☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
Ir al canal en Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Mostrar más5 065
Suscriptores
+924 horas
+217 días
+1130 días
Archivo de publicaciones
از بزرگترین آفتهایِ جبههٔ انقلاب [نه خودِ انقلاب] انشقاق و چند دستگیه. ۵ روز از انتخابات میگذره و ما همچنان شاهدِ حرفهایی از جنسِ «افشاگری» [به قول خودشون] هستیم. این از اون بد میگه؛ اون از این آتو میگیره. این به اسمِ حزبِ اون گیر میده؛ اون یکی که کلاً کارش اینه بگرده ببینه تو زوایای پنهان زندگی شخصیِ این چه چیزی برای رسوایی هست همونو بولد کنه. بعضیهام به هر قیمتی دنبالِ بیرون کردنِ افراد از این جبههان. معمولاً هم تو توییتر انجام میشه؛ بستری که داخلش گروههایِ فعالِ ضدانقلاب میتونن مستقیماً از این چنددستگیها کره بگیرن.
نتیجه؟!
باز شدنِ پروندههایِ متعددِ بیمدرکِ بیفرجام تو ذهنِ مخاطب و در نهایت خدشهدار کردنِ اعتماد عمومی.
بعضی از بزرگواران بهکل فراموش کردن هدف چیه؟! برایِ ایرانِ اسلامی؛ یا علیهِ ایرانِ اسلامی؟! به فرمانِ ولیفقیه یا علیهِ فرمان ولیفقیه؟!
از حرم که میای بیرون؛ دوباره شروع میشه روزمرگیزدگیها و بدوبدوها و عجله کردنها. با عجله زندگی کردنها و در لحظه نبودنها و تعلّقِخاطر داشتنها به فانیترین چیزها. ما که برگشتیم به روزمرّگی و دلتنگی. ولی خوشا بحال خادمینِ حرم.
مردمِ شریفِ ایران؛
به فرمایشِ ولیفقیه، جهـــادتون مَقبول..
-از «دوست» یک اشارَت..
برام هیــچ حسی شبیهِ تو نیست؛
کنارِ تو درگیرِ آرامشـــَم..
همین از تمامِ جهانم کافیه؛
همین که کنارِت [دقیقاً همینجا]
نفــــس میکِشم..
چارِ صُبح،بهافقِ بهشت.چندوقت پیش که تصاویر و بنرهایِ شهدا رو تو خیابون نصب کرده بودن؛ یکی با خنده گفت «دیدی اونورو؟! دوتا جوونِ جَسور با برف زدن تو بنرِ اون شهیده! حال کردم دمشون گرم» رفتم ببینم آدرسی که از بنر داده بود متعلق به کدوم شهید بود؛ دیدم تصویر شهید احمدیروشن؛ دانشمندِ هستهای ترور شدهست که در دانشگاه شریف تحصیل کرده بود.
بهانهای بود تا حمایتِ حامیانِ زن زندگی آزادی رو از نخبگانِ فحاشِ دانشگاه شریف رو مرور کنم؛ که شعارهای نخبگانیشون با انگشتِ وسط و فحاشیِ ناموسی همراه بود؛ اونهاییکه اهانتکنندگان به شهیدِ دانشمند هستهای رو «جسور» میدونن؛ همونهاییان که با پنهان شدن پشتِ اسمِ مریم میرزاخانی؛ چشم رویِ رشدِ سواد زنان از ۲۴٪ به بالای ۹۸٪ در طیِ چهلسال میبندن و جمهوری اسلامی رو پسرفتِ علمی متهم میکنن و با استوری کردنِ عکسهای فُکُل کراواتیِ محمدرضا پهلوی؛ قربون صدقهٔ برندِ لباسش میرن و اصلاً معتقدن همین کراواتِ زیباست نشانِ آدمیت و این آخوندا اومدن با عمامههاشون مانعِ پیشرفتِ ما شدن؛ پس راهِ چاره پَروندنِ عمامهٔ آخوندها و رنگ قرمز پاشیدن رو تندیسِ حافظ و سعدیه؛ چون اخوند بودن، ولی قرآن سر هفتسین نمیذاشتن تا فرهنگِ عرب اخوندی بهمون نفوذ نکنه؛ بهجاش دیوان حافظ میذاشتن که میگفت «قرآن زِ بَر بخوانی در چارده روایت».
پس تو نخبهای مثلِ پروفسورسمیعی هم باشی، کراوات بزنی و شیک و پیک بپوشی؛ تو کنسرتِ اِبی هم بری بالایِ سِن؛ اگه همراهِ این جماعتِ کُندذهنِ ویرانگر نباشی، تورو هوو میکنن؛ و تو نمیتونی مانعِ بروز فقرِ فرهنگیشون بشی، چون این دیکتاتورهای به قدرت نرسیدهٔ همیشه طلبکارِ خودتحقیر؛ فقرِ فرهنگی رو عاملِ روشنفکری میدونن و اگر ذرهای قدرت داشتن؛ تمامِ کتبِ اسلامی و علمیِ نوشتهٔ مسلمانانِ پیشگام در علوم رو آتش میزدن؛ شاید تنها فرقِ این ویرانگران با قومِ مغول؛ در مدلِ بَزک کردنهاشون باشه.
شمــارو نمیدونم؛ ولی من اینطــوریام که وقتی میام حرم امامرضا؛ دنیایِ بیرون و متعلقاتش برام به بیارزشترین مرحلهٔ خودش میرسه. دعواها و دغدغههایِ بیرونِ حرم برام محو میشه، با همون جرعهٔ اول چایِ چایخونه حضرتِ رضا. صدایِ هیاهویِ بیرون برام قطع میشه؛ با صدایِ به هم خوردنِ استکانهای چایخونه حضرت رضا.
رسیدم تا حرم؛
گویی کسی میگفت در گوشم،
«بیا ای خسته از دنیا؛
که من باز است آغوشم..»
رسیدم تا حرم، گفتم سلام آقا! اومدم خستگیهامو رو از رویِ روحی که محصور شده توی این جسم، و جسمی که محصور شده تویِ دنیایِ آدمها بتِکونم؛ ببخشید خستگیهامو میارم. میدونم باز برمیگردم، جز اینجا ندارم مأمَنی..
واکنش براندازهای داخلی و خارجی به نتایج قابل پیشبینی بود. چرا تعجب میکنید؟!
-اگر آمار مشارکت براشون قابلِتوجه نباشه؛ به استنادِ همون آمارِ رسمی، شما و انتخابِ شما رو زیرسوال میبرن و تحقیر میکنن.
-اگر آمار مشارکت براشون قابلِتوجه باشه؛ دقیقاً همون آمارِ رسمیای که تا قبل بهش استناد میکردن رو زیرسوال میبرن تا شما و انتخابِ شما رو به تقلّب و آمارسازی متهم کنن.
همون اتفاقیکه سال ۸۸ افتاد؛ و دریغ از یه مدرکِ مستند جهتِ اثبات ادعاییکه بخاطرش اونهمــه تحریم سنگین علیهِ ما اعمال شد. خودشون هم میدونن صداقتِ آمارِ جمهوریاسلامی غیرقابلِ انکاره.
اینا در راستای «بزرگترین کمپینِ تحریم انتخاباتی چهاردههٔ اخیر» میگفتن حتی برای خریدنِ نون هم از منزل خارج نشید؛ و دستآخر میگفتن نهایتِ مشارکت ۲۰٪ خواهد بود اما حالا خلافِ این برنامهریزیها اتفاق افتاده و این «مردمِ شریف» بازم گل کاشتن؛ لذا اراجیف بافتن و بکار بردنِ کلیدواژههایِ تحریم سراسری و تقلب و آمارسازی و … قابل پیشبینیترین کاریه که میتونن بکنن.
بعضی شهرها رشدِ چنددرصدی یا مشارکتِ بالای ۵۰٪ هم داشتن، اما در مجموع آمار مشارکت در انتخابات مجلس نسبت به قبلِ این کمپینها تغییر محسوسی نکرده و این یعنی پرهزینهترین کمپینها و کمسابقهترین هجمههایِ رسانهای و روانی علیهِ جامعهٔ ایران [مثل تمام کمپینهای پارسال] عملاً دود شد رفت هوا؛ لذا تکلیفِ حامیان توهّماتِ براندازی روشـنه؛ سُمـاق مَکیدن.
دمِ این مردم گرم و خیرِ این مردم مقبول که از همهطرف حرف شنیدن ولی همچنان پایِ کار بودن.
حالا چی مهمه؟!
عملکردِ مسئولین و منتخبین برایِ بهبود وضعیت؛ و ریشهیابیِ دلایلِ تردید در مشارکتِ افرادی که قلباً عناد با نظام جمهوری اسلامی ندارن؛ و تسریع در رفعِ اونها. مردم سرمایههایِ اجتماعیاند.
یکی از دوستایِ سبزواریِ من میگه میخواستم به دلایلی این دوره رأی ندم؛ تا لحظهٔ آخر هم مُردد بودم اما بالاخره تصمیمم رو عــوض کردم و رفتم رأی دادم تا عنابستانی بالا نیاد. نیومد. و اینک نتیجهٔ خوبِ رای دادن!
رایگیری تا ساعت ۱۲ امشب تمدید شد.
در کارِ خیر حاجت هیچ استخــاره نیست؛
*جا نَمونید.
نحوهٔ انتخاب کردن کاندیداها تویِ این دوره [طبقِ چیزی که اطرافم دیدم] خیلی جالب بود. سختگیرانه و غالباً مبتنی بر تحقیق و پرسوجو؛ از بررسیِ عملکردِ افراد تویِ سامانه شفافیت تا بررسی سوابق و اعلام موضعها. قبلاً این حجم از سختگیری محسوس نبود و به اسمِ احزاب اکتفا میشد اما این دفعه انگار جدیتر مسائل بررسی میشن. جامعه آماریِ اطرافم رویِ حقِ مشارکت خودش و اسامیای که از این ۷۵٪ کاندیدایِ تایید صلاحیتشده انتخاب میکنه؛ احساسِ مسئولیت میکنه. من اسمش رو میذارم حرکت در مسیرِ پختگیِ سیاسی و رشد فهمِ سیاسی که از برکاتِ انقلاب اسلامیه. حتی با وجودِ بیاخلاقیهایی که کفِ توییـتر و فضای مجازی به اسم دغدغهمندی صورت گرفت!
و بسماللهالرحمنالرحیم
بعد از ساعتها بیخوابی؛ و به دهها دلیل که عشق به این دو عزیزِ مؤمنِ مقابلِ چشمهام، در صدرِ دلایله. که مولاعلی فرمود:
سرزمیـ🇮🇷ـنها با وطندوستی آباد شدهاند.
+آخیش.
بمونی برامون جمهــوریاسلامی.
زیر نگاهِ مهربانِ صاحبالزمان
عج.و بسماللهالرحمنالرحیم
بعد از ساعتها بیخوابی؛ و به دهها دلیل که عشق به این دو عزیزِ مقابلِ چشمهام، در صدرِ دلایله. که مولاعلی فرمود:
سرزمیـ🇮🇷ـنها با وطندوستی آباد شدهاند.
+آخیش.
مخاطبِ پستم افرادیاند که تا امروز برای قدم گذاشتن در مسیر انتخابات مُرددند.
بابتِ بعضی تصاویر توهینآمیز عذرخواهم. قصدم جلب توجه شما به منتشر کنندگانِ این تصاویر است.
از افرادی که با دروغِ قطع شدنِ پا و تخلیهٔ کلیه و اعتصابِ غذای همراه با اَرده و عسلشان؛ احساساتِ حامیانِ خودشان را هم جریحهدار کردند اما عوضش دلار به جیب زدند؛ آن زنِ فراری از وطن که روزی در راهروهایِ فرعی فلان سالن از مَکرون آویزان میشد تا جنبششان را حمایت کند و روزی جلویِ دوربین میگفت «تیم را تحریم کنید، پرچم را بسوزانید، ایران را تحریم کنید، اصلاً به ایران حمله کنید! مردم دوست دارند.» و یا از آن سلبریتیِ فراری که خواهرش را با یک کلاهِ گشاد ۷۰۰ میلیاردی روانهٔ زندان کرده تا آنسویِ آبها از «زن و زندگی» بگوید. یا از آن تجزیهطلبی که بُریدنِ سر با تکههایِ موزائیک؛ و کندنِ پوستِ نوجوانانی که تازه محاسنشان سبز شده بود را در کارنامهاش دارد؛ تا آن غاصبانی که مفتخرند به قتلِ ۳۰ هزار زن و کودک فلسطینی.
اینها بخشی از تلاش شبانهروزیِ آنهاییست که فریاد میزنند «جمهوریت» در ایران معنا ندارد.
اما حالا همه یکچیز میگویند؛
«رای ندهید!»
اگر برایِ شما سواله که چرا به «انتخابات» در عینِ اطلاقِ حق شهــروندی؛ برچسبِ «تکلیفِ شرعی» هم اطلاق میشه؛ گوش بدید.
•استاد شجاعی| پیشنهادِ خوب.
