es
Feedback
دیالکتیک روشنگری

دیالکتیک روشنگری

Ir al canal en Telegram

فضایی برای تبادل مطالب در حوزه اندیشه و فرهنگ

Mostrar más
838
Suscriptores
+124 horas
+117 días
+630 días
Archivo de publicaciones
قطعه‌ای از فیلم #آینه ساختۀ کارگردان بزرگ تاریخ سینما #آندری_تارکوفسکی شعری که با صدای گرم زنده یاد #پرویز_بهرام در این بخش از فیلم خوانده شده اثر #آرسنی_تارکوفسکی پدر آندره است. @ELDialectico

▪️رؤیاها زندگی‌اند؛ رؤیاها خودِ زندگی‌اند؛ رؤیاها شعرند. ناله، ضجه، گریه، و عشق... چه ذهنِ سیالِ آشفته‌ای، چه پرواز بی‌معنایی
▪️رؤیاها زندگی‌اند؛ رؤیاها خودِ زندگی‌اند؛ رؤیاها شعرند. ناله، ضجه، گریه، و عشق... چه ذهنِ سیالِ آشفته‌ای، چه پرواز بی‌معنایی به گذشته! و چه احساس هولناکی به زندگی، به عشق، به آدمی!... ستاره‌ها همچنان پنهان بودند، نمی‌دیدم‌شان اما در عمق آسمان احساس‌شان می‌کردم. مگر می‌توان آسمان را بدون ستاره تصور کرد؟ 📕هیچ دوستی به جز کوهستان ▪️بهروز بوچانی ‏@ELDialectico

▪️این خاصیت زندان است که کسی نمی‌تواند با کس دیگری به مدت طولانی احساس دشمنی کند. البته این قاعده برای دوستی هم صدق می‌کند. ز
▪️این خاصیت زندان است که کسی نمی‌تواند با کس دیگری به مدت طولانی احساس دشمنی کند. البته این قاعده برای دوستی هم صدق می‌کند. زندان محیطی نیست که بتوان یک احساس ناخوشایند، و حتی خوشایند، را برای مدتی طولانی تحمل کرد. زندانی‌ها در طوال ساعاتی که بیدارند ده‌ها بار چشم ‌هایشان در چشم‌های یکدیگر گیر می‌کند و تحملِ این احساسات برای دوره‌ای طولانی شکنجه آور است. هربار که ما همدیگر را می‌دیدیم این احساس ناخوشایند تکرار می‌شد. 📕هیچ دوستی به جز کوهستان ▪️بهروز بوچانی ‏@ELDialectico

▪️گویا مأموریت آن روزشان فقط همین بود: ریدن وسط مغز زندانیانی که از شدت کلافگی فقط همدیگر را نگاه می‌کردند.... اما برای من تن
▪️گویا مأموریت آن روزشان فقط همین بود: ریدن وسط مغز زندانیانی که از شدت کلافگی فقط همدیگر را نگاه می‌کردند.... اما برای من تنهایی و سکوت بالاترین موهبتی بود که می‌توانست نصیبم شود. در فضایی که زندانی‌های سرکش هویت‌شان را در حرافی‌ها و فریادهای بیهوده و خنده‌های بلندِ دوستان‌شان می‌جستند، خلق تنهایی نیازمند گرونه‌ای شاعرانگی و تخیل بود..... 📕هیچ دوستی به جز کوهستان ▪️بهروز بوچانی @ELDialectico

هیچ کاری که من بتوانم ببینم انجام نمی‌داد. فقط آنجا ایستاده بود، به نرده‌ی ایوان تکیه داده بود و نمی‌گذاشت دنیا از هم بپاشد.
هیچ کاری که من بتوانم ببینم انجام نمی‌داد. فقط آنجا ایستاده بود، به نرده‌ی ایوان تکیه داده بود و نمی‌گذاشت دنیا از هم بپاشد. 📕دختری که میشناختم ▪️جی دی سلینجر @ELDialectico

باید خشونت را به ترتیبی تعریف کرد که نتوان وصف "خوب" را درباره ی آن به کار برد. لحظه ای که مدعی توانایی تمیز دادن خشونت "خوب"
باید خشونت را به ترتیبی تعریف کرد که نتوان وصف "خوب" را درباره ی آن به کار برد. لحظه ای که مدعی توانایی تمیز دادن خشونت "خوب" از خشونت "بد" می شویم معنای درست این واژه را گم می کنیم و دچار سردرگمی می شویم. بالاتر از همه، همین که ادعا کنیم معیارهایی برای تعریف خشونت ظاهرا "خوب" به دست آورده ایم تک تک مان به راحتی می توانیم از آن ها برای توجیه اقدامات خشونت بارمان بهره برداری کنیم. 📕خشونت، پنج نگاه زیر چشمی ▪️اسلاوی ژیژک مترجم:علی رضا پاکنهاد @ELDialectico

سارتر: ما افراد آزادیم و این آزادی در سراسر زندگی ما را مجبور به گزینش می‌کند. ارزشها یا معیارهای جاودانه‌ای هم وجود ندارد که
سارتر: ما افراد آزادیم و این آزادی در سراسر زندگی ما را مجبور به گزینش می‌کند. ارزشها یا معیارهای جاودانه‌ای هم وجود ندارد که به آنها بچسبیم و همین بر اهمیت گزینش‌های ما بسی می‌افزاید. چون که ما صددرصد مسئول هر کاری هستیم که انجام می‌دهیم. پس نمی‌توانیم به بهانه‌ی آن که "باید" سرکار برویم، یا "باید" انتظارات خاص طبقه‌ی متوسط را در زندگی برآوریم، از مسئولیتِ گزینش راه خود شانه خالی کنیم. افرادی که چنین کنند به توده‌های بی‌هویت می‌پیوندند، به صورت گله‌ی بی‌تشخص درمی‌آیند، گله‌ای خودفریفته و از خودگریخته. از سوی دیگر، آزادی ما را مجبور می‌کند ابراز وجود کنیم و به راستی و به درستی به سر بریم. تقصیر را نمی‌توان به گردن "طبیعت انسان" یا "ضعف انسان" یا این قبیل چیزها انداخت. 📕دنیای سوفی ▪️یوستین گوردر ترجمه : حسن کامشاد @ELDialectico

بيتوته کوتاهی ست جهان در فاصله گناه و دروخ. خورشيد همچون دشنامی بر می آيد و روز شرمساری جبران ناپذيری ست. آه پيش از آن که در اشک غرقه شوم چيزی بگوی. درختان جهل معصيبت بار نياکانند و نسيم وسوسه ئی نابکار. مهتاب پائيزی کفری ست که جهان را می آلايد. چيزی بگوی پيش از آن که در اشک غرقه شوم چيزی بگوی. هر دريچه ی نغر به چشم انداز عقوبتی می کشايد. عشق رطوبت چندش انگيز پلشتی ست و آسمان سر پناهی تا به خاک بنشينی و بر سرنوشت خويش گريه ساز کنی. آه پيش از آن که در اشک غرقه شوم چيزی بگوی هر چه باشد. چشمه ها از تابوت می جوشند و سوگواران ژوليده آبروی جهانند. عصمت به آينه مفروش که فاجران نيازمند ترانند. خامش منشين خدا را پيش از آن که در اشک غرقه شوم از عشق چيزی بگوی! ▪️احمد شاملو @ELDialectico

فقر و نداری یک مقوله ی صرف نیست، بلکه غم انگیز ترین واقعیت است. امروزه انسانی که بی چیز است هیچ است چرا که از هستی به طور کلی
فقر و نداری یک مقوله ی صرف نیست، بلکه غم انگیز ترین واقعیت است. امروزه انسانی که بی چیز است هیچ است چرا که از هستی به طور کلی و از آن بالاتر از هستی انسانی ساقط می شود. چرا که این وضعیت، وضعیت جدایی کامل انسان از عینیت خویش است.... فقر مایوسانه‌ترین نوع اعتقاد است. عدم واقعیت کامل هستی انسان و واقعیت کامل وجود غیر انسانی شده است. فقر دارایی است اما منفی: گرسنگی، سرما، بیماری، جنایت، حقارت، بلاهت و به عبارتی تمام ناهنجاری‌ها و صفات غیر انسانی... ▪️کارل مارکس در نامه به باوئر ترجمه مرتضی محیط @ELDialectico

حتی اگر سه هزار سالِ دیگر هم زنده بمانی، یا حتی ده برابر آن، به یاد داشته باش که زندگیِ دیگری جز همین زندگی در کار نیست و جز
حتی اگر سه هزار سالِ دیگر هم زنده بمانی، یا حتی ده برابر آن، به یاد داشته باش که زندگیِ دیگری جز همین زندگی در کار نیست و جز همین زندگی که کم‌کم داری از دستش می‌دهی، دیگر نخواهی زیست! زیاد عُمر کنی یا کم، آخر چه فرقی دارد؟ لحظه‌ی اکنون برای همه یک‌جور است؛ از دست دادنش نیز برای همه یک‌جور است؛ پس اگر عُمرت تمام شود، تنها همین لحظه‌ی اکنون است که از دستت رفته. نه گذشته و نه آینده، هیچ‌یک را از دست نخواهی داد: آخر چطور امکان دارد چیزی را از دست بدهی که هرگز نداشته‌ای؟ 📕تأملات ▪️مارکوس اورلیوس @ELDialectico

«ترس یکی از مهم‌ترین عوامل قدرت است، و کسی که بتواند در جامعه سمت و سوی ترس را معین کند قدرت زیادی بر آن جامعه پیدا می‌کند. ‏
«ترس یکی از مهم‌ترین عوامل قدرت است، و کسی که بتواند در جامعه سمت و سوی ترس را معین کند قدرت زیادی بر آن جامعه پیدا می‌کند. ‏شاید بتوان همصدا با آگامبن گفت که امروزه همیشه در یک حالت اضطرار زندگی می‌کنیم که در‌آن یادآوریِ خطرهای جدی تقریباً نقش ورق حکم یا برگ برنده را دارد ـــ‌و این ورق چیزی را که می‌بُرَد حقوق دمکراتیکِ به رسمیت‌شناخته‌شده‌ی مردم است.» 📕فلسفه‌ی ترس ▪️لارس اسوندسن ترجمه‌ی خشایار دیهیمی @ELDialectico

علیرضا (صابر ابر): بذاريد من يه پنج دقيقه مالِ خودم باشم، حالم از اينی كه هست بدتر نمی‌شه! 📽 درباره‌ی الی ▪️اصغر فرهادی @ELD
علیرضا (صابر ابر): بذاريد من يه پنج دقيقه مالِ خودم باشم، حالم از اينی كه هست بدتر نمی‌شه! 📽 درباره‌ی الی ▪️اصغر فرهادی @ELDialectico

‌ به هرحال این اوضاعی است که می بینید و تفسیر لازم ندارد. ما هم می سوزيم و می سازيم. قسمتمان اين بوده يا نبوده ديگر اهميت ندارد. سگ بريند روی قسمت و همه چيز. نامه به حسن شهید نورایی صادق هدایت @ELDialectico

توی گند و گه خودمان غوطه وریم و فقط انتظار ترکیدن را می کشیم . فرنگ هم باز برای بچه تاجرها و دزدها و جاسوسهای مام میهن است. ما از همه چیز محروم بوده ایم اینهم یکیش. وقتی که در اینجا نمی توانم زندگیم را تامین بکنم فرنگ به چه درد من می خورد؟ همه درها بسته است خودم را که نمی خواهم گول بزنم . خواجه می فرماید: از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود زنهار از این بیابان وین راه بینهایت . صادق هدایت از میان نامه ها به نورایی شنبه، ۵ بهمن ۱۳۲۵ @ELDialectico

«اگر دانشمندی‌، روانشناسی‌ بخواهد دربارة ‌زشت‌ترین‌ اشكال‌ بی‌حیایی‌، بلاهت‌، حقارت‌، هرزگی‌، رذالت‌ و خودگنده‌بینی‌ مطالعه‌ای‌ جدی بكند باید بیاید و در این‌جا مستقر شود تا محیرالعقول‌ترین‌ پدیده‌ها را ثبت‌ كند. خلاصه‌ بازی بدی سرِ ما درآوردند. حق‌مان‌ هم‌ همین‌ بود: همة‌ این‌ جنبش‌های سوسیالیست‌ ـ لیبرالیست‌ ـماركسیست‌ ـ افیونی‌ و ابن‌الوقتی‌ به‌ شكل‌ اسفناكی‌ شكست‌ خوردند و سكة‌ قلب ‌توده‌ایسم‌ از طرف‌ آقا و اربابش‌ در بازار بین‌المللی‌ سیاسی‌ ـ اقتصادی ـ كاپیتالیستی‌ ـ به‌من‌چه‌ مسلكی‌ ـ موضوع‌ بده‌ بستان‌های تجارتی‌ قرار گرفت‌! گاوها، خوك‌ها و جوجه‌ها خداحافظ‌! چه‌ بهتر! لااقل‌ دیگر توهمی‌ نمانده‌! همه‌چیز مثل‌ روز روشن‌ است‌: باید... را مزمزه‌ كرد» 📚هشتاد و دو نامه به حسن شهید نورایی ▪️صادق هدایت @ELDialectico

روی هم رفته در سرزمین قی آلود وحشتناکی افتاده ایم که با هیچ میزان و مقیاسی، پدرسوختگی و مادرقحبگیش را نمی شود سنجید. غیر از ت
روی هم رفته در سرزمین قی آلود وحشتناکی افتاده ایم که با هیچ میزان و مقیاسی، پدرسوختگی و مادرقحبگیش را نمی شود سنجید. غیر از تسلیم و توکل و تفویض کار دیگری از ما ساخته نیست چنانکه شاعر فرموده: در کف خرس خر کونپاره ای غیر تسلیم و رضا کو چاره ای؟ 📕نامه به حسن شهید نورایی ▪️صادق هدایت @ELDialectico

📕معرفی کتاب چرا فیلسوفان نمی‌توانند بخندند نویسنده: کاترین فروزه مترجم: علی سیاح نشرچشمه ▪️سالانه مبالغ هنگفتی صرف ساختن دور
📕معرفی کتاب چرا فیلسوفان نمی‌توانند بخندند نویسنده: کاترین فروزه مترجم: علی سیاح نشرچشمه ▪️سالانه مبالغ هنگفتی صرف ساختن دورهمی‌های رادیویی، تلویزیونی و سینمایی می‌شود تا از مجاری رسمی، امید و شادی را به جامعه تزریق کنند و معمولاً قریب‌به‌اتفاق این برنامه‌ها جز پر کردن جیب «عمله‌های لودگی»، نتیجه‌ی دیگری ندارند. علت این امر را نه در خنده‌های جعلی و کیفیت نازل برنامه‌ها، که در بطن خود خنده باید جست: نیروی ویرانگری در این واکنش طبیعی بدن که با مهار زدنش شادکامی به جامعه‌ی افسرده و ترس‌خورده بازنمی‌گردد. کاترین فروزه، استاد فلسفه و دین دانشگاه کلگری کانادا و مدرس فلسفه‌ی تطبیقی، فلسفه‌ی فمنیستی و فلسفه‌ی سیاسی، در این کتاب، غرب تا شرق فلسفه را در جست‌وجوی این نیروی ویرانگر می‌کاود. نیرویی که خنده را به دشمن هرگونه مرجعیت و سلسله‌مراتب مبدل می‌سازد. به همین علت، او بر کار فیلسوفان و مکاتبی تمرکز می‌کند که مرجعیت‌ها را به پرسش می‌گیرند: از نیچه و کیرکگور گرفته تا حکمت چین باستان و آیین بودیسم. @ELDialectico

تو گریستی به خاطر شب، کنون شب فرا رسیده است. پس در تاریکی گریه کن. 📕پایان بازی ▪️ساموئل بکت @ELDialectico
تو گریستی به خاطر شب، کنون شب فرا رسیده است. پس در تاریکی گریه کن. 📕پایان بازی ▪️ساموئل بکت @ELDialectico

خانواده ایرانی که به سبب خوشی ها و ناخوشی های انقلاب و فضای سیاسی و جنگ تضعیف شده بود، ناگهان دریافت که باید وظیفه خطیر اداره
خانواده ایرانی که به سبب خوشی ها و ناخوشی های انقلاب و فضای سیاسی و جنگ تضعیف شده بود، ناگهان دریافت که باید وظیفه خطیر اداره تمامی ابعاد سنگین روزمره و مادی و معنوی فرد را به دوش کشد، وظیفه ای که با وجود تمام شدن جنگ و تغییر صور رفتارهای سیاسی هنوز که هنوز است بر دوش اوست. دولت زمانی خانواده را تنها گذاشت و اکنون شاید از یاد برده باشد که خود نیز مسولیت ها و وظایفی در برابر افراد دارد و باید برای حل مشکلات به وجود آمده به یاری خانواده بشتابد. ▪️یوسف اباذری در مصاحبه با ماهنامه آفتاب پیرامون فروپاشی اجتماعی ،مهر81 @ELDialectico

■ در دنیا هیچ چیز پایدار نیست، و اينكه انسان توقع بقای چیزی را داشته باشد، نادانی است. اما اگر انسان از آنچه که برای مدت کوتا
■ در دنیا هیچ چیز پایدار نیست، و اينكه انسان توقع بقای چیزی را داشته باشد، نادانی است. اما اگر انسان از آنچه که برای مدت کوتاهی دارد لذت نبرد، از آن هم نادان‌تر است. 📚لبه تیغ ▪️سامرست موام @ELDialectico