es
Feedback
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

Ir al canal en Telegram

«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0

Mostrar más
4 920
Suscriptores
+2324 horas
+887 días
+19030 días
Archivo de publicaciones
شهیدمطهری از امیرالمومنین بعنوان یک انسانِ «مکتبی»ِ دارایِ جاذبه و دافعه یاد می‌کنه؛ شیرینی و جاذبه برایِ اهلِ یقین؛ تلخی و د
شهیدمطهری از امیرالمومنین بعنوان یک انسانِ «مکتبی»ِ دارایِ جاذبه و دافعه یاد می‌کنه؛ شیرینی و جاذبه برایِ اهلِ یقین؛ تلخی و دافعه برایِ اغیار. هردو در راهِ خدا. می‌گه: -علی‌ع در داشتنِ محبانِ سرازپانشناخته که در راهِ محبّتِ او سَر دادند و بر سرِ دار رفتند؛ بی‌نظیر است. -علی مردی دشمن‌ساز هم بود؛ و این یکی دیگر از افتخاراتِ اوست. هر مسلکیِ هدف‌دار و مبارز و مخصوصا انقلابی که در پیِ عملی کردنِ هدف‌هایِ مقدس است؛ مصداق قولِ خداست: «در راهِ خدا می‌کوشند و از سرزنشِ سرزنشگری بیم نمی‌کنند» [بعنوان مثال] پیغمبر علی را به فرماندهیِ لشکری به یمن فرستاد. علی در نزدیکی مکه یک‌نفر را به جایِ خود گذاشت و خودش به سمتِ رسول‌الله شتافت. آن شخص حُلّه‌هایی را که علی آورده بود در بین لشکریان تقسیم کرد تا با لباس‌های نو واردِ مکه شوند. علی که برگشت دستور داد آنها را از تن بکَنند، سپس آنهارا در جایگاهی قرار داد که تحویلِ پیغمبر داده شود تا ایشان دراین‌باره تصمیم بگیرند.لشکریان از این عمل ناراحت شدند و از خشونتِ علی دراین‌باره نزدِ پیامبر شکایت کردند. پیامبر فرمود: لاتشکوا علیّاً فواللهِ انّهُ لَأَخشنُ فی‌ذات‌الله… بخونیم.

استاد فاطمی‌نیا می‌گن ما که اهل دزدی و ربا و شراب نیستیم، پس مشکل کارمون از کجاست؟! «مشکل اکثرِ ما از ناحیهٔ زبان است» وقتی در خانه، سر یک موضوعِ ساده ، دل فرزند و همسرت را میشکنی و باهاش تندی می‌کنی، متوجه هستی که خودت رو از برکاتِ الهی محروم می‌کنی؟! دوستانِ به‌ظاهردلسوزِ مذهبی؛ همین مشکلِ زبان رو توی قضاوت‌ها و تهمت‌هاتون هم لحاظ کنید. مخاطبِ حرف؛ مدعیانِ یک جمع‌اند! وگرنه از آدم بی‌‌ادعا انتظاری نیست؛ شما مدعیِ دفاع از اهل‌بیت هستی؟ پس چجوری در هر موضوعی «بدترین ادبیات» رو برای ادعات انتخاب می‌کنی؟ شما مدعیِ آگاه‌تر بودنی؟ پس چرا در سوادِ رسانه می‌لنگی؟ چرا هنوز براساسِ یک ویدیویِ «تقطیع‌‌شده» نظر خودت رو با بی‌رحمانه‌ترین ادبیات بیان می‌کنی؟ چرا وقتی شخصی بنام فائزه هاشمی گفت «پیامبر پول‌های حضرتِ خدیجه رو حروم کرده» صدات درنیومد؟ چرا تا حرف از نفوذِ ظلم‌ِ یهود می‌شه؛ رگِ گردن‌ت ورم می‌کنه و واژهٔ «یهودستیزی» رو بولد می‌کنی؟ چرا وقتی هشتگ می‌زدن و از ابن‌ملجم تشکر می‌کردن؛ معتقد بودی که این واکنشی به خفقانِ دینیِ جامعه‌ست؟ چرا تلاش نمی‌کنی ابتدا ویدیویِ کامل رو ببینی بعد زبان بچرخونی؟ چرا تا شخصی مثل پناهیان که همیشه از جنگِ احزاب و ادعاهایِ فراجناحی حرف می‌زنه و اون‌ها رو به بادِ انتقاد می‌گیره؛ می‌شه سیبْلِ اهانت‌هایِ تو؟ دفاع از «شخص» نیست؛ چون اشخاص معصوم از خطا نیستن؛ بلکه بحثِ سواری‌گرفتنِ معدود افرادِ موج‌سوار از اذهانِ اکثریتِ مدعیِ ساده‌ست. فرصت بذار؛ ویدیوی کاملِ حرف‌های اقای پناهیان رو از تلوبیون ببین؛ که از زبانِ دشمنانِ پیغمبر و امیرالمومنین‌ه؛ و اتفاقا دربارهٔ اینه که وقتی «حسادت» آمپر بچسبونه، «تقوا»یِ تو به تَقّی، وا می‌ره.

نمی‌دونم وقتی یک پدر جلویِ شما اشک‌هاشو با پشتِ دست پاک می‌کنه درحالی‌که یه گوشه نشسته و عکسِ پارهٔ تنش رو به دست گرفته؛ چه حالی می‌شید. ولی من آتیش می‌گیرم. شرمنده می‌شم؛ خیلی شرمنده؛ شرمندهٔ اون پدری که جَوونش می‌تونست مثلِ خیلی از ماها از قُماشِ «تزدهندگانِ زیرِپتو» باشه و با دوتا استوریِ کنایه‌آمیز خیالِ وجدانِ خودش رو راحت کنه، ولی کفِ مِیدونِ واقعی با جماعتِ تروریست جنگید و امنیتِ ماها رو این‌شکلی تضمین کرد. با جون‌ش. تا یه عبدالفُلانی پشتِ میکروفون از «گفتگو» با «تروریست‌ها»یی دَم بزنه که زبانی جز «خـون‌ ریختن» نمی‌فهمن. این‌روزها مُدام دارم به این فکر می‌کنم که چقدر شرمنده‌ام، شرمنده‌ام که اسم‌تون هشتگ نمی‌شه. شرمندهٔ شما..

•ثبّت‌قلبي علی‌دینِک… •مسافرِ پروازِ رمضان؛ بیست و ششمین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بی‌خطر..🌿 -دعایِ روز بیست و ششم ماهِ مبارک.
+1
•ثبّت‌قلبي علی‌دینِک… •مسافرِ پروازِ رمضان؛ بیست و ششمین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بی‌خطر..🌿 -دعایِ روز بیست و ششم ماهِ مبارک. +استوری

استاد غلامی در مباحثِ تکبّــر می‌گفت گاهی میزانِ تکبّر و خودخفن‌پنداری‌هامون ارتباطِ مستقیمی داره با صدای تَق تَقِ کفــش‌های پشت‌سرمون؛ باید از این ترسید. یعنی هرچی پامنبری‌ها و مخاطب‌ها بیشتر؛ اون تکبّره هم احتمالش بیشتره. [نقل به مضمونه] اگه در مقیاسِ کانال‌داری بخوای درنظر بگیری؛ هرچی بیشتر منتظرِ ویو و اون عددِ بالا باشی؛ احتمال افتادنت تو چالهٔ تکبّر بیشتره. اینجوری «به‌به نگاه کن در کسری از ثانیه انقدر نفر منو دیدن؛ منو به اشتراک گذاشتن؛ تحویل‌م گرفتن؛ واردِ کانالِ من شدن..» با همین فرمون پیش بری؛ از «از دست دادن» بیشتر می‌ترسی؛ تا انفالو می‌شی و اون عدده کم می‌شه؛ دل‌سرد می‌شی، عصبی می‌شی، چون جنسِ دل‌بستگی‌ت رو این‌شکلی تعیین کردی؛ به خودت میای می‌بینی محوِ تماشاگر‌ها شدی و یادت رفته برای چه‌کاری اومدی.. همین رو در مقیاس‌های دیگه تصور کن؛ پیج و منبر و محیطِ کار و کارآفرینی و … هرچی «خودم» رو جدی نگیرم؛ برا خودم بهتره؛ «هدف» مهمه.

بگذریم…

سال‌ها گذشت و نفهمیدم چرا کانال‌دار‌ها [چیزی شبیه حُجره‌دار‌ها] برای اثباتِ مستقیم و غیرمستقیمِ بهترین بودنِ خودشــون؛ دیگری رو تخریب می‌کنن.

یه‌چیزی خطاب به خودم بگم تعداد اعضای کانـالِ متعلق به #شهید سیـدمهـدی جلادتـی: │• قبل از شهادت: │ ┘ حدود 300 نفر │• بعد از شهادت: │ ┘ حدود 5000 نفر ✓ نتیجه؟ برای ديده‌نشدن کار کنید خدا برای دیده‌شدنِ شما کـار می‌کند...! همین :)

اون‌روزی که عکس پرچمِ ایران رو تویِ سوریه دیدم که خَم شده؛ شب تا صبح‌ش نخوابیدم. تو دلم غوغا بود. واقعیِ واقعی بندِ جونَمه. ا
اون‌روزی که عکس پرچمِ ایران رو تویِ سوریه دیدم که خَم شده؛ شب تا صبح‌ش نخوابیدم. تو دلم غوغا بود. واقعیِ واقعی بندِ جونَمه. امروز تو مِیدون انقلاب یه پرچمِ بزرگ ایران درسته کرده بودن؛ با گروهای سبز و سفید و قرمز. برگشتنی از گل‌هایِ پرچم بهمون دادن. سوار اسنپ که شدیم؛ راننده گفت راهپیمایی خوب بود؟ گفتیم خداروشکر خیلی شلوغ بود. گل از گل‌ش شکُفت؛ گفت خداروشکر خدا قبول کنه. تا مقصد داشت برامون چراییِ روزِ قدس رو تبیین می‌کرد؛ گفت به‌خدا امنیت نعمته؛ ماها چون تویِ امنیت‌ هستیم نمی‌دونیم، به‌خدا اون‌روز می‌رسه که با دستِ خودمون ریشهٔ این اسرائیل خشک می‌شه. دستشو برد بالا مُشت کرد؛ گفت «مطمئنم؛ من اعتماد دارم..» مامانم سهمِ گل‌هاشو داد به راننده؛ گفت اینم قسمتِ شما شد. اینم سهمِ قدم‌هایِ ما بود؛ از سبزیِ پرچمی که قرمــزی‌‌ش از خونِ مهمون‌هایِ عزیزِ سفرکردهٔ امروز بود… «سنمحو إسرائيل بعونِ‌الله‌تعالی.» -من اعتماد دارم.

-ما در برابرِ فلسطین مسئولیم. «واللهِ و باللهِ ما در برابر این قضیه مسؤولیم. واللهِ قضیه‌‏ای که دلِ پیغمبر را امروز خون کرده است، این قضیه است. داستانی که دل حسین‌بن‌علی‌(ع) را خون کرده، این قضیه است. اگر کسی نگوید، گناه کرده است.من اگر نگویم واللهِ مرتکب گناه شده‌ام، هر خطیب و واعـظی اگر نگوید؛ مرتکبِ گناه شده است.» •از شهیدمطهری بشنوید. -مسئولیت در برابرِ قضیهٔ فلسطین؛ صرفاً مربوط به دولت‌هایِ اسلامی نیست؛ تک‌تکِ «انسان‌ها» در برابر این قضیه مسئول‌اند؛ مُخابرهٔ حمایتِ من به رسانه‌هایِ صهیونیسم؛ یعنی؛ «من نقشِ بازویِ ‌داخلی شَقی‌ترین موجودات رو ایفا نخواهم کرد؛ رویِ من حساب نکنید.» این وظیفه رو دست‌کم نگیرید.

•ای فریادرسِ آنکه فریادرسی ندارد… •مسافرِ پروازِ رمضان؛ بیست و پنجمین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بی‌خطر..🌿 -دعایِ روز بیست و پنج
+1
•ای فریادرسِ آنکه فریادرسی ندارد… •مسافرِ پروازِ رمضان؛ بیست و پنجمین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بی‌خطر..🌿 -دعایِ روز بیست و پنجم ماهِ مبارک. +استوری

ساعت ۶ صبحــه و می‌خوام بخوابم. قبل‌ش یه سَری به کانال‌هایِ خبریِ موثق می‌زنم؛ نوشته «دلاورمردانِ سپاه و نیروی انتظامی درحالِ مقابله با تروریست‌های جیش‌الظلم هستند..» کامنتِ یکی از این پست‌هارو می‌خونم؛ یکی نوشته «ای بابا! اینام که ول نمی‌کنن.» یه مواجههٔ خیلی عادی با هجومِ تروریست‌هایِ تحت‌الحمایهٔ اسرائیل؛ و یه مواجههٔ عادی‌تر با نقشِ مدافعانهٔ مدافعینِ امنیت. ما عادت کردیم به خوندنِ این جمله که «امنیت اتفاقی نیست» ولی تهِ واکنش‌هامون انگار خیلی هم اتفاقیه؛ الکیه. ای‌بابا اینم شهید شد؟ باز شهید آوردن؟ چرا شهداتون تموم نمی‌شن؟ این سبزپوش‌هاتون هم که می‌ترسن، نمی‌زنن؛ معلوم نیست کجان! چقدر پول می‌گیری اینارو بگی؟ اونا چقدر پول می‌گیرن؟ ای‌بابا و ای‌بابا… ما عادت کردیم به بازی‌هایِ کامپیـوتری که وقتی جون‌ت تموم می‌شه؛ از رویِ دار و درخت بپری و دوتا سکّه ببری و جونِ تازه بخری؛ هروقت بازی‌ت تموم شد خاموشش کنی و بخوابی. بی‌معرفتیم. ببخشید.

•تو آغاز و پایانِ هرکاری؛ من هیــچم… •مسافرِ پروازِ رمضان؛ بیست و چهارمین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بی‌خطر..🌿 -دعایِ روز بیست و
+1
•تو آغاز و پایانِ هرکاری؛ من هیــچم… •مسافرِ پروازِ رمضان؛ بیست و چهارمین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بی‌خطر..🌿 -دعایِ روز بیست و چهارمِ ماهِ مبارک. +استوری

یه کانالی رو دارم که ممبرهایِ زیادی هم داره و تحلیل می‌ذاره. اما هر اتفاقی که میفته و می‌خواد بیفته این کانال این‌جوریه که: 🔴فوری فوری:اولین اخبارِ حمله فلان به ایران. 🔴فوری فوری:‌ پاسخ ایران به حملهٔ فلان. 🔴فوری فوری: آخرین اخبار مربوط به تحولاتِ منطقه را این‌جا بخوانید. بعد که می‌زنی رو اینا، می‌بینی که همش تبلیغه و می‌ره داخل یه کانال دیگه. خب عزیزان! که چه؟ آیا این پولِ تبلیغاتِ این‌شکلی که به مخاطب القایِ ترس می‌کنه و در واقع برایِ ممبره؛ حلالاً طیّبا؟! فرق‌ش با دلالی که دلار رو با تنش‌هایِ منطقه‌ بالا و پایین می‌کنه چیه؟ از این بمباران خبریِ فیک و صرفا بر اساسِ حدس؛ چی بهتون می‌رسه؟ چرا به روانِ مخاطــب رحم نمی‌کنید؟

بسم الله الرحمن الرحیم خانواده نیازمندی چند روز پیش چپ می‌کنن که مادر خانواده مهره کمرشون و استخون صورتشون می‌شکنه و یکی از چشم‌هاشون هم چون صدمه دیده بسته نمی‌شه. انقدر شرایطشون وخیم هست که برای رفتن از سیستان به شیراز (برای درمان) با اتوبوس رفتن نه ماشین سواری که راحت باشن. هم هزینه درمان مطرحه که هیچی ندارن هم مخارج ۵ تا بچه و دراوردن ماشین از پارکینگ پلیس. حداقل ۴۰ میلیون نیاز هست، هرچقدر که در توانمون هست کمک کنیم. اجرتون با امام سجاد علیه‌السلام. 6037991934818539 6037997522006882 میر

چرا غالباً دهه هشتادی‌ها [و کلاً نسلِ جدید] رو نسلِ یاغی و هنجارشکن معرفی می‌کنن؟ می‌پذیرم که یه سری مفاهیمِ فراگیر توی نسلِ جدید هست که بدونِ توجه به معنا؛ [بعضی‌ها] دنبال اینن که هویّتِ خودشون رو لابه‌لایِ اون‌ها پیدا کنن. چون این مفاهیم از سمتِ الگوهای مدرنِ ویترینی بهشون القا شده. مثل به رسمیت شناختنِ تمام گرایشاتِ جنسی! ولی من با دهه‌هشتادی‌های متعددی در ارتباطم؛ حقیقتی که بهش پیدا کردم اینه که نباید به این ویترینِ یاغی‌گری و هنجارشکنی‌ای که توی رسانهٔ مجازی ازشون معرفی می‌شه؛ اکتفا کرد و همه رو با اون سنجید. دههٔ هشتادی‌هایی که من دیدم پر از سوالن و بعضی از ما تواناییِ اقناعِ اون‌ها رو نداریم. نه هنجارشکن؛ بلکه غالباً دنبال چراییِ یک هنجارن. اگر دهه ‌هشتادی اطراف‌تون دارید و دغدغه هم دارید؛ زبانِ ارتباط‌گیری با سوالاتِ این نسل رو توی خودتون تقویت کنید. بعد می‌بینید به نوبهٔ خودتون چه نسلِ درخشــانِ عمیــقی رو تحویلِ جامعه می‌دید.

چرا غالباً دهه هشتادی‌ها رو یک نسلِ یاغی و هنجارشکن معرفی می‌کنن؟ می‌پذیرم که یه سری مفاهیمِ فراگیر توی نسلِ جدید هست که بدونِ توجه به معنا؛ [بعضی‌ها] دنبال اینن که هویّتِ خودشون رو لابه‌لایِ اون‌ها پیدا کنن. چون این مفاهیم از سمتِ الگوهای مدرنِ ویترینی بهشون القا شده. مثل احترام و به رسمت شناختنِ تمام گرایشاتِ جنسی! ولی من با دهه‌هشتادی‌های متعددی در ارتباطم؛ حقیقتی که بهش پیدا کردم اینه که نباید به این ویترینِ یاغی‌گری و هنجارشکنی‌ای که توی رسانهٔ مجازی ازشون معرفی می‌شه؛ اکتفا کرد. دههٔ هشتادی‌هایی که من دیدم پر از سوالن و بعضی از ما تواناییِ اقناعِ اون‌ها رو نداریم. نه هنجارشکن؛ بلکه غالباً دنبال چراییِ یک هنجارن. اگر دهه ‌هشتادی اطراف‌تون دارید و دغدغه هم دارید؛ زبانِ ارتباط‌گیری برای پاسخ به سوالاتِ این نسل رو توی خودتون تقویت کنید. او‌ن‌وقت می‌بینید به نوبهٔ خودتون چه نسلِ درخشانِ عمیقی رو تحویلِ جامعه می‌دید.