☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
Ir al canal en Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Mostrar más4 786
Suscriptores
-324 horas
+507 días
+2330 días
Archivo de publicaciones
کجایی..؟ ای حلقـهٔ پیوند آسـمان و زمین؟
کجایی..؟ ای آنکه دلها به او امید بسته..؟
کجایی…؟ ای حلقهٔ پیوند آسـمان و زمین؟
کجایی؟ ای آنکه دلها به او امید بسته..؟
کجایی…
ای حلقهٔ پیوند آسـمان و زمین؟
کجایی؟
ای آنکه دلها به او امید بسته..؟
چقدر خجالتزدهام که تاحالا سورهٔ یوسف رو اینطور بامعنی و دقت نخونده بودم. خدا رحمتت کنه آقای فرجالله سلحشور که جدا از ساختِ مجموعهٔ خوب؛ واسطهٔ خیر هم شدی.
و گفت: ای پسرانم! [در این سفر] از یک در وارد نشوید، بلکه از درهایِ متعدد وارد شوید، و البته من [با این تدبیر] نمیتوانم هیچ حادثهای را که از سویِ خدا برای شما رقم خورده از شما برطرف کنم، حکم فقط ویژهٔ خداست، [تنها] بر او توکل کردهام، و [همهٔ] توکلکنندگان باید به خدا توکل کنند.
- سورهٔ محترم یوسف- آیه ۶۷.
گفت: برادرتان را همراهِ شما [به مصر] نمیفرستم، تا اینکه پیمانِ محکمی از خدا به من بسپارید که او را حتماً به من بازگردانید، مگر اینکه [به سبب بسته شدن همه راه ها به روی شما] نتوانید. پس هنگامی که پیمانِ استوارشان را به پدر سپردند، گفت: خدا بر آنچه میگوییم، وکیل است.
- سورهٔ محترم یوسف- آیه ۶۶.
«وَكَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ»
و [برای هدایتِ مردم] در آسمانها و زمین؛ چه بسیار نشانههاست که [در غفلت و بیخبری] بر آنها میگذرند، درحالیکه از آنها روی میگردانند.
- سورهٔ محترم یوسف- آیه ۱۰۵.
امیر سیاری: «قبل از انقلاب هزاران مستشاران امریکایی در ایران حضور داشتن؛ که بجز حقوقی که در ایران میگرفتن؛ یه حقوقی هم دریافت میکردن بنامِ حقِ توحش! با این عنوان که ایرانیها یک ملتِ وحشی هستن و ما اومدیم بینِ یک ملتِ وحشی داریم خدمت میگذرونیم… یک ملت با این تمدن! شما همچین چیزی رو میپذیرید؟!»
اینم به مجموعهٔ دلایلی که بابتش از انقلاب اسلامی ممنون بودم؛ اضافه شد. ممنون که اومدی تا با هزارانسال تمدنِ نوشته و نانوشتهٔ ایرانی؛ یه کشوری که تمام عمرِ کوتاهش رو در جنگها و کودتاها و کشتارها و نسلکشیها طی کرده، توی همین کشور واژهٔ ایرانی رو در کنارِ واژهٔ سگ قرار نده و روی دربِ رستورانها ننویسه «ورود ایرانی و سگ ممنوع!» و بابت حضورِ دخالتآمیزش در ایرانِ متمدن باشکوه، حقِ توحش دریافت نکنه!
مادر!
میدانی که ما
چند فاطمیه در انتظار،
و او
چند فاطمیه
در اضطــرار است..؟
- ای مُنتهایِ آرزوی این دلِ تنگ…
در چهرهٔ همهٔ ستمدیدگان- که بعدها در تاریخ اسلام بسیار شدند- هالهای از فاطمه پیدا بود. غصبشدگان، پایمال شدگان و همهٔ قربانیانِ زور و فریب، نامِ فاطمه را شعارِ خویش داشتند. یادِ فاطمه با عشقها و عاطفهها و ایمانهایِ شگفت زنان و مردانی که در طول تاریخِ اسلام برای آزادی و عدالت میجنگیدند؛ در توالیِ قرون، پرورش مییافت. این است که همهجا در تاریخِ ملتهای مسلمان و تودههایِ محروم در امّت اسلامی؛ فاطمه منبعِ الهام آزادی و حقخواهی و عدالتطلبی و مبارزه با ستم، قساوت و تبعیض بوده است.
از شخصیتِ فاطمه سخن گفتن بسیار دشوار است. فاطمه یک «زن» بود، آنچنان که اسلام میخواهد که زن باشد. تصویرِ سیمای او را پیامبر خود رسم کرده بود و او را در کورههایِ سختی و فقر و مبارزه و اموزشهایِ عمیق و شگفت انسانی خویش، پرورده و ناب ساخته بود.
وی در همهٔ ابعاد گوناگونِ «زن بودن» نمونه شده بود.
-مظهــرِ یک دخـتر در برابر پدرش؛
-مظهرِ یک همسر در برابرِ شویَش؛
-مظهر یک مادر در برابرِ فرزندانش؛
-مظهرِ یک «زن مبارز و مسئول» در برابر زمانش و سرنوشتِ جامعهاش.
وی خود یک امام است؛ یعنی یک نمونهٔ مثالی، یک تیپِ ایدهآل برای زن، یک اسوه، یک شاهد برای هر زنی که میخواهد «شدن خویش» را خود انتخاب کند.
نمیدانم چه بگویم؟
بسیار گفتم و بسیار ناگفته ماند. در میانِ همهٔ جلوههایِ خیرهکنندهٔ روحِ بزرگ فاطمه، آنچه بیش از همه برایِ من شگفتانگیز است، این است که فاطمه همسفر و همگام و همپروازِ روح عظیمِ علیست.
خواستم از «بوسوئه» تقلید کنم؛ خطیبِ نامورِ فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لوئی از مریم سخن میگفت. گفت: هزاروهفتصد سال است که همهٔ سخنورانِ عالم دربارهٔ مریم دادِ سخن دادهاند؛ اما مجموعهٔ گفتهها و اندیشهها و کوششها و هنرمندیهایِ همه در طولِ این قرنهای بسیار، به اندازهٔ این یک کلمه نتوانستهاند عظمتهایِ مریم را بازگویند که «مریم مادرِ عیسی است.» و من خواستم با چنین شیوهای از فاطمه بگویم:
خواستم بگویم فاطمه دخترِ خدیجهٔ بزرگ است، دیدم فاطمه نیست. خواستم بگویم فاطمه دخترِ محمد(ص) است، دیدم فاطمه نیست. خواستم بگویم فاطمه همسرِ علی است، دیدم فاطمه نیست. خواستم بگویم فاطمه مادرِ حسنین است، دیدم فاطمه نیست. خواستم بگویم فاطمه مادرِ زینب است. باز دیدم فاطمه نیست!
نه؛ اینها همه هست و
اینهمه فاطمه نیست؛
فاطمه، فاطمـه(ص) است…
- دکتر علی شریعتی
- «فاطمه، فاطمه است»
Repost from 🇮🇷|نازِمُطلق| 🇵🇸
خدایا به عظمت حوض کوثر
بارون رحمتت رو از ما دریغ نکن قربونت...
این فرد در اغتشاش ۸۸، ۹۸ و ۱۴۰۱ فعال بود. حالا بعد جنگ میگه «من همهٔ زندگیم رو فدای ایران، و اقا میکنم» و از اون شبِ عاشورای تاریخی حسینیه روایت میکنه.
شبی که برای من تا اینجای زندگیم؛ یکی از بهترین شبهای عمرم بود. شوقش تا مدتها باهام بود. وسطِ هیئت بودم که یهو بلند گفتم «آقا اومد!» و بغل دستیهام مدام الحمدلله الحمدلله میگفتن از دیدن مَردی که با لطفِ خدا و نگاه اهلبیت؛ افتخارِ این سرزمینه. برای من نوره. که اگر رهبری او نبود نه مقبرهٔ کوروشی زیر لگدِ داعشیها باقی میموند که آریاییها باهاش پز بدن، نه موشکی بود که دشمن رو وادار به درخواست آتشبس کنه و معلوم نبود در پسِ باجخواهیها چندبار خلیجفارس تغییر نام میداد و چند بحرین عروس میشد. مردی که گرچه در بسیاری از زمینهها توصیههای به حقی که سالها قبل از به وقوع پیوستن گفته بود؛ روی زمین موند، اما یکتنه پرچمدارِ افتخارِ ایران و این امّته. زیر نگاه خاصِ خداوند و اهلبیت. او خود ایرانه. چشمِ فتنه و فتنهگر کور باد!
من برای ابراز ارادتم به این مرد -که قلبی، منطقی، عقلی، تاریخی و کاملاً هم مستدله- از هیچچیز ابایی ندارم.
پیشنهاد میکنم این مطلب رو حتما بخونید.
البته مزخرفگویی و توهماتِ شیخِ ۳۰۰هزارتایی فتنه چیز عجیبی نیست؛ کسی که آراءش در انتخابات ۸۸ از آراء باطله هم کمتر بود و با اینحال همنوا با باقی فتنهگرها مدعیِ تقلبی بدونِ مدرک شد و کشور رو تا پرتگاه برد و جنبشِ ابترش از حمایت غربیها ازجمله تحریمهای سنگین علیه ایران هم برخوردار شد؛ نهتنها نمیتونه حرفی از «مردم» بزنه، بلکه از زوال عقلِ سیاسی هم رنج میبره. ورشکستههای تاریخ مصرف گذشتهای که نمیتونستن شکست در یک رقابتِ سیاسی داخلی رو بپذیرن و تبعاتش رو به مردم و منافعِ ملی تحمیل کردن؛ و حالا از رهبری که پایِ رای مردم کشورش ایستاد و در جنگ میدان رو شخصاً و مستقیماً فرماندهی کرد، شاکیان. همیشه همینه. پاسخگویِ عملکردِ خسارتبارتون نیستید و دیگران رو متهم میکنید. آیتالله خامنهای تکتکِ شمارو بعد از ادعای احمقانهتون دعوت کرد، از شما مدرک خواست، به حرفهاتون گوش داد، اما شما دیکتاتورها توقع داشتید که رای مردم رو انتخاباتی با مشارکت بیش از ۸۵٪ رو بخاطر ادعایی که بابتش یک خط مدرک نداشتید رو ابطال کنه و در نهایت کشور رو به ناآرامی خیابانی کشیدید. حرف از مردم میزنید؟ اگر مدیریت و سعهٔصدرِ آیتالله خامنهای نبود، امروز شما هم نبودید که برای صندلی بعدیِ قدرت دندان تیز کنید. شما حالا حالاها به رأفتِ اسلامی بدهکارید.
Repost from ☫•نجواگرافی•☫
این راه را، حسین با سر رفته،
تو چگونه میخواهی با غرور
و بیاعتنایی و با خور و خواب
و ولنگاری به انجام برسانی؟!🌱
| -استادصفائیحائری |
@najvagraphy | نجوا
🔞اگر روحیهٔ حساسی دارید، اصلاً نبینید!
تجربهٔ دردناکِ مردم بیپناه سودان هم در دستهٔ اون تحلیلهایی جا گرفت که بعد از اومدن جولانی در سوریه، برای ایران آرزو میشد. میگفتن «تبریک به سوریهٔ آزاد، به امید آزادیِ ایران!»
اگر روزی ایران با همین سناریویِ نخنمای زن و براندازی و … به این «آزادی» رسید، شما هیچکدوم از تحلیلگرهایی که امروز از خلعسلاح و موشک به درد نمیخوره و اسرائیل حق داشته به ایران حمله کنه میگن و از هیچچیزی در راستای تضعیفِ جمهوریاسلامی دریغ نمیکنن رو پیدا نمیکنید تا ازشون بپرسید کو آزادی؟ کو دروازههای جهان؟ کو فردای عبور از جمهوری اسلامی؟ شما که موشک و صنایعِ دفاعی رو غیرضروری میدونستید، چیزی دارید که از تکهتکه شدنِ «ایران» جلوگیری کنه؟ شما که براتون عروس کردنِ بحرین و داماد کردنِ آرارات تفاوتی نداشت، یا نمیفهمیدید غنیسازی فقط یک بهانهست، یا شما که بجای تمرکز بر حل مشکلات باتکیه بر توانداخلی؛ همهچیز رو در آغوش اجنبی جستجو میکردید، کجایید؟ مثل آلاء صلاح در انگلیس؟ مسیح علینژاد در امریکا؟ یا رضا پهلوی بغلِ نتانیاهو؟!
روشنفکرنماهایی که بجز دهانِ همیشه باز، چیزی برای ارائه ندارن.
تنها تصویر قابلپخش از جنایات اینروزهای سودان. لحظات آخر زندگی یک مادر و فرزند قبل از کشتهشدن به دست گروه واکنشسریع -مزدوران امارات و اسرائیل.
سال ۲۰۱۹ تصویرِ یه زن سفیدپوش در جریان ناآرامیهای سودان منتشر شد که به نماد انقلاب(!) سودان و صدایِ زنان آزادیخواه بدل شد. «آلا صلاح» که امروز نه در سودان، بلکه در حمایتِ غربیهاست! نتیجهٔ این ناآرامیها چیزی جز جنگ و تجزیهٔ سودان، کشتار و جنایاتی که چیزی از نسلکشی کم نداره، نبود. تجاوزات جنسی، شکنجه، کشتار بیش از ۲ هزار نفر در فقط چندروزِ اخیر، قتلعام ۵۰۰ نفر در یک بیمارستان و انتشار تصاویر این جنایات! گرچه از همون سال پروژهٔ جنگِ داخلیِ تحت امر اسرائیل و همپیمانهاش کلید خورده بود اما تو این روزها، انتشار تصاویرِ جنایات جدید این مزدورها منو یادِ اعتراف ژنرال کلارکِ امریکایی انداخت:
«قرار بود بعد از ۱۱ سپتامبر ما ۷ کشور را در ۵ سال نابود کنیم. با عراق شروع میشد و بعد سوریه، لبنان، لیبی، سومالی، سودان و در نهایت با ایران به پایان میرسید…»پروژهای که قرار بود عیناً بعد از ۱۴۰۱ در ایران اجرا بشه، و در واقع هدف اصلی بود. به اسامیِ کشورها دقت کنید.
-
بفرمایید. حماقتِ این گروه کاملا عامدانهست. وگرنه اگر برای دیوار ماجرا رو توضیح میدادی؛ دیوار به زبون میومد و میگفت: «اره واقعاً! در دنیای وارونهٔ فعلی که امریکا به بهانهٔ مبارزه با مواد مخدر به ونزوئلا حمله میکنه، به افغانستان و عراق و لیبی و … هم به بهانهٔ حقوق بشر حمله میکنه و ویرانیهای جبرانناپذیر به ارمغان میاره، دور تا دورِ ما پایگاهِ نظامی میسازه، خودش از سلاحهای کشتار جمعی جدیدی رونمایی میکنه، اسرائیل به غزه و لبنان و سوریهٔ تحتِ حاکمیت مُهرهٔ خودش حمله میکنه، به قطر هم حمله میکنه، ترکیه و عربستان رو هم صراحتاً تهدید میکنه و مدام داره از گسترشِ مرزهای غاصبانهٔ خودش حرف میزنه؛ اعضای ناوگانِ بشردوستانهٔ صُمود رو میدزده، شکنجه میکنه و به هرکسی که از انسانیت دفاع کنه؛ لقبِ تروریست میچسبونه؛ باید روی فاکتورهای اقتدار تاکید کرد! باید از این فاکتورهای بومی دفاع و حمایت کرد! اره راست میگی. موشکهای ساختهٔ دست فرزندانِ این کشور شاهکار کردن؛ اینکه برای ساخت و استفاده از اونها -مثل قطر- نیازمند اجازهٔ کسی نیستیم، عالیه پسر! اصلاً کدوم احمقی سرِ فاکتورهای دفاعی خودش قمار میکنه؟» ولی این گروه نه اینکه نتونن بفهمن، بلکه یک تلاش مذبوحانهٔ عمدی در راستای نفهمیدن دارن اعمال میکنن. جای اینها بنشانید درختی، ابرِ بارانزایی چیزی! که لااقل بجای این لاطائلات، بتونیم از هوایِ پاییز لذت ببریم.
اطرافیان روحانی نسبت به هرکسی که به مواضع و عملکردِ فوقِ فاجعهش نقدی وارد کنه طوری هجمهٔ سنگین وارد میکنن که خودتم باورت میشه به یه ساحتِ مقدس توهین کردی. حسن روحانی اینروزها بدون اینکه از اتاق و دفترش خارج بشه، رو به روی یه دوربین نشسته و هر چند روز به نحوی علیهِ انسجام و منافعِملی نطق میکنه. یکروز دربارهٔ برجام توجیه میاره و دیگران رو بابت غلطهای فاحش خودش در سیاستخارجهای که اعمال کرد مقصر میدونه، یکروز مجلس رو با یک ادبیات بد زیرسوال میبره. البته عادیه، هنوز اهانتهاش علیه منتقدین رو فراموش نکردیم.
بعد از سالها افتضاحی که در پسِ عملکردش ایجاد شد و عواقبش کماکان باقیه؛ الانم بجای اینکه برای کارنامهٔ افتضاح خودش پاسخگو باشه، مشغول تیکهپراکنی و بیانیهخوانیه. جالبه که هرکسی هم به این فرد نقدی وارد کنه، با هجمهٔ رسانهایِ شدیدی از سمت اطرافیانش مواجه میشه! اما خودشون در بهمزدنِ آرامش جامعه و دوقطبیسازی و تهدید، و البته با شعارِ آزادی بیان، آزادن. «زنده باد مخالفِ من» هم برای دوران رایآوریه.
حالا که نسبت به یکدهه تعطیلی اقتصاد و مسکن و صنعت و … و معطلیِ کشور پاسخگو نیستی و چون کارنامهٔ قابل دفاعی نداری، اطرافیانت هرگونه نقدی رو با «حمله» پاسخ میدن، تازه طلبکار هم هستن، لااقل از چهاردیواری دفترت و از انحصار اعضای هیئت دولتت بیرون بیا، بیانیههات رو بینِ مردم بخون و با استقبالِ همین مردمی که از دههٔ ۹۰ زندگیشون رو به سرابِ غربی گره زدی و در بزنگاهها مدام ازشون هزینه میکنی؛ مواجه شو.
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
