اللطائف الالٰهیّة - احسان الله نیلفروش زاده
Ir al canal en Telegram
. ☀️ اللطائف الالٰهیّة في المعارف القدسیّة 🍃إن شاء الله به عنایات حضرات آلالله علیهم السلام در این کانال رشحهای از لطائف الهی که در باب معارف حقّ تعالی در بیانْ روزی میشود را خواهید خواند. عاجزانه؛شاکر نفحات رحمانی اوئیم. ادمین : @ehsannil
Mostrar más906
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
🕋
"نفس" یعنی «خود».
نفسِ باریتعالی، حضراتِ آل الله علیهم السلام هستند که در زیارت حضرت مولی امیرالمؤمنین علی علیه السلام اینچنین سلام به حضرت مولی(ع) میدهیم:
☀️〖 السَّلَامُ عَلَى نَفْسِ اللَّهِ تَعَالَى〗☀️
📚 بحار الأنوار، ط -بيروت، ج97، ص: 331
🌱 خلائق، انشاءِ از نفسِ واحدۀ حضرت حقّ میباشند (【 وَ هُوَ الَّذي «أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ» 】 / سورۀ انعام، آیۀ 98)
(تفصیل مطالبِ آن در مباحثِ #نفس در همین کانال، و در مباحثِ توحید در #کانال_معرفة_الحق بیان شده است)
پس حشر و تجمیع موجودات که اضمحلالِ کثرت در وحدت است، دم به دم به نفسِ واحدۀ حقّ تعالی که وحدانیّت حقّ تعالی و آن، #وحدانیة_کبری است، منتهی میباشد. حضرت مولی امیرالمؤمنین(ع) در مورد ائمۀ هُدی(ع) میفرمایند:
🔻"وَ هُمُ الْكَلِمَةُ الْعَلْيَاءُ وَ التَّسْمِيَةُ الْبَيْضَاءُ وَ «الْوَحْدَانِيَّةُ الْكُبْرَیٰ»"🔺
📚بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج25، ص: 172
ان شاء الله دقتها شود که : وحدانیّت حضرت احد عزّوجلّ، خودِ ائمۀ اطهار(ع) هستند. خداوند به ولیّ خود که نفسِ حضرت باری تعالی است، #احد است و #واحد است. همین اشارات برای اهل دقت کفایت میکند!
موجودات را عرض میکردم...
به عنوان مثال شتر اولین حیوانی است که ایمان به ولایت آورده است و از این رو سردستۀ تمام حیوانات است و وحدتِ حیوانات به اوست. و در نباتات، برنج اولین نبات است که ولایت را پذیرفت و او سردستۀ نباتات است. و در سنگها، عقیق. و در سرزمینها، کعبه.
خداوند در سورۀ نازعات آیۀ 30 میفرماید:
🔷"وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ «دَحاها»"🔷
و پس از آن زمين را بگسترد (دحو الارض)
25 ذیقعده روز دحو الارض است. دحو الارض یعنی روز بسط و گسترش زمین که از تحتِ کعبه آغاز شد (🔹"إنّ الله تعالى دحا الأرض مِن تحت الكعبة"🔹 / تفسير نور الثقلين، ج5، ص: 502).
⛅️ حضرت مولی امیرالمؤمنین(علیه السلام) در وصف #امام برای #طارق_بن_شهاب فرمودند که امام 🔸"نقطة الكائنات، و قطب الدائرات"🔸 است (📚مشارق الانوار ص: 178) .
"اِمام"، اَمام مطلق است. "اَمام" یعنی جلو و نفسِ تقدّم.
همه چیز از اِمام شروع میشود. که او نوری است در غیبوبت که فرمود 🌟"أَشْهَدُ أَنَّكَ كُنْتَ نُوراً فِي الْأَصْلَابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَة"🌟 (جامعۀ کبیره) میباشد.
🔲 حالا مَسقَط الرَّبط ولیّ کجا باید باشد تا از رحم مطهّره به این ظهور بپیوندد؟!
ولیّ الله (ع) بایستی ما بین رحِم مطهّره و زمین در جای خاصّی به دنیا بیاید. خود زمین هم رَحِم است و اُمّ است. امّا ولیّ الله (ع) در اُمّ الـقُـــری (یعنی مکه) و فراتر، در اُمِّ مکه، یعنی کعبه به دنیا میآید زیرا اوست که ارضِ تعیّنات را ارض میکند و به هر چیزی از جمله زمین حیات میبخشد و از آن نقطهای که او پا میگذارد، ارضِ تعیّنات کشیده میشود و بسط و گسترش مییابد و «دحو الارض» از محلّ تولّد او یعنی خانۀ خدا، کعبه شروع میشود.
کعبه، محل دحو الارض است.
🍃خوب دقّت بفرمایید:
ارض، ارضِ تعیّنات است و "دحو الارض" بسطِ عالم تعیّنات.
این بُعد زمان و مکان است که ما را تخته بندِ خود کرده و نگذاشته که معارف را دقیق شویم.
از بُعد زمان فاصله گرفته و آنرا رها کنید تا بیان شود :
💓 آنکسی که در کعبه متولد شد، آورندۀ کعبه و سرّ آن است. از این رو حضرتِ سیّد الکونین خاتم الانبیاء و المرسلین محمّد مصطفی (ص) میفرمایند:
🕋 "مَثَلُ عَلِيٍّ (ع) فِيكُمْ كَمَثَلِ الْكَعْبَةِ الْمَسْتُورَةِ ..."
مَثَل علی (ع) در شما مانند کعبۀ پوشیده شده است...
(📚بحار الأنوار ، ج38، ص: 199)
🕋
︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻
🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼
••●🔽 ادامه 🔽●••
.
.
🕋 «دحو الارض»؛ بسطی در اعماق حقائق!
┈••✾•🍃🕋🍃•✾••┈
↗️ http://facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh
┈••✾•🍃🕋🍃•✾••┈
🍀 تمام موجودات به سردستۀ خود، حشر و جمع میشوند و آن سردسته به حلقۀ بالاتر. این حشر و جمع، میرسد به بشر که شرافت بر مخلوقات دارد و عوالِم، مسخّر اوست که قرآن میفرماید :
💎"أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَة"💎
آيا نديديد كه خدا آنچه را كه در آسمانها و در زمين است مسخّر شما ساخته، و نعمتهاى آشكار و پنهان خود را بر شما كامل كرده است؟
(سورۀ لقمان علیه السلام، آیۀ 20)
و این سلسلۀ ترسیم و تجمیع موجودات به جنسِ بشر رسیده و جنسِ بشر، به انسان حقیقی که ائمۀ اطهار (ع) میباشند، تجمیع میگردد.
قرآن میفرماید:
💎"يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ"💎
روزى كه هر گروهى را با امامشان فرا مىخوانيم.
(سورۀ اسراء، آیۀ 71)
حضرات ائمۀ اطهار(ع)، آن واسطۀ مطلقه میباشند که از اطلاقِ خویش، خالق و مخلوق را فراگرفتهاند. و از «#اطلاق»، اشرفِ مخلوقاتند. و عوالِم هستی، به حضرات، و توسّط حضرات، و برای حضرات، خلق شده است و دَم به دم، در حدوث و بقاء، جیرهخورِ خوانِ کرَم آل الله (ع) هستند که در #حدیث_کساء میخوانیم که خداوند میفرماید:
🔻"اِنّى ما خَلَقْتُ سَماَّءً مَبْنِيَّةً وَلا اَرْضاً مَدْحِيَّةً وَلا قَمَراً مُنيراً وَلا شَمْساً مُضِيَّئَةً وَ لا فَلَكاً يَدُورُ وَ لا بَحْراً يَجْرى وَ لا فُلْكاً يَسْرى اِلاّ فى مَحَبَّةِ هؤُلاَّءِ الْخَمْسَةِ الَّذينَ هُمْ تَحْتَ الْكِساَّءِ "🔺
که حضرت رسول اکرم(ص) در مورد حضرت مولی امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند:
🔻"لولَاهُ مَا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ شَيْئاً مِمَّا خَلَق"🔺
اگر او (مولی امیرالمؤمنین ع) نبود، خداوند هیچ شیئی را خلق نمیکرد.
📚بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج17، ص: 317
حضرت رسول اکرم (ص) میفرمایند:
🔷"أنا من اللّه و الكلّ منّي"🔷
من از خدا هستم و همه از من هستند.
📚مشارق الانوار، ص 44
به اینکه موجودات، صِرف الربطِ به ائمۀ اطهار(ع) هستند، حدوث و بقاء دارند و ترسیم و تجمیع ایشان به ائمۀ اطهار(ع) و به سویِ ایشان است که در جامعۀ کبیره میخوانیم :
🔹"إِيَابُ الْخَلْقِ إِلَيْكُم"🔹
بازگشتِ تمام مخلوقات به سوی شما آل الله (ع) است.
📚من لا يحضره الفقيه، ج2، ص: 612
هر موجودی، حظّی از #وجود دارد. و به قدرِ انقیاد خویش به حضرتِ وجود (عزّوجلّ)، موجود میباشد. حضرت باریتعالی، موجودِ مطلق و مطلقِ موجود است که از اسامی او "الموجود" است ("يَا مَوْجُودُ"/ 📚إقبال الأعمال، ط - القديمة، ج2، ص: 573). موجودِ سرمدی و ازلی و ابدی و مطلق، که هر موجودی، جلوهای از جلواتِ اوست؛ حضرت باریتعالی است که در دعای عدیله حضرتش را "مَوْجُودٌ سَرْمَدِيٌّ" میخوانند (📚 زاد المعاد - مفتاح الجنان، ص: 423).
و نقطۀ موجودیّتِ موجود، و بلکه نقطۀ مبدأ الوجود، حضرات نفس الله تعالی، ائمۀ اطهار علیهم السلام هستند که حضرت مولی(ع) ائمۀ هُدی(ع) را 🔹"مَبْدَأُ الْوُجُود"🔹 خواندند (بحار الأنوار،ط - بيروت، ج25، ص: 174).
(ان شاء الله که دقت و خضوع در معارف، مرام مُدام ما باشد.)
▫️ عدهای کلمۀ "انسان" از "نسیان" دانستند، و عدهای از "انس".
"انسان العَین و عَین الانسان" حضرات معصومین(ع) هستند که نسیانِ جلال، و اُنسِ جمالِ حضرت حقّ به خویشتنِ خویش میباشند. که این نسیان و اُنس؛ مطلقه است و نه حدّی. که حضرت حقّ، دائماً در حضورِ مطلقه، غیور است و نفیِ ماسوا دارد، و بلکه نفیِ خویش را به لُبّیت مینماید که 🔻"يَا مَنْ «لَا هُوَ» إِلَّا هُو"🔺 (📚التوحيد، للصدوق، ص: 89) . و در همان نقطۀ نسیانِ جلال، انسِ جمال با «خود» دارد که 🔻"هُوَ نَفْسُهُ وَ نَفْسُهُ هُوَ "🔺 (📚الكافي، ط - الإسلامية، ج1، ص: 113)
🕋
︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻
🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼
••●🔽 ادامه 🔽●••
.
🔲
🔷 و امّا در مورد "سریع الرضا"، به همان منوال که بیان شد؛
#راضی (رضایت دهنده) و #مرضی (رضایت داده شده) و مابِهِ الرضا (یعنی موضوعی که بر سر آن رضایت باید باشد)، همگی جلواتِ "الرضا" هستند.
🔸"سریع الرضا"؛ وصف و بیانِ "رضای_مطلق است.
🔰 "سریع الحساب" جلوه و جمالی از "سریع الرضا"ست. "الرضا"؛ جلال و بیقراری و لاتعیّنیِ"الحساب" است. و "الحساب"؛ قرار و علّت هر معلولی است و :
🔻«الهی! تقدّس رضاک أن تکون له علة منک»🔺
خدایا! رضایِ تو مقدّس از آن است که حتّی خودت علّت آن باشی.
(📚دعای عرفه)
👈 "#الرضا" شخص است. آن است که حقیقتِ نفسِ مطمئنه است. نفسِ مطمئنه که به فرمایش قرآن، خودش "راضیةً مرضیة" است(فجر،۲۸).
🔳 "#الرضا"؛ ائمۀ اطهار(علیهم السلام) هستند که شخصِ واحدِ حقیقی بوده و رضا بودنشان، به جلوۀ علی بن موسی(روحی فداه) متجلّی است.
💠"
«يَا سَرِيعَ الرِّضَا!
اغْفِرْ لِمَنْ لَا يَمْلِكُ إِلَّا الدُّعَاء»💠
مغفور او بودن، قبول و پذیرش 《#سریع_الرضا بودنِ》 اوست. که آن مقامِ حضرت علی بن موسی الرضا(علیه السلام) است.
آنانکه قبول امامت و ولایت حضرتشان را نمودند، در مقام رضا و غفران حضرتشان، بدانند یا ندانند سایر ائمۀ اطهار(ع) را پذیرفتند.
🍃 آقا جانم!
یا علی بن موسی الرضا!
خیز و نقاب بر گشا پردگیان ساز را
نغمهٔ تازه یاد ده مرغ نوا طراز را
حرف نگفتهٔ شما بر لب کودکم رسید
از من بی زبان بگو خلوتیان راز را
#امام_رضا علیه السلام
#قرارهشت
#سریع_الرضا
#سریع_الحساب
🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده
─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─
🆔 @ehsannil ✍️
🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق
🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋
─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─
.
.
یَا سَرِیعَ الرِّضا!
إغْفِرْ لِمَنْ لاَ یَمْلِکُ إلاَّ الدُّعاء
↗️ http://facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh
─┅─═✾🏴✾═─┅─
💎 #سرعت به معنای #شتاب است.
▪️ با معیارات عالم حدود وقتی در مورد #سرعت صحبت میشود؛ موارد زیر در نظر میآید:
محرِّک، متحرِّک، حرکت، مبدأ، مقصد
بنابراین تا کلمۀ "سرعت" بیان میشود؛ ذهنِ آلوده به حدّ، دنبالِ این پارامترها میگردد و بدون آن، سرعت برایش نامفهوم است.
🔅امّا حقیقت همۀ امور، نور و عالم نور است. نورِ حسّی را عرض نمیکنم که آن نیز محدود است. بلکه نورِ حقیقی که #صمد میباشد، منظور است؛ که خودش، نفسِ پُری و بیحدّی است.
💎مثالی برای سرعت در مرتبۀ فعل بخوانیم:
قرآن میفرماید:
『 وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُم』
و بشتابيد به آمرزشى از پروردگارتان.
(سورۀ آل عمران، آیۀ ۱۳۳)
که نفسِ این سرعت، خودِ #مغفرت است و نه جابجا شدن از جائی به جائی. مغفرت؛بازگشتِ مطلقه است. بازگشت مطلقه که بیان میشود، بازگشتِ از جائی به جائی منظور نیست. در نفسِ اطلاق و در صمدیّت، آن بازگشت بایستی تصوّر شود. که مغفرة خودیّت و نفسِ الله تعالی است و خداوند اهلِ مغفرت است که در دعا میخوانیم :
🔸"إِنَّكَ أَهْلُ التَّقْوى وَ «أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ»"🔸
(صحیفۀ سجادیه علیه السلام، دعای ۱۲)
مغفرتی که در ذهن اکثر افراد است، آن نقطۀ تجلّی مغفرت، در مقامِ فعل است که مستغفر را به سمتِ غفّار مییابی.
💎و امّا #سریع را در مرتبۀ صفت و ذات دقت بفرمائید؛
🔹خداوند «سریع الحساب» است (【وَ اللَّهُ سَريعُ الْحِسابِ】 / بقره، ۲۰۲)
دقت بفرمائید که نمیفرماید "سریع المحاسِب" است (محاسِب یعنی حساب کننده). آنکه صد البته که خداوند محاسِب هم هست. ولی مطلب فراتر است!
اگر صرفاً "محاسِب" باشد، زود به حسابها میرسد. سایرین هم حسابرس هستند، امّا او در حسابرسی سریع است.
بلکه مطلب در این اسمِ شریف در دقتی فراتر باید دیده شود.
و آن در واسطه حقیقیِ 《حساب》 است.
"#الحساب" واسطۀ حقیقی برای مُحاسِب و مُحاسَب است و خلوَت و جلوَت را به فراگیری و حقیقت خویش دربر دارد و طرفینِ حساب، جلوهای از جلواتِ اویند.
سرعتِ "سریع الحساب" حقیقی است و به صمدیّت واسطه که "الحساب" است، میباشد.
یعنی کینونتِ محاسِب، مُحاسَب، و حساب؛ همه جلواتِ خودِ #الحساب هستند.
دقت بفرمائید که متعلَّقِ حساب را عرض نمیکنم که گفته شود "شرّ" و "شرور" کجا جلواتِ خداوندند؟!(العیاذ بالله)
بلکه خالصۀ محاسِب و محاسَب، که آن، #الحساب است، منظور است.
▫️ "الحساب" چون کینونت و خالصۀ محاسِب و محاسَب است؛ نفسِ "سریع" است و نفسِ #سرعت در حساب است.
یعنی در حسابهایِ عالم ظلمت، مُحاسِب، کینونتی دارد و مُحاسَب، کینونتی دیگر. و بعد به واسطۀ #حساب، محاسَب را حسابرسی میکنند. نفسِ همین تثلیث، کُندی و عدم سرعت است.
امّا سرعتِ حقیقی حساب آن است که در کینونَت، همه را گرفته باشد. پیش از اینکه مُحاسَب و بلکه مُحاسِب به اشاره بیاید، "الحساب" نَفْسِ آنها میباشد.
ائمۀ اطهار(ع) 《نفسِ واحده》 هستند. یعنی نفْسِ حضرت باریتعالی که سایر نفوس، به نحوِ انشاء، مُنشَأ از حضرتشان است.
(شرح این مطلب در #کانال_معرفة_الحق و بالخصوص در مباحث توحید بیان شده و میتوانید رجوع بفرمائید)
👈 قبول کنندگانِ ولایت ائمۀ اطهار(ع)، فانی در حضرات(ع) هستند. چنین کسانی به همان مرتبۀ فنایشان، در تعیّنِ محاسَب نبوده، بلکه در نفسِ «الحساب» هستند. بنابراین دیوانِ محاسبه برایشان گشوده نمیشود که فرمودند:
🔻«مَن احبّ علیّاً لم یُنشر له دیوان»🔺(📚بحار الانوار،ج۲۷،ص۱۱۵)
که ؛
🔻«اللهُ یرزق من یشاء بغیر حساب»🔺 (نور،۳۸)
پس إن شاء الله دقت شد که دیوان محاسبه گشوده شدن، یک امر ثانوی نیست. که حالا که محبّ و مقرّ به ولایت هستی، «در نتیجه» برایت دیوان محاسبه باز نمیشود.
خیر! به نفسِ محبّ بودنت، به نفسِ مقرّ به ولایت بودنت، مافوقِ محاسبه هستی که فرمود :
🔹 『... وَ مَن يَتَّقِ اللَّهَ يجَْعَل لَّهُ مخَْرَجًا
وَ يَرْزُقْهُ <مِنْ حَيْثُ لَا يحَْتَسِب> ...』🔹
و هر كه از خدا پروا كند، براى او راه خروجى [از گناه و مشكلات] پديد مىآورد.
و او را از جايى كه حساب نمیکند روزى مىدهد ...
(سورۀ طلاق، آیات ۲ و ۳)
(اهل دقت!
در ضمن؛ "#سریع" صفت مشبهه بوده و فاعل و مفعول را گرفته. بروید آنجا که باید رفت ...!)
🔸«سریع الحساب»؛ وصف و بیانِ #حساب_مطلق است.
🔳
🌤
🔰 طبق روایات؛
آقاجانم حضرت بقیة الله روحی لذکره الفداء به کعبه یعنی قبلۀ عالم پشت کرده و و «#قبلة_الله » بودنِ خویش («نَحْنُ قِبْلَةُ اللَّه» / 📚بحار، ج24، ص: 303) را اینگونه نشان میدهند و در این حال، میفرمایند :
هرکس میخواهد آدم و شیث و دیگر انبیاء الهی (علیهم السلام) و تمام ائمۀ اطهار (علیهم السلام) را ببیند؛«فَهَا أَنَا ذَا ...» (📚 بحار،ج53، ص: 9). یعنی من، آن اشخاص هستم.
🌤 ظهور، ظهورِ حقیقت است.
صبح ظهور؛ ظهورِ #صبح_مطلق است.
که باطن، به عین شخصیِ ظاهر، در ظاهر است.
☀️ ظهور حضرت(عج)؛ تمامیّت خدایِ «هُوَ الظاهر» است (سورۀ حدید، آیۀ 3). و نه اینکه صِرفاً ظهورِ تمامیّتِ خداست!
(اهل دقت إن شاء الله به دلْ حضور دارند!)
حضرتشان (عج) که حقیقت و مبدأ وجودند و سراسر وجود مبارکشان "ید الله" است؛ ظهور حضرت «هُوَ الظاهر» که عین ذاتِ اوست، بر دستان وجودِ حضرتشان (عج) است که 🔻«ظُهُورَ الْحَقِّ عَلَى يَدَيْك»🔺.
«إیّاکَ نَعبُد» و انحصار معبود بودنِ حضرتِ حیّ (عزّوجلّ)، و «إیّاکَ نَستَعین» و انحصار مُعین بودن حضرت حیّ (عزّوجلّ)؛ از وجودِ عین الحیاة بودنِ حضرت بقیة الله (روحی فداه) است.
خداوند متعال، منتظر تامّ و تمام اوست :
💎【وَ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ】💎
و منتظر باشيد كه ما نيز منتظريم.
(سورۀ حضرت هود ؏، آیۀ 122)
👈 "«إِنَّـــــا» مُنْتَظِرُونَ" با بیانِ «إِنَّا»؛ اشاره به ذاتِ باریتعالی دارد و نه صرفاً در مرتبۀ فعل باشد.
💠 انتظار خداوند، انتظارِ ذاتی خداوند متعال است. که به ازلیّت حقّ ازلی، و به ابدیّتِ حقّ، ابدیست.
انتظار حقّ؛ برای ظهورِ عینِ حیات و بقیۀ خودش یعنی حضرت بقیة الله روحی له الفداء؛ انتظار خود بر خود حضرت حیّ قیّوم است.
الحمد لله کما هو اهله.
#لطیفه_ایاک_نعبد_و_ایاک_نستعین_در_نماز_حضرت_بقیةالله روحی له الفداء
#ایاک_نعبد_و_ایاک_نستعین
🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده
─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─
🆔 @ehsannil ✍️
🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق
🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋
─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─
.
.
༺♡✾حضرت توحید، یا حبل المتین!
نَعْـبُـدُوا إیــّـاکَ نَعبُدْ نَسْـتَعین✾♡༻
┈••✾•🍃🌼🍃•✾••┈
↗️ http://facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh
┈••✾•🍃🌼🍃•✾••┈
༆
💠 «الصادق عن الله» امام جعفر صادق علیه السلام میفرمایند:
در حال نماز، آنقدر 🔻【إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعينُ】🔺 را تکرار کردم، تا آنرا از قائل آن شنیدم.
("حتی سمعتُ من قائلها" / 📚مفتاح الفلاح – شیخ بهائی، ص 372).
🔳 ولیّ خدا (ع)، نفس حضرتِ باریتعالی، و خدائیتِ خداوندِ بیحدّ و عدّ است.
پس تکرار ولیّ خدا، در حدّ و عَدّ نیست. بلکه کرّاریّتِ بیقراری و رفت و شدِ جلال و جمالِ حضرت حق است. و آن، نفْسِ حرکت و #حیات حضرت «حیّ» میباشد که در زیارتِ حضرت بقیة الله روحی و ارواح العالمین لتراب مَقدمه الفداء، که نقطۀ بقایِ حضرت الباقی هستند، اینگونه به حضرتشان سلام میدهیم :
🔻『 السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا «عَيْنَ الْحَيَاة»』 🔺
(📚جمال الأسبوع - سیّد بن طاووس، ص: 37)
حضرت بقیة الله (روحی فداه) «عَيْنَ الْحَيَاة» هستند. یعنی حیاتِ مطلق و مطلقِ حیات میباشند.
بنابراین حیاتِ ذاتیِ حضرت حیّ قیّوم، حضرت #عین_الحیاة ، بقیۀ خدا، خالصۀ خدا، مولا و مقتدایمان، حضرت حجّة بن الحسن العسکری (روحی و ارواح العالمین لذکرهما الفداء) میباشند.
آیۀ 【إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعينُ】 اشاره به انحصارِ عبادت و استعانت دارد.
عبادت؛ فنایِ عبد در معبود است. و اضمحلال کثرت در وحدت است . و سیر جمال به جلال است.
و استعانت که متجلّی کنندۀ مُعین و مستعان بودنِ حقّ است ؛ اضمحلال مُعین (یاری کننده) و مستعان بودنِ حقّ در مستعین (طلب یاری کننده) است. و اضمحلال وحدت در کثرت است. و سیر جلال به جمال است.
نقطۀ جمعیۀ عبادتِ خفا، و استعانتِ جلا، که در انحصارِ مطلقۀ ولیّ خداست؛ ظهورِ حیاتِ مطلقه حیّ قیّوم است.
🔲 خودِ آیۀ شریفۀ 【إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعينُ】؛
👈 آیتِ کرّاریّت و حیات است. یعنی نشانۀ #حرکت_ملئی و نوری حضرت حق میباشد.
ائمۀ اطهار علیهم السلام که نفسِ حضرت باریتعالی میباشند؛ مقام جمع الجمع هستند.
قابل و فاعل، سامع و قائل، عبد و معبود، مُستَعین و مُستَعان، در صفحۀ وجود «اصل الخیر» -یعنی حضرات آل الله (ع)-، معنا میشود و ؛
💎【كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ في «إِمامٍ مُبينٍ»】
(سورۀ حضرتِ یس -ص - ، آیۀ 12)
بلکه ؛
💎〖إِنْ ذُكِرَ الْخَيْرُ كُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاه〗
(جامعۀ کبیره)
🔰 در تحلیل بیان میگردد :
آن وجود یگانه؛
🔹در مقام وحدت با حضرت حق( #مقام_خلوت - #مقام_جمع_نوری )؛ مذکورند و معبود.
🔸و در مقام کثرت و جلوَت (#مقام_جلوت - #مقام_فرق_نوری )؛ ذاکرند و عبد.
🍃 و امّا ...
هریک از ائمۀ اطهار علیهم السلام در عین یگانگی شخصیِ حقیقی؛ نمازهای مخصوص به خود دارند.
که هریک از این نمازها، جلوهای از جلوات معراجیۀ آل الله علیهم السلام را ظاهر کننده است.
مؤمن به تمسک و اقامۀ هر نمازی از نمازهای آل الله (ع)؛ لبّیک آن حقیقت را گفته، و در آن مرتبه از تجلّی، به میزان معرفتش، فانی در آن رتبه میشود.
🔰 مستحضر آداب نماز مخصوص حضرت بقیة الله روحی فداه هستید:
دو رکعت مشابه نماز صبح، و یا اصلاً نماز #صبح، مشابهِ آن!
هر رکعت به آیۀ 【إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعينُ】 بایستی به تکرار تا عددِ صد، مکرِّر شوی؛ تا کرَّةِ حضرتِ #عین_الحیاة (عج) را بیابی.
اذکار رکوع و سجده هم بایستی به عدد 7 (یعنی ابجدِ "ابد") اقرار کنی؛ تا در ازلیّتِ ازل و ابدیّتِ ابدِ حضرتشان (عج) فانی شوی.
ائمۀ اطهار علیهم السلام حقیقتِ حضرتِ حقّاند و نور واحد. واحدِ حقیقی. که مطلق علی الاطلاق است.
ظهورِ حضرات(؏)، ظهورِ حضرت "الظاهر" عزّوجلّ است.
🌤 حضرات (علیهم السلام)؛
تا قبل از نقطۀ ظهور؛ باطن را به رعایتِ ظاهر، ظاهر میسازند.
ولی در نقطۀ #ظهور ؛ باطن را، به عینِ شخصیِ ظاهر، ظاهر مینمایند.
(دقت میخواهد!)
و آن، به دستانِ الهیِ عین الحیاة، حضرتِ بقیة الله (روحی فداه) است که در زیارت شریفشان میخوانیم:
💎"أنْتَظِرُ ظُهُورَكَ وَ ظُهُورَ الْحَقِّ عَلَى يَدَيْك"💎
منتظر ظهور شما و ظهور حضرت حقّ بر دستان مبارک شما هستم.
(جمال الاسبوع - سیّد بن طاووس، 41)
🌤 صبح حقیقت چون به «ظهور» بدمد، نَفْس رحمانی حضرت عین الحیاة (عج)، نفَسی زند که تارِ دلها، به #قلب_الله بودنِ خودْ لرزانده، و تاری چشمها، به #عین_الله بودنِ خود، بزداید.
︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻
↗️ t.me/ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼
༺•✿👇🏻ادامهی سخن👇🏻✿•༻
🌤
🔹
🍃 قوام لا اشاره و اشاره، صاحبِ اَزمنه و اَمکنه، حضرت قائم مطلق، صاحب الزمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف است.
«امام زمان» بودنِ حضرت (روحی له الفداء)، از حقیقتِ «اَمام» و پیش بودنِ ایشان است که در حقیقتِ حقّ، و کُنه دهر، اَمام و مقدّمند، پس زمان را به محقــِّق بودنِ خویش، میآوردند.
حضرتند 🔻『 امام السرّ و العَلن』 🔺(📚زاد المعاد - مفتاح الجنان، ص: ۴۰۴) و مدار الدهر و الزمان.
✨ این است که آنکه آورندۀ زمان است و قوام زمان به اوست. پس مقهور زمان نیست و بلکه زمان و زمانیات، در اختیار اوست و این است که به اختیار خودشان است که جوان بمانند یا به ظاهر مسنّ جلوه کنند.
🌕 ظهور؛ رشحۀ وجود اوست. و اطلاق را به ظهورش، بتمامه ظاهر ساخته.
پس از اینکه امامِ زمان و آورندۀ آن است، در زمان است و «الْمُقِرِّ لِلزَّمَان».
و چون این حقیقت را بتمامِهِ، ظاهر است؛ از زمان در زمان نیست، بلکه از «امامِ زمان» بودن، در زمان است، و حقیقت و ظهورِ تامّ و تمام حقّ تعالی است. پس؛
🔻『 لَا تُغَيِّرُهُ صُرُوفُ سَوَالِفِ الْأَزْمَانِ 』 🔺
🔹 گذشتگیِ اَزمَنه او را تغییر نمیدهد.
📚الغارات (ط - القديمة)، ج۱، ص: ۱۰۰
🍃 الْحَمْدُ لِلَّهِ مُدْهِرِ الدُّهُورِ وَ قَاضِي الْأُمُورِ وَ مَالِكِ يَوْمِ النُّشُورِ
الَّذِي «كُنَّا بِكَيْنُونِيَّتِهِ» قَبْلَ الْحُلُولِ فِي التَّمْكِينِ وَ قَبْلَ مَوَاقِعِ صِفَاتِ التَّمْكِينِ فِي التَّكْوِينِ
كَائِنِينَ غَيْرَ مُكَوِّنِينَ
نَاسِبِينَ غَيْرَ مُتَنَاسِبِينَ
«أَزَلِيِّينَ لَا مَوْجُودِينَ وَ لَا مَحْدُودِينَ»
مِنْهُ بَدْوُنَا وَ إِلَيْهِ نَعُودُ
«لِأَنَّ الدَّهْرَ فِينَا قُسِمَتْ حُدُودُهُ»
وَ لَنَا أُخِذَتْ عُهُودُهُ
وَ إِلَيْنَا تَرِدُ شُهُودُهُ...
📚 خطبۀ مولی امیرالمومنین علی علیهالسّلام، مشارق الانوار، ص۲۵۸
#زمان_و_صاحب_الزمان روحی له الفداء
🦋🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده
─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─
🆔 @ehsannil ✍️
🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق
🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋
─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─
.
🔹
🔰 حضرت مولی امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) میفرمایند 🔻『إِنَّمَا الْأَئِمَّةُ ؏ «قوَّامُ الله» عَلَى خَلْقِهِ』🔺(📚نهج البلاغة، خطبۀ 152) و زمان نیز خلقی از مخلوقات است. بنابراین قوامِ زمان، ائمۀ اطهار (ع) میباشند.
🕰 حضرت مولی امیرالمؤمنین علی (علیهالسّلام) در نامهای به حضرت امام حسن مجتبی (علیهالسّلام)، خود را 🔻«الْمُقِرِّ لِلزَّمَان»🔺 میخوانند (به معنای قرار دهنده و مُقرَّر کنندۀ زمان).
📚 كشف المحجة لثمرة المهجة، سیّد ابن طاووس، ص ۲۲۰
👈🏻 یعنی قَوامِ تحقّقِ زمان، حضرات آل الله (علیهمالسّلام) هستند و «صاحب الزّمان» بودنِ ایشان از مصاحبتِ در دوئیّت با زمان نیست. بلکه از اینکه خودیّت و اصلِ تحقُّقیِ زمان میباشند، «صاحب الزّمان»اند.
🔷 چنانچه در زیارت امام حسن عسکری (علیهالسّلام) میخوانیم؛
💠 أتَوَسَّلُ إِلَيْكَ يَا رَبِّ بِإِمَـامِـــنَا وَ «مُحَقـّــِقِ زَمَانــِنَا».
🔹به تو توسّل میجویم ای پروردگار، به اماممان و زمان کنندۀ زمانمان.
📚 بحار الأنوار، ط-بيروت، ج۹۹، ص۶۹
🕰 پس بدانیم که حضرات آل الله (علیهمالسّلام) همانطور که در زیارت شریفشان آمده است؛ 🔹«مَدَار الدَّهر»🔹 هستند (📚 إقبال الأعمال، ط-القديمة، ج۲، ص۷۰۵) که بیان شد؛ حضرت حقّ تعالی، "الدهر" میباشد. که به ولیّ مطلقِ خویش (علیهم السلام) که خودیّت او بوده و "مدار" و محور حقیقتِ اوست؛ تمامِ مراتب زمان را ترسیم مینماید.
و اسمی از اسماء او ؛ «مُدَهِّرَ الدُّهور» است. که در صفتِ فاعلی ظاهر میگردد و دهر را دهر میکند. (یا مُدَهِّرَ الدُّهور)
📚 مهج الدّعوات و منهج العبادات، ص ۳۲۹
👈🏻 و این در حالی است که حضرات آل الله (علیهمالسّلام)، اسماء الحسنیٰ حقّ تعالی میباشند که فرمودند؛
💠 نحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَی.
🔹 قسم به الله، مائیم اسماءالحسني.
📚 الكافي، ج۱، ص۱۴۴
🍃 پس ائمۀ اطهار(ع) که محقّق زمانند، از اینکه حقیقتِ «الدهر» و مدار و نفسِ او هستند، به «مُدَهِّرَ الدُّهور» ظاهرند و زمان، به انشاء دائمی حضرات(ع)، حیات دارد.
🍃 اگر ایّام، در اطلاقِ «ایّامْ بودن» (یعنی از عوالمِ عالی تا عوالم دانی)، «ایّام» هستند، به «امام» است.
👈🏻 که در حدیث طارق بن شهاب، حضرت مولی امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) بیان میفرمایند که امام؛
🔻«تَعْدِيدُ الْأَيَّامِ وَ الشُّهُور»🔺 است.
📚 بحار الأنوار، ط-بيروت، ج۲۵، ص۱۷۰
🕰 پس ان شاءالله معلوم شده باشد که دهر، از قوّۀ «#مدار_الدهر» بودنِ ائمۀ اطهار(ع)، در جلوۀ تمام مراتب زمانی، آنطور ممدود است که دم به دم و به صِرف الربط بودنِ به حقیقتِ خویش، جان و حیاتِ و قوام خود را از «صاحب الزمان» دارد.
🌸 لقبِ «صاحب الزمان» و «قائم آل محمّد» (صلّی الله علیه و آله)، در عینِ وحدتِ حقیقتِ ائمۀ اطهار(ع)، مخصوص حضرتِ
عین الحیاة، غایة الغایات، ذاتُ مشیة الله، ربّانی الآیات، کلمة التّامات، کافی المهمّات، مُعطی السُؤُلات، ولیّ الرغبات، مُنَفِّسَ الکُرُبات، جامع الشتّات، صاحب الدعوة النبوّیة، الصَّوْلة الحیدریة، العصمة الفاطمیة ، الحلم الحسنیة، الشجاعة الحسینیة، العبادة السجادیة، المآثِر الباقریة، الآثار الجعفریة، العلوم الکاظمیة، الحجج الرضویة، الجود التقویة، النقاوة النقویة، الهیبة العسکریة (علیهم السلام)، الغیبة الالهیة ، امام السِرّ و العَلَن ،
آقاجانمان حضرت حجّة ابن الحسن العسکری روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء است.
︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻
🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼
༺•✿👇🏻ادامهی سخن👇🏻✿•༻
🌤
🔹
✅ پیشتر میرویم...
🕰 زمان در عالم حدود، ظهورِ نَفْسِ حرکت است. این حرکت، از حبّ و عشق است. «افلاک» که از «فَلک» به معنای «گردَنده» میآید، به عشق حضرات آل الله (علیهمالسّلام) میگردد که در حدیث کساء بیان شده است:
💠 إنّى ما خَلَقْتُ سَماَّءً مَبْنِیَّةً وَ لا اَرْضاً مَدْحِیَّةً وَ لا قَمَراً مُنیراً وَ لا شَمْساً مُضَّیئَةً وَ لا فَلَكاً یَدُورُ وَ لا بَحْراً یَجْرى وَ لا فُلْكاً یَسْرى اِلاّ «لاَجْلِكُمْ وَمَحَبَّتِكُمْ».
🔹 همانا من نیافریدم آسمانِ بنا شده، و نه زمین گسترده، و نه ماه تابان، و نه مهر درخشان، و نه فلک چرخان، و نه دریاى روان، و نه كشتىِ در جریان را مگر براى خاطر شما و محبّت و دوستى شما.
⏳ در عالم #اشاره؛
حرکت، مقدّمه زمان است و حرکتِ افلاک به حبّ حضرات محمّد و آل محمّد (صلّیاللهعلیهوآله) است.
👈🏻 به دیگر بیان؛
«مَن لَهُ الحرکة»، یعنی کسی که برایش حرکت انجام میشود، حضرات آل الله (علیهمالسّلام) هستند.
💕 به تحلیل بیان میشود:
#زمان؛ به واسطۀ حرکت، و حرکت به واسطۀ محبّت در عالم اشارات خلق شده است. و همه، گِرد شمع وجود آل الله (علیهمالسّلام) دَوَران دارند. که «دوُران» بودن «دوُران»، از این گردش و دَوَرانِ حُبّی است.
🔸 امّا زمان چه نسبتی با حضرات آل الله (علیهمالسّلام) دارد؟
👈🏻 حضرات آل الله (علیهمالسّلام)، «صاحب الزّمان» هستند.
🔷 «صاحب» در عالم حدود؛ در دوئیّت معنا میشود و مُصاحِب بودن در «دو» شخص، یا «دو» چیز، لحاظ شده است.
🔹 اگر کسی صاحب وسیلهای است، او شخصی است و وسیله، شیئی جدایِ از او. و او بعد از مصاحب بودن با آن شیء، صاحبِ آن است. و صاحب بودن این شخص، صِرفِ اعتبار است و حقیقی نیست.
👈🏻 برای همین هم؛ بعد از مرگ، اعتباری بودنِ این مصاحبت معلوم میگردد و دیگر صاحب هیچ چیزی نخواهد بود.
☀️ امّا «صاحب» در عالم نور و بیحدّی اینطور نیست، بلکه جان و حقیقتِ مملوکِ خویش است. حضرات آل الله (علیهمالسّلام)، «صاحب الزمان» هستند. صاحب بودنِ حضرات آل الله (علیهمالسّلام) حقیقی است و نه اعتباری.
🕰 پس زمان را از حقیقتی که توضیح داده شد، تا عالم حدود، با این عنوان باید شناخت. وگرنه «صاحب الزّمان» بودنِ آل الله (علیهمالسّلام)، از مافوقِ عالم لاهوت تا أدنی درکۀ عالمِ ناسوت به یک قوّت، ممدود است.
☀️ بنابراین؛ اگر در عالم نور، بالخصوص از «زمان» با واژۀ «دهر» یا «سرمد» یاد میشود، منظور خصوصیّتِ زمان در عوالم عالی است، و إلّا زمان در همۀ عوالم به قوّتِ واحدۀ حضرات آل الله (علیهمالسّلام) ممدود است.
︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻
🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼
༺•✿👇🏻ادامهی سخن👇🏻✿•༻
🌤
🔹
🔲 خلقِ 『السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ』 در #ظرف_حقیقی «أَيَّام» است.
ظرف حقیقی اینطور است که مظروف، جدایِ از ظرف نیست. بلکه ظهورِ ظرف است.
یعنی زمان، به مکان، به اشاره میآید. و از این رو «مدّت زمان» را با حرکتِ افلاک میسنجند.
🕰 قرآن میفرماید:
💎 إنَّ في خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ.
🔹 همانا که در خلقت آسمان و زمین و آمد و شدِ روز و شب، نشانههائی برای حقیقتنگران.
📘 آلعمران، آیهٔ۱۹۰
👈🏻 چون تذکّر و سیر اثباتی و عقلی برای اولوا الالباب مطرح است؛ از خلق سماوات و ارض، به اختلافِ زمانی (آمد و شد زمان) رو میکند و حرکتِ شب و روز را مطرح مینماید.
✅ «یوم» و «زمان» در هر عالَمی به حسبِ همان عالم است. عوالم اگر در تجرّد باشند، زمانِ مذکور در آن در لطافتِ تجرّدی است. برای همین در احادیث مختلف تعابیر مختلفی در مورد زمان آمده است و با عنوانِ «دهر» و «سرمد» نیز از آن یاد شده است.
🍃 ولی به طور کلّی زمان بودنِ زمان، در همهٔ عوالم به همان لطافت، وجود دارد. لطافتی که مربوط به خدائیّتِ خداست.
حضرت حقّ تعالی در مکان حضور دارد که در ادعیه میخوانیم ◣『 يَا مَوْجُوداً فِي كُلِّ مَكَان』◥ ، امّا مستقیماً به هیچ مرتبه مکانی، مسمّا نیست. امّا در مورد ازمنه اینطور نیست.
حضرت رسول اکرم (صلّیاللهعلیهوآله) میفرمایند:
💠 لا تَسُبُّوا «الدَّهْرَ»، فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ «الدَّهْرُ».
🔹 دهر را دشنام مگوئید که دهر، همانا خداوند است.
📚 وسائلالشّيعة، ج۷، ص ۵۰۸
او، دهر است که حقیقتِ زمان است و از دهر بودن، ▪️«خَالِقِ الْأَزْمِنَةِ وَ الْأَعْصَارِ»▪️ است.
بنابراین زمان و مراتب آن، جلوه و اسمی از اسماء مسمّایِ خویش یعنی حضرت دهر عزّ وجلّ است.
🔅لطافتِ زمان، تجلّیِ لطافتِ دهر بودنِ حضرتِ لطیف (عزّوجلّ) است.
چون حضرت حقّ، خودِ دهر میباشد، پس متأثّر از تغییراتِ جلواتِ خود نیست پس ◣『 لَا تُبْلِيكَ الْأَزْمَانُ وَ لَا تُغَيِّرُكَ الدُّهُورُ』◥ (خدایا! زمانها تو را مبدَّل نمیکند و دهر و روزگاران تو را تغییر نمیدهد. / 📚فلاح السائل و نجاح المسائل، ص: ۲۳۹).
🔳 بلکه حضرت دهر (عزّوجلّ) از اطلاقِ حقیقی خویش، ▫️『مُدَهِّرَ الدُّهُور』▫️ و مغیِّرِ مطلق اوست که از اسماء الحسنایِ او 🔻«مُغَيِّر»🔺 است («يَا مُغَيِّر» / 📚مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج۲، ص: ۸۱۰)
︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻
🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼
༺•✿👇🏻ادامهی سخن👇🏻✿•༻
🌤
🔹
لطافت زمان و آسانْ به چنگِ ذهن نیامدنِ آن، باب درک دقائق آنرا جز برای مَحرم خویش باز ننموده . و سایرین را جز به جلوۀ خویش، در سیرِ مکان، رهنمون نساخته.
👈🏻 بنابراین؛ زمان در صورت ظاهر و عالم اشاره اینطور جلوه میکند که از مقدار حرکت افلاک ایجاد میشود. یعنی زمان، به مکان، به اشاره میآید. و از این رو، «مدّت زمان» را با حرکتِ افلاک، میسنجند. چرا که زمان، به خودش، در جلالت است.
پس به عنوان مثال؛ یکبار چرخش زمین به دور خودش یک شبانه روز است و یا یک دور گردش زمین به گِرد خورشید، یک سال محسوب میشود.
🔰 و اگر حرکت در مقولۀ زمان و حرکت در مقولۀ مکان را بخواهیم با هم مقایسه کنیم؛
● حرکت در مقولۀ زمان، جلوۀ حرکتِ لُبّی و ملئی است.
● و حرکتِ در مقولۀ مکان، جلوۀ حرکتِ خلئی است.
(در مورد حرکت، در #کانال_معرفة_الحق توضیحاتی بیان شده است. مثلاً میتوانید به این بیان رجوع نمائید 👈 https://t.me/ehsannil1/162 )
محاسباتِ زمانی بر پایۀ حرکت و تغییر مکان محرّکهایِ فلک الافلاک است که قرآن میفرماید:
💎【 فالِقُ الْإِصْباحِ وَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً
وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْباناً 】💎
🔹 او شكافندۀ صبح است و شب را [وقت] آرامش ساخته،
و خورشيد و ماه را حساب كردن قرار داده است.
📘 انعام، آیهٔ۹۶
🌓 صبح و شب اشارهای از زمان است که صبحِ فاعل و، لَیْلِ قابل و ساکن؛ فاعلیّت و قابلیّت در زمان را نشان میدهد.
و خورشید و ماه و حرکات و محاسبهای بودنش، اشارهای به مکان است که خورشیدِ فاعل و، قمرِ قابل؛ فاعلیّت و قابلیّت در مکان را نشان میدهد.
و این فواعل و قوابل چون در عالم حدود مطرحند، از حدّ خویش تجاوز نمیکنند که فرمود :
💎【لاَ الشَّمْسُ يَنْبَغي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ
وَ لاَ اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ
وَ كُلٌّ في فَلَكٍ يَسْبَحُونَ】💎
نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد، و نه شب پيش گيرنده بر روز است، و هر كدام در مدارى شناورند.
📘یس (ص)، آیۀ 40
♻️در مقایسۀ زمان با مکان:
زمان، در جلالتِ حضرتِ "فالق" (عزّوجلّ)؛ در محاسبه نمیآید و ابزار محاسبه نیست.
ولی مکان، ابزار محاسبه است. پس زمان به مکان است که مجالِ محاسبه میدهد.
⌛️ زمان چون در عالم اشارات منظور گردد ؛ کمیّتی متصّل، امّا در بیقراری است.
«کمیّت» است، چون مشتمل بر آنات است. آنی میرود و «متصلاً» آنی دیگر آغاز میشود. و این، حالِ بیقراری زمان در عالم اشاره است.
🌐 اما مکان؛ کمیّتی است در قرار. و این قرار، باب محاسبه و حسابگری برای اصحابِ حدود را باز میگذارد.
⇦ پس این لطافت زمان است که به زمختیِ مکان بر محاسبه کنندگان ظاهر میشود.
چنانچه اگر عطری از لطافت، بسیار فرّار باشد، عطّارِ حاذِق، آنرا به روغنی در خورِ آن عطر آمیخته میسازند تا بشود بدان ماندگاری داد و ادراکش تداوم یابد.
#زمان؛ از جلالتِ قدر، و لطافتِ وجود، بعد از #مکان به اشاره آمده و تصوّر میشود و آنرا از حرکتِ افلاک تصوّر میکنند.
امّا این از لطافت و جلالتِ آن است. چنانچه حضرت سیّد الکونین نبی اکرم (صلّیاللهعلیهوآله) که اصل و حقیقت نبوّت هستند و پیش از همۀ انبیاء میباشند، بعد از همۀ انبیاء (علیهمالسّلام) مبعوث میگردند که حضرتشان (ص) میفرمایند:
💠 أنَا أَوَّلُ الْأَنْبِيَاءِ خَلْقاً وَ آخِرُهُمْ بَعْثاً
🔹در خلقت، اوّلینِ انبیا هستم و در بعثت، آخرینشان.
📚 الوافي، ج۷، ص ۶۳
🔷 و حضرت مولی امیرالمؤمنین علی (علیهالسّلام) میفرمایند:
💠 أنا المذكور فى سالفِ الزّمان و الخارج في آخر الزّمان.
🔹من ذکر شده در قدمتِ زمان هستم و خارج شده در آخرالزّمان میباشم.
📚 الإيقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة، شیخ حرّ عاملی، ص۳۷۶
قرآن میفرماید :
💎 إنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ في «سِتَّةِ أَيَّـــام».
🔹 همانا پروردگارتان آسمان و زمین را در شش روز خلق کرد.
📚 اعراف، ۵۴
💫 خلقِ مکان در ظرف زمان است. و زمان به بیانی، متقدّم بر مکان است.
🔰 به عبارتی؛
⌛️ زمان، به منزلۀ روح مکان است.
🌐 و مکان، به منزلۀ جسمِ زمان.
که روح، در دسترس و منظر و محاسبه نیست. و جسم، در منظر و محاسبه است.
🔰 به دیگر بیان ؛
⌛️زمان؛ حکم فاعِل است و اَبّ.
🌐 و مکان؛ حکم قابل است و اُمّ.
⌛️زمان؛ که در بیقراریِ جلالی است؛ باطن مکان است.
🌐 و مکان که در قرارِ جمالی است؛ ظاهر زمان است.
که در تحلیل عرض میشود:
⌛️ زمان؛ خلوتِ جلالیِ مکان است.
🌐 و مکان؛ جلوَت جمالیِ زمان میباشد.
︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻
🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼
༺•✿👇🏻ادامهی سخن👇🏻✿•༻
🌤
.
☀️ زمان و صاحب الزّمان (علیهالسّلام)
•┈┈••✾•☀️•✾••┈┈•
↗️ http://facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh
•┈┈••✾•☀️•✾••┈┈•
🍃 بحث زمان از دغدغههای بزرگ محقّقین و مدقّقین علوم معرفتی بوده و این مهمّ تا علوم مادّی و تجربی نیز، اهمیّت خویش را ممدود ساخته. بطوریکه بسیاری از دانشمندان علم فیزیک بخش عمدهای از تحقیقات خود را به این مهمّ اختصاص دادهاند.
امّا منظور نظر و محورِ سخنِ این مقالۀ تلخیص شده، معرفت به ساحت ربّانی حضرت صاحب العصر و الزمان (روحی له الفداء) است. منظوری که علّت العلل خلقت عوالِم هستی است.
إن شاء الله به دل همراهی بفرمائید ...
┈••✾•🍃🌼🍃•✾••┈
🕰 بحمد الله پیش از این، به مناسبت در مباحث مختلف، اشارات و توضیحات مختصری در مورد #زمان و #مکان بیان شده. در مقدمۀ این مقاله، مختصر ذکری خواهد گذشت تا اشاراتی از آن، یادآوری گردد :
🍃 تصوّر مکان در قیاس با زمان، بخاطر ابعاد و جرم اَمکِنه، آسان است. البته همان تصویری هم که از مکان در ذهن شکل میگیرد، مکانیّتِ مکان نیست. بلکه محلّ ظهورِ مکان است. وگرنه لُبّ مکان، مکانتی است که درک آن جز به فنایِ در آن، ممکن نیست. ذهن مشوب به عالم حدود و معیارات آن؛ برای تصوّر مکان، یا ظرف و محیط را تصوّر میکند، یا مظروف و محاط را.
در حقیقت، مکان را به آثار و لوازمش میشناسد و نه به خودش.
زمان که اَلطَف از مکان است (لطیفتر)؛ به مراتب، تصوّرش مشکلتر است.
❁ کُندی تفکّر در مورد زمان، و بلکه صعب و مشکل بودن تصوّر آن، موجب شده که متکلّمین، #زمان را امری موهوم بدانند. یعنی واقعیّتی برای آن قائل نبوده پس وجود آنرا منکرند و آن را اعتباری «موهومی» قلمداد میکنند. و صِرفاً قراردادی بین اهل دنیا دانستهاند تا امورات دنیایِ این افراد (اهل دنیا) به سبب این قرارداد، قرار یاید.
امّا زمان هم مخلوقی از مخلوقات خداست، پس امری موهوم نیست. در ادعیه پانزدهم ماه مبارک رمضان، به ▪️«خَالِقِ الْأَزْمِنَةِ وَ الْأَعْصَارِ»▪️ بودنِ حضرت حقّ، اشاره شده است.
(📚إقبال الأعمال، ط - القديمة، ج۱، ص: ۱۵۱)
❁ لطافت زمان حتّی موجب شده است که بعضی دیگر از افراد، زمان را بُعد چهارم دانستند.
چون "بُعد"، خودِ «دوری» است؛ پس هرچه در بُعد، پیش رویم، از حقیقت که قُربِ مطلق است، فاصله گرفتهایم. که حجم، ابعَد از صفحه است. و صفحه، اَبعَدِ از خط است. بنابراین بُعد چهارم بودنِ زمان، به نظر بعضی از قائلینِ آن، در نهایتِ تغیّر و بُعد است.
این منظر باعث میشود که نظریۀ بُعد چهارم بودنِ زمان، مورد نقد یا لااقل تأمّل افزون قرار گیرد.
خصوصی از دانشمندان، از لطیف بودنِ زمان، او را ابعَد از مکان میدانند. امّا چون دو متقابل در عالم، یک حکم در ظاهر پیدا میکنند؛ این، لطافت و قربِ زمان است که آنرا از ادراکِ اصحابِ حدود دور ساخته، و نه ابعَد بودنِ آن که باعث شود به سمتِ موهومی بودن یا تغیّر و سستی و نهایتِ بُعد پیش رود.
💎【إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعيداً
وَ نَراهُ قَريباً 】💎
همانا آنها آنرا دور و بعید مىبينند.
در حالیکه ما نزديک و قریب مىبينيم.
📘معارج، آیات ۶ و ۷
به هر حال چون زمان در لطافت، قوّت دارد، درکِ حقیقت آن، مستلزم رهایی تعیّنات و عالمِ ابعاد است.
❖ این است که برای تصوّر زمان، طولِ «مُدَّة» و یا آثار طولِ «مُدّة» و یا اشیاء و امری که مربوط به زمان است (که به آنها، "زمانیّات" گفته میشود) را تصوّر کرده یا مطرح میکنند، و مستقیماً سراغِ خودِ زمان نمیروند.
در صورتیکه «مُدَّة» که اسم مَرّه از ریشۀ «مَدّ» است، اصلاً و حقیقتاً «کشیدگی» است. که برای کشیدگی و طولِ زمان بکار میرود. بنابراین تحلیلاً میتوان گفت :
◈ #مدة؛ «زمان بما هو زمان» نیست.
إلّا اینکه باز، چون درکِ خودیّت زمان برای ذهنِ گرفتار به «حدّ» مشکل است، بگوید : "زمان؛ چیزی جز مدّت نیست"!
🔰 با این اوصاف، در تصوّر عمومی ؛
زمان در طولی از حرکت یا کشیدگیِ آن، تصوّر شده و به زبان جاری میگردد.
و مکان، به مختصات و ابعادی از "مَکین" خود (یعنی آن شیئی که در آن مکان است) تصوّر شده و به زبان جاری میشود.
وگرنه لُبِّ زمان و مکان، مافوقِ زمختیِ ابعاد است. پس جز به فنایِ در آن، [و به حقیقتِ آن،] ذوقی از آن حاصل نمیشود.
︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻
🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼
༺•✿👇🏻ادامهی سخن👇🏻✿•༻
🌤
