es
Feedback
دیالکتیک روشنگری

دیالکتیک روشنگری

Ir al canal en Telegram

فضایی برای تبادل مطالب در حوزه اندیشه و فرهنگ

Mostrar más
827
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-430 días
Archivo de publicaciones
صحنه‌ای در انتهای «اسب کهر را بنگر» شاهکار «فرد زینه‌مان» هست که مانوئل( مبارزه اسپانیایی) در موقعیتی قرار می‌گیرد که می‌توان
صحنه‌ای در انتهای «اسب کهر را بنگر» شاهکار «فرد زینه‌مان» هست که مانوئل( مبارزه اسپانیایی) در موقعیتی قرار می‌گیرد که می‌تواند وینولا ( دشمن) یا کارلوس ( خائن) را بکشد. و او بی‌هیچ تردیدی کارلوس را انتخاب می‌کند. پیام آشکار است: ‏فقط یک نفر هست که از دشمنِ تو هم بدتر است: ‏خائن! @ELDialectico

تنیده یـاد تو در تار و پودم میهن ای میهن بود لبریز از عشقت وجودم میهن ای میهن تو بودم کردی از نابودی و با مهر پروردی فدای نام تو بود و نبودم میهن ای میهن ‏بازخوانی تصنیف "میهن ای میهن" ‏خواننده : کوهسار کلباسی ‏تار : تارا رودگریان ‏تمبک : کیهان شریفی ‏‌ ‏آهنگساز : استاد جلیل عندلیبی ‏شعر : ابوالقاسم لاهوتی @ELDialectico

«ما تو دوران مشکلی به دنیا آمده‌ایم… ‏میان وقاحت و بلاهت گیر کرده‌ایم» ▪️ارنست همینگوی 📕ناقوس عزا در سوگ که میزند @ELDialect
«ما تو دوران مشکلی به دنیا آمده‌ایم… ‏میان وقاحت و بلاهت گیر کرده‌ایم» ▪️ارنست همینگوی 📕ناقوس عزا در سوگ که میزند @ELDialectico

یکی از غریب‌ترین شب‌های #ایران را صبح کردیم. حساس‌ترین روزهای عمر و ای‌بسا تاریخمان در پیش است. پاینده ایران. @ELDialectico
یکی از غریب‌ترین شب‌های #ایران را صبح کردیم. حساس‌ترین روزهای عمر و ای‌بسا تاریخمان در پیش است. پاینده ایران. @ELDialectico

دشمن تو این سپاه نیست پادشاه. دشمن را تو خود پرورده‌ای. دشمن تو پریشانی مردمان است؛ ورنه از یک مشت ایشان چه می‌آمد؟ ▪️بهرام ب
دشمن تو این سپاه نیست پادشاه. دشمن را تو خود پرورده‌ای. دشمن تو پریشانی مردمان است؛ ورنه از یک مشت ایشان چه می‌آمد؟ ▪️بهرام بیضایی 📕مرگ یزدگرد @ELDialectico

من اکنون تسلایی دیگر و رُستنی دیگر و به خاموشی پیوستنی دیگر اینجا همیشه چراغ روشن است در احساس چرک پنجره ها اینجا همیشه چراغ
من اکنون تسلایی دیگر و رُستنی دیگر و به خاموشی پیوستنی دیگر اینجا همیشه چراغ روشن است در احساس چرک پنجره ها اینجا همیشه چراغ روشن است اینجا همیشه قصه است و انتظارِ شنیدن قصه و انتظار سوزِ تندِ صبح و انتظار جارچی اینجا همیشه قصه است. 📕به هیاهوی این جستار ▪️محمدرضا اصلانی ▫️عکس : نمایی از مهدی احمدی در نقش #مشتاق_علیشاه در فیلم #آتش_سبز ساخته ی محمدرضا اصلانی در سال 2008. @ELDialectico

مرگ هنرمند هرگز حادثه نیست. مرگ هنرمند آخرین عمل خلاقۀ اوست که به واسطۀ آن پرتو نیرومندی بر تمامیت زندگی‌اش افکنده می‌شود و آ
مرگ هنرمند هرگز حادثه نیست. مرگ هنرمند آخرین عمل خلاقۀ اوست که به واسطۀ آن پرتو نیرومندی بر تمامیت زندگی‌اش افکنده می‌شود و آن را کاملاً روشن می‌کند. ‏📕امید علیه امید ‏▪️نادژدا ماندلشتام ‏▫️برگردان ⁧ #بیژن_اشتری ⁩ @ELDialectico

دریغا بیژن... بیژن اشتری عصر هجده خرداد در خانه خود از دنیا رفت. او متولد ۱۳۳۹ بود و یکی از تأثیرگذارترین مترجمان بیست‌وپنج‌س
دریغا بیژن... بیژن اشتری عصر هجده خرداد در خانه خود از دنیا رفت. او متولد ۱۳۳۹ بود و یکی از تأثیرگذارترین مترجمان بیست‌وپنج‌سال اخیر ایران. مردی که ابتدا شوق خواندن، نوشتن و تاریخ‌ورزی داشت و در این راه ده‌ها کتاب مهم تاریخی و سیاسی ترجمه کرد.  اشتری یکی از نمادهای ترجمه متون تاریخی‌ای بود که به کمونیسم، توتالیتاریسم و شکل‌های گوناگون دیکتاتوری در جهان ارتباط داشت. اشتری از میانه‌های دهه ۸۰ پروژه بزرگ ترجمه زندگی‌نامه‌ها و رخدادهای مربوط به اتحاد شوروی و بلوک شرق را آغاز کرد. کتاب‌هایی مانند «لنین»،«تروتسکی، کاهن معبد سرخ»، زندگینامه‌هایی از برژنف، بوخارین، استالین، چائوشسکو و... تنها بخشی از آثاری بودند که او ترجمه کرد. کتاب‌هایی چون «امید علیه امید»، «دست‌نوشته‌ها نمی‌سوزند»، «ادبیات علیه استبداد» و «شوروی ضد شوروی» تنها بخشی از ترجمه‌های او در حوزه دیکتاتوری‌ها و ادبیات بود. ترجمه‌های او بارها تجدید چاپ شده و می‌شوند و در «آگاهی‌بخشی» نسل‌های جدید مخاطبان ایدئولوژی‌گریز تشنه تاریخ نقشی بی‌نظیر داشته‌اند. بیژن اشتری در زمان مرگ شصت‌وچهار سال داشت. @ELDialectico

اگر نویسنده انسانی آزاد بود و نه یک برده ، اگر میتوانست آن چه را بنویسد که خود برمیگزیند نه آنچه که باید ، اگر میتوانست اثر خ
اگر نویسنده انسانی آزاد بود و نه یک برده ، اگر میتوانست آن چه را بنویسد که خود برمیگزیند نه آنچه که باید ، اگر میتوانست اثر خود را بر اساس احساس خود نه بر پایه ی قرارداد ها بیافریند ، آنگاه هیچ طرح داستانی ، کمدی ، تراژدی ، ماجرا های عشقی و یا فاجعه ها به سبک های پذیرفته شده بیان نمیشد و شاید حتی دکمه ای را به شیوه ی خیاطان خیابان باند نمی دوختند . زندگی یک رشته لامپ نیست که به ترتیب ردیف شده باشد بلکه پرتوی نورانی است ، پوششی نیمه شفاف که ما را از زمان شروع ضمیرناخودآگاه تا پایان دربرگرفته است . آیا رسالت رمان نویس آن نیست که این روح ناشناخته ،متفاوت و و بی حد و مرز را هر قدر نامعمول و پیچیده ، به گونه ای انتقال دهد که تا حد امکان کمتر بیگانه و ظاهری بنماید ؟ 📕از مقاله ی ویرجینیا وولف در ۱۹۱۹ با عنوان "ادبیات داستانی مدرن" ویرجینیا وولف @ELDialectico

آرش حیدری (زاده ۱۳۶۲)جامعه‌شناس فرهنگی و استادیار دانشگاه علم و فرهنگ تهران است که در زمینه جامعه‌شناسی فرهنگی و تبارشناسی فعالیت می‌کند. او دکترای خود را از دانشگاه علامه طباطبایی گرفته و آثار متعددی درباره ساختار اجتماعی، استبداد ایرانی، علم انسانی و فرهنگ روزمره نوشته است. رویکرد او بیشتر تحلیلی-انتقادی و تبارشناسانه است. از جمله آثار شاخص او می‌توان به کتاب «واژگونه‌خوانی استـ.ـبداد ایرانی» اشاره کرد. @ELDialectico

#احمدرضا_احمدی @ELDialectico
#احمدرضا_احمدی @ELDialectico

🔹چند کلمه‌ای درباب عالیجناب کامشاد: از قدیم شاعری هنر ملی ما بود و برای انسان ایرانی شعر مهمترین ابزار بیان احساسات و افکار به حساب می‌آمد. حتی نثر خوب آن نوع نگارشی بود که به شعر نزدیک شود (بهترین نمونه‌اش قائم‌مقام فراهانی و «منشئات» او). از زمان ناصرالدین شاه و با موج ترجمۀ رمان اروپایی بود که توجه به نثر موضوعیت پیدا کرد و رفته رفته از یادداشت روزانه به قالبهای پیچیده‌تری چون مقاله و داستان و رمان و روایت و جستار رسیدیم. در طی این مسیر، افراد شاخصی بودند که تلاش کردند قابلیتهای فارسی در این قالب غیر شعر را نشان دهند. حسن کامشاد از همین گروه است. جز یک شرح‌حال شخصی (کتاب «حدیث نفس») باقی آثار کامشاد ترجمه است و آن هم در موضوعات متفاوت: از فلسفه و مذهب تا داستان و تاریخ و تحقیق و مصاحبه. او هر نوشته‌ای را چنان وفادارنه و هنرمندانه به فارسی برگردانده که انگار نویسنده خودش به فارسی نوشته است. نثر کامشاد، نثری سالم و پاکیزه و پویا و تواناست که از پس هر نوع نوشته و لحنی برمی‌آید. اگر تاکنوی چیزی از او نخوانده‌اید با ترجمه داستان‌هایش شروع کنید که قند مکرر است: نمایش توانایی فارسی در کنار لذت داستان. @ELDialectico

چند کلمه‌ای درباب عالیجناب کامشاد: از قدیم شاعری هنر ملی ما بود و برای انسان ایرانی شعر مهمترین ابزار بیان احساسات و افکار به حساب می‌آمد. حتی نثر خوب آن نوع نگارشی بود که به شعر نزدیک شود (بهترین نمونه‌اش قائم‌مقام فراهانی و «منشئات» او). از زمان ناصرالدین شاه و با موج ترجمۀ رمان اروپایی بود که توجه به نثر موضوعیت پیدا کرد و رفته رفته از یادداشت روزانه به قالبهای پیچیده‌تری چون مقاله و داستان و رمان و روایت و جستار رسیدیم. در طی این مسیر، افراد شاخصی بودند که تلاش کردند قابلیتهای فارسی در این قالب غیر شعر را نشان دهند. حسن کامشاد از همین گروه است. جز یک شرح‌حال شخصی (کتاب «حدیث نفس») باقی آثار کامشاد ترجمه است و آن هم در موضوعات متفاوت: از فلسفه و مذهب تا داستان و تاریخ و تحقیق و مصاحبه. او هر نوشته‌ای را چنان وفادارنه و هنرمندانه به فارسی برگردانده که انگار نویسنده خودش به فارسی نوشته است. نثر کامشاد، نثری سالم و پاکیزه و پویا و تواناست که از پس هر نوع نوشته و لحنی برمی‌آید. اگر تاکنوی چیزی از او نخوانده‌اید با ترجمه داستان‌هایش شروع کنید که قند مکرر است: نمایش توانایی فارسی در کنار لذت داستان. @ELDialectico

#جعفر_پناهی ، کارگردان برجسته ایرانی که با فیلم «یک تصادف ساده» در بخش مسابقه هفتاد و هشتمین دوره جشنواره فیلم کن شرکت داشت،
#جعفر_پناهی ، کارگردان برجسته ایرانی که با فیلم «یک تصادف ساده» در بخش مسابقه هفتاد و هشتمین دوره جشنواره فیلم کن شرکت داشت، موفق به دریافت نخل طلای این جشنواره شد. فیلم «یک تصادف ساده» بدون دریافت مجوز رسمی و به‌صورت پنهانی در ایران تولید شده است. @ELDialectico

سردار: بس كن اى زن! من ديگر برنمى تابم كه به روان پادشاه ناسزا گفته شود. سركرده: مى شنوى زن؟ اين سروران خوش ندارند كه ناسزا ب
سردار: بس كن اى زن! من ديگر برنمى تابم كه به روان پادشاه ناسزا گفته شود. سركرده: مى شنوى زن؟ اين سروران خوش ندارند كه ناسزا بشنوند. سردار: و نيز دشنام! زن: آيا دشنام و ناسزا هم سرمايه ى بزرگان است كه هر گاه بخواهند خرج مى كنند؟ نه، اين سنگ و كلوخى است بر زمين ريخته كه من نيز مى توانم چندتايى از آن را به سوى شما پرتاب كنم. 📕مرگ يزدگرد ▪️بهرام بيضايى @ELDialectico

یک مبلغ آمریکایی به گرترود بل هشدار داد:«اگر سعی کنید خطی به دور عراق بکشید و اسمش را یک واحد سیاسی بگذارید، چهار هزار سال تا
یک مبلغ آمریکایی به گرترود بل هشدار داد:«اگر سعی کنید خطی به دور عراق بکشید و اسمش را یک واحد سیاسی بگذارید، چهار هزار سال تاریخ را نادیده گرفته اید. آشور همیشه چشم به غرب و شرق و شمال داشته و بابل به جنوب. آنها هیچ گاه یک واحد مستقل نبوده اند، مطلقاً تصوری از ملیت ندارند.» ‎صلحی که همه صلح ها را بر باد داد📕 ‎دیوید فرامکین ▪️ @ELDialectico

📕مدیریت کوتوله ها ▪️ناصر بزرگمهر @ELDialectico
📕مدیریت کوتوله ها ▪️ناصر بزرگمهر @ELDialectico

عشق اون چیزیه که همه‌ی آدما رو شبیه به‌هم می‌کنه. همه‌ی قصه‌ها رو عین هم می‌کنه. نقطه به نقطه و کلمه به کلمه...عشق بازی خطرنا
عشق اون چیزیه که همه‌ی آدما رو شبیه به‌هم می‌کنه. همه‌ی قصه‌ها رو عین هم می‌کنه. نقطه به نقطه و کلمه به کلمه...عشق بازی خطرناکیه!! ‏برشی از «⁧ #کتاب ⁩ ولی دیوانه‌وار» ‏⁧ #شیوا_ارسطویی ⁩ شیوا ارسطویی درگذشت @ELDialectico

هیچ مترس چون بخشوده شده‌ای اما برای جامعه فاسدی که تو را مجبور کرد تا از بین مرگ و بی‌آبرویی یکی را انتخاب کنی، بخشایشی وجود
هیچ مترس چون بخشوده شده‌ای اما برای جامعه فاسدی که تو را مجبور کرد تا از بین مرگ و بی‌آبرویی یکی را انتخاب کنی، بخشایشی وجود ندارد. 📕نان و شراب ‎اینیاتسیو سیلونه▪️ @ELDialectico