es
Feedback
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

Ir al canal en Telegram

«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0

Mostrar más
4 848
Suscriptores
+1724 horas
+667 días
+9530 días
Archivo de publicaciones
اقای عراقچی گفته «اظهاراتِ متضادی که از مقامات‌امریکایی شنیده می‌شه، اصلا کمک‌کننده به روند مذاکرات نخواهد بود! اصل غنی‌سازی
+1
اقای عراقچی گفته «اظهاراتِ متضادی که از مقامات‌امریکایی شنیده می‌شه، اصلا کمک‌کننده به روند مذاکرات نخواهد بود! اصل غنی‌سازی به هیچ‌وجه قابل‌مذاکره نیست.» همین‌طوره. شاید براتون جالب باشه که این اظهاراتِ متناقض چه‌چیزایی بوده؛ مواضعی که در روزنامه‌هایِ زنجیره‌ایِ داخلیِ در رویایِ غرب نخواهید دید. توییتِ ویتکاف نمایندهٔ امریکا در مذاکرات غیرمستقیم عمان: «توافق با ایران فقط در صورتی نهایی خواهد شد که بر اساسِ شرایطی باشد که ترامپ تعیین می‌کند. هر توافق نهایی باید چارچوبی برای صلح، ثبات و رفاه در خاورمیانه تعیین کند. به این معنا که ایران باید برنامهٔ غنی‌سازی هسته‌ای و تسلیحات هسته‌ایِ خود را به‌طور کامل متوقف و نابود کند!» همچنین مصاحبهٔ ویتکاف با فاکس‌نیوز رو هم ببینید؛ راستی‌آزمایی توانِ تسلیحاتی و موشک‌ها! درحالی‌که ایران به صراحت هرنوع اجازهٔ اظهارنظری دربارهٔ توان موشکی رو رد کرده. این اظهاراتِ سینوسی و متناقض فقط از طرفی برمیاد که «دبّه‌کردن؛ فرمولِ مذاکراتیِ» اونه. روزنامه‌ها و توییتری‌ها؛ بجایِ رویابافی و خوش‌خیالی که چیزی بجز «موضعِ ضعف» در پی نداره؛ این مواضعِ طرفِ قلدرِ امریکایی رو هم مرور می‌کنن؟

رهبر انقلاب- ۱۴۰۴/۱/۲۶: گفتگویِ عمان یکی از کارهایِ چندین‌گانهٔ وزارت‌ خارجه‌ست/ مسائلِ کشور را به این گفتگوها گره نزنید/ اشتباهِ دورانِ برجام تکرار نشود/ در دورهٔ برجام ما همه‌چیزمان را منوط کردیم به مذاکرات، یعنی کشور را شرطی کردیم/ در قدم‌هایِ اول خوب حرکت شده؛ بعد از این‌ هم باید کاملاً با‌ دقت دنبال بشود/ خطوطِ‌قرمز مشخص است/ به این گفتگوها نه به صورتِ افراطی خوشبین باشیم، و نه به صورتِ افراطی بدبین/ البته ما به طرفِ مقابل خیلی بدبین هستیم، طرفِ مقابل را قبول نداریم، می‌شناسیم طرف مقابل را، اما به توانایی‌هایِ خودمان خوش‌بین هستیم. ـــــــــــــــــــــــــــ پ.ن: مسئولانِ وقت در دورانِ برجام نه‌تنها آب‌خوردنِ ملت رو به این توافق گره زده بودند و با اعتمادِ ‌افراطی به طرفِ مذاکره و بی‌توجهی به نگرانی‌هایِ «دلسوزانِ واقعی»، موجبات آسیب به منافع‌ملی و خساراتِ متعدد رو به کشور فراهم کردند؛ بلکه از «خطوط‌قرمزِ تعیین شده توسط رهبری» هم عدول شد؛ کمااینکه رهبری در ۹۷/۵/۲۲ گفتند: «…در برجام تازه بنده سخت‌گیری می‌کردم که البته همهٔ خطوط‌قرمزی که ما تعیین کرده بودیم رعایت نشد…» اشتباه دورانِ برجام تکرار نشود.

- آقایانِ دولتی شمارو به هرکی می‌پرستید از مسائلِ پیچیده به این راحتی برایِ افکار‌عمومی ساده‌سازی و رویابافی نکنید! جامعه رو به موضوعِ پیچیده‌ای که یک‌طرفش، ‌طرفِ بدقول و قُلدری‌ست که به هیچ قاعده‌ای پایبند نیست؛ شرطی نکنید. حلِ مسائلِ‌‌اقتصادی رو صفر‌تا‌صد به مذاکرات نبندید، مشکلاتِ داخلی رو گروگانِ مسائلِ سیاستِ‌خارجه نکنید. قبل از شما بودند اون‌هایی که «آب‌‌خوردنِ مردم» رو هم به توافق بسته بودند! طرفِ بدعهدِ امریکایی در یک فضایِ بی‌خبر از همه‌جا به چینشِ قواعدِ بازی فکر نمی‌کنه؛ بلکه تمامِ اظهاراتِ شما رو زیرنظر می‌گیره و این اظهارِ ذوق‌زدگی و رویابافیِ و رویافروشیِ شما از مذاکراتِ ۳ ساعته -که چیزِ جدیدی هم نیست!- به طرف این سیگنال رو می‌ده که تاجایی‌که می‌تونی از اهرمِ‌فشار استفاده کن، اونا حالا‌حالا‌ها بهت نیاز دارن! کمااینکه اظهاراتِ ضد و نقیضِ طرف امریکایی و تهدید و تطمیعِ یکی در میان هم گویای این مسئله‌ست. این‌ ذوق‌زدگی و «برد-برد»ِ پیشاپیش و دروغ‌هایِ شاخ‌دارِ سرمایه‌گذاریِ هزار میلیاردی و القای یک موجِ روانی به بازار و … در دههٔ ۹۰ و در دورانِ برجام امتحانِ خودش رو پس داده. آقایانِ قبل از شما از «فتح‌الفتوح»ِ برجام می‌گفتن اما حسابِ بدعهدیِ ذاتی طرفِ غربی رو نکرده بودن؛ طرفی‌که نه تنها به برجام، بلکه به توافقات و هم‌پیمانی با متحدین خودش هم پایبند نیست! همین خوش‌بینی و ساده‌سازی‌‌ها دههٔ ۹۰ رو به دههٔ تعطیلیِ اقتصاد و عقب‌گردهایِ فاحش تبدیل کرد! چه بسا همین ذوق‌زدگیِ افراطی و شرطی‌کردنِ جامعه توسط تریبون‌دارها؛ امروز دستِ مذاکره‌کنندگانِ ایرانی رو خالی می‌کنه. از این خوش‌بینیِ افراطی و رویافروشی‌ها دستاورد نسازید؛ که حَذَر کارِ مردانِ کارآگَه است!

«نگویم ز جنگِ بداندیـش ترس در آوازهٔ صــلح، از او بیش ترس بسا کَس به‌روز آیتِ صلح خواند چو شب شد سِپَه بر سرِ خُفته راند..» - سعدی.

«تو را چون جانِ خود می‌دانَمَت.»
«تو را چون جانِ خود می‌دانَمَت.»

- متاسفم که این جمله رو در زمانِ حیاتِ شهید‌رئیسی، با تمامِ وجودم فهمیدم و درک کردم و سوختم و سوختم. زمانی‌که می‌گفتیم: باشه دولتِ سیزدهم رسانه نداره که هیچ! همون میزان تبیینِ دستاوردها و اقداماتش هم توسطِ جریان تحریفِ تخریب‌گر داره به حاشیه می‌ره؛ لااقل شماها رسانه‌ش باشید. نه بخاطرِ شخصِ ‌رئیسی، بلکه بخاطرِ ثبت در تاریخ! بخاطرِ فردایی که آدرسِ‌ غلط دادن به مخاطب دوباره مُد می‌شه! بخاطرِ این‌که «قدرتِ تحلیل» داشته باشید و آدابِ نقد رو به مخاطب منتقل کنید. چرا؟ چون هیجاناتِ شما در فضایی گسترده‌تر از چیزی که فکر می‌کنید منتشر می‌شه. اما گوشِ کسی بدهکار نبود… اولین‌باره که مطرحش می‌کنم اما امروزم شبیه به همین نگرانی رو دارم. نسبت به فضاسازی‌ها علیهِ رهبری که به قولِ اقای‌‌راجی «باید یکی از بیشترین تبیین‌ها نسبت بهش انجام بشه؛ اما نمی‌شه!» رهبری که به فرمایشِ امام(ره):
-شما اگر گمان بکنید که در تمامِ دنیا، رئیس‌جمهورها و سلاطین و امثالِ اینها، یک نفر را مثل آقایِ خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بنایِ قلبی‌اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمی‌کنید
امیدوارم بابتِ این متن، مثلِ سال‌های گذشته انواعِ فحش‌ها و اهانت‌ها روانه نشه! به‌هرحال. #موقت

خـدا خیر بده به عباس‌موزون که وسیلهٔ یادآوریِ حقیقتِ‌ معاد شد… بعدِ اون هی به این فکر می‌کنم که برای باورمندانِ به معاد، فقط «دل‌تنگی» آزاردهنده‌ست. دل‌تنگی و جایِ خالی! دل‌تنگی و اشتیاق به دیدارِ دوباره! وگرنه این یقین که امروز چهلمین روز از آغازِ «یک سفرِ ابدیِ» مادربزرگم و وصال به فرزندِ‌شهیدشه؛ التیام‌بخشه… ممنون می‌شم برای شادیِ‌ روحِ مادربزرگم، دایی‌م، و همهٔ رفتگان فاتحه و صلوات بفرستید.🤍

مذاکرهٔ غیرمستقیم چیه؟! اول این توضیحاتِ دکتر خوش‌چشم رو بشنوید. همچنین باقی توضیحاتی‌ رو که دربارهٔ «تعیینِ قواعدِ بازی در این فرمت توسطِ ایران یا اصطلاحاً “دست برتر ایران”، چراییِ عدم ‌اعتماد به امریکا، جنگ‌ترکیبی با هدایتِ‌امریکا علیهِ ایران، زیاده‌خواهی‌هایِ طرفِ غربی، عمل به تعهداتِ ما و بدعهدی‌هایِ مکررِ امریکا و فرمولِ مذاکراتیِ امریکا در دبّه‌کردن و …» ارائه می‌دن. و در نگاه به غرب از «رویافروشیِ و ذوق‌زدگـیِ عبرت‌آموزِ جریانِ ساده‌ساز و ساده‌لوحِ غربگرا که از نتایجِ ‌تلخِ افتادن در دورِ‌تسلسلِ اعتماد‌به‌غرب عبرت نمی‌گیرند» جداً فاصله بگیرید! دلیل؟ تجربه. بارها تجربه! یه‌کم طولانیه، اما خوبه. بزنید رو 2X. البته عادتِ خوندنِ تحـلیل‌های تک‌خطـی و گوش ‌دادن به تحلیل‌هایِ تیزری هم بنظرم عادت خوبی نیست.

سفیدشوییِ همراه با عطشِ جریان غرب‌گرا از سیاستمدارانِ امریکایی -خصوصا ترامپ- بنظرِ من خلاصه می‌شه در همون عبارتِ مبتذلی که خود ترامپ گفت. درحالی‌که مذاکراتِ غیرمستقیمِ شنبه که چیز جدیدی نیست، [دربارهٔ این فرمتِ مذاکره که مسبوق به سابقه‌ست؛ صحبت بسیاره.] در عمان و مختص به مسائل هسته‌ایِ ایرانه، امریکا ۵ نهاد و یک شخصِ ایرانی رو تحریم می‌کنه. این نشونهٔ حُسنِ‌نیتِ این قاتلِ امریکاییه؟ آیا اگر این فرد بعنوان آینهٔ «اولین‌ مجرمِ اتمیِ جهان» تمایل به مذاکره داشت و اساساً از مذاکره دنبالِ تنش‌زدایی بود؛ قبل از شروعِ مذاکره به نحوی حسن‌نیتِ خودش رو -ولو جهتِ تظاهر- نشون نمی‌داد؟ درحالیکه بالای ۱۰ بار نهادهای ‌بین‌المللی حُسن‌‌نیتِ ایران در زمینهٔ استفادهٔ صلح‌آمیز از انرژیِ هسته‌ای رو تایید و تاکید کردند و به گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی رسیده؛ ترامپ می‌گه «من به ایران اجازهٔ داشتن سلاح‌ هسته‌ای نمی‌دم!» عجب. خب تو دربارهٔ چیزی که به تاییدِ بین‌المللیِ رسیده و خودمون بارها اعلام کردیم که دنبال‌ش نیستیم؛ حاضر به دادنِ چه امتیازی به ما هستی؟ تو برجام که به تمام تعهداتِ خودمون عمل کردیم و با «غفلتِ دولتِ وقت» تا تعطیلیِ صنعت‌هسته‌ای رفتیم؛ به کدوم تعهدِ خودت پایبند بودی؟ و جالب‌تر از اینا اینه که یکی دو روز از قبل آغازِ مذاکراتِ غیرمستقیم مجدداً زبان به تهدیدِ نظامی ایران باز می‌کنه. [غلطِ زیادی.] آیا این موجود قابلِ مذاکره‌ست؟ آیا مشکلِ ما با امریکا با مذاکره حل می‌شه؟ با دادنِ امتیاز حل می‌شه؟ خب دقیقاً چه امتیازی باید داد که «طبق‌تجربه» نظرش رو مثبت کرد؟ یک مورد سراغ دارید که امریکا به تعهداتِ خودش پایبند بوده باشه؟ اگر مشکل «ایدئولوژیِ جمهوری‌اسلامی ایرانه» پس دلیلِ بدقولی امریکا به دولتِ مصدق و کودتا در ایران چی بود؟ پس دلیل تقابل فعلی‌ش با کانادا و دادگاه لاهه و پاناما و … چیه؟ پس چرا به هم‌پیمانانِ خودش رحم نداره؟ گلِ‌ماجرا این‌جاست که گفته «ضرب‌الاجلِ من برای توافق با ایران بر اساس احساسم تعیین می‌شود!» شما اگه منتهی‌الیهِ غرب‌گرایی هم باشی؛ با این جمله به فکر فرو می‌ری. با خودت می‌گی پس خروج از برجام، تهدید کانادا، تغییر نام خلیج‌مکزیک، بردنِ حیثیت اوکراین و تصاحب معادن‌ش، ترور حاج‌قاسم، تحریم دادگاهِ لاهه، مناقشه بر سر گرینلند، و کلیدواژهٔ «لیبی‌سازی» در کنارِ تمام بدعهدی‌هایِ سابقه‌دارِ سیاستمداران امریکایی؛ همهٔ اینا بر اساسِ «احساسِ این قمارباز» تعیین شد؟ پس چه جایِ اعتماد به این‌طرفه؟ از غرب‌گراهایی که همه رو مقصر می‌دونن بجز «بدعهدیِ خود امریکا»، می‌پرسم؛ فکر نمی‌کنید وقتش رسیده بجایِ خوش‌خیالیِ‌مزمن و عطشِ افراطی نسبت به بستن با امریکا؛ دنبال شناختنِ ذات واقعیِ بدعهد، سلطه‌جو و قلدرماآبانهٔ اون باشید؟ کاملاً بدیهیه که از خوش‌بینیِ افراطیِ مشابه دورهٔ برجام -هم در سطحِ مسئولان هم جامعه- باید حَذَر کرد!

انقدر که تو کانال دربارهٔ مذاکره، سوابقِ متعددِ بدعهدیِ طرفِ غربی، برجام و دلایلِ مستند و منطقـیِ بی‌اعتمادی به امریکا و … استدلال ارائه شده؛ که باید اسمِ کانال رو بذارم کافه‌مذاکره! با سرچ‌کردنِ واژه‌هایی مثلِ «مذاکره، مذاکرات، برجام، توافق و …» به نتایجِ ‌جالبی می‌رسید، که البته بازگو کردن‌ش تکرارِ مکرراته! با این پیش‌فرض مطالعه کنید که کسی با «ذاتِ مذاکره بعنوان یکی از ابزارهایِ دیپلماسی در جهتِ منافع‌ملی» مخالف نیست و ایران همیشه در این مورد پیشتاز بوده.بلکه انتقاد و مخالفت اولاً بر سرِ معطل‌کردنِ کشور بخاطر خمِ ابرویِ طرفِ بدعهد و دروغگویِ غربی‌ست، کما‌اینکه در دوره‌هایِ قبل به‌قدری غرق در رویایِ امضایِ کری بودن که حتی عضویتِ ایران در شانگهای و بریکس و وارداتِ واکسنِ کرونا رو هم به این موضوع بسته بودن؛ اما دیدیم که همهٔ این موارد بدونِ حیاتی جلوه‌ دادنِ مذاکره با غرب هم عملی شد. دوماً بابتِ نادیده‌گرفتنِ «تجربه»هایِ مکرر بدعهدی و درنظر نگرفتنِ ذاتِ دروغ‌گویی و زیاده‌خواهیِ طرف -چه برجام، چه تجربهٔ اوکراین، لیبی، تصاحبِ کانادا و ‌پاناما و…- توسطِ تریبون‌ها و سیاسیونِ داخلی‌ست. یا به بیانِ بهتر؛ «یک خوش‌خیالیِ افراطی!» سوماً بخاطر فضاسازی و ذائقه‌سازیِ غلط در مخاطبه؛ توسطِ سیاسیون و رسانه‌هایِ مرتبط و منتفع! طوری که افکارِ عمومی مثلِ دههٔ ۹۰ که بدونِ درنظر‌گرفتنِ احتمالِ بدعهدیِ طرف مقابل؛ با تصویبِ برجام [با وجودِ کارشکنی‌هایِ امریکا و اعمالِ تحریم‌ حتی در همون ایّامِ ابتداییِ امضایِ این توافق!] تو خیابون می‌رقصید؛ حالا هم مُدام با این فکر که مذاکره با طرفِ غربی کلیدِ حل مشکلاته، جهت‌دهی بشه. این‌طور که:
«تحریم‌ها بالمَره رفع می‌شوند! مشکلِ آب‌خوردنِ ملت با مذاکره حل می‌شود! امضای کری تضمین است! می‌ترسید؟! بروید جایی که گرم باشد تا نترسید! ما زبان دنیا را بلدیم! به شما قول می‌دهم که ترامپ نمی‌تواند از برجام خارج شود! رویِ موشک‌ها شعار نوشتید و امریکا ناراحت شد! قانونِ اقدامِ‌راهبردی تصویب کردید و امریکا ناراحت شد! همکارانم به من نگفته بودند که «تعلیق» بجایِ «لغو تحریم» در برجام آمده و…»
عجیب هم نیست. این جملات واقعیه! و بارها از زبانِ سیاسیون [به ویژه اعضای دولت روحانی!] شنیده شده؛ امروز هم از زبانِ پیوستِ رسانه‌ایِ جریانی شنیده می‌شه که دنبالِ تحمیلِ مذاکرهٔ‌ مستقیم با طرفِ زیاده‌خواه، دروغگو، قلدر و بدعهدِ آمریکایی؛ و پذیرشِ شروطِ طرف، دادنِ امتیاز بیشتر و نهایتاً دریافتِ «تقریباً هیچ»‌اند! گرچه موارد قابلِ‌ذکر دیگه‌ای هم هست؛ پیرامونِ نگرانی دربارهٔ محتوایِ مذاکرات و ارسال پالسِ ضعفِ تکراری از داخل و القایِ این موضوع به طرفِ قلدرِ جنایتکار که ما برای مذاکره «گدایی» می‌کنیم. در واقع ارسالِ این پالس که مذاکره برایِ ما هدفه! و همچنین القایِ این‌ موضوعِ خطرناک به جامعه که دولت عملاً برنامه‌ای بجز مذاکره نداره و تخم‌مرغ‌هاش رو کلاً تو سبدِ مذاکره با امریکا چیده؛ خب اگه طبقِ‌معمول طرفِ شما به عهدِ خودش پایبند نبود؛ پلنِ بعدی چیه؟ با توجه به این‌که ایران همیشه به تعهداتِ خودش پایبند بوده؛ آیا بالاخره جریانِ غرب‌گرا به بدعهدیِ طرفِ امریکایی بعنوان «تجربه» اذعان می‌کنه؟ البته اظهاراتِ وزیرخارجه اقای عراقچی با فاصله‌گذاری از فضاسازیِ جریانِ خوش‌خیالِ ساده‌ساز غربگرا؛ این امید رو می‌ده که تجربهٔ برجام تا حد زیادی تبدیل به «عبرت» شده باشه. اما طبق «تجربه» این نگرانی‌ها کاملاً به‌جاست. *گرچه ترجیحِ بعضی‌ها در روزنامه‌ها و تریبون‌هایِ مختلف جریان غرب‌گرا؛ «به‌عمد» دادنِ آدرسِ غلط به مخاطب و شرطی‌سازیِ اونه. متاسفانه!

جایی که تماشاگــر؛ گناهکارتر از جلّاد می‌شود.. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
راه قدس از کاهلی و تَن‌آسایی و دل به جیفهٔ بی‌مقدارِ دنیا بَستن میانه‌ای ندارد؛ راه قدس مَردِ جنگ می‌خواهد و مردِ جنگ کربلایی است، و کربلایی مَرد میدانِ عشق است و از سختی‌ها و مشقات و سَر باختن‌ها و جان دادن‌ها نمی‌هراسد...راه قدس مردِ جنگ می‌خواهد. ندایِ «صلح، صلح» برای همین است که ما بشنویم، نه اسرائیل. آزادی هم «چماقی» است که بر سرِ ما ساخته‌اند؛ اگر نه، هرگاه که منافعِ ابوالهول در خطر افتد؛ حکمِ سانسور اخبار در سراسرِ امپراتوریِ ارتباطات به اجرا در می‌آید… آیا در این دیارِ خاموشان؛ زنده‌ای باقی نمانده است که سحرِ شیطان او را از خویشتن نربوده باشد؟ آیا کسی هست که روحِ خویش را به شیطان نفروخته باشد؟ وامحمدا! چرا هیچ دستی و عَلَمی از هیچ‌جا به یاری حق بلند نمی‌شود؟ آیا همهٔ دست‌ها را بریده‌اند؟ زبان‌ها را نیز؟ پس چرا هیچ فریادی به دادخواهی برنخاسته است…؟ -شهید سیدمرتضی آوینی.

جایی که تماشاگرِ خامـوش، گناهکارتر از جلّاد می‌شود..

برای من عجیبه که یه سری کانالِ ظاهراً مذهبی، با ذکرِ هر روزهٔ «العجل‌العجل» و روایت و دعا برایِ ظهورِ امام‌زمان؛ قائل به بی‌تفاوتی نسبت به جنایاتِ اسرائیل -بعنوان نیرویِ نیابتیِ امریکا در منطقه- هستن. از درکِ من خارجه که چطور می‌شه داعیهٔ ظهور داشت اما با اعلامِ بی‌طرفی نسبت به نبردِ واضحِ خیر و شَرّ، در واقع لگدی نثارِ طرفِ مظلومِ این نبردِ واضح کرد؟ در‌شرایطی‌که دو طرفِ این نبرد، برابر نیست؛ بی‌طرفیِ شما چیزی بجز لگد زدن به طرفِ مظلومِ این جنگه؟ این سکوت و عدم‌واکنشِ عمدی نسبت به ظلمِ فاحشِ مصادیقِ فرعون و نمرود در زمانهٔ ما -که اگر هم به واکنش مُنتهی بشه؛ غالباً با زخم‌زبان و زیرسوال بردنِ مفهومِ «جهاد» و «ایثار» و «مقاومت» همراهه- تاییدِ ظلمِ همین جماعت نیست؟ معتقدید که دنیا باید از ظلم و شَرّ مملوء بشه تا آماده و مهیایِ ظهور بشه؟ معتقدید که باید در این دنیایِ وارونه، قیدِ مبارزه با ظلمِ فرعون‌هایِ زمانه رو زد؛ چرا؟ چون ظلمِ بی‌حد لازمهٔ ظهوره؟ از این‌که با سکوت و بی‌طرفیِ عجیبِ خودتون؛ در حقیقت دارید با اساسِ وجودِ ظلم و عملِ ظالم موافقت می‌کنید چه حسی دارید؟ بنظرتون این نوع مواجهه با پدیدهٔ انتظار، رخوت‌آور و ناامیدکننده و آماده‌خوری نیست؟ پس چه جایِ خُرده‌ به امثالِ سلیمانِ صردخزاعی که وقتی در محضرِ مُسلم نشسته بود گفت؛ «من قیامِ شیعه را پیش از آمدنِ امام جایز نمی‌دانم و می‌روم یعقوب‌وار در انتظارِ یوسف‌مان بنشینم»؟ که با تنها گذاشتنِ مسلم‌ابن‌عقیل بعنوانِ «سفیرِ امامِ عصر»، زمینه‌سازِ تنها‌گذاشتنِ امامِ عصرش شد؟ امام‌زمان رو صرفاً برایِ پرآب کردن رودها و سبز کردنِ باغ‌ها و پربار کردنِ درخت‌ها و پرکردنِ جیب‌ها و … می‌خواید؟ بی‌این‌که یک سنگ‌ریزه از مسیرِ عبورش بردارید؟ چه ضمانتی می‌دید که بعد از تنهاگذاشتنِ مُسلم و آمدنِ امام، نامه‌هایِ نوشته‌شده‌تون رو پس نگیرید؟ بله یقیناً و بلاشک دعا و طلبِ مددِ‌الهی -خصوصاً در این زمانِ دشـوار- سِلاحِ مؤمنه و بدونِ فضلِ الهی بن‌بست‌ها باز نخواهد شد؛ اما بی‌طرفـی و اَدایِ انتظار، جز رخوت و ناامیدی و بی‌بُخـاری و آماده‌خوری هیچ عایدی نداره. برایِ آمدن آخـرین حجتِ الهـی؛ باید اول «اثباتِ لیاقت» کرد!

سناتورِ امریکایی تام‌کاتن گفته: «ترامپ ترجیح می‌دهد با ایران توافقـی شبیه به توافقِ امریکا با لیبی در سال ۲۰۰۳ صورت بگیرد!» نتانیاهو هم در دیدار با ترامپ به توافقی شبیه به توافق با لیبی اشاره کرد. البته وزیر امور‌خارجهٔ ما هم در واکنش گفته: «مگر در خواب ببینند!» ـــــــــــــــــــــــــ فارغ از نیشِ‌باز و ولعِ غرب‌گرایان برایِ «توافق به هرقیمت» با بدعهدترین و قلدرترین طرفی که تابحال و طبقِ تجربه، به هیچ توافقی پایبند نبوده و حتی به هم‌پیمانانِ خودش که «سال‌های متمادی و بدون هیچ اختلاف ایدئولوژیکی، منافع، مسیر و هدفِ مشترک داشتن» متعهد نیست؛ این پست رو دربارهٔ توافقِ (!) لیبی بخونید تا متوجهِ اُردِ ناشتا -با نونِ اضافهٔ- امریکایی‌ها بشید. امید است تا این مثال بعنوانِ هدفِ نهاییِ توافق، اون ‌هم از زبانِ طرف؛ برایِ همگان عبرت شود. خصوصاً اون‌هایی که این‌ایام، به طرزِ چندش‌آوری تبدیل به بردگانِ چشم و گوش بستهٔ امریکا شدن و حتی برای یادآوریِ عاملِ ترور سردارِ ملیِ ایران هم طوری خشمگین می‌شن که گویا به «شرف و ناموسِ»شون اهانت شده. توافقِ خوب از نظرِ طرف امریکایی، توافق شبیه به لیبی‌ست! تعطیلی مراکز هسته‌ای، کوتاه‌کردنِ برد موشک‌ها، تحویل سلاح، قدم به قدم ایفایِ تعهد از سمت لیبی، عدم لغو‌ تحریم‌ها، خلع‌سلاحِ کامل و حملهٔ نیروهای ناتو!

سناتورِ امریکایی تام‌کاتن گفته: «ترامپ ترجیح می‌دهد با ایران توافقـی شبیه به توافقِ امریکا با لیبی در سال ۲۰۰۳ صورت بگیرد!» نتانیاهو هم در دیدار با ترامپ به توافقی شبیه به توافق با لیبی اشاره کرد. البته اقای عراقچی هم در واکنش گفته: «مگر در خواب ببینند!» ـــــــــــــــــــــــــ فارغ از نیشِ‌باز و ولعِ غرب‌گرایان برایِ «توافق به هرقیمت» با بدعهدترین و قلدرترین طرفی که تابحال و طبقِ تجربه، به هیچ توافقی پایبند نبوده و حتی به هم‌پیمانانِ خودش که «سال‌های متمادی و بدون هیچ اختلاف ایدئولوژیکی، منافع، مسیر و هدفِ مشترک داشتن» متعهد نیست؛ این پست رو دربارهٔ توافقِ (!) لیبی بخونید تا متوجهِ اُردِ ناشتا -با نونِ اضافهٔ- امریکایی‌ها بشید. امید است تا این مثال بعنوانِ هدفِ نهاییِ توافق، اون ‌هم از زبانِ طرف؛ برایِ همگان عبرت شود. خصوصاً اون‌هایی که این‌ایام، به طرزِ چندش‌آوری تبدیل به بردگانِ چشم و گوش بستهٔ امریکا شدن و حتی برای یادآوریِ عاملِ ترور سردارِ ملیِ ایران هم طوری خشمگین می‌شن که گویا به «شرف و ناموسِ»شون اهانت شده. توافقِ خوب از نظرِ طرف امریکایی، توافق شبیه به لیبی‌ست! تعطیلی مراکز هسته‌ای، کوتاه‌کردنِ برد موشک‌ها، تحویل سلاح، قدم به قدم ایفایِ تعهد از سمت لیبی، عدم لغو‌ تحریم‌ها، خلع‌سلاحِ کامل و حملهٔ نیروهای ناتو!

به قدس، کعبه بِگریَد! به کعبه، قدس بِمویَد ببین که قبله به قبله، تویی سرودِ زبان‌ها! بخـوان ز خونِ شهیدان و انتقــامِ اسیران که دستِ‌منتقمِ توست؛ پاسخی به اَمان‌‌ها..
ای دعایِ مستجابِ انبیاء و اولیاء، بیا و حُســنِ‌خــتامِ زمان باش..

می‌گویند کوتاه‌ترین خطبهٔ‌ جمعه، متعلق است به شیخ محمود ‌الحسنات (فلسطینی) که در سال ۲۰۲۴ گفته شده. او در این خطبه فقط گفت: «اگر بیش از ۳۰ هزار شهید و ۷۰‌هزار مجروح و ۲ میلیون آواره نتوانستند امّتِ‌‌اسلام را بیدار کنند، حرف‌هایِ من چه می‌تواند بکند؟ نماز را اقامه کنید…» چه خطبهٔ تلخی! حالا اگر بیش از ۵۰ هزار شهید و زن و کودکِ تکه‌پاره شده و تصاویرِ نوزادانِ بی‌سر روی دستِ پدرهایشان و فریادِ استغـاثهٔ این مظلومان و پیکرهایی که در اثرِ انفجار به آسمان پرتاب می‌شوند؛ نتواند وجدانِ انسان‌ها را بیدار کند و تکانی به امّتِ مسلمان بدهد و حُکامِ عرب را از سرِ سفره‌هایِ رنگین‌شان بلند کند و دستِ دولت‌هایِ مسلمان را از دستِ عاملانِ مستقیم و غیرمستقیمِ این جنایات بیرون بیاورد، این کلمات چه می‌توانند بکنند…؟ وای بر آنهایی‌که با سکوتشان‌، گفتارشان، قلم‌‌شان، سیاست‌ها و خوش‌رقصی‌هایشان و حتی با لایک‌ها و کامنت‌هایشان؛ به اندازهٔ سرِ سوزنی نمکی بر زخمِ این مظلومان بپاشند و عاملانِ این جنایات را گستاخ‌تر کرده باشند… ـــــــــــــــــــــــــــــــــ - پدری نوزادِ بی‌سرش را رویِ دست بالا می‌برد و فریاد می‌زند؛ «حَسبنا‌الله!»

ببخش! که هیچ‌کس بخاطرِ تو و هزاران زن و کودکِ دیگر، پشتِ تریبون‌هایِ حقوق‌بشری -که با ژستِ آزادی و صلح، ذبحِ بشریت می‌کنند‌- موهایش را کوتاه نکرد و سرش را نتراشید. ببخش.

- کارِ خوب. اگر به همین‌صراحت با ماله‌کشان و تکذیب‌کنندگانِ رسمـی و دولتیِ این خبر که حالا معلوم شد قطعـی بوده!، «رویِ مغز مردم راه روندگان»ِ به بهانهٔ وفاق، انتصاباتِ مشکوکِ افرادِ مسئله‌دار و بدسابقه، دوقطبی‌سازانِ موجود در بدنهٔ تیم‌رسانه‌‌ای-مجازیِ دولت که بنامِ‌ وفـاق به منتقدان می‌تازند، و بی‌خیالان در انجام‌وظیفه برخورد کنید؛ و در انتصاب‌ها و اولویت‌بندی‌هایِ دولت هم به معیارهایِ ‌‌مهم‌تر و اساسی‌تر ‌دقت کنید؛ احتمالاً بخشی از اعتمادِ‌عمومیِ از‌دست‌رفته نسبت به عملکردِ دولت در همین چندماهه؛ بر‌‌‌گردد.

- کارِ خوب. اگـر با همین صـراحت با تکذیب‌کنندگانِ رسمـیِ این خبر که حالا معلوم شد قطعـی بوده!، «رویِ مغز مردم راه روندگان» به بهانهٔ وفاق، انتصاباتِ مشکوکِ افراد دارای سوءسابقه، دوقطبی‌سازان در بدنهٔ تیم‌رسـانه‌‌ای-مجـازیِ دولت و بی‌خیالان در انجام‌وظیفـه برخورد کنید و در انتصاب‌هایِ بعدی هم به این معیارها دقت کنید؛ احتمالاً بخشی از اعتمادِ ‌عمومیِ از‌دست‌رفته نسبت به عملکردتان در همین چندماهه، برمی‌گردد.