es
Feedback
💭 قصر اندیشه 💭

💭 قصر اندیشه 💭

Ir al canal en Telegram

✓ هیچ چیز خوب یا بد نیست! طرز فکر ما بد و خوب را بوجود می آورد... ✍ویلیام شکسپیر ✍ . . کتاب(تکه کتاب + صوتی + pdf) 📚 دیالوگ و سخنان ماندگار 🗣 موسیقی 🎶 کلیپ 🎥

Mostrar más
3 247
Suscriptores
-224 horas
-57 días
-3030 días
Archivo de publicaciones
هنوز هم می اندیشیم که علم بهتر است یا ثروت... صداقت بهتر است یا ریا... هنوز نمیدانیم فرق درد و لذت را... فرق عشق و شهوت را... و همه تلاشها بیهوده است.... تا از فرقمان بیرون نکنند فرقی نمیکند... دریا هم که باشی گاهی در چارچوب خودت نمی گنجی سر می کوبی به صخره و ساحل دست و پا می زنی کسی حرفت را نمی فهمد پس از جدالی سخت با خودت بی رمق غمگین تنها به خودت باز می گردی دنياي بي رحمي است اما تو از دنیا بی رحم تر باش بجنگ با هر چه تورا از آرزوهایت دور می کند "به آرزوهایت برس شایدفردایی  نباشد" ‌‎‌‌‎‌‎🌸🍃 @poetss👈join🍃

❤️در این ظهر آدینه از خدا میخوام 🌹ازبـرکت، بیشترینش ❤️ازمهربانی، شیرین‌ترینش 🌹ازشادی، بی دلیلش در کنار خانواده ❤️و معجزه خدا، جاری ترینش 🌹نصیبتون بشه ❤️ظهرجمعه تون  پر انرژی ‌‎‌‌‎‌‎🌸🍃 @poetss👈join🍃

⭕️چرا تغییر دادن عقیدهِ آدم های متعصب تقریباً غیر ممکن است ؟! در یک شبِ سرد و برفی در دسامبر ۱۹۴۵ زنی به اسم دوروتی مارتین گروهی از پیروانش را در منزلش واقع در شیکاگو جمع کرده بود ، اما این فقط یک دورهمی ساده نبود ؛ آنها منتظر پایان دنیا در راس ساعت ۱۲ بامداد بودند ؛ دوروتی ادعا می کرد پیام هایی از موجودات فضائیِ سیارهِ کلاریون دریافت می‌کند و به پیروانش گفته بود که سیلِ عظیمی در راه است که قراره تمام زمین و بشریت را نابود کند ؛ اما راس نیمه شب بشقاب پرنده ای از راه می‌رسد و صرفاً قرار است مؤمنانِ واقعی که آنها باشند را نجات بدهد!!! این آدمها دیوانه نبودند ؛ بین آنها پزشک بود ، مهندس بود ، دانشجویان باهوش بودند و آدم‌های معمولی که همگی شغلشان را رها کرده بودند ، خانه هایشان را فروخته بودند و تمام پل های پشت سرشان را خراب کرده بودند؛ چرا ؟! چون قرار بود دنیا به پایان برسد ! ساعت تیک تاک می‌کرد؛ ده  شب ، یازده شب و سرانجام ۱۲ بامداد ... سکوت مطلق حاکم شد ؛ همه به هم نگاه می‌کردند اما هیچ بشقاب پرنده ای نیامد ؛ هیچ سیلی جاری نشد و دنیا به پایان نرسید بلکه به چرخشِ خود ادامه داد ... منطق حکم می‌کند که در آن لحظه آن جمع باید از شدتِ شرم آب می‌شدند و به حماقت خودشان اعتراف می‌کردند و با سرهای پایین به خانه هایشان برمی گشتند ؛ اما اتفاقی که افتاد یکی از عجیب ترین و ترسناکترین واکنش های روانشناختیِ انسان بود ... لئون فستینگرِ روانشناس بزرگی که مخفیانه در آن جمع نفوذ کرده بود ، مشاهداتش را ثبت کرد ، ساعت ۴ صبح وقتی فشارِ روانی به اوج رسید ، ناگهان دوروتی پیامی جدید نوشت : " خداوندِ جهان به خاطر ایمان قویِ همین گروهِ کوچک ، تصمیم گرفت به کلِ بشریت رحم کند و سیل را لغو کرد "... واکنش گروه چه بود ؟ آیا عصبانی شدند ؟ اصلاً ؛ آنها به یکباره پر از انرژی و شادی شدند ! آنها که تا دیروز از رسانه ها فرار می‌کردند، حالا با روزنامه ها تماس گرفتند و فریاد زدند که "ما دنیا را نجات دادیم " !!! آنها به جای اینکه بپذیرند که فریب خوردند ، متعصب تر شدند ؛ ‌‎‌‌‎‌‎🌸🍃 @poetss👈join🍃 اما چرا اینگونه است ؟! چرا تغییر دادن عقیدهِ آدمهای متعصب تقریباً غیرممکن است ؟! نکته اینست وقتی فرد هزینهِ زیادی برای یک باور می‌پردازد، وقتی آبرو، پول و زمان را پای یک چیز اشتباه می‌ریزد، پذیرفتنِ" اشتباه" دیگر یک اعتراف ساده نیست بلکه به معنای فروپاشی کاملِ هویتِ او است . این داستان فقط درباره فرقهِ قدیمی نیست ؛ این داستانِ تک تک ما است وقتی که روی اسب بازنده شرط می بندیم ، وقتی در یک رابطهِ سمی می مانیم ، وقتی ارتباطات بی ثمر را پایان نمی دهیم و وقتی به آدم‌های اشتباهی اطمینان میکنیم . اپیکتتوس، فیلسوف رواقی می گفت : " غیرممکن است کسی چیزی را یاد بگیرد که فکر می‌کند از قبل می داند ." خطرناک ترین لحظهِ زندگیِ ما زمانی نیست که چیزی را نمی‌دانیم، بلکه زمانی است به چیزی " اطمینانِ تام " داریم و حاضریم برای این اطمینان ، واقعیت را قربانی کنیم ... آن فرقه در شیکاگو ترجیح دادند باور کنند که قوانینِ فیزیک و کیهان تغییر کرده تا اینکه بپذیرند احمق بودند ؛ به خاطر همین است که می‌گویند مهم ترین توانایی در قرن ۲۱ ، توانایی تجدیدنظر در افکار و باور هایمان است ✅این معیار سواد در قرن ۲۱ است . ‌‎‌‌‎‌‎🌸🍃 @poetss👈join🍃

مولانا میگه از ۳ چیز کمتر سخن بگو: یکی از راه و مقصدت دیگری از سیم و زر و دارایی‌ات و سومی از اعتقادات خود ‌‎‌‌‎‌‎🌸🍃 @poetss👈join🍃

زندگی مانند یک کتاب است هر روز یک صفحه جدید را شروع می کنی بگذار اولین کلماتی که در صفحه جدیدت می نگاری صبح بخیر باشد صبح یک شنبه 13 اردیبهشت ماه بخیر♥️ ‌‎‌‌‎‌‎🌸🍃 @poetss👈join🍃

🌹دعای روز اول ماه مبارک رمضان🌹 🍀بسم الله الرحمن الرحیم🍀 اللهمَ اجْعلْ صِیامی فـیه صِیـام الصّائِمینَ و قیامی فیهِ قیامَ القائِمینَ و نَبّهْنی فیهِ عن نَومَةِ الغافِلینَ وهَبْ لی جُرمی فیهِ یا الهَ العالَمینَ واعْفُ عنّی یا عافیاً عنِ المجْرمینَ. خدایا مرا در این روز از روزه داران و قیام‎کنندگان واقعی قرار بده و در این روز بیدارم کن از خواب غافلان  و جرم و جنایتم را ببخش در این روز؛ ای معبود جهانیان؛ در گذر از من، ای عفوکننده از جنایتکاران. التماس دعا🙏 ‌‎‌‌‎‌‎🌸🍃 @poetss👈join🍃

مثل آب باش آب زور بیخودی نمی‌زنه، فقط مسیرش رو پیدا می‌کنه و جلو میره. زندگی هم همینه… هر مانع، یه فرصت واسه ساختن نسخه قوی‌ت
مثل آب باش آب زور بیخودی نمی‌زنه، فقط مسیرش رو پیدا می‌کنه و جلو میره. زندگی هم همینه… هر مانع، یه فرصت واسه ساختن نسخه قوی‌تر و باهوش‌تر از خودته💪💪 ‌‎‌‌‎‌‎🌸🍃 @poetss👈join🍃

دنیای مجازی به ما آموخت: زن و مرد میتوانیم باهم مهربان باشیم حرف دلمان را آزاد بنویسیم و بیان کنیم میتوانیم خودمان باشیم میتوانیم از دور دوست بداریم و دوست داشته شویم میتوانیم به کسانی دل ببندیم و اعتماد کنیم که هرگزندیدیمشان میتوانیم جنسیت را فراموش کنیم و بدون توقع رفاقت کنیم این دنیا به ما آموخت : تقدیم کردن یک گل و تحسین کردن زیباییها و احوالپرسی با جنس مخالف گستاخی نیست بلکه محبت و احترام است. دیگران را بپذیریم بی انکه بدانیم کیستند و چیستند؟ "دنیای مجازی فضای دل ماست🖤 ‌‎‌‌‎‌‎🌸🍃 @poetss👈join🍃

“دلم می‌خواهد حرف بزنم، مخصوصا برای تو که می‌دانم نمی‌توانی بشنوی. یاد آن قصه اسکندر افتادم که رازی داشت. نه می‌خواست به کسی بگوید و نه می‌توانست نگوید. سرش را کرد در چاه و گفت. بعد از سالی از چاه نی سبز شد و رازش از پرده بیرون افتاد؛ همان ملالت و اندوهی که در ناله‌ی نی است…” ‌‎‌‌‎‌‎🌸🍃 @poetss👈join🍃

‏قالب تفکر خود را پیدا کنید، قبل از اینکه قالبی از پيش ساخته شده، به شما تحمیل شود ! ‌‎‌‌‎‌‎🌸🍃 @poetss👈join🍃
‏قالب تفکر خود را پیدا کنید، قبل از اینکه قالبی از پيش ساخته شده، به شما تحمیل شود ! ‌‎‌‌‎‌‎🌸🍃 @poetss👈join🍃

امروز معرفی هشتمین کتاب 📚 عجیب تر از علم اثر: فرانک ادواردز ترجمه: نیلوفر عامری 🥃جرعه ای از این کتاب👇 آیا امکان پذیر است ک
امروز معرفی هشتمین کتاب 📚 عجیب تر از علم اثر: فرانک ادواردز ترجمه: نیلوفر عامری 🥃جرعه ای از این کتاب👇 آیا امکان پذیر است که نهنگ مردی را ببلعد و آن مرد زنده بماند تا داستان این ماجرای عجیب را تعریف کند؟ جواب علمی به این سوال منفی است اما بواقع پاسخ مثبت است. گزارشات ثبت شده توسط نیروی دریائی بریتانیا روشن میکند که یک دریانورد انگلیسی بنام جیمز بارتلی توسط یک نهنگ بلعیده می شود و بعد زنده از شکم نهنگ خارج می شود و این داستان حیرت انگیز را تعریف میکند. جیمز اولین سفر دریائی یا بهتر بگوییم آخرین سفر دریائی خود را به عنوان ملوان در یک کشتی شکار نهنگ بنام ستاره شرق آغاز کرد. در فوریه سال ۱۸۹۱ کشتی در چندصد مایلی شرق جزایر فالکلند در اقیانوس آتلانتیک جنوبی در حرکت بود که ناگهان دیده بان فریاد کشید نهنگ ... در حدود یک مایلی نزدیک به دماغه جلو کشتی نهنگ عظیمی دیده شد. ‌‎‌‌‎‌‎🌸🍃 @poetss👈join🍃

یه دختر خارجیه چیزی که تعریف میکنه واقعا جالبه، میگه ۱۱ سال پیش تو دانشگاه به کلاس مقدماتی روانشناسی میرفتم، توی کلاس ۲۵۰ نفره همه ترسیده بودن چون این کلاس اخر قبل از امتحان بود و ما هیچکدوم اماده نبودیم. پرفسور گفت: شما همه به نظر میرسه استرس دارین، من به همه‌ کلاس نمره ۹۵٪ میدم ولی به شرطی که همه کلاس بهش رای بدین. روی تخته شروع به رای گیری کرد و ۲۰ نفر گفتن نه من ۹۵ درصد تضمین شده رو نمی‌خوام! استاد یه رای گیری دیگه کرد که چرا نمی‌خواین؟ ۱- من ۹۵ درصد رو انتخاب کردم و میخوام. ۲- من فکر میکنم نمره‌م بهتر میشه. ۳- من نمره‌ای نمی‌خوام که لایقش نباشم ۴- من نمی‌خوام یکی دیگه نمره‌ش مثل من بشه وقتی به اندازه من درس نخونده. تمام اون ۲۰ نفری که ۹۵ درصد رو نمی‌خواستن دلیلشون این اخری بود. پرفسور گفت این مهمترین درسیه که این ترم بهتون میدم، من ۱۰ ساله این ازمایش رو تو کلاسهام انجام میدم و حتی یه کلاس هم همه به اتفاق نمره رو قبول نکردن برای اینکه همیشه یکی هست که نخواد بقیه چیزی که اون داره رو داشته باشن چون فکر میکنه اونا لایقش نیستن. از نظر اماری فقط ۱۰ نفر شما ۹۵ درصد یا بالاتر میگیرین چون تو زندگی طمع همیشه بیشتر از اینکه بهتون کمک کنه اسیب زننده است.

امروز معرفی هفتمین کتاب 📚جهان در پوست گردو اثر: استیون و. هاوکینگ ترجمه: محمدرضا محجوب 🥃جرعه ای از این کتاب👇 روشن است که آ
امروز معرفی هفتمین کتاب 📚جهان در پوست گردو اثر: استیون و. هاوکینگ ترجمه: محمدرضا محجوب 🥃جرعه ای از این کتاب👇 روشن است که آفرینش انسانهای بهبود یافته، دشواریهای بزرگ اجتماعی و سیاسی برای انسانهای بهبود نیافته پدیدار خواهد ساخت هدف من آن نیست که از مهندسی ژنتیک انسانی همچون رویدادی خوشایند دفاع کنم، اما تنها میگویم که این کار محتمل است چه بخواهیم چه نخواهیم. این است که من داستانهای علمی تخیلی مانند پیشتازان فضا را باور ندارم. در این داستانها آدمهای چهارصد سال بعد اساساً همانند آدمهای امروزند. فکر میکنم که نژاد بشر و دی ان ای ،آن شتابان پیچیدگیش را بالا خواهد برد. باید دریابیم که این روند محتمل است و راه کارهای برخورد با آن را پیدا کنیم. ‌‎‌‌‎‌‎🌸🍃 @poetss👈join🍃

یه ضرب المثلی ژاپنی میگه: ‏اگه میخوای جای رئیست بنشینی؛ پس هلش بده بره بالا! برای پیشرفت زیر آب کسی رو نزن! ‌‎‌‌‎‌‎🌸🍃 @poet
یه ضرب المثلی ژاپنی میگه: ‏اگه میخوای جای رئیست بنشینی؛ پس هلش بده بره بالا! برای پیشرفت زیر آب کسی رو نزن! ‌‎‌‌‎‌‎🌸🍃 @poetss👈join🍃

داستان جالب انیشتین و ندانستن نسبت مایل و فوت! @nofappeople
داستان جالب انیشتین و ندانستن نسبت مایل و فوت! @nofappeople

امروز معرفی ششمین کتاب 📚تاریخچه زمان اثر: استیون و. هاوکینگ ترجمه: محمدرضا محجوب این کتاب توسط دکتر بحرانی(استاد درس ابررسان
امروز معرفی ششمین کتاب 📚تاریخچه زمان اثر: استیون و. هاوکینگ ترجمه: محمدرضا محجوب این کتاب توسط دکتر بحرانی(استاد درس ابررسانایی در دوران دانشجویی معرفی شد) 🥃جرعه ای از این کتاب👇 نظریه نسبیت عام انشتین بخودی خود، پیش بینی می کرد که فضا - زمان از تکینگی انفجار بزرگ( Big Crunch) آغاز گردیده است و به تکینگی تخریب بزرگ  (چنانچه تمامی جهان فرو پاشد)، یا به تکینگی درون یک حفره سیاه (اگر یک ناحیه از فضا زمان، مثل یک ستاره دچار فروپاشی شود)می انجامد. هر ماده ای که به این سیاهچاله بیفتد در تکینگی متلاشی میگردد و تنها تأثیر گرانشی جرم آن در بیرون حفره باقی می ماند. از دیگر سو هنگامی که تأثیرات کوانتومی را بحساب آوردیم، بنظر می رسید که جرم یا انرژی ،ماده سرانجام به بقیه جهان باز پس داده خواهد شد و حفره سیاه همراه با هر تکینگی درون آن ناپدید می شوند. آیا مکانیک کوانتوم میتواند تأثیری چنین دراماتیک بر نکینگی های انفجار بزرگ و تخریب بزرگ داشته باشد؟ ‌‎‌‌‎‌‎🌸🍃 @poetss👈join🍃

فیزیک و زندگی هوشمندانه‌تر کار کنید، نه سخت‌تر! پگاهتون به نیکی🌷💥 ‌‎‌‌‎‌‎🌸🍃 @poetss👈join🍃

امروز معرفی کتاب پنجم 📚خاطرات یک الاغ اثر: سوفی سگور ترجمه: سهیلا صفوی جرعه ای از این کتاب👇 فصل سرما را به سختی گذراندم. بر
امروز معرفی کتاب پنجم 📚خاطرات یک الاغ اثر: سوفی سگور ترجمه: سهیلا صفوی جرعه ای از این کتاب👇 فصل سرما را به سختی گذراندم. برای زندگی، جنگل را انتخاب کرده بودم و به زحمت چیزی برای خوردن پیدا می کرد. وقتی آب نهر از سرما یخ زد، من برف میخوردم. غذایم خار و بوته های خشک بود. زیر درخت های صنوبر میخوابیدم. در تنهایی فرصت زیادی برای فکر کردن داشتم. زندگی غم انگیزم را با زندگی ای که با صاحبم ژورژت و یا حتی مزرعه داری که من را فروخت، داشتم، مقایسه می کردم در کنار ژورژت آن قدر خوشبخت بودم که هیچ وقت تنبلی یا بد جنسی نمیکردم و به فکر انتقام نمی افتادم. اما با این همه اصلا دلم نمیخواست از آن محل فقیرانه بیرون بروم چون آزادی را دوست داشتم و می خواستم ارباب خودم باشم گاهی به اطراف دهکده ای که در نزدیکی جنگل قرار داشت میرفتم تا بفهمم در دنیای اطراف چه میگذرد یک روز بهاری که هوا تازه داشت گرم میشد من از رفت و آمدهای غیر عادی که در دهکده بود تعجب کردم دهکده حال و هوای یک جشن را داشت. ‌‎‌‌‎‌‎🌸🍃 @poetss👈join🍃

گر به من چرخ دهد فرصتی ای باده‌خوران به خدا میکده‌ای بهر شما خواهم کرد از قضا روزی اگر حاکم این شهر شوم خون صد شیخ به یک مست روا خواهم کرد آنقدر خرقه و سجاده بگیرم از شیخ فرش این میکده‌ها را ز عبا خواهم کرد زاهدا کوری چشم تو و شیخان دگر وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد عماد خراسانی ‌‎‌‌‎‌‎🌸🍃 @poetss👈join🍃

امروز معرفی چهارمین کتاب 📚تنفس در هوای تازه اثر: جورج ارول ترجمه: زهره روشنفکر جرعه ای از این کتاب👇 در این روزگار کدام احمق
امروز معرفی چهارمین کتاب 📚تنفس در هوای تازه اثر: جورج ارول ترجمه: زهره روشنفکر جرعه ای از این کتاب👇 در این روزگار کدام احمقی است که قبل از جنگ شروع آن را اعلام کند؟ اگر من هیتلر بودم، بمبهای خودم را وسط اجلاس خلع سلاح می ریختم. در صبحی ساکت وقتی مردم در حال گذشتن از روی پل لندن هستند و قناریها در حال آواز خواندن اند ، ویژ... شَتَرَق! خانه ها به هوا پرتاب می شوند لباسها غرق خون میشوند و قناریها بر جسدها آواز می خوانند. بسیار تأسف انگیز است. من در حال نگاه کردن به دریای بزرگی از پشت بام خانه هایی بودم که در یک خط قرار گرفته بودند. مایلها از خیابانها مغازه های ماهی سرخ شده کلیساها، پستهای برق و همه و همه. چقدر عظیم است! و چقدر ساکت! نظیر یک جنگل بزرگ که هیچ حیوان درنده ای ندارد. هیچ سلاحی آتش نمی کند هیچکس درختهای آناناس را نمی اندازد هیچکس کسی را با باتوم لاستیکی کتک نمیزند. اگر شما به اکنون بیندیشید؛ در حال حاضر در انگلستان هیچ مشکلی وجود ندارد و صدای شلیک هیچ مسلسلی از پنجره های اتاقهای خواب آن شنیده نمی شود. ولی آیا تا پنج سال دیگر هم همینطور است؟ یا دو سال؟ و یا یک سال دیگر؟ ‌‎‌‌‎‌‎🌸🍃 @poetss👈join🍃