es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

دیالکتیک روشنگری

دیالکتیک روشنگری

Ir al canal en Telegram

فضایی برای تبادل مطالب در حوزه اندیشه و فرهنگ

Mostrar más
852
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
+230 días
Archivo de publicaciones
پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا فی بعدها عذاب فی قربها السلامه (در دوری از او رنج است و در نزدیکی به او سلامت) @ELDialectico
پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا فی بعدها عذاب فی قربها السلامه (در دوری از او رنج است و در نزدیکی به او سلامت) @ELDialectico

- زياد خوشحال به نظر نميرسی + نه... - خسته ای ؟ + آره - چرا ؟! + با بد كسی طرفم ! - منظورت دستيارته ؟ + نه... اون نه - پس کی
- زياد خوشحال به نظر نميرسی + نه... - خسته ای ؟ + آره - چرا ؟! + با بد كسی طرفم ! - منظورت دستيارته ؟ + نه... اون نه - پس کی ؟ + خودم ! 📽 مُهر هفتم (The Seventh Seal) اینگمار برگمان @ELDialectico

نخستین روزهای داغ. خفه کننده. همه ی حیوانان به پهلو افتاده اند. نزدیک غروب، کیفیت غریب هواروی شهر. صداهایی که برمیخیزندو مثل بادکنک در هوا گم می شوند. بی حرکتی درخت ها و انسانها. روی ایوان ها، زن های عرب که گپ میزنند و به انتظار فرود آمدن شب هستند. بوی قهوه تف داده که در هوا پخش می شود. لحظه رقت و ناامیدی، بی چیزی که در اغوشش کشی، بی چیزی که از سر حق شناسی در برابرش به زانو بیفتی. 📕یادداشتها آلبر کامو @ELDialectico

. در چشمهای او هزاران درخت قهوه بود که بی‌خوابی مرا تعبیر می‌نمود باران بود که می‌بارید و او بود که سخن می‌گفت و من بود که می
. در چشمهای او هزاران درخت قهوه بود که بی‌خوابی مرا تعبیر می‌نمود باران بود که می‌بارید و او بود که سخن می‌گفت و من بود که می‌شنود او می‌گفت: باید قلب‌های خود را عشق بیاموزیم و من می‌گفت: عشق غولی است که در شیشه نمی‌گنجد باران بود که بند آمده بود و در بود که بازمانده بود و او بود که رفته بود 🔸کیومرث منشی‌ زاده @ELDialectico

‍ 📚 سياست ارسطو كتاب سياست به شدت به طرفداران فلسفه و جامعه‌شناسي توصيه می‌شود. این کتاب را می‌توان در شش بخش شامل هشت کتاب
‍ 📚 سياست ارسطو كتاب سياست به شدت به طرفداران فلسفه و جامعه‌شناسي توصيه می‌شود. این کتاب را می‌توان در شش بخش شامل هشت کتاب در نظر گرفت. بخش اول شامل کتاب اول درباره خانواده بخش دوم شامل کتاب دوم درباره نظرات افلاطون و نقدحکومت‌های اسپارت و کرت و کارتاژ بخش سوم شامل کتاب سوم درباره قانون اساسی بخش چهارم شامل کتاب‌های چهارم و پنجم درباره دموکراسی جمهوری و علل انقلاب‌ها در حکومت‌ها بخش پنجم شامل کتاب ششم درباره روش تشکیل دموکراسی‌ها و پایداری آنها بخش ششم شامل کتاب‌های هفتم و هشتم درباره حکومت کمال مطلوب است. حمید عنایت در پیش گفتار کتاب سیاست اهمیت آن را در دو مورد می‌داند: یکی آن که روح فلسفه پیشرو زمان ارسطو را منعکس می‌کند و دیگر آن که سرچشمه اصلی اندیشه‌هایی است که تا پایان قرون وسطی بر فلسفه سیاسی غرب اثر گذاشت @ELDialectico

📕معرفی کتاب 🔸تکوین جهان مدرن «پژوهشي درخشان در باب فرهنگ و جامعه در طي هفت سده. مري اونز در اين اثر به بررسي خاستگاه‌هاي مد
📕معرفی کتاب 🔸تکوین جهان مدرن «پژوهشي درخشان در باب فرهنگ و جامعه در طي هفت سده. مري اونز در اين اثر به بررسي خاستگاه‌هاي مدرنيته و راه‌هايي مي‌نشيند كه مدرنيته از عصر دين‌پيرايي تا عصر روشن‌گري و سپس تا دوره‌ي معاصر پشت سر گذاشته است. در جاي‌جاي اثر، احاطه‌ي او بر انديشه‌هاي بغرنج و شواهد گوناگون خودنمايي مي‌كند. اونز با بررسي ديدگاه‌هاي شرانگارانه‌ي ... فردريش نيچه، ماكس وبر و تئودور آدورنو دربار‌ه‌ي مدرنيته، از موضوع ميانه‌اي جانب‌داري مي‌كند كه هم به پي‌آمدهاي مثبت مدرنيته نظر دارد و هم به پي‌آمدهاي منفي آن. اين اثر جامعه‌شناسي تاريخي در بهترين شكل آن است: سنجيده است، اطلاعات نظري فراواني در بر دارد، با دقت و وسواس نوشته شده، از پژوهش‌هاي تجربي برآمده، و بالاتر از هر چيز، هوشيارنه نوشته شده است. تكوين جهان مدرن كتابي ارزش‌مند براي دانشجوان و همه‌ي كساني است كه مي‌خواهند گزارش جامعه‌شناختي عالمانه و كوتاهي از مدرنيته بخوانند.» برايان ترنر نویسنده: مری اونز مترجم: محمد نبوی @ELDialectico

مدرسه هایِ عالیِ ما یکسره با بی‌سر و ته ترین میان‌مایگی گره خورده اند، چه برنامه های درسی شان، چه هدف هایِ آموزشی شان. همه جا شتابِ زننده ای در کار است. گویی چه خواهد شد اگر یک جوانِ بیست و دو - سه ساله هنوز درس اش را تمام نکرده باشد و برای این پرسشِ اساسی پاسخی نداشته باشد که چه‌کاره خواهی شد _با عرضِ پوزش باید بگویم که مردی از نوعِ والاتر، از هیچ کاری خوش اش نمی‌آید، درست به این دلیل که کاری در پیش دارد کارستان... او وقت دارد و وقت گذرانی می‌کند و هیچ به فکرِ تمام کردن نیست _مردِ سی ساله در معنایِ فرهنگِ والا، هنوز تازه‌کار است، هنوز کودک است. این دبیرستان هایِ انباشته از شاگرد، این دبیرانِ مَنگ از بارِ کار، مایه‌یِ شرمساری اند... فردریش نیچه غروب بت ها @ELDialectico

⁠■ بشر همان است که خود می سازد بشر، نه فقط آن مفهمومی است که از خود در ذهن دارد، بلکه همان است که از خود می خواهد. آن مفهومی است که پس از ظهور در عالم وجود، از خویشتن عرضه می دارد. همان است که پس از جهش به سوی وجود، از خود می طلبد. بشر هیچ نیست مگر آنچه از خود می سازد. 📚 اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر ژان پل سارتر @ELDialectico

🔸برجای بمان که تو بس زیبایی! ✍ مرتضی_واحدیان 🔹عبارت فوق زمانی بر زبان فاوست، قهرمان تراژیک گوته جاری می شود که فیلمون و بوسیس دو انسان پیر مقاوم در برابر ایده های توسعه طلب و مدرنیزاسیون تحمیلی و تحکمی فاوستی، عناصری منسوخ و زائد شناخته می شوند و از نظر فاوست محکوم به طرد و نابودی اند. اما مرگ آنان به زعم مارشال برمن، ناقوس مرگ فاوست را نیز به صدا درمی آورد. چراکه فاوست با شیفتگی تمام عیاری به دنبال تکامل بخشی تاریخ است، اما همزمان به تهی سازی زندگی نیز دست می زند. مرگ فیلمون و بوسیس نه فقط مرگی دراماتیک در راستای کلیت داستان، بلکه اخراج معنا از هستی، طرد زندگی های متکی بر اصالت و مهربانی از تاریخ، یکسان سازی های دستوری و بی قید و شرط است. و چنین اتفاقی به زعم برمن، توسعه گران فاوستی عصر مدرن را نیز به کام مرگ می کشاند. 🔹حال عبارت فوق را بهانه ای قرار می دهم برای بازخوانی زندگی امروز در جامعه ایرانی. جامعه ای که تاب تعمق و تامل کشدار در باب چیستی و هستی زندگی را ندارد و اساسا با هرگونه اثری که پیشاپیش نوعی فهم و داوری در باب نقش فرد در تاریخ زندگی اش و رابطه اش با تاریخ فوق را طلب می کند، بیگانه است و در عوض آن به روانشناسی های دم دستی پناه می برند تا موفقیت های فست فودی و زودپزی را به دست بیاورند. جامعه ای که در آن ( پول، خودش را به همه چیز و همه چیز را به خودش بدل می کند). جامعه ای که شتابان به سمت نوعی فردگرایی لذت محور و منفعت طلب در حرکت است و عملا توان پذیرش اینکه (خوشبختی امری جمعی ست)را از دست داده است. و از سر گسست با قراردادهای اجتماعی اخلاقی، به تمام بازارهای مالی ممکن هجوم می برد و برای خرید بیش از نیاز در صف هر کالای غیرلازمی به انتظار می ایستد و تماما در تقلای جا نماندن از قافله انبارکنندگان است. جامعه ای که امروز را به کام مرگ می کشد تا رویای خوشبختی در فردا را محقق سازد. بی واهمه از اینکه مردمی در جای دیگر از سرزمینش مفلوک تر شوند؟ 🔹تاریخ فعلی، تاریخ پرسش هایی مهم از خودمان است. پرسش هایی از این قبیل که این شبه فاوست های جوان و میانسال از بستر چه تاریخی و به چه شکلی زاده و پرورده شده اند و به گونه ای قارچ وار تکثیر یافته اند و ما هر روز توسط سازوکار امنیتی مان شاهد کشف شدن شان و محاکمه شدن شان در سازوکار قضایی هستیم؟ این چه توسعه ای است که درست وسط کلانشهری که هر روز بر شمار آوارگان، طردشدگان، بیکاران، پس رانده شدن مستاجران از منطقه ای به منطقه ای دیگر، افزوده می شود و در خم شدن قامت کارمندان و کارگران،تحقق پارادوکسی تراژیک همچون سربرآوردن برج ها و مال ها شتاب بیشتری می گیرد؟ 🔹و پس از طرح چنین پرسش هایی، وقت طرح آن تردید فاوستی در سطح کلان و خرد این جامعه است که آیا تقلیل موفقیت به کسب پول بیشتر، خلاصه سازی توسعه به رشد اقتصادی، جنون به سمت فرهنگ انباشت و انبار و بیگانه شدن به مضامین اخلاقی ای چون توزیع و تقسیم، نگاه های ابزاری دولت به ملت و همگی موارد فوق در راستای به کام مرگ فرو بردن (زندگی و اکنون) نیست؟ اجتماع و تاریخ اکنون مان بیش از هر زمانی نیازمند بازسازی مضامین اخلاقی برای زیستن است. مضامینی که دولت را ملزم به حرکت توسعه ای با درنظرگیری اکثریت کند. دولتی که پس از کسب اعتمادش از مردم، خود به منتقد و متوقع از مردم بدل نشود و از زخم های بدخیم ریاضت اقتصادی اکنون بر زندگی مردم تصویر یک زخم سطحی نسازد. در دیگرسو سازوکار اخلاقی فوق می بایست به درمان جراحت تاریخی فقدان عزت نفس و تهی شدن هویت اجتماعی بپردازد تا جامعه در افسوس و آه پیوستن به قرهنگ انباشت و تملک کالا به سر نبرد و تمامیت زندگی اش را در راه مادی سازی زندگی تباه نکند و بتواند خودش را در قاب مضامین انسانی بازیابد و قبل از محاکمه فاوست وار خویش بر خود بگوید: برجای بمان که تو بس زیبایی! @ELDialectico

پدر من از تو دو دست دارم من از تو لب دارم پس چگونه نمی‌توانم ببوسم ببوسم، ببوسم، ببوسم و هر بار درد نکشم؟ 🔸ولاديمير مایاکوفس
پدر من از تو دو دست دارم من از تو لب دارم پس چگونه نمی‌توانم ببوسم ببوسم، ببوسم، ببوسم و هر بار درد نکشم؟ 🔸ولاديمير مایاکوفسکی @ELDialectico

حماقت تماشا می شود: نگاه را در آن غوطه ور می‌کنیم، می‌گذاریم مجذوبش شویم، حماقت شما را با ملایمت حمل می‌کند، با سپردن خود به
حماقت تماشا می شود: نگاه را در آن غوطه ور می‌کنیم، می‌گذاریم مجذوبش شویم، حماقت شما را با ملایمت حمل می‌کند، با سپردن خود به دست آن، از آن تقلید می‌کنیم بر سیالیت بی‌شکل آن تکیه می‌کنیم؛ مترصد نخستین جهش ناگهانی تفاوت نامحسوس می‌مانیم، و نگاه تهی را بی‌تب و تاب مترصد بازگشت بارقه می‌کنیم. به خطا نه می‌گوییم و آن را قلم می‌گیریم؛ به حماقت آری می‌گوییم، آن را می‌بینیم، آن را تکرار می‌کنیم و به آرامی غوطه‌وری تمام و کمال را طلب می‌کنیم. میشل فوکو @ELDialectico

🔸پول در ادوار و سرزمین‌های بسیاری به وجود آمد. ایجاد و توسعه‌ی پول نیازی به دستاورد یا کشف مهمی نداشت، بلکه یک انقلاب ذهنی م
🔸پول در ادوار و سرزمین‌های بسیاری به وجود آمد. ایجاد و توسعه‌ی پول نیازی به دستاورد یا کشف مهمی نداشت، بلکه یک انقلاب ذهنی مطلق بود و به واسطه‌ی ایجاد یک حقیقت بین‌الاذهانی جدید شکل گرفت که تنها در تصور مشترک افراد وجود داشت. 🔸پول صرفا سکه و اسکناس نیست. پول هر چیزی است که افراد برای نشان دادن قاعده‌مند ارزش اشیاء به منظور تبادل کالا و خدمات به آن روی می‌آورند. پول افراد را قادر می‌سازد ارزش کالاها (از قبیل سیب، کفش و طلاق) را به سرعت و به آسانی بسنجند، به آسانی دست به مبادله‌ی اشیا بزنند و به راحتی مال اندوزی کنند. انواع زیادی از پول وجود داشته است. آشناترین آن‌ها سکه است که تکه‌ای فلز منقش و استاندارد است. 📕 پول (تاریخچه‌ی مختصر) یووال نوح هراری @ELDialectico

کارل پوپر در گفتگویی با هربرت مارکوزه می گوید: "کوشش برای پدید آوردن بهشت در زمین، همواره دوزخ ساخته است. این جمله می تواند م
کارل پوپر در گفتگویی با هربرت مارکوزه می گوید: "کوشش برای پدید آوردن بهشت در زمین، همواره دوزخ ساخته است. این جمله می تواند ما را به بازخوانی اندیشه هایمان در هر زمینه ای راهنمایی کند. نه زمین بهشت خواهد شد و نه انسان ها فرشته؛ ما فقط باید تلاش کنیم کمی بهتر و انسان تر از دیروزمان باشیم. همین!" @ELDialectico

اجرای موسیقی Love Story اثر فرانسیس لِه آهنگساز فرانسوی با ویولنسل نوازی گروه 2Cellos @ELDialectico

من از آن تافته های جدابافته نبودم که هر توهینی را ببخشایم، اما همیشه در آخر کار آن را از یاد می بردم. آن کس که تصور میکرد که من از او نفرت دارم چون می دید که با لبخندی صمیمی به او سلام می گویم غرق در شگفتی می شد و نمی توانست باور کند. در این حال، بر حسب خلق و خوی خودش، یا بزرگواریم را تحسین و یا ضعف مرا تحقیر می کرد، بی آنکه فکر کند که انگیزه من ساده تر از اینها بوده است، من همه چیز حتی نام او را از یاد برده بودم! سقوط آلبر كامو @ELDialectico

🔸من هرگز موجب رنج کشیدن کسی نشدم، هرگز به رنج کسی پایان ندادم، هیچ کس هم به رنج های من پایان نخواهد داد، آن‌ها هرگز نخواهد رفت، من هرگز از جایم جنب نخواهم خورد، هرگز رنگ آرامش را نخواهم دید، و آن ها هم همین طور، اما با این تفاوت، که آن ها خواهان اش نیستند، می‌گویند من هم نیستم، خواهان آرامش نیستم، به هر حال، شاید حق با آن ها باشد، چطور ممکن است چنین چیزی بخواهم، اصلا چه هست ؟ آن ها می‌گویند رنج می کشم، شاید حق با آن ها باشد،و اینکه اگر این کار را بکنم، یا آن حرف را بزنم، حال و روزم بهتر خواهد شد، اگر تنم تکان بخورد، اگر سرم درک کند، اگر آن ها ساکت شوند و بروند.. نام ناپذیر ساموئل بکت @ELDialectico

▪️سلطه و کنترل امروز نه به شکلی عریان و تنبیهی، که در زیر پوست تمام ساحت‌های زندگی ما لانه کرده است: از کار تا تفریحات و سرگرمی. ما در جهانی یک دست شده، در سلایقی انباشت شده، در یک هماهنگی منظم زشت، در یک نظم مکانیکی زیر چکمه‌های قدرت‌های اقتصادی، ایدئولوژیک، سیاسی و فرهنگی به سر می‌بریم. ساختارهای سلطه امروز با ساز و کارهای پیچیده‌تر از هر زمان دیگری تمامی لحظات ما را تسخیر کرد‌ه‌اند، این ساختارها ذائقه‌ی غذایی تا موسیقی و نحوه‌ی لباس پوشیدن ما را شکل می‌دهند. اعمال قدرت و کنترل امروز نه به شیوه‌ای سرکوب گرایانه، که کاملا اغنایی و ایجابی است. در نهایت آن‌چه بیش از پیش تضعیف شده است امر درونی و ارزشی است، امر درونی که از بنیان‌های اخلاق برمی‌خیزد جای خود را به امور بی‌اصالت و القاآت بیرونی می‌دهد: کالاها و تبلیغات، تلوزیون و رسانه و هر آن‌چه ابزار منقادسازی برای شکل دادن به شیوه‌های فکری و رفتاری مورد نظر نظام‌های سلطه است باید در خدمت اغنای افراد باشد، و فرد نیز باید در خدمت قدرت‌های اقتصادی و سیاسی و ایدئولوژیک... 🔸احسان عزیزی🔸 @ELDialectico