es
Feedback
دیالکتیک روشنگری

دیالکتیک روشنگری

Ir al canal en Telegram

فضایی برای تبادل مطالب در حوزه اندیشه و فرهنگ

Mostrar más
833
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
-230 días
Archivo de publicaciones
@ELDialectico اگر انسان قابلیت کشتن نداشت ، هیچ نظام سیاسی نمیتوانست جنگ راه بیندازد . هر نظام فقط پیرامون توانایی های انسانه
@ELDialectico اگر انسان قابلیت کشتن نداشت ، هیچ نظام سیاسی نمیتوانست جنگ راه بیندازد . هر نظام فقط پیرامون توانایی های انسانها وجود دارد برای مثال ، هیچ کس نمیتواند آب دهانش را به ارتفاع چهار متر توی هوا بفرستد ، حتی اگر نظام از او بخواهد که چنین کند . آب دهان بیشتر از نیم متر بالا نمی رود . یا چهار متر توی هوا بشاشد ، اگر استالین هم دستور بدهد ، کسی نمیتواند این کار را بکند . اما انسان می تواند بکشد ، از این جهت همیشه در پس مسئله سیاسی مسئله مردم شناختی – مسئله حدود قابلیت های انسان – وجود دارد. 📕کلاه کلمنتس ▪️میلان کوندرا ▪️برگردان: احمد میر علائى @ELDialectico

يقول غسان كنفاني : أنتِ جبانة، تريدين ان تكوني نصف الأشياء لا تريدنني ولا تريدين غيابي. فترد غادة السمان : لأنني تعلمتُ ألاّ
يقول غسان كنفاني : أنتِ جبانة، تريدين ان تكوني نصف الأشياء لا تريدنني ولا تريدين غيابي. فترد غادة السمان : لأنني تعلمتُ ألاّ ألتصق بك تمامًا كي لا تزهد بي و لا ابتعد عنك تمامًا كي لا تنساني. يرد غسان قائلًا : مأساتي ومأساتك انني احبك بصورة اكبر من ان اخفيها واعمق من ان تطمريها قالت غادة : مأساتي اني لا ابوح بحبي الا بعد ان ينقضي غسان کنفانی می‌گوید: ترسویی... می‌خواهی میانه‌ باشی نه دوستم داری و نه نبودم را می‌خواهی. غادة السمان پاسخ می‌دهد: چرا که آموختم کاملا به تو آمیخته نباشم که دچارم شوی و از تو کاملا دور نباشم که فراموشم کنی. غسان کنفان جواب می‌دهد: اندوهِ من و تو این است که  آن‌قدر دوستت دارم که توانِ پنهان کردنش را ندارم و آن‌چنان عمیق که نتوانی مدفونش کنی غادة‌ السمان گفت: اندوهِ من این است که به عشق اعتراف نمی‌کنم، مگر بعد از آنکه پایان یابد. 📕رسائل غسان كنفاني إلى غادة السمان- 1992.بیروت @ELDialectico

سلام! حال همه‌ ما خوب است ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور، که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گويند ..... نه ری‌را
سلام! حال همه‌ ما خوب است ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور، که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گويند ..... نه ری‌را جان نامه‌ام بايد کوتاه باشد ساده باشد بی حرفی از ابهام و آينه، از نو برايت می‌نويسم حال همه‌ ما خوب است اما تو باور نکن ▪️ سیدعلی صالحی 📕نامه ها 📷عباس کیارستمی @ELDialectico

▪️آرتور شوپنهاور 📕هنر خودشناسی @ELDialectico
▪️آرتور شوپنهاور 📕هنر خودشناسی @ELDialectico

تاریخ آمریکا را در نظر بگیرید. بیشتر آمریکایی‌ها تا مدت‌ها برده‌داری را موجه و مطلوب می‌انگاشتند. این بخشی از عرف جامعۀ آمریک
تاریخ آمریکا را در نظر بگیرید. بیشتر آمریکایی‌ها تا مدت‌ها برده‌داری را موجه و مطلوب می‌انگاشتند. این بخشی از عرف جامعۀ آمریکا بود. در طول تاریخ، گروه‌های بسیاری از انسان‌ها (از جمله، ملت‌های گوناگون، رنگین‌پوستان، زنان، کودکان، و افراد ناتوان) به این علت قربانی تبعیض شده‌اند که اعضای جامعه رفتار عرف‌پسند را با رفتار اخلاق‌مدارانه اشتباه گرفته‌اند. اما همۀ رسوم اجتماعی‌ای که حقوق انسان‌ها را نقض می‌کنند مردودند؛ افراد معقول و دارای حساسیت اخلاقی این گونه رسوم را، فارغ از آنکه تا چه حد از پشتوانۀ عرف جامعه برخوردار باشند، مردود می‌دانند. 📕تفکر نقادانه دربارۀ مسائل اخلاقی ▪️ریچارد پُل و لیندا اِلدر @ELDialectico

Stanley Kubrick taking a mirror selfie with his daughter, Vivian Kubrick while pretending to take a photo of Jack Nicholson,
Stanley Kubrick taking a mirror selfie with his daughter, Vivian Kubrick while pretending to take a photo of Jack Nicholson, on the set of The Shining (1980) @ELDialectico

همیشه موج نهم تنهایی، قوی ترین موج، همان که از دورترین نقطه می‌آید، از دورترین جای دریا، همان است که تو را سرنگون می‌کند و از
همیشه موج نهم تنهایی، قوی ترین موج، همان که از دورترین نقطه می‌آید، از دورترین جای دریا، همان است که تو را سرنگون می‌کند و از سرت می‌گذرد و تو را به اعماق می‌کشاند، و سپس ناگهان رهایت می‌کند، همان قدر که فرصت کنی تا به سطح آب بیایی، دست‌هایت را بالا ببری، بازوهایت را بگشایی و بکوشی تا به نخستین پر کاه بچسبی. تنها وسوسه‌ای که کسی هرگز نتوانسته است بر آن غالب شود: وسوسه‌ی امید... ▪️رومن گاری 📕پرندگان می‌روند در پرو می‌میرند @ELDialectico

ظلمت صریح با تو سخن گفت پس تو هم از شب به استعاره و ایما سخن مگو با آنکه بسته است به نابودی ات کمر از مهر و آشتی و مدارا سخن مگو خورشید ما به چوبه ی اعدام بسته است از صبح و آفتاب در این جا سخن مگو ▪️حسین منزوی @ELDialectico

توانایی دوباره مُردن را یافته بودم سه‌بار مُردن را مدام مُردن را این هم انتقامی بود که از جاودا‌نه‌گی‌ها می‌گرفتم فقط مرگ می‌
توانایی دوباره مُردن را یافته بودم سه‌بار مُردن را مدام مُردن را این هم انتقامی بود که از جاودا‌نه‌گی‌ها می‌گرفتم فقط مرگ می‌توانست زنده باشد.... ▪️شهرام شیدایی از کتاب سنگی برای زنده‌گی سنگی برای مرگ @ELDialectico

چه دردناک است شرمسار وطن بودن، آن‌گاه که وطن در دست مشتی نیرنگ‌باز بی‌رگ است که از سر بی‌تدبیری و خودخواهی اداره‌اش می‌کنند،
چه دردناک است شرمسار وطن بودن، آن‌گاه که وطن در دست مشتی نیرنگ‌باز بی‌رگ است که از سر بی‌تدبیری و خودخواهی اداره‌اش می‌کنند، آن‌گاه که در چشم جهانیان چهره‌ای گستاخ، موذی و بی‌ارج دارد، آن‌گاه که به جای خوراک سالم روحانی، خوراک فاسد پیش رویش می‌گذارند، آن‌گاه که فقر و پریشانی چنان در تار و پود زندگی مردم لانه کرده که به هیچ روی نمی‌توان چاره‌اش کرد. احساسی است خفت‌بار که آدمی را رها نمی‌کند؛ احساسی ماندگار که خلاف احساسات روزمره‌ی پیش‌ پا افتاده، به‌ آسانی زُدوده نمی‌شود. آری، این شکنجه و خفقانی بی‌پایان و همیشگی است که با آن از خواب برمی‌خیزی، هر ساعت از روز را با آن می‌گذرانی، و شب با آن به بستر می‌روی... 📕خانه ماتریونا ▪️الکساندر سولژنیتسین @ELDialectico

-شما پلیدی فحشا را فقط در تن زن می‌بینید، اما از کنار فحشای خودتان در سیاست و اخلاق و رفتارهای گوناگون می‌گذرید و پلک چشمتان
-شما پلیدی فحشا را فقط در تن زن می‌بینید، اما از کنار فحشای خودتان در سیاست و اخلاق و رفتارهای گوناگون می‌گذرید و پلک چشمتان هم هیچ نمی‌پرد... آقای محترم! +مواظب حرف‌هایت باش... -شما با دیدن زنی که تن و روان خود را به پلیدی سپرده تا مثل شما شود و به میانتان راه یابد، خونتان به جوش می‌آید و در برابر تن بی‌حرمتش دیوانه می‌شوید، ولی در برابر تن بی‌حرمت وطن هیچ حسی ندارید. وطن من روسپی تاریخ است. +مواظب حرف‌هایت باش... 📕دانوب خاکستری ▪️غاده السمان @ELDialectico

در سرزمینی به‌دنیا آمدم که در آن مفاهیمِ آزادی و حقوق بشر و مهر و عطوفت انسانی خوار و خلاف قانون شمرده می‌شود. در هر برهه‌ای
در سرزمینی به‌دنیا آمدم که در آن مفاهیمِ آزادی و حقوق بشر و مهر و عطوفت انسانی خوار و خلاف قانون شمرده می‌شود. در هر برهه‌ای از تاریخ، دولتی ریاکار بر سرِ کار می‌آید، دیوارهای این زندانِ بزرگ را رنگی شاد و چشم نواز می‌زند و اعطای حقوقِ معمول در ممالک سعادتمند را به رعایای خود در بوق و کرنا اعلام می‌کند، اما مزه‌ی این حقوق یا فقط به زندانیان چشانده می‌شود و یا در خود چیزی دارند که حتی از زهرِ ظلم و جورِ فاحش تلخ ترشان می‌کند... در این سرزمین همه یا بَرده‌اند یا قلدر و ضعیف کش... خلاصه کشوری خالی از نور و مکانی جهنمی‌ست و تنها چیزی که به آن اطمینان دارم این است که هرگز آزادی خود در تبعید را به بردگی مشمئزکننده‌ی وطن نخواهم فروخت. 📕زندگی واقعی سباستین نایت ▪️نویسنده: ولاديمير ناباكوف ▪️ترجمه: امید نیک فرجام @ELDialectico

دينداران بدترين دشمنان‌اند، چرا؟ زيرا كه كم‌زورترین مردمان‌اند: و به دليلِ كم‌زوری‌شان است كه نفرت در ايشان به هيولاوارترين و
دينداران بدترين دشمنان‌اند، چرا؟ زيرا كه كم‌زورترین مردمان‌اند: و به دليلِ كم‌زوری‌شان است كه نفرت در ايشان به هيولاوارترين و ترسناك‌ترین و معنوي‌ترین و زهرآگين‌ترین اندازه‌ها می‌بالد. بزرگ‌ترین نفرت‌ورزان در تاريخِ جهان همواره دينداران بوده‌اند. 📕تبارشناسی اخلاق" ▪️فريدريش نيچه @ELDialectico

فغان! که سرگذشتِ ما سرودِ بی‌اعتقادِ سربازانِ تو بود که از فتحِ قلعه‌ی روسبیان                               بازمی‌آمدند. باش تا نفرینِ دوزخ از تو چه سازد، که مادرانِ سیاه‌پوش ــ داغدارانِ زیباترین فرزندانِ آفتاب و باد ــ هنوز از سجاده‌ها سر برنگرفته‌اند!   ▪️احمد شاملو @ELDialectico

هم مرگ بر جهانِ شما نیز بگذرد هم رونقِ زمانِ شما نیز بگذرد ▪️اپرای عروسکی مولوی کارگردان: بهروز غریب پور خواننده: مهدی امامی @ELDialectico

قسم به چشم‌های سُرخ‌ات اسماعیل عزیزم، که آفتاب، روزی، …بهتر از آن روزی که تو مُردی خواهد تابید قسم به موهای سفیدت که مدتی هم
قسم به چشم‌های سُرخ‌ات اسماعیل عزیزم، که آفتاب، روزی، …بهتر از آن روزی که تو مُردی خواهد تابید قسم به موهای سفیدت که مدتی هم سرخ بودند که آفتاب روزی که آفتاب روزی که آفتاب روزی بهتر از آن روزی که تو مُردی …خواهد تابید ▪️رضا براهنی @ELDialectico

انسان را با آن مرزها و محدودیت‌هایش در نظر بیاور و ببین که رویدادها چه ردی بر روحش جا می‌گذارند، و عقیده‌ها و اندیشه‌ها تا کج
انسان را با آن مرزها و محدودیت‌هایش در نظر بیاور و ببین که رویدادها چه ردی بر روحش جا می‌گذارند، و عقیده‌ها و اندیشه‌ها تا کجای دلش راه می‌یابند، و کی سرانجام حس و هیجانی فزاینده هر متانتی را از او می‌گیرد و از پا درش می‌آورد.

ملتی که در زیر یوغ تحمل‌ناپذیر فرمانرواییِ خودکام می‌نالد، آیا وقتی که بالاخره به جوش آمد و زنجیرهای بندگی‌اش را پاره کرد، ان
ملتی که در زیر یوغ تحمل‌ناپذیر فرمانرواییِ خودکام می‌نالد، آیا وقتی که بالاخره به جوش آمد و زنجیرهای بندگی‌اش را پاره کرد، انصاف است اسم این حرکت او را ضعف بگذاریم؟ طبیعت انسانی مرزهای خود را دارد و شادی و غم و درد را تنها میزانی معین برمی‌تابد و این مرزها که شکست، انسان هم از پا در می‌آید. پس بحث در اساس این نیست که آیا فلان آدم قوی است یا ضعیف؟ بلکه صرف‌نظر از آن‌که رنج روحی باشد یا جسمانی، می‌پرسیم آیا این آدم در حد توان خود تحمل کرده است؟ 📕رنج‌های ورتر جوان ▪️یوهان ولفگانک گوته ▪️ترجمه : محمود حدادی @ELDialectico

آنجا که شاه ستم کند آبادی پدید نیاید.شهریار دادگر بهتراز پربارانی است و شیر درنده به از شاه ستمگر، و شاه ستم پیشه از آشوبی که
آنجا که شاه ستم کند آبادی پدید نیاید.شهریار دادگر بهتراز پربارانی است و شیر درنده به از شاه ستمگر، و شاه ستم پیشه از آشوبی که دوام یابد بهتر است.....خراج، ستون و پایه کشور است،که با داد افزایش گیرد و از ستم، کاهش. 📕سیاست نامه (سیرالملوک) ▪️خواجه نظام الملک @ELDialectico