دیالکتیک روشنگری
Ir al canal en Telegram
837
Suscriptores
Sin datos24 horas
+107 días
+530 días
Archivo de publicaciones
مادرم همیشه اهی می کشید و می گفت : پسرم ، تو در سال فرار به دنیا امدی .....
این اصطلاح رایج ان سال های نحس بود ، روزگاری که مردم از ترس هواپیما ها به کوه می زدند هر چه داشتند و قابل حمل بود بر می داشتند و به جنگل های بلوط و کوه ها پناه می بردند .....اصلا مگر کردها هیچ دوستی به جز کوهستان دارند ؟؟؟
📕هیچ دوستی بجز کوهستان
▪️بهروز بوچانی
@ELDialectico
📕معرفی کتاب
📚من بامدادم سرانجام؛ مجموعۀ مقالات دربارهٔ احمد شاملو
▪️سعید پورعظیمی
🔲 محبوبیت رشکانگیزش بهتنهایی نه مرهون شعرش بود، نه روزنامهنگاریاش، نه ترجمههایش، نه کار بزرگش در کتاب کوچه و نه جایگاهش در مقام پرچمدار روشنفکریِ معترض ایران؛ او آمیزهای از همۀ اینها و چیزی بیشتر بود.حتیٰ رگبار بیامان توهین و اتهام از طرف رقیبان و مخالفانش پرّ کاهی از ابهّت او کم نکرد و از قضا به محبوبیت افسانهایاش افزود. او همواره یک جستوجوگر و آزمونگر باقی ماند. پاسداشت کرامت و ارزشهای انسانی، هرگز خسته نشدن و به قلههای فتحشده بسنده نکردن شاید بزرگترین آموزه و میراث او باشد.شاملو حتیٰ در غیابش، ستون خیمۀ روشنفکری ایرانی است.
در این کتاب که بهلحاظ کثرت و تنوع نویسندگان و مطالب دربارهٔ احمد شاملو بیسابقه است، جزئیات و جنبههای گوناگون زندگی و آثارش از منظرهای متفاوت و گاه متضاد بررسی شده است. مطالب متعددی از هماندیشان و منتقدان در این کتاب در کنار هم قرار گرفته است تا متنی غیر از ستایشنامه یا تکفیرنامه پدید بیاید؛ آینهای بیزنگار در برابر شاعر بزرگ ایران، احمد شاملو.
@ELDialectico
روشنفکر فردی است با یک قوهی ذهنی وقف شده برای فهماندن، مجسم کردن، و تبیین یک پیام، یک نظریه، یک رویه، فلسفه یا اندیشه ـ هم برای همگان و هم به همگان.
📕نقش روشنفکر
▪️ادوارد سعید
▪️ترجمهی حمید عضدانلو
@ELDialectico
نباید سکسوالیته را دادهای طبیعی تصور کرد که قدرت تلاش میکند آن را مطیع و سرکوب کند، یا حوزهای مبهم که دانش تلاش میکند بهتدریج آن را کشف کند. سکسوالیته نامی است که میتوان به سامانهای تاریخی داد: نه واقعیتی پنهان که تسخیر آن دشوار باشد، بلکه شبکهٔ بزرگِ سطحی که در آن برانگیختن بدنها، تشدید لذتها، تحریک به گفتمان، شکلگیری شناختها، و تقویت کنترلها و مقاومتها بهطور زنجیروار و مطابق با چند استراتژی دانش و قدرت به یکدیگر متصل میشوند.
📕اراده به دانستن
▪️میشل فوکو
@ELDialectico
📕معرفی کتاب
▪️آثار مربوط به انقلاب مشروطه ایران تابهحال بر حوادث تهران، تبریز و تا حدی، اصفهان تمرکز داشتهاند. در نتیجه بررسیهای اندکی درباره رویدادهای سایر ایالات و شهرها به رشته تحریر درآمده است. اما کتاب ایران بین ناسیونالیسم اسلامی و سکولاریسم درصدد است تا با بازبینی این روایت تمرکزگرا تحلیلی متوازن ارائه دهد. در این کتاب نویسنده نخست نقش مجادلات اسلامی در واپسین سالهای سدهی نوزدهم و اوایل سدهی بیستم و پیوند آن با اندیشههای سکولار را تحلیل، و سپس دستهبندیهای این مجادلات را در شهرهای تبریز، شیراز، اصفهان و بوشهر بررسی کرده است...
📕ایران بین ناسیونالیسم اسلامی و سکولاریسم
انقلاب مشروطهی ۱۲۸۵
▪️ونسا مارتین
▪️ترجمهی محمدابراهیم فتاحی
@ELDialectico
▪️خشونت سه شکل دارد: کنشگرانه (جنایت، ارعاب)، کنشپذیرانه (نژادپرستی، نفرتپراکنی، تبعیض) و سیستمی (تأثیرات فاجعهبار نظامهای اقتصادی و سیاسی)؛ و غالباً یکی از شکلهای خشونت مانع از دیده شدن دیگر شکلهای آن میشود و بدین ترتیب مسائل پیچیدهای پدید میآید.
آیا پیدایش سرمایهداری و در واقع تمدن بیش از آن که جلوی خشونت را بگیرد سبب خشونت نمیشود؟ آیا مفهوم سادهی «همسایه» آبستن خشونت است؟ آیا ممکن است شکل مناسب اقدام بر ضد خشونت در زمانهٔ ما صرفاً تعمق و اندیشیدن باشد؟
📕خشونت
▪️اسلاوی ژیژک
▪️ترجمهی علیرضا پاکنهاد
@ELDialectico
گروهی فریاد میزنند: «دوستم داشته باش.» گروه دیگر: «دوستم نداشته باش.» ولی گروهی هم هستند بدترین و بدبختترین آنها که میگویند : «دوستم نداشته باش و به من وفادار باش.»
با هرکس باید از نو آغاز کرد. از فرط تکرار، عاداتی کسب میکنید. بزودی کلمات بی اندیشه بر زبانتان جاری میشود و عمل، بی اراده، به دنبال آن میآید. روزی میرسد که بدون خواستن حقیقی، تملک میکنید. باور کنید، لااقل برای بعضی کسان، تملک نکردن چیزی که به آن میل ندارند از همهی کارهای عالم دشوارتر است.
▪️آلبر کامو
📕سقوط
▪️ترجمه شورانگیز فرخ
@ELDialectico
■ ما اهل دانش رفته رفته به هر چه اهل ایمان است بدگمان شده ایم. و این بدگمانی، ما را رفته رفته به نتیجه گیری هایی باژگونه ى نتیجه گیری های روزگاران پیشین رسانده است: یعنی هر جا که قوت ایمان بسیار به نمایش گذاشته می شود حکایت از ضعف برهان دارد و ناممکنی درونمایه ایمان. ما هیچ انکار نمیکنیم که ایمان مایه سعادت است بلکه درست به همین دلیل بر آن ایم که ایمان چیزی را اثبات نمی کند. ایمان قوی که مایه ی سعادت است بر انگیزنده ی شک نسبت به درونمایه ی ایمان است و نه تنها هیچ حقیقتی را پایه گذاری نمی کند که پایه گذار یک امکان ویژه ی فریب است.
📕تبارشناسی اخلاق
▪️فردریش نیچه
@ELDialectico
در این مملکت یک مشت آدم، 99/5 درصد باقیمانده را طوری تربیت کردهاند که در بندگیِ ابدی زندگی کنند؛
و این رابطهٔ بندگی چنان محکم است که ممکن است کلید آزادیِ یک نفر را توی دستش بگذارید و او ناسزایی بگوید و آن را پرت کند توی صورتتان.
📕ببرسفید
▪️آراویند آدیگا
▪️ترجمه مژده دقیقی
@ELDialectico
شنبه بد ترکیب و تلخ و موذی است و شبیه به دختر ترشیده طوبیخانم است ! دراز ،لاغر ، با چشمهای ریز بدجنس !
یکشنبه ، ساده و خر است و برای خودش ، الکی ، آن وسط میچرخد!
دوشنبه ، شکل آقای حشمتالممالک است : متین ، موقر ، با کت و شلوارخاکستری و عصا.
سهشنبه ، خجالتی و آرام است و رنگش سبز روشن یا زرد لیمویی است.
چهارشنبه خل است. چاق و چله و بگوبخند است. بوی عدس پلوی خوشمزه حسن آقا را میدهد.پنجشنبه بهشت است و
جمعه دو قسمت دارد : صبح تا ظهرش زنده و پر جنب و جوش ، مثل پدر ، پر از کار و ورزش و پول و سلامتی.
رو به غروب ، سنگین ! دلگیر میشود ، پر از دلهرههای پراکنده و غصههای بیدلیل و یکجور احساس گناه و درد دل از پرخوری ظهر "چلوکباب تا خرخره " و نوشتن مشقهای لعنتی و گوش دادن به دلیدلی غمانگیز آوازی که از رادیو پخش میشود و دقیقهشماری برای برگشتن مادر از مهمانی و همه جا قهوهای تیره ، حتی آسمان ، درخت ها و هوا.
📕خاطره های پراکنده
▪️گلی ترقی
@ELDialectico
📚معرفی کتاب
📕بیگانه
▪️آلبر کامو
▪️ترجمه: جلال آل احمد
رمان بیگانه شاهکار نویسنده الجزایری/فرانسوی، آلبر کامو است، رمانی که با این جمله تکاندهنده شروع میشود: «مامان امروز مرد.»
بیگانه روایت زندگی مردی است که نسبت به اتفاقات اطرافش بیواکنش است و همین امر باعث میشود با جامعه و اطرافیانش بیگانه باشد. این رمان را یکی از بهترین آثار با درونمایه اگزیستانسیالیستی میدانند و نویسندگان این مکتب آن را میپرستند.
در کنار اینها باید بیگانه را از لحاظ توصیف بینظیر دانست. گرمای ساحل، جریان تدفین مادر، قتل و دادگاه و زندان هر کدام خواننده را در دنیایی غوطهور میکند که کامو استادانه خلقش کرده است.
در میان آثار ادبی عصر ما، این داستان، خودش هم یک بیگانه است. داستان از آن سوی دریا و برای ما از آفتاب و از بهار خشن و بیسبزه آنجا سخن میراند؛ ولی در مقابل این بذل و بخشش؛ داستان به اندازه کافی مبهم و دو پهلو است: چگونه باید قهرمان این داستان را درک کرد که فردای مرگ مادرش «حمام دریا میگیرد، رابطه نامشروع با یک زن را شروع میکند و برای اینکه بخندد به تماشای یک فیلم خنده دار میرود.»
@ELDialectico
دولتی که سطح شخصیت افراد را عمداً به این منظور تقلیل دهد که از آن ها ابزارهای مطیع تری (حتی برای انجام هدف های سودمند) درست کند، چنین دولتی سرانجام به کشف این حقیقت تلخ نائل خواهد شد که با مردان کوچک و بی اراده حقیقتاً هیچ کار بزرگ انجام شدنی نیست و آن دستگاه مطیع اجتماعی که دولت همه چیز را در راه ساختن آن فدا کرده است به علت فقدان نیروی محرک در مغز ماشین های دستگاه –نیرویی که دولت آن را عمداً برای راحت شدن از غرش و سر و صدای طبیعی ماشین ها از بین برده است – سرانجام بی آنکه امتیاز یا بهره ای نصیب سازندگان خود کرده باشد از کار و حرکت باز می ماند.
📕رساله اى درباره آزادی
▪️جان استوارت میل
@ELDialectico
زنا زود پیر میشن، میدونی چرا؟ چون عروسک بازی شونم جدیه، رو عمرشون حساب میشه. از دو سالگی مادرن. بعد مادر برادرشون میشن. بعد مادر شوهرشون میشن. باباشون که پا به سن میذاره ازشون پرستاری یه مادرو میخواد. گاهی وقتا حتی مادر مادرشونم میشن. من شوهر نکردم. ولی مادر مادرم بودم، مادر پدرم بودم، مادر برادرم بودم، تازه به همه اینا بچههای به دنیا نیاورده رو هم اضافه کن، مادر اونا هم بودم.
🎬باغهای کندلوس
▪️ایرج کریمی
@ELDialectico
📕معرفی کتاب
📚دن کیشوت های ایرانی
▪️بیژن عبدالکریمی
🔲 بیژن عبدالکریمی فیلسوف نام آور ایرانی این بار به سبک و سیاق سارتر با نگارش یک رمان تاریخی به تبیین مواجهه ایران با مدرنیته پرداخته است.
رمان متنی روایتگر و داستانی بلند است که در قالب ادبی نثر مدرن نوشته می شود.
عبدالکریمی در" دن کیشوت های ایرانی" چگونگی شکل گیری نهضت بابیه را به تفصیل در دوره قاجاریه دستمایه اندیشه های فلسفی خود قرار داده است.
عبدالکریمی توهم گرایی و خیال بافی بنیادین مندرج در نهضت بابیه را به طور ضمنی و بدون تحقیر و استهزا افراد درگیر داستان به مخاطب منتقل می کند.
او" بستر اجتماعی ایران آن زمان را بستری بلازده و آشوب ناک نشان می دهد که در آن انسان ایرانی گرفتار، مایوس و ناامید چشم به آسمان دوخته است تا[سواری که خواهد آمد] از راه برسد و نوید گشایش و فتح و رهایی بدهد. "
این اثر نشان می دهد که چگونه "معرفت خفیه " و "معرفت شبه دینی "در دوره ای طولانی از تاریخ ایران معرفت هژمونیک و مسلط یا از جمله معرفت های هژمونیک و مسلط نظیر معرفت علمی در کشور های مدرن بوده است.
@ELDialectico
نه زندگی را شناختیم
و نه مرگ را
چراکه
عشق،
آزادی،
احساسات،
امید،
و تعلق را
نیافتیم...!
آری؛
بسیاری از ما،
مدتهاست مردهایم
پیش از آن که
زندگی کنیم!
▪️هالینا پوشویاتوسکا
▪️برگردان: مرجان وفایی
@ELDialectico
جای ریشخند است که جوامع توسعه یافته در قرن بیست و یکم با ظهور مجدد مسئله ای مواجهند که به نظر می رسد تنها در دوره اخیر توانسته بودند تحت فشار رقابتهای سیستمی از عهده حل ان برآیند. خود مسئله به قدمت نظام سرمایه داری است: چگونه از کارکردهای تخصیصی، از یک سو، و نوآوری بازار خود_تنظیم گر، از سوی دیگر، به بهترین نحو بهره ببریم تا هم از نابرابری شدید الگوی توزیع و سایر هزینه هایی که با شرایط یکپارچگی اجتماعی در کشورهای لیبرال دموکراسی ناهمخوان است پرهیز کنیم و هم رسد اقتصادی را افزایش دهیم.
📕جهانی شدن و اینده ی دمکراسی
▪️یورگن هابرماس
@ELDialectico
در حال حاضر ، یکی از وخیم ترین نشانه های نظام ما این است که تکیه گاه اقتصادی آن بر تولیدات جنگی (به اضافه نگهداری کلیه تاسیسات دفاعی) و اصل مصرف فراوان قرار دارد . نظام اقتصادی ی که از تصدیق سر تولیدات آن ،خود ما هم در خطر نابودی فیزیکی قرار داریم ، و به عنوان فرد ، به مصرف کننده ای بی مقاومت و مرده ای تبدیل شده ایم _ و آنچنان قرطاس بازی ی (بروکراسی ی ) پدید آورده ایم که ناتوانی فردی ما ارمغان است.
▪️اریک فروم
📕انقلاب امید
▪️ترجمه مجید روشنگر
@ELDialectico
حرف زدن به زبان انگلیسی برای من راحتتر از ژاپنی است در حالی که تسلطم بر زبان مادری قابل قیاس با انگلیسی نیست. شاید دلیلش آن باشد که حین سخنرانی درباره موضوعی جدی به زبان خودم، در اقیانوس واژهها گرفتار میشوم چون از نظر لغات و اصطلاحات، گزینهها و امکانات فراوانی در اختیار دارم. من در مقام نویسنده رابطهای تنگاتنگ با مردم ژاپن برقرار کردهام بنابراین اگر قرار باشد پیش روی جمع کثیری از آنان سخنرانی کنم در مواجهه با آن اقیانوس عظیم کلمات، دستپاچه میشوم و در نهایت راه به جایی نمیبرم.
📕از دو که حرف میزنم از چه حرف میزنم
▪️هاروکی موراکامی
@ELDialectico
آدميزاد دو تا پا داره و دو تا اعتقاد :
یکی برای وقتی که حالش روبراهه، یکی هم برای وقتی که حالش خرابه.اسم این دومی رو گذاشته دین.
آدميزاد به صورت طبیعی تولید میشه،ولی حس میکنه طریقهی بهوجود اومدنش غیرطبیعی بوده. برای همین زیاد دوست نداره راجع بهش حرف بزنه.
به وجود میآرنش، اما ازش نمیپرسن خودش دلش میخواد یا نه.
آدميزاد موجودي بدرد بخوره,آخه مرگ یه سرباز سهام نفت رو تو بازاراي جهاني می بره بالا و مرگ یه معدنچی,عايدي صاحب معدن رو زياد می كنه.
آدميزاد در كنار غريزه هاي توليد مثل و خوردن و اشاميدن دو علاقه ي مفرط ديگه هم داره:
سر و صدا راه انداختن و گوش به حرف کسی ندادن.
📕بعضيها هيچوقت نمیفهمن
▪️کورت توخولسکی
@ELDialectico
آیا رنج دیگران میتوانست او را از انزوایش جدا کند؟
نه زیرا رنج دیگران در جهانی صورت میگرفت که وی آن را از دست داده بود، دنیایی که دیگر مال او نبود ... کسی که خود را خارج از دنیا میداند، به رنجهای دنیا حساس نیست.
📕جاودانگی
▪️میلان کوندرا
@ELDialectico
