☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
Ir al canal en Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Mostrar más4 979
Suscriptores
-124 horas
+837 días
+27130 días
Archivo de publicaciones
عجب روزِ پربرکتی :))
•صبح خبرِ نفلگیِ صهیونیستهایِ آدمکُش؛
•فیلمِ فرار گلهٔ غاصبها!
•ضَجه زدنِ گلهٔ کفتــارها!
•طلایِ کُشتی آزاد با یونس امامی،
•طلایِ کشتی آزاد با پهلوان حسن یزدانی :))
-تقی رحمانی؛ همسر نرگس محمدی میگه «خانوادهٔ مادری نرگس اکثراً سابقهٔ سیاسی دارن.»
-حالا چه سابقهای؟
اکثرا از مجاهدین -سازمان منافقین- بودن که اعدام شدن.
-منافقین کیان؟
قاتل ۱۷ هزار ایرانی در دههٔ ۶۰ که در دورانِ دفاع مقدس با صَدّام برای نابودیِ ایران دستِ همکاری داد!
-بعد از بردنِ جایزهٔ سیاسیِ نوبل، صفحه BBC به نقل از این تقی رحمانی نوشته «نوبلِ نرگس محمدی به ادامهٔ زنزندگیآزادی کمک میکند!»
-چه کمکی؟
صادق زیباکلام نمیفهمه، ولی قطعاً انسانِ اهلِ تفکر بعد از یکسال از ارتباطِ منافقین با شورش زنزندگیآزادی؛ ربطِ اهداء جایزهٔ سیاسیِ نوبل به کسی که خانوادهای تماماً منافق داشته و خودش هم بصورت کاملا مُحرز با همکاریِ همسرش- یکی از لیدرهایِ آشوب- فعالیتهای اینچنینی داشته رو میفهمه.
نمیشه به اقای زیباکلام در ابتدایِ خط نوشته «انصافاً هرقدر فکر میکنم…» خُرده گرفت. چون اساساً برای منصفانه فکر کردن باید هم انصاف داشت؛ هم تواناییِ فکر کردنِ منصفانه. لذا حَرَجی به ایشون که از این دو نعمت محرومه نیست.
ولی میشه توییت زیباکلام، رو در کنارِ توییت وزیر اطلاعاتِ اسرائیل، و مریم رجوی مبنی بر تبریک به نرگس محمدی گذاشت و با نگاه به سابقهٔ جایزهٔ صلحِ نوبل- که حتی عنوانش هم پارادوکس داره- و تعلق گرفتنِ این جایزه به افرادی مثل هنری کیسینجر-بانیِ جنایات شرقِ آسیا و شیلی، انگسانسوچی-حامی جنایات علیه مسلمانان در میانمار و … به سبقهٔ سیاسیکارانهش پی برد. واضحاً نوبِل برای صلح نیست، برایِ تلاش هرچه بیشتر در راستایِ حفظ منافعِ محو عبری-غربیه.
تواناییِ فکر کردن اینجا برای مخاطبِ توانمند در تفکیکِ مسائل، به درد میخوره، نه زیباکلام. صادق زیباکلام نهایتاً بتونه دلیلِ مخرج مشترکش رو با این دونفر، بیان کنه.
گلِ مهتاب،
منو تو آسمونت راه دادی!
به من جایِ ستاره؛
ماه دادی…
•لذتِ سربههوا بودن تویِ کویر زیبایِ ورزنه.
•شش دقیقه، فیلم دوربینِ مداربسته و حرفهایِ پدر و مادر ارمیتا گراوند و دوستانش.
•دختری که موقعِ سوار شدن به مترو دچارِ اُفتِ فشار شد. همهچیز تو فیلم واضحه؛ از لحظهٔ قدم گذاشتن در واگن و چندثانیه بعد؛ کمک دوستاش. و حرفهایِ پدر و مادرش.
•موضوع چیه؟
بعد از اعترافِ پزشکان اینترنشنال مبنی بر سکوت در قبالِ «نُرمال بودنِ سیتیاسکنِ مهساامینی» و دایورت کردنِ سالگرد اغتشاشات توسطِ مردم؛ سناریویِ جدید لازمه.
•لذا با وجودِ فیلم دوربین و حرفهایِ پدر و مادرِ و دوستانِ این دختر؛ از برانداز و رسانهچیهایِ اصلاحات، تا رَجوی و بُرهانی میگن «از واقعیت پرده بردارید!»
بخاطر حجاب با باتوم به سرش زدید رفته تو کُما. چی؟ اونجا مامور نبوده؟! اهان پس هُلش دادید حتماً. هرچی غیرِ این دوحالت دروغه.
•خب.سوالِ ما هم اینه؛
شما که دوربینتون سِلاحِتونه، تو مترو هم که فراوان. چرا فیلم نگرفتید؟ چرا اون خانمهایی که از داخلِ مترو کمکش کردن هم بیحجاب بودن؟! اونها موردِ حمله واقع نشدن؟! چرا حرفهایِ دروغ امجد امینی سَند بود؛ ولی پدر و مادرِ آرمیتا گراوندی دروغ؟!
•جورِ دیگه بپرسم؛
چرا لاشخورید؟! چرا منتظرِ مرگِ آدمهایید؟!
این موضوع «بانویِ اول» هم در این روزها جالب توجه بود؛ خیلی دربارهش جوک و کنایه خوندم ولی اصلِ ماجرا رو دنبال نکرده بودم. «عنوانِ غلطی که در جایِ غلط استفاده شد ولی حاشیهساز شد.»
ما چیزی بنامِ بانوی اول و دوم و بالتبع ملکه و امثالهم نداریم! اساساً چنین چیزی در ساختارِ سیاسی جمهوری اسلامی ایران موضوعیت نداره.
حتی اگر خانمِ دکتر علمالهدیٰ برایِ زُدودنِ این عنوان از خودش و غلط پنداشتنش اون رو بیان کرده باشه [ایشون گفت من شنیدم به من میگن بانویِ اول! درحالیکه من همچین چیزی نیستم و بانویِ اول همسر رهبری هستند، در واقع این حرف در مقامِ نفی بود، نه اثبات.] درحالیکه زندگیِ رهبری حتی در کلام اپوزیسیون از قدیمالایام هم زبانزد هست؛ بطوریکه اذعان میکنن «یک لکّهٔ خاکستری در زندگی آیتالله خامنهای پیدا نمیکنید!» ایشون فرزندانشون رو هم از مشاغلِ دولتی منع کردن، شما بعضاً به ندرت حتی اسم و تصویری از همسرِ ایشون جایی پیدا میکنید، نه برایِ اینکه ایشون زنستیز هستن [که خلافِ این موضوع هم در بیانات ایشون، و هم در محبّت ایشون به زندگیِ مشترکشون هویداست] بلکه به این دلیل که ژِن، نسبت و نَسبپروری عاملِ برتری نیست!
لذا این حرف اگر در راستایِ دفاع از رهبری گفته شده باشه هم، دفاعی بَده؛ چیزی که هیچجوره به رهبری و اساساً آرمان و ساختارِ سیاسی ایران نمیخوره.
خب. چه کنیم؟ انتقادِ صحیح با ذکرِ دلیل. اینکه خانمِ علمالهدیٰ حتی اگر در راستایِ نقد به نسبت دادنِ این عنوان به خودش چنین چیزی گفته، باز هم صحیح بنظر نمیرسه. ایشون اساساً باید بدونه طرحِ این مباحث ضرورت نداره.
نیاز به اهانت و حاشیهسازی نیست.
اما چندگروه نمیتونن به این حرف خُرده بگیرن؛ و خُردهگیریِ اونها؛ بهانهگیریه. نه دلسوزی!
اول اونهایی که پیروِ مکتبِ «دامادِ لرستان» و «به برادرِ رئیسجمهور دست بزنید، اعلان جنگ میکنن» هستن. دوم اونهایی که علاوه بر دوز بالایِ غربزدگی و تحقیرِ فرهنگِ ایرانی در ازایِ نشئگیِ فرهنگ غربی؛ همچنان دستبوسیِ فرح- همسرِ شاه- رو میکنن و ازش طلبِ معجزه برای شفایِ نابینا میکنن.
باشد که این گروهها، از نقدِ انشاالله صحیح و دلسوزانهٔ باقیِ دوستانِ واقعاً دلسوز، سوءاستفاده نکنن.
دوستِ اهل افغانستانِ ما میگفت «من از غربتِ شیعهم، و کاش میتونستم به همه بگم اینو که اگه رهبرِ شما نباشه؛ این خاک چهلتیکه میشه، هزاران چشم بهتون دوخته شده تا این عزّت به ذلّت بَدل بشه، کاش که قدر بدونید..»
من زِ خود هیچ ندارم؛
که بر آن فَخر کنم
هرچــه دارم،
همه از آلِمحمّد(
ص) دارم..[به قولِ آقایِ نازمطلق] روز عیدی چندتا فراخوانِ یاری میذارم؛ هرکدوم خواستید کمک کنید، خِیر برسونید روزِ عیدی، الهی که خدایِ محمـد(ص) خیرتون بده.
•فراخـوان اول
•فراخـوان دوم
•فراخوان سوم
Repost from ☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
امام صادق (
ع) فرمود:
آزارى که قائم(عج) به هنگامِ قیام خود، از جاهلانِ آخرالزمـان میبیند، به مراتب سختتر است از آنهمه آزار که پیامبر(ص) از مردمِ جاهلیت دید.
راوى میگوید: این چگونه میشود؟ امام فرمود:
پیامبر به میانِ مردم آمد در حالى که آنها سنگ و صخره و چوب و تـخـتههاىِ تراشیده [بُتهایِ چوبى] را میپرستیدند، ولى قائمِ ما که قیام کند، مردمان همه از کتابِ خـدا برایِ او دلیل میآورند، و آیـههایِ قـرآن را تاءویل و توجیه میکنند!
•الغیبة للنعماني، صفحه ۲۹۷.من آدم دور و برم زیاد دیدم، با عقایدِ مختلف، و با اختلافاتِ سلیقهایِ فراوان. ولی تا امروز و همین لحظه، تهوعآورتر از انسانِ خودتحقیرِ مدعی ولی در عینِحال بیسوادِ ناله ندیدم. چرا بیسواد؟ چون انسانِ بیسوادِ مدعی [در خوشبینانهترین حالت] یک کتاب میخونه و مادامالعمر فکر میکنه میتونه با همون مانور بده و در مباحث لگدی نثارِ مملکتِ خویش بکنه. اگه عمرش کَفاف بده دوتا پایِ دیگه قرض میگیره تا چهارپا لگد بزنه. درحالیکه هزاران کتاب و مقاله در نقدِ همون یک رفرنسِ این فرد وجود داره ولی این فرد از اونها بیخبره؛ لذا باد به غبغب میندازه که اینها برای شستوشویِ مغزِ شماست. خب من اون مغز رو دارم که بشورَنش؛ شما همونم که نداری!
میگه که؛
-تو خاکِ ما، سِتــارههایی دَفنن،
که دلشون
میخواست مُعمّــا باشن..
•ستارههایِ ما خریدنی نیست!
الان که پرسپولیس، الدحیلِ قطر رو بُرده نظری دربارهٔ الگوی توسعه ندارید؟! یا این تِزها و تویِ سر زدنها فقط برای وقتیه که نمیبَریم؟!
اگه چنین گمانهزنیهایی که ابتدائاً از سمت خبرنگارهایِ عربی مطرح شده؛ برایِ لغو بازی از طرف الاتحاد بخاطرِ سردیسِ حاجقاسمِ عزیز- که چندساله در ورزشگاهه و به گفتهٔ خبرگزاریها فضای ورزشگاه به تاییدِ ناظر AFC رسیده- درست باشه و سپاهان زیرِبار چنین درخواستی نرفته باشه؛ که باید بدونِ هیچ اگر و امایی؛ به سپاهان آفرین گفت.
گرچه دلیلِ احمقانهایه و به جوسازی سیاسی شبیهتره. وگرنه وقتی تویِ بازیها پرچمِ اوکراین کفِ پهن میکردن و با بازوبندِ LGBT به زمین میومدن و با محروم کردنِ تیمهایِ روسی تماماً ورزش رو سیاسی میکردن؛ چرا صدایِ کسی درنیومد؟! بله ورزش سیاسی نیست، البته گویا تا وقتی که یک گروهِ خاص صلاح بدونن!
لذا اگر چنین موضوعی بوده باشه؛ که در وهلهٔ اول فدایِ یک نگاه قهرمانِ ما. در ثانی اون مُغرضینِ بنیاسرائیلیای که در نشستِ خبری با عربستان، بهانهتراشی میکردن تا نشست رو به حاشیه ببرن؛ حق ندارن طبقِ معمول بر طبلِ خُردهگیری و حقارت بزنن که سردیسِ سردار رو بردارید تا سیاست در بازی ورزشی دخیل نباشه.
-حواسِـمون به قیــمتها باشه!
-درُست نگاه کنیم به امامصادق(
ع)،
-درُست دوستشون داشته باشیم،
-موقعی قدرشون رو میدونیم که…
•استاد شجاعی| پیشنهادِ عالی..♥️استاد غلامی زمانیکه بینِ صحبتها میخوان از حضرت پیامبر(
ص) یاد کنن، به رسمِ ادب صداشون رو پایین میارن و موقعِ نقلِ احادیث و فرمایشاتِ پیامبر(ص) اینطور شروع میکنن «پیامبرِ نازنین و نورانیمون میفرمایند که…» واقعاً حالم خوب میشه. و واقعاً نوعِ قشنگی از ادب و اِرادَت رو یاد میگیرم. استادِ خوب نعمته.