es
Feedback
دیالکتیک روشنگری

دیالکتیک روشنگری

Ir al canal en Telegram

فضایی برای تبادل مطالب در حوزه اندیشه و فرهنگ

Mostrar más
838
Suscriptores
+124 horas
+117 días
+630 días
Archivo de publicaciones
تنها یک راه برای گریز از بیگانگی جامعه امروزی مانده: پا پس کشیدن از آن: هر زبان کهنه‌ای بی درنگ تن به سازش می‌دهد، هر زبانی آ
تنها یک راه برای گریز از بیگانگی جامعه امروزی مانده: پا پس کشیدن از آن: هر زبان کهنه‌ای بی درنگ تن به سازش می‌دهد، هر زبانی آن‌گاه که مکرر شود کهنه خواهد شد، حال زبان سالارمنشانه(زبان تکوین و توسعه یافته تحت حمایت قدرت) قانونا یک زبان تکرار است، نهاد‌های رسمی زبان همگی دستگاه های تکرارند: درس و مدرسه، ورزش و تفریح، تبلیغات، آثار توده پسند، ترانه های عامه پسند، اخبار، همگی پیوسته ساختاری یکسان، معنایی یکسان را اغلب با کلماتی یکسان تکرار می‌کنند: تصور قالبی یا همان کلیشه یک واقعیت سیاسی است، چهره سرشناسِ ایدئولوژی است. رولان بارت | لذت متن @ELDialectico

ما مردمان خاورميانه ايم بعضی هايمان در جنگ كشته می شويم بعضی در زندان… بعضی هايمان در جاده می ميريم بعضی در دريا حتی بلندترين كوه ها هم انتقام تنهايی شان را از ما می گيرند چرا كه ما شغل مان «مُردن» است. نشاط حمدان ترجمه: حمیدرضا ابک @ELDialectico

کسی چه می‌داند چند نفر در بسترهایی جدا از هم یک‌دیگر را در آغوش گرفته و به خواب رفته‌اند... ازدمیر آصف | ترجمه‌ی فرید فرخ‌زاد
کسی چه می‌داند چند نفر در بسترهایی جدا از هم یک‌دیگر را در آغوش گرفته و به خواب رفته‌اند... ازدمیر آصف | ترجمه‌ی فرید فرخ‌زاد @ELDialectico

ما اهل دانش رفته رفته به هر چه اهل ایمان است بدگمان شده ایم. و این بدگمانی، ما را رفته رفته به نتیجه گیری هایی باژگونه ى نتیج
ما اهل دانش رفته رفته به هر چه اهل ایمان است بدگمان شده ایم. و این بدگمانی،  ما را رفته رفته به نتیجه گیری هایی باژگونه ى نتیجه گیری های روزگاران پیشین رسانده است :یعنی هر جا که قوت ایمان بسیار به نمایش گذاشته می شود  حکایت از ضعف برهان دارد و ناممکنی درونمایه ایمان .ما هیچ انکار نمیکنیم که ایمان مایه سعادت است بلکه درست به همین دلیل بر آن ایم که ایمان چیزی را اثبات نمی کند.ایمان قوی که مایه ی سعادت است بر انگیزنده ی شک نسبت به درونمایه ی ایمان است و نه تنها هیچ حقیقتی را پایه گذاری نمی کند که پایه گذار یک امکان ویژه ی فریب است. 📕تبارشناسی اخلاق ▪️نیچه @ELDialectico

(انسان) اگر شعوری در حدّ کمال داشته باشد تنهایی را بر میگزیند زیرا آدمی هرچه در درونِ خود بیشتر مایه داشته باشد ، از بیرون کم
(انسان) اگر شعوری در حدّ کمال داشته باشد تنهایی را بر میگزیند زیرا آدمی هرچه در درونِ خود بیشتر مایه داشته باشد ، از بیرون کمتر طلب می‌کند و دیگران هم کمتر می‌توانند چیزی به او عرضه کنند. 📕در باب حکمت زندگی ▪️آرتور شوپنهاور @ELDialectico

📕معرفی کتاب رمان “رگتایم” روایتی تاریخی است از سال های ابتدای قرن بیستم در آمریکا، سال هایی که مردم اعم از سفید و سیاه، به د
📕معرفی کتاب رمان “رگتایم” روایتی تاریخی است از سال های ابتدای قرن بیستم در آمریکا، سال هایی که مردم اعم از سفید و سیاه، به دنبال رویای زندگی توام با رفاه، عدالت و بدون خشونت در امریکا هستند؛ رویایی خوش اما غیرواقعی. رمان رگتایم کتابی است که به زمان های دور سفر می کند. از سال ۱۹۰۰، زمانی كه مهاجر وسیاه پوستی در آمریکا وجود ندارد ومیهن پرستی جزو احساسات اصلی بشری محسوب می شود، شروع شده و در ۱۹۱۷ با ورود ایالات متحده به جنگ جهانی اول پایان می پذیرد و تصویری از دنیای آن زمان به مخاطب خود می دهد. جامعه ی آمریکای آن زمان-  به غیر از مردم اصلی اش- به دو بخش تقسیم می شد: مهاجران و سیاهان. تاته و کولهاوس شخصیت های رمان رگتایم، نماینده ای از همان قشرها هستند؛ دو شخصیت مهمِ پویایِ داستان که روایت مهاجرت به سرزمین رویاها را از دید آنها می بینیم و می شنویم. رگتایم نویسنده : ای .ال . دکتروف ترجمه: نجف دریابندری @ELDialectico

جهان معاصر جنگی است میان ایثار و کیف، میان قربانی شدن و کام جویی و جنگ با تروریسم هم در نهایت همان جنگ میان ایثار و کیف است.
جهان معاصر جنگی است میان ایثار و کیف، میان قربانی شدن و کام جویی و جنگ با تروریسم هم در نهایت همان جنگ میان ایثار و کیف است. اما در این جنگ چیزی مشترک هست، چیزی مشترک بین هر دو پارادایم. آن چه بین کیف و ایثار مشترک است، در نهایت قدرت مرگ است، قدرتِ مرگ به مثابه تجربه ی حدود بدن، از طرفی، اما تجربه ی مرگ به مثابه ی ابزار زندگی نو از طرف دیگر. پس در جنگ میان کیف و ایثار، سرانجام با قدرت مرگ مواجه ایم. و من به این باور رسیده ام که در این قسم جنگ هیچ جایگاه راستینی برای آفرینش هنری وجود ندارد، نه در جبهه ی قدرت مرگ به منزله ی کیف و نه در جبهه قدرت مرگ به منزله‌ی ایثار. آلن بدیو/ رخداد، صالح نجفی، ص520 ، عکس: از فیلم کودکی ایوان/آندره تارکوفسکی @ELDialectico

هجرانی احمد شاملو @ELDialectico
هجرانی احمد شاملو @ELDialectico

یکی از مسخره ترین فرمولهای روانشناسی جدید اینست که میگویند: "علت میخواری معتادان اینست که نمیتوانند خود را با واقعیات وفق دهن
یکی از مسخره ترین فرمولهای روانشناسی جدید اینست که میگویند: "علت میخواری معتادان اینست که نمیتوانند خود را با واقعیات وفق دهند." و کسی نیست به اینها بگوید: "کسی که بتواند خود را با واقعیت ها وفق دهد، یک بیدردِ الدنگ بیش نیست. ▪️رومن گاری خداحافظ گاری کوپر @ELDialectico

📕معرفی کتاب : مغالطه‌های پرکاربرد: ۴۴ ترفند کثیف برای برنده شدن در بحث‌ها | نوشتۀ ریچارد پل و لیندا اِلدر | بازنویسی مهدی خس
📕معرفی کتاب : مغالطه‌های پرکاربرد: ۴۴ ترفند کثیف برای برنده شدن در بحث‌ها | نوشتۀ ریچارد پل و لیندا اِلدر | بازنویسی مهدی خسروانی، نشرنو، چاپ ششم ۱۳۹۸ مغالطه‌های خودفریب و دیگرفریب * ریچارد ویلیام پل ( -۱۹۴۸)، مدیر پیشین تحقیقات مرکز تفکر انتقادی و لیندا اِلدر ( -۱۹۶۲)، رییس بنیاد تفکر انتقادی است. * نویسندگان کتاب معتقدند «مغالطه یکی از مفهوم‌های مهم در زندگی انسان است؛ زیرا بخش بزرگی از اندیشیدن انسان، خودفریبی یا دیگرفریبی است.» * انسان در حالت طبیعی‌اش «به سمت حقیقت حرکت نمی‌کند و حتی دوستدار حقیقت نیست؛ خودش را دوست دارد و چیزهایی را که به او خدمت می‌کنند و او را بهتر از آنچه هست نشان می‌دهند و خواسته‌هایش را برآورده می‌کنند.» * در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «بیشتر سیاستمداران فن چاپلوسی را در بالاترین سطح آموخته‌اند و در این کار حرفه‌ای‌اند. مقصود آنها این است که نظر موافق مخاطبشان را جلب کنند؛ بنابراین، هر کار بتوانند انجام می‌دهند تا مخاطباشان سپر بیندازند و از حالت هوشیارانه و تدافعی خارج شود.» @ELDialectico

ای خدایی! که آن بالا نیستی اما دوزخت این پایین است. 🎥 بینوایان (2012) @ELDialectico
ای خدایی! که آن بالا نیستی اما دوزخت این پایین است. 🎥 بینوایان (2012) @ELDialectico

زیبایی و تنهایی چونان در هم آمیخته‌اند که می‌توان گفت: تنهایی‌ست که به زیبایی اعتبار می‌بخشد. این تنهایی با شکوه، محصول یک ان
زیبایی و تنهایی چونان در هم آمیخته‌اند که می‌توان گفت: تنهایی‌ست که به زیبایی اعتبار می‌بخشد. این تنهایی با شکوه، محصول یک انتخاب خردمندانه است. تنهایی را دلیری می‌باید نه تردید! من شیفته انسان‌هایی هستم که تنهایی‌شان را شناخته‌اند، با او حرف زده‌اند، چای خورده‌اند، در آغوشش گرفته‌ و همچون گنجی گرانبها از آن مراقبت کرده و می‌کنند؛ آنها انسان‌هایی رشد یافته‌اند که در آن‌سوی وابستگی، یعنی "استقلال" ایستاده‌اند و اگر روزی به کسی اجازه ورود به حریم تنهایی‌شان را بدهند، به این دلیل است که او را همچون تنهاییِ خود ارزشمند یافته‌اند و این بدان معناست که او نیز انسان رشدیافتهٔ دیگریست. ▪️عباس کیارستمی درباره تنهایی @ELDialectico

نباید خود را از دنیا جدا کرد. اگر زندگی مان در نور خورشید بگذرد، حرامش نکرده ایم. همه ی تلاش من در هر موقعیتی، در هر بدبختی،
نباید خود را از دنیا جدا کرد. اگر زندگی مان در نور خورشید بگذرد، حرامش نکرده ایم. همه ی تلاش من در هر موقعیتی، در هر بدبختی، در هر سرخوردگی، از نو برقرار کردن رابطه هاست. و حتی در این غم خویش چه عطشی برای دوست داشتن دارم. و چه نشئه ای از نظر کردن به تپه ای در تاریکی شب به من دست می دهد. بر قرار کردن رابطه با حقیقت، در وهله ی اول با طبیعت، و بعد با هنر کسانی که درک کرده اند، و با هنر خودم اگر توانایی داشته باشم. در غیر این صورت، نور خورشید و دریا و مستی هنوز پیش روی من اند... نومیدی متبسم. مفری نیست، اما بی وقفه سعی دارم بر خود تسلط یابم، که می دانم بی ثمر است. مسئله ی اساسی: خود را نباید نابود کرد، و آن بخش از خود را که در جهان در خواب است. آلبر کامو 📚یادداشت ها مترجم : خشایار دیهیمی @ELDialectico

همونطور که درخت در تنهایی، درخت‌تره به نظر من آدم در تنهایی، آدم‌تره، اونجایی که آدم در جمع قرار می گیره ناچاره منافع جمع رو حفظ بکنه؛ و وقتی که به منافع جمعی فکر می کنیم ما ناچاراً از اون خلوصِ خودمون جدا می شیم؛ و ناچاریم که یه مقداری هم به منافع دیگران فکر کنیم و آدم ازون وقتی که موجود اجتماعی می شه به هرحال خیلی چیزا رو... یه چیزایی به دست میاره مسلماً ولی خیلی چیزایی رو هم از دست میده یکیشم همونیِ که به نظر من یک درخت در جنگل از دست می ده! در جنگل دیگه یک درخت، درخت نیست! آدم در جمع آدمه ولی... آدمیه که به منافع جمع فکر می کنه! من به نظرم میاد من خودم در تنهایی آدمِ بهتری‌ام.. ▪️عباس کیارستمی @ELDialectico

او گفت کشیشی را می‌شناسد که در زمان جنگ با دیدن چهره‌ی جوانی که چشمانش را در آورده بودند، ایمانش را از دست داده بود. «تارو» ا
او گفت کشیشی را می‌شناسد که در زمان جنگ با دیدن چهره‌ی جوانی که چشمانش را در آورده بودند، ایمانش را از دست داده بود. «تارو» ادامه داد: «پانلو حق داره. وقتی بشه چشمای یه جوون بی‌گناهو درآورد؛ اون‌وقت آدم یا باید ایمانشو از دست بده، یا باید راضی بشه چشماشو در بیارن». آلبر کامو | کتاب: طاعون مترجم: حسین کاظمی یزدی @ELDialectico

«اگر دانشمندی‌، روانشناسی‌ بخواهد دربارة ‌زشت‌ترین‌ اشكال‌ بی‌حیایی‌، بلاهت‌، حقارت‌، هرزگی‌، رذالت‌ و خودگنده‌بینی‌ مطالعه‌ای‌ جدی بكند باید بیاید و در این‌جا مستقر شود تا محیرالعقول‌ترین‌ پدیده‌ها را ثبت‌ كند. خلاصه‌ بازی بدی سرِ ما درآوردند. حق‌مان‌ هم‌ همین‌ بود: همة‌ این‌ جنبش‌های سوسیالیست‌ ـ لیبرالیست‌ ـماركسیست‌ ـ افیونی‌ و ابن‌الوقتی‌ به‌ شكل‌ اسفناكی‌ شكست‌ خوردند و سكة‌ قلب ‌توده‌ایسم‌ از طرف‌ آقا و اربابش‌ در بازار بین‌المللی‌ سیاسی‌ ـ اقتصادی ـ كاپیتالیستی‌ ـ به‌من‌چه‌ مسلكی‌ ـ موضوع‌ بده‌ بستان‌های تجارتی‌ قرار گرفت‌! گاوها، خوك‌ها و جوجه‌ها خداحافظ‌! چه‌ بهتر! لااقل‌ دیگر توهمی‌ نمانده‌! همه‌چیز مثل‌ روز روشن‌ است‌: باید... را مزمزه‌ كرد» 📚هشتاد و دو نامه به حسن شهید نورایی ▪️صادق هدایت @ELDialectico

منسوب به آقای فردوسی @ELDialectico
منسوب به آقای فردوسی @ELDialectico

🔸بدي‌هاي من به خاطر بدي كردن نيست. به خاطر احساس شديد خوبي‌هاي بی‌حاصل است. مي‌خواهم به اعماق زمين برسم. عشق من آن‌جاست، در
🔸بدي‌هاي من به خاطر بدي كردن نيست. به خاطر احساس شديد خوبي‌هاي بی‌حاصل است. مي‌خواهم به اعماق زمين برسم. عشق من آن‌جاست، در آنجايي كه دانه‌ها سبز مي‌شوند و ريشه‌ها به‌هم مي‌رسند و آفرينش، در ميان پوسيدگي خود را ادامه مي‌دهد. گويي بدن من يك شكل موقتي و زودگذر آن است. مي‌خواهم به اصلش برسم. مي‌خواهم قلبم را مثل يك ميوه‌ي رسيده به همه‌ي شاخه‌هاي درختان آويزان كنم. ▪️فروغ فرخزاد هشتم دی ماه، زادروز فروغ فرخزاد @ELDialectico

این‌قدر از محاسن ما سخن گفته‌‌‌اند که دلیلی ندیدم من هم چنین کاری را صورت دهم. پس تصمیم گرفتم معایب خودمان را برشمرم. تا به ح
این‌قدر از محاسن ما سخن گفته‌‌‌اند که دلیلی ندیدم من هم چنین کاری را صورت دهم. پس تصمیم گرفتم معایب خودمان را برشمرم. تا به حال ما تبریکات فراوانی برای هم فرستاده‌‌ایم. واقعاً چگونه می‌شود یک نفر نداند که مشکل دارد و مشکلش را نشناسد و آن‌وقت توقع داشته باشد که مشکلش حل شود؟ این به معجزه شبیه است. ما مشکل جدی داریم. ما به هر دلیلی زیادتر از ملل دیگر دروغ می‌‌گوییم. تملق اگرچه خوشایند نیست، تک تک خودمان می‌دانیم چقدر تملق می‌گوییم. ما ترس بیجای فراوان داریم. فرهنگ اعتراض هم در ما وجود ندارد و این در بسیاری مواقع تبدیل شده به ظلمی برای دولت‌ها و حکومت‌‌هایی که بر ما حکومت کرده‌اند... 📚پی‌نکته‌هایی بر جامعه‌شناسی خودمانی ▪️حسن نراقی @ELDialectico

. وقتی یک حیوان وحشی را در سیرک به حیوانی بی‌آزار مبدل می‌کنند، آیا وحشی بودن آن را درمان کرده‌اند یا فقط آن را با توسل به تح
. وقتی یک حیوان وحشی را در سیرک به حیوانی بی‌آزار مبدل می‌کنند، آیا وحشی بودن آن را درمان کرده‌اند یا فقط آن را با توسل به تحمیل ترس و زخم و گرسنگی رام کرده‌اند؟ کلیسا هم دقیقاً همین کار را با انسان کرد: انسان را با زور و ترس و... رام کرد و اسم این کار را بهبود بخشیدن و درمان انسان نهاد، در حالی که انسان فقط ناتوان و بیمار شد. 📚غروب بتها فریدریش نیچه @ELDialectico