☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
Ir al canal en Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Mostrar más4 925
Suscriptores
+2324 horas
+887 días
+19030 días
Archivo de publicaciones
ای قطــــرههایِ بآران؛
آیا شما ندارید
زان بینشـان، نشـانه..؟
-ایعالیجنابِصبـــر؛
-العَجَــل..
Repost from Stars_motion.ir
در تلاطـــمِ زمـــان
بر دلِ سیاه خویش
با مرکّب سفید مینویسمت…
السلام علیک؛
یا اباصالح المهدی «عج»
@stars_motion_ir
اگه توام بینِ هیاهــویِ قشنگِ جشن و شیرینی و شربت پخش کردنهایِ حالخوبکنِ نیمهشعبان؛ یه گوشهای خلوت پیدا کردی و رفتی دور از جمعیت نشستی و بُغضِ دل خالی کردی، سرت رو بالا گرفتی رو به آسمون و گفتی:
«ببخش برات کـم بودم، ببخـش دورت بگردم، ببخش که تنها موندی، ببخش که بار بودم و یار نبودم، ببخش سربار بودم و سرباز نبودم، ببخش که منتظر بودی و منتظر نبودم، ببخش که تو این شبهایِ آخــرالزمان؛ تو نور بودی و من بیراهــه رفتم، ببخش که نمیدونم کجایی، ببخش اَمان بودی و اَمین نبودم، ببخش اگه که دیدمت و نشناختمت، ببخش صدام کردی و نشنیدمت، ببخش غصهدارم بودی و غمخوارت نبودم، عزیزِ ندیدهٔ من، ببخش زیبایِ من…»
هیچی!
خواستم بگم یه وقت فکر نکنی تنهایی..
عیدِ نور مبارک
به تویی که «بُغضِ عشق» داری..
به خاکِ کوچهٔ دیدار آب میپاشند،
بخوان ترانه، بزن تار،
یار آمدنیست،
صدای شیههٔ رخشش ز دور میآید،
خبر دهید به یاران،
سوار آمدنیست…
بس است
هرچه پلنگان به ماه خیره شدند،
یگانه فاتحِ این کوهسار،
آمدنیست…
جوابِ یه سوال: مطالبِ انتخاباتی کانال بیشتر از لابهلایِ بحثهای تو پیوی هست؛ اما استفاده از اونها برای چاپ، استوری، بسترهایِ مجــازی و حقیقی مجازه.
جمعبندی چند نکته به زبانِ ساده دربارهٔ انتخابات؛
«انتخاباتِ پرشور، اقتدار ملی و اقتدار ملی، امنیت ملی را بوجود میآورد.» رهبر انقلاب.
رهبری از چندماه قبل دعوت به شرکت در انتخابات میکنن؛ و از خواص میخوان تا با مردم دربارهٔ آثار ایفایِ نقش خودشون حرف بزنن. [نه اینکه باهم دعوا کنن] خواص هم شاملِ شمایِ مجازیکاره و هم شمایِ مسئولی که امروز در این جنگِ احزاب داری صندوقِ رایِ اونیکی رو خالی میکنی. لذا ذاتِ شرکت در انتخابات مهمه؛ چرا؟
۱) ربطِ انتخابات به امنیتِ ملی چیه؟!
میشه گفت هیچ کشوری اندازهٔ ایران در جنگِ رسانهای قرار نداره. چندصد شبکهٔ خارجی و فارسیزبان شبانهروز در حالِ شبههافکنی و تضعیفِ نگاه بدنهٔ جامعه نسبت به این کشور هستن؛ پس نگاهِ مردم مهمه. من بعنوانِ یکی از اعضای معمولی این جامعه حق و تکالیفی دارم؛ آیا میتونم به نوبهٔ خودم در ایجادِ امنیت نقشآفرینی کنم؟! بله. با مُخابرهٔ اینکه از حقِ مشارکت خودم در انتخابات استفاده میکنم و در آمارِ مشارکت سهیم میشم؛ به تویی [احزابِ ضدایرانی؛ غربی و غربگرا] که هم منِ مردم رو تحریم میکنی و هم من رو به تحریمِ انتخابات سوق میدی.
*غرب درموردِ کشورهایی که از نظرش پشتوانهٔ مردمی ندارن [که این از طریقِ تحریم انتخابات هم میتونه مخابره بشه] به خودش حقِ مداخلهٔ نظامی هم میده؟ بله. اینجا ببینید.
۲) رای دادنِ چه فایدهای داره؟!
هرکسی تو هر جایگاهی تاثیرگذاره، نمایندههایِ مجلس مادامی که تو مجلس هستن؛ قانونگذاری میکنن اما این قوانین در نسلهای بعدی هم تاثیرگذاره. چرا رایِ ما فایده داره؟ چون ماییم که بعنوانِ رایدهنده و تشخیصدهندهٔ صلاحیت افراد [ولو یکنفر] در میزان تاثیرِ این قوانین بر آینده نقش ایفا میکنیم. از شعار فراتر باید رفت؛ یکی از نقدهایی که به مجلس بود این بود که چرا گاهی حاشیه رو بر اصل ترجیح دادین؟ و همین پرداختن به حواشی رسانههارو از معطوف شدن به اقداماتِ شما غافل کرد. چه اقداماتی؟ قانون «اقدام راهبردی» که به تعبیرِ رهبری کشور رو از سرگردانی در قضیهٔ هستهای نجات داد؛ مثل قانون «حمایت از خانواده» که این از جمله قوانینیه که قطعا اصلاح و کم و زیاد کردن نیاز داره؛ ولی قانونِ خیلی مهمیه. همونطور وضعیتِ حاضر در زمینهٔ جوانی جمعیت متاثر از اقداماتِ انجام شده و نشدهٔ دولتها و مجلس دهه ۶۰ و ۷۰ عه. مثلِ تصویب «رتبهبندی معلمان» بعد از ۱۱ سال پاسکاری و سرگردانی [در ابتدای اجرا با کم و کاستهایی مواجه شد و نقدهایی به نحوهٔ اجرای اون وجود داره] «افزایشِ ۱۲ برابری حقوق سربازان» و … اینا نمونههایی از تاثیرِ رای من و شماست.
۳) کی میگه رای بده؛ کی میگه رای نده؟!
وقتی فضا برایِ من غبارآلود میشه؛ نمیدونم کدوم کار درسته و کدوم غلط؛ به همون حرفِ معروف شهید همت رجوع میکنم که ببین دشمن داره کدوم طرف رو میزنه؛ خب حالا رجوع کردم. چیشد؟! مَنوتو چندشب قبلِ تعطیلیش برنامه تهیه میکنه و مجری جلوی دوربین میشینه و با التماس و خواهش به مردم میگه «خواهش میکنم پای صندوقهایِ جمهوریاسلامی نرید تا در سطح جهانی زبونش دراز نباشه!» سوال من اینه؛ اگر رای دادنِ من فایدهای نداره پس چرا تو اینهمه بودجهٔ دلاریای که بهت تعلق میگیره رو هزینه میکنی تا من رو از حقِ رای دادنِ خودم محروم کنی!؟ مگر رای دادنِ من بلافایده نیست؟ پس این عَجز و لابه و ساعتها برنامه تهیه کردن برایِ این موضوع به چه دلیله؟! اونها رویِ کمرنگ کردنِ جنبهٔ «جمهوری» در این مملکت حساب باز کردن و میدونن که شرکت در انتخابات؛ ولو انتخابِ یکنفر برایِ اونهایی که هزینههایی که صرفِ بودجهٔ اونها میشه رو در راهِ تحریم؛ التماس حملهٔ نظامی به ایران؛ دوقطبیسازی؛ دعوت به خشونت و انزوایِ ایران میکنن؛ خطرناک خواهد بود.
۴) چرا رایِ سفید گزینهٔ آخره؟!
منطقیش اینه که وقتی شما کسی رو نمیشناسی؛ و از طرفی نمیخوای در زمینِ تحریمکنندگان و ناامنکنندگانِ کشور بازی کنی؛ رای سفید بدی. شرکت در انتخابات یک حق و از طرفی میتونه در دایرهٔ تکالیف شهروندی قرار بگیره؛ تکلیفی که البته مثلِ کشورهای دیگه [مثلاً ترکیه] اجباری نیست و جریمهای نداره؛ اما اگر از جنبهٔ شخصی نگاه کنیم؛ انسان برای تصمیماتش میبایست یا خودش تحقیق کنه و یا اگر توانش رو نداره؛ از دیگرانی که در این زمینه مطلعترند؛ راهنمایی بگیره. پس من اگر توانِ تحقیق دربارهٔ کارنامه و برنامهٔ کاندیداها رو دارم؛ رایِ سفید من میتونه تا حدِ زیادی مسیرِ انتخاب یک فردِ مناسب رو تغییر بده و زمینه رو برایِ حضورِ افرادی که لایق نیستن باز کنه. لذا تحقیق و راهنمایی گرفتن از افرادِ مطلعتر؛ بر رای سفید اولویت داره.
•شرکت در انتخابات از طرفی هم تکلیف؛ و هم حقِ شهروندی محسوب میشه؛ اجازه ندید کسی/ نهادی/ شبکهای/ تریبونداری/ این حق رو از شما بگیره.
- مگه سری قبل رأی دادم چیزی عوض شد؟
+ آره؛ قانون «اقدام راهبــردی» درحالی به تصویب رسید که بعد از خروجِ آمریکا از برجام، بازگردوندن و تشدیدِ تحریمها؛ فعالیتهای هستهایِ ایران تعطیل شده بود؛ دوسال صبرِ دولتِ وقتِ ایران هم تغییری در ماجرا ایجاد نکرد؛ تا اینکه مجلس با تصویبِ این قانون، دولت رو ملزم به بهرهبرداری از اورانیوم در اصفهان؛ آغاز مجدد غنیسازی و تعلیقِ پروتکل الحاقی کرد و به تعبیرِ رهبری کشور رو از سرگردانی در «قضیهٔ هستهای» نجات داد.
به قولِ حاجمهدی؛ هرکسی که امروز میگه رأی نمیدم لزوماً ضدانقلاب نیست، اون دلخوره؛ اما؛
اما این حرفهایِ حاجمهــدی رسولی رو گوش بدید! شرکت در انتخابات؛ صرفاً انتخاب چند نماینده نیست. ابعادِ مختلفِ مهمی از حضور من و شما در این جامعهس؛ که اتفاقاً «عدهای در داخل و خارج» موافقِ همین حضور ما نیستن؛
عه پس برایِ اینه شبکهٔ مَنوتو چندوقت قبل از تعطیلی جلویِ دوربین التمــاس میکنه و میگه خواهش میکنم مشارکت نکنید…؟!
بله برایِ همینه.
Repost from مُجیب
۱۵۲ تا شیعه که غیرت بذارن نفری ۲۰۰ هزار تومان از مالشون ببخشن، این خیر از رو زمین بلند شده. و یا میتونید به شکرانهی اعتباری که از اهلبیت گرفتید، از رفقاتون، اقوام و همکلاسیهاتون هم دعوت کنید که تو این امر شریک بشن و با هم یک سهم رو دست بگیرید. خیر کثیر ببینید و هزاران برابرش به زندگیتون برگرده انشاءالله. نیت کنید و یاعلی بگید...
6037998287300924
خسروآبادی
یه تبلیــغ هست تو تلویزیون برای کلِوِر؛ بازیگره وسطش میگه کارِ من بعنوان یه بازیگر اینه که همهچیز واقعی بنظر برسه.
و این دقیقاً همون چیزیه که ترسناکه :))
یکی از نتایجِ اتفاقات پارسال پرداختنِ بیشتر به وقایع تاریخ- علیالخصوص تاریخِ معاصره- که در دستورِ کار نهادها و افراد قرار گرفته. شاید تا قبل از اون هربار رهبری در سخنرانیهایی که در دیدار با اقشار مختلف داشت؛ به دورهٔ پهلوی میپرداخت مخاطب میگفت «چقدر تکراری!» اما نکتهٔ ماجرا اینه که حرفها مادامی که گیرندهٔ مخاطب به کار بیفته؛ تکرار میشن. مادامی که تمام وقایع تاریخ معاصر برای نسلِ جدید گفته نشه و رسانه به فکرِ یک تبیینِ مفصل نیفته بیانات تکرار میشن؛ تا وقتی که نسلِ امروز اسمِ شاهانِ سلسلهٔ ضدایرانی پهلوی رو بعنوانِ پدیدآورندهٔ دوران طلایی نیاره؛ تکرار میشن. و امسال تا حدِ زیادی این اتفاق افتاده؛ هم دربارهٔ چراییِ شرکت در انتخابات؛ نه بعنوان یک تکلیفِ صرف بلکه بعنوان یک حقِ شهروندی. و هم تبیین زوایایِ از رسانه پنهان ماندهٔ تاریخِ معاصر. امید است این پرداختنها صرفاً به بزنگاههایِ بحرانی اختصاص پیدا نکنه و ادامهدار باشه.
ما هم اینجا دربارهٔ «انتخابات» انشالله از فردا حرف میزنیم؛ اگر نکتهای دارید میتونید تو پیوی بهم بگید.
یه فیلمِ جدید از تجمع سلطنتطلبها و براندازهای خارجنشین دیدم در حمایت از اسرائیل و با پرچمِ اسرائیل؛ بعد اتفاقی این ویدیو رو دیدم.
خواستم بازم بنویسم «اسرائیل، بدونِ روتوش» اما شاید عنوانِ «ضدانقلاب؛ بدونِ روتوش» بهتر باشه!
هیچ چیزِ دیگهای نمیتونم بگم…
یکی از شماها بهم پیام داد و گفت من نه اسلامِ شما رو میشناسم؛ نه رهبرِ شما رو. نه محرم نه شعبانِ شما رو. ازشون هم خوشم نمیاد اما یه تیکه از این برنامههه رو دیدم؛ اسمش چی بود؟ همینکه برای ناشنواها شعر خوندن؟ با شَک گفتم معلیٰ؟ گفت اره. همونی که تهش گفت این شعر مال رهبره؛ من خواهرم ناشنواست؛ با اون شعره گریه کردم…
راستی اون کتابه که راجع به رهبرتون بود چی بود؟ تو همین برنامههه اسمش رو گفتن. گفتم خونِ دلی که لعل شد.
اومدم براش بخرم. میخوام بگم که گاهی هم اینجوریه؛ ما اغلب ترجیح میدیم نیمهٔ خالی رو ببینیم درحالیکه نیمههایِ پُر خیلی زیادن. ما تخـریبگریم؛ نقد میکنیم تا نابود کنیم؛ درحالیکه باید نقــد کرد که به تعادل برسد، بهتر شود و بماند.
امیرالمؤمنیــن جدّ و
علی شـد نامِ نیکویَش،
صدایِ «یاعلی» آید به گوش؛
از تارِ هر مویش…
علی خصلت،
علی هیبــت،
علی خُلقـش،
علی خویَـش؛
عجـب نبْـوَد که بابا بوسـه آرَد؛
بـر دو بازویَش…
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
