچان زیباوپرانرژی 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

🌸ســــــــلام 🌸 #صبـح_قشنگتون_بخیر 🌸شروع صبح تون 🌸سرشار از مهر و دوستی 🌸موفقیت و لطف خدای مهربان 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

AnimatedSticker.tgs0.48 KB

‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ #داستانهای_شاهنامه ⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱 ‍ داستان های صوتی شاهنامه فردوسی به نثر امروزی 🔥 داستان سیاوش ۵ ⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱

‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ #داستانهای_شاهنامه ⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱 ‍ داستان های صوتی شاهنامه فردوسی به نثر امروزی 🔥 داستان سیاوش ۴ ⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱

اکنون فرستاده‌ای نزد سیاوش می‌فرستم و او را به جنگ امر می‌کنم و می‌خواهم تا صد گروگان را نزد من فرستد تا آن‌ها را گردن بزنم . رستم گفت ای شاه سخن مرا بپذیر افراسیاب خود از در آشتی برآمد شایسته نیست با کسی که آشتی می‌جوید بجنگیم و دیگر اینکه ما پیمان بستیم و شکستن پیمان درست نیست . بعدازآن تو و سیاوش در ایران بمانید و من از زابل با اندکی سپاه به توران می‌روم و روز را بر او سیاه می‌کنم . از فرزندت مخواه که پیمان‌شکنی کند . کاووس عصبانی شد و گفت :تو این افکار را در سر او پر کردی . من طوس را نزد او می‌فرستم و دیگر با تو کاری ندارم و از تو کمک نمی‌خواهم. رستم غمگین شد و گفت : اگر طوس از من بهتر است پس تو هم فکر کن که رستم مرده است . این را گفت و با لشکریانش به سیستان رفت .فرستاده پیام شاه را برای سیاوش برد و همه ماجرا را درباره رستم و شاه بیان کرد .سیاوش غمگین شد و فکر کرد اگر صد گروگان را نزد پدر بفرستد بی‌درنگ آن‌ها را خواهد کشت و اگر این‌طور به آن‌ها هجوم ببرم شایسته نیست و خداوند نمی‌پسندد و اگر به ایران بازگردم و سپاه را به طوس واگذارم از دست شاه و سودابه خلاصی ندارم. پس دو تن از بزرگان لشکر به نام‌های بهرام و زنگه شاوران را فراخواند و با آن‌ها راز دل گفت و بیان کرد که برای اینکه از شر سودابه خلاص شوم به جنگ رو نهادم و حالا شاه از من می‌خواهد که پیمان‌شکنی کنم حال که چنین است به گوشه‌ای می‌روم و انزوا می‌جویم. سپس به زنگه شاوران گفت : نزد افراسیاب برو و این اموال و گروگان‌ها را به او بده و ماجرا را بازگو و بگو راه مرا باز کند تا از کشورش عبور کنم و به گوشه‌ای بروم. سیاوش به بهرام گفت: لشکر و مرزوبوم را تا آمدن طوس به تو می‌سپارم. زنگه با صد گروگان به شهر توران رفت . طورگ جنگی به پیشوازش آمد و او را نزد افراسیاب برد و او همه‌چیز را برای افراسیاب تعریف کرد . افراسیاب پیران را خواند و مشورت کرد . پیران گفت : سیاوش را نزد خود بخوان و دخترت را به او بده . کاووس هم آخر عمرش است و بالاخره تاج‌وتخت به سیاوش می‌رسد و در اصل هردو کشور از آن تو می‌شود . افراسیاب نامه‌ای به سیاوش نوشت که: از رفتار کاووس با تو ناراحت شدم. به توران بیا و نزد من باش . من تو را چون پسرم گرامی می‌دارم و تو جانشین من می‌شوی و هر وقت خواستی با پدرت آشتی‌جویی من همه وسایلت را مهیا می‌کنم . وقتی نامه به سیاوش رسید از طرفی شاد شد که پناهگاهی یافته است و از طرفی ناراحت شد که باید رو به دشمن بیندازد . ز دشمن نیاید به‌جز دشمنی به فرجام هرچند نیکی کنی ❌ ادامه دارد... 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

#داستانهای_شاهنامه سیاوش و رستم از ایران به زابلستان نزد زال رفتند و یک ماه آنجا به شادی سپری کردند و بعد راه افتادند و از زابل و کابل و هند هم سپاهی با آن‌ها همراه شدند . به افراسیاب خبر رسید که سپاه ایران به فرماندهی سیاوش و سپهداری رستم آمد وقتی سپاه ایران به دروازه بلخ رسید جنگ سختی درگرفت و بعد از سه روز وارد بلخ شدند و شرح فتح خود را به شاه نوشتند و سیاوش اضافه کرد که افراسیاب در سغد است اگر شاه فرمان دهد به آنجا می‌روم و با او می‌جنگم . شاه پاسخ داد که در جنگ با او شتاب مکن . او خود وارد جنگ می‌شود . از آن‌سو گرسیوز نزد افراسیاب آمد و خبر داد که بلخ گرفته‌شده است . افراسیاب برآشفت و سپاهی گران آماده کرد . نیمه‌شب که همه در خواب بودند ناگهان خروشی از سرای افراسیاب برخاست و همه از خواب پریدند . گرسیوز نزد افراسیاب رفت و او را در برگرفت و پرسید چه شده است ؟ ولی او همچنان در بغل برادرش می‌لرزید تا اینکه بالاخره گفت :در خواب بیابانی پر از مار دیدم و زمین پر از گردوخاک و آسمان هم پر از عقاب بود .ناگهان بادی برخاست و درفش مرا سرنگون کرد و سراپرده و خیمه مرا واژگون کرد .لشکریان همه سربریده بر زمین افتاده بودند و سپاه دشمن بر تخت من تاختند و مرا اسیر کردند و دست بستند و هیچ آشنایی در کنارم نبود . مرا نزد کاووس بردند درحالی‌که جوانی چهارده‌ساله و زیبارو هم در کنارش بود . گرسیوز گفت : باید اخترشناسان را خبر کنیم . افراسیاب به ستاره شناسان گفت : کسی نباید در این مورد چیزی بداند و بعد خوابش را تعریف کرد. یکی از ستاره شناسان ابتدا برای جانش امان خواست و سپس گفت : سپاهی آماده از ایران به فرماندهی سیاوش می‌آید اگر شاه با او بجنگد تمام ترکان نابود می‌شوند و اگر سیاوش به دست شاه کشته شود در زمین آشوب می‌شود و همه به کینخواهی سیاوش به جنگ ما می‌آیند . افراسیاب غمگین شد و عزم صلح کرد و به گرسیوز گفت : با هدایای فراوان نزد سیاوش برو و تقاضای صلح کن و بگو از چین تا لب جیحون از ما و بقیه از آن شما باد . گرسیوز به‌سوی ایرانیان رفت و به نزد رستم و سیاوش رسید و هدایای افراسیاب را که شامل درم و دینار و اسب و غلام و سپاه بود به او داد و تقاضای صلح کرد . رستم گفت : باید تأمل‌کنیم و بعد جواب می‌دهیم. رستم و سیاوش به فکر فرورفتند و رستم از این کار آنان بدگمان بود . تصمیم گرفتند فرستاده‌ای نزد کاووس بفرستند . شبانگاه گرسیوز نزد سیاوش آمد . سیاوش گفت : به افراسیاب بگو رایمان بر این شد که کینه از دل بیرون کنیم ولی باید پیمانی ببندیم و صد تن از بزرگان لشکرتان که رستم آن‌ها را می‌شناسد را به‌عنوان گروگان به ما بدهید و دوم اینکه شهرهایی را که از ما گرفته‌اید پس بدهید و به توران بازگردید . من هم نامه‌ای نزد کاووس می‌فرستم و صلح را از او می‌خواهم . پس گرسیوز هم پیکی را نزد افراسیاب فرستاد و افراسیاب به‌ناچار خواسته‌های ایرانیان را پذیرفت و صد تن از خویشانش را که رستم نام برده بود فرستاد و از شهرهای بخارا و سغد و سمرقند و چاچ و سپیجاب بیرون آمد و به توران رفت . سیاوش خواست کسی را نزد کاووس فرستد و نتیجه کار را به او بگوید اما رستم گفت : کاووس تند است . بهتر است من نزد او روم و با او صحبت کنم . رستم به راه افتاد و نزد کاووس رسید و ماجرا را گفت . کاووس گفت : گیرم سیاوش جوان و خام است تو که دنیادیده‌ای چرا گول افراسیاب را خوردی ادامه 👇

#داستانهای_شاهنامه سیاوش 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
#داستانهای_شاهنامه سیاوش 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

sticker.webp0.77 KB

#اطلاعیه به بنا و کارگر. و سفید کار  کاشی کار در کربلا برای تعمیرات یک حسینیه نیازمندیم. هزینه کلی برعهده حسینیه. اعزام فوری جهت اطلاعات بیشتر 09189572753 یوسفی

#در_شهر در راستای بازگشایی معابر شهر. با توجه به نگاه ویژه شورا اسلامی در دوره ششم در راستای بازگشایی معابر و خواستن و براورد
#در_شهر در راستای بازگشایی معابر شهر. با توجه به نگاه ویژه شورا اسلامی در دوره ششم در راستای بازگشایی معابر و خواستن و براورده کردن این دیدگاه توسط شهرداری ، با رایزنی های صورت گرفته شورای اسلامی با مالک ، شاهد تفاهم شهرداری با مالک ،نسبت به عقب نشینی و مشارکت در ساخت توسط شهرداری، در یکی از معابر اصلی و تکمیل لاین خروجی شهر هستیم. انشاالله تا پایان دوره ، شاهد تفاهمات بیشتری از این قبیل باشیم. لازم به ذکر است ،با توجه به انجام این کار پسندیده ،جهت شادی روح تمامی رفتگان مالک ،فاتحه و صلوات ذکر شود.🙏🌹 شورای اسلامی شهر کارچان خرداد ماه ۱۴۰۲ 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

sticker.webp0.35 KB

#خبر_حوادث تصادف امروز محور اراک-کارچان که خوشبختانه تلفات جانی در بر نداشت 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃�
+4
#خبر_حوادث تصادف امروز محور اراک-کارچان که خوشبختانه تلفات جانی در بر نداشت 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

sticker.webp0.91 KB

#گرامیداشت امروز ۱۷ ژوئن روز جهانی پاکبان ست... از رسانه شهرمان این روز رو به همه مردان بی ادعای پاکیزگی و پاکبانان زحمتکش شهرمان تبریک عرض میکنم 🫡 ادمین کانال شهر 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

🌼ســـــلام و درود 🌸برهمشهریان عزیز 🌼امروزتـان 🌸پراز انرژی مثبت 🌼یک روز جدید آغاز شد 🌸با یک امیـد جدید 🌼با یک فکـر خوب 🌸آرزوهـای قشنگ 🌼و تـوکـل بـه خـدا 🌸زندگیتـون پراز زیبـایی 🌼و نگـاه خـدا هـمراهتـون 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

AnimatedSticker.tgs0.47 KB