☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
Ir al canal en Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Mostrar más5 035
Suscriptores
-324 horas
-57 días
-2030 días
Archivo de publicaciones
Repost from مفرد مذکر غائب
در این ایام، مُشتی «انقلابی التقاطی» هم داریم که هم دم از خمینی کبیر و خامنهای شهید میزنند و هم دلشان آرام نمیگیرد که به کارها و رفتارهایی که این دو امام عظیمالشأن انقلاب اسلامی از آن یا نهی صریح کردهاند یا به وضوح دغدغهشان نبوده و آن را حداکثر امری لغو میپنداشتهاند، یک ناخنی نزنند!
تکلیف خودت را روشن کن بردار/خواهر! یک مرام و مسلک را در پیش بگیر! به خدا تو از آن قرمزپوش خرابکار و آن شیعهٔ سیاسی تارک برائت هم غیرقابلهضمتری!
گریهات برای مظلومبودن خامنهای شهید را باور کنیم یا این رفتارها را؟! اوج مظلومیّت خامنهای عزیز چیزی غیر از همین است که حرف و مرام و دغدغهاش در بحث تبرّی از دشمنان دین، بعد از چند دهه تبیین و فریادزدن، هنوز در بین مریدانش فهم نشده؟!
شما را به خدا بزرگ شوید، خالص شوید. بگذارید از این تذکّرات پیشپاافتاده عبور کنیم.
یکی از مسخرهترین نوع استدلالها اینه که وقتی به اوضاعِ فرهنگیِ تحمیلیِ یَله به جامعه انتقاد میکنی، یکی از اونور میاد میگه اول به اقتصاد برسید بعد به وضعیتِ فرهنگ و …
عزیزان ذهنتون تفکیک بلد نیست؟ مثلا منی که به اوضاعِ بیفرهنگی در جامعه منتقدم و حتی دوستانِ غیرمحجبهٔ من هم به پوشیدن لباس خوابِ زنانه در پاساژها و اماکن عمومی اعتراض دارن و به درستی این موضوع رو در تضاد با ارزشهای «خانوادهمحور» جامعه میدونن؛ به اوضاع اقتصاد انتقاد نداریم؟ یا توقع دارید بگم جناب اقای همتیِ خوشسابقهٔ بانکمرکزی بیان به این اوضاعِ ضدِخانوادگی در اماکن عمومی رسیدگی کنن؟ یا به متولیانِ فرهنگ بگیم بجای حل معضلِ ضدفرهنگی کف خیابونها و بعضی سناریوهای سینمای خانگی و … بیان به قیمتهای بازار رسیدگی کنن؟ جامعهٔ «انسانی» متشکل از انواع مسئولیتها و ابعاد مختلفه که رسیدگی به یکی، تعارضی به پرداختن به اونیکی نداره!
شما وقتی دندونت درد میکنه، حموم رفتن رو هم ممنوع میکنی؟
یکی از مسخرهترین نوع استدلالها اینه که وقتی به اوضاعِ فرهنگیِ تحمیلیِ یَله به جامعه انتقاد میکنی، یکی از اونور میاد میگه اول به اقتصاد برسید بعد به وضعیتِ فرهنگ و …
عزیزان ذهنتون تفکیک بلد نیست؟ مثلا منی که به اوضاعِ بیفرهنگی در جامعه منتقدم و حتی دوستانِ غیرمحجبهٔ من هم به پوشیدن لباس خوابِ زنانه در پاساژها و اماکن عمومی اعتراض دارن و به درستی این موضوع رو در تضاد با ارزشهای «خانوادهمحور» جامعه میدونن؛ به اوضاع اقتصاد انتقاد نداریم؟ یا توقع دارید بگم جناب اقای همتیِ خوشسابقهٔ بانکمرکزی بیان به این اوضاعِ ضدِخانوادگی در اماکن عمومی رسیدگی کنن؟ یا به متولیانِ فرهنگ بگیم بجای حل معضلِ ضدفرهنگی کف خیابونها و بعضی سناریوهای سینمای خانگی و … بیان به قیمتهای بازار رسیدگی کنن؟
شما وقتی دندونت درد میکنه، حموم رفتن رو هم ممنوع میکنی؟
مواظب باش از اینکه بخواهی شایعه و سخنپراکنی نمایی و یا اینکه بخواهی دنبالِ مقام و ریاست باشی و تشنهٔ آن گردی، چون هر دویِ آنها انسان را هلاک خواهد نمود.
-امام حسن عسکری(ع)
یعنی اگه روزی به من میگفتن که ایران در برجام به همهٔ تعهداتش عمل میکنه، امریکا با «امضای رئیسجمهورش» بدونِ پاسخگویی به هیچیک از ارکان حقوق بینالملل از اون خارج میشه و هیچچیز عایدِ ما نمیشه، در عرضِ یکسال دوبار وسطِ مذاکرهٔ در فضای مثبت(!) به کشورت حمله میشه؛ هزاران نفر از مردم غیرنظامی و نظامی شهید میشن، بارِ اولِ تجاوزِ وسط مذاکره به «فریبِ دیپلماتیک» اذعان میکنن، بار دومِ تجاوز وسطِ مذاکره هم رهبرِ مملکت رو همراه خانواده به شهادت میرسونن و تاریخِ کشورت پره از بدعهدی و خیانت امریکا به همهٔ قول و قرارها و تعهداتِ موجود در کرهٔ خاکی! از مصدق تا بیانیهٔ الجزایر و برجام و …
و در نهایت میرسیم به یه یادداشت تفاهم که اون هم از روزِ اول به دستورِ شخص رئیسجمهور امریکا نقض میشه و بازم وسطِ همون مذاکراتِ منتهی به تفاهمنامه به تمامیتِ ارضی کشورت تعرض میشه؛ اما همچنان یه عده معتقدن که:
«راهحلِ برونرفت از بحران، مذاکره با امریکاست! مذاکره نکنیم چه کنیم؟ اخه تا کِی دعوا؟ امضای رئیسجمهور امریکا به توافق اعتبار و استحکام میبخشد!»
تقاضا میکردم از گویندهٔ این عبارات تستِ سلامت روان بگیرن، شاید ما دچار دژاوو شدیم.
-
دکتر مصدّق برای اینکه بتواند با انگلیسیها مبارزه کند و در مقابل انگلیسها بایستد به خیال خودش، رفت سراغ آمریکاییها؛ با آنها ملاقات کرد، #مذاکره کرد و درخواست کرد؛ [به آنها] اعتماد کرد. کودتای ۲۸ مرداد نه بهوسیلهٔ انگلیس [بلکه] بهوسیلهٔ آمریکا در ایران انجام گرفت، علیه مصدّق.
رهبر شهید انقلاب- ۱۳۹۶/۰۸/۱۱.
امروز ۲۸ مرداد.
دشمنیِ امریکا با ایران از انقلاب ۵۷ آغاز نشد. امریکا یکبار در سال ۱۳۳۲ -که نه جمهوری اسلامی بود و نه شعارِ مرگ بر امریکا- در ایران کودتا کرد و دولتِ ملی مصدق رو ساقط کرد. به اذعان روزولت؛ این کودتا با یک چمدان دلار و به خط کردنِ اراذلی مثل شعبونبیمخ اجرا شد. اما چیزیکه برای ما عبرته؛ نتیجهٔ اعتمادِ مصدق به امریکاست. مصدقی که نه مذهبی بود، نه خبری از جمهوریاسلامی و هستهای و موشکی بود. انگلیس مالکِ بیش از ۵۰٪ سهام شرکت نفت انگلیس و ایران بود و ملیشدن نفت تسلطش به طلای نفتِ ایران رو به حداقل میرسوند! پس علیهِ ایران تحریم اعمال کرد. مصدق بعد از ملی شدنِ نفت و تحریمهای انگلیس؛ به آغوش امریکا پناه برد و به وعدههای امریکایی دل بست. اما درنهایت با «کودتا، فریب و بدعهدیِ امریکاییانگلیسی» سرنگون شد. و باز سلطهٔ اجنبی تضمین دیکتاتوریِ پهلوی شد. پهلوی در ۲۵ مرداد از کشور فرار کرده بود!
تصویری از مصدق و ترومن رئیسجمهور وقت آمریکا در سال ۱۳۳۰- دوسال قبل از کودتا. تصویری که منو یاد خندههایِ ظریف در کنار جانکری میندازه. «کری» که قرار بود امضاش مثلِ قولِ امریکاییها به مصدق؛ تضمین باشد!
چندتا نکته دربارهٔ تجویزهای خاتمی:
✔️تجویز به «پرهیز از تنش» برای طرفیست که تنش رو آغاز کرده؛ نه برای ایران که بارها موردِ تنش، بدعهدی، تجاوز و فریب واقع شده و حالا داره از تمامیتِ ارضی و بقایِ خودش «دفاع» میکنه. چرا نمیگید ایران دوبار -قبل از نقض تفاهم اخیر- تمام تلاشش رو برای رفع تلهٔ تنش با دادن انواعِ امتیازها به کار گرفت اما با ترورِ عالیترین مقام سیاسی و دینیاش مواجه شد؟
✔️نامِ «دفاع» «جنگ» نیست. این شگردها قدیمی شده. بفرمایید ایران کِی و کجا آغازگر جنگ بوده؟
✔️میگه به امریکا اعتمادی نیست اما ما «باید» هرکار میتونیم انجام بدیم. عجیب! در مقابلِ گرگی که جز به تکهتکه شدن و مرگِ تو راضی نیست و اینو در عمل هم ثابت کرده؛ باید تا کجا ندای صلحِ یکطرفه داد تا راضیاش کرد؟ در مقابلِ نقض و تجاوز باید چه کرد؟ گرگِ عزیزِ درّندهٔ قاتل، بیا دیگه دعوا نکنیم، من هرچی میخوای بهت میدم، توام قول بده دیگه اهالیِ خونهٔ منو نَدَری…؟
✔️ما از تَکرارهای دنیای رمانتیکِ شما خاطرات خوبی نداریم. راه جبرانِ ناکارآمدی دولتهایی که با تَکرار شما روی کار اومدن؛ آدرس غلط دادن به افکار عمومی نیست.
جناب خاتمی بیانیهٔ مکُشمرگِ ما صادر فرموده و یه سری باید و نباید برایِ سراسرِ حاکمیت ردیف کرده و از تفاهمی که ایران بهش پایبند بوده اما امریکا نه؛ تمجید کرده و دو طرف رو(!) به عدمِ نقض دعوت کرده؛ انگار امریکا منتظرِ صدور فرمان پایبندی ایشون و همفکرانِ مدام در اشتباهِ ایشون بوده تا ناگهان از ذاتِ زیادهخواهانهاش دست بکشه و متنبه بشه. حالا از این میگذریم. بخش جالب توجه برایِ من تاکید خاتمی به شکاف و دوقطبی در جامعهست!
بنظر میرسه اقای خاتمی روی حافظهٔ تاریخی ما در حد ماهی قرمز حساب کرده و فراموش کرده اولین دوقطبیِ کاذب در جامعه رو سال ۸۸ خودش و همفکرانش بر اساس یک «ادعای دروغِ تقلب» به مردم تحمیل کردن و سعی در زیرِ سوال بردن انتخاب مردم با یک مشارکت ۸۵درصدی داشتن، و هرگز بابتِ به بازی گرفتنِ سرنوشت مملکت و ادعایی هیچوقت اثباتش نکردن از کسی عذرخواهی نکردن؛ که نتیجهٔ اون ولعِ قدرت جناح ایشون چیزی بجز بستههایِ سنگین تحریمی امریکا علیهِ مردم نبود!
اگر کارنامهٔ فاجعهٔ دولتهایِ مورد حمایت شما رو فاکتور بگیریم؛ بازهم بین شما -جماعتِ دائم در اشتباه- و «حقِ مردم» فاصلهٔ زیادیه!
نه خبری از تاج و تختِ طلاکوب و لباسهای برندِ آنچنانیست! نه خبری از تجمّلات و دکوراسیونِ زرین و این چنینی. صندلی ساده، لباس ساده. مردی با محاسنِ سفید، با یک لبخندِ شیرینِ ساده بر لب. کتابخانهٔ ساده. قرآن بهدست؛ و این تمامِ چیزیست که از دنیا برایِ خودش داشت.
از او بنویسید و بگویید: «مردی از اولادِ پیغمبر، در کمالِ سادهزیستی و اخلاص! بیتاج و تخت و مدالهایِ نمادین، بیپناهگاه و تسلیم! بیترس و وادادگی! به جنگِ کفر رفت. و تمامِ کفر برای زمین زدنِ تمامِ اخلاص؛ به صف شد. نشانیاش معلوم بود. در خانهاش بود که به آسمان رفت! تکثیر شد. مقاومت ساخت. انسان ساخت. راهش یکی بود و خدایش یکی! نه شاهِ چمدان به دستِ فراریِ بیبازگشت بود و نه کدخدایِ پنهان در کامیونِِ حملِ غذا. او #شهید سیدعلی حسینیِ خامنهای بود.
و اما حیف که آیندگان او را، حرفهایِ عبرتآموزش را، روشش را، زندگیاش را بهتر از ما خواهند فهمید.»
اقا!
وقتی حاجمهدی رسولی در مردادماه ۱۴۰۲ در بیت میخواند «رنگِ سرخِ عَلَمِت یا ثارالله، این عالَم رو میگیره انشاءالله…» و تو آرام آرام سینه میزدی و اشک میریختی و بارها این یک دقیقه را میدیدم و با اشکهای آرامت، اشک میریختم و فیلم را رویِ صورتت قفل میکردم و زیرِ لب قربانِ حیا و متانتت در عزاداریِ ارباب میرفتم؛ کِی فکر میکردم روزی با صدایِ آرام و گرفتهات از وصیتِ سیدالشهداء بگویی و بعدش طوری از زمین به آسمان کوچ کنی که رنگِ سرخ عَلَم خونخواهیات که گره خورده بود به یالثاراتالحسینِ محرمشهریها؛ از کربلا تا نجف، از اربعین تا این صد و هفتاد شبِ خیابانها و میادینِ ایران، تا آسمان برود…؟
اقا! ساده بگویم. من دلم برایِ بودنت، برای صدایت، برای حضورت بینِ ما زمینیها، خیلی تنگ شده. کجا رفتی سیدِ ما…؟
-
یکی از دلایلی که معتقدم خطر خطای محاسباتی در ذهنِ مسئولین رفع نشده؛ این بخش از صحبتهای اقای پزشکیان در مصاحبه تلویزیونیه.
یعنی پسِ ذهنتون هنوز چیزی بنام «امضایترامپ» میتونه مانع عهدشکنیِ امریکا باشه و به توافقتون اعتبار بده؟بعد دوبار حمله به ایران وسط مذاکره و ترور رهبر و فرماندهان و جنایت در میناب و لامرد؟ درحالیکه نقض تکتک بندهای تفاهم توسطِ امریکا و بهدستور ترامپ انجام شد. قبلتر از شما، مذاکرهکنندهها امضای کری رو تضمینِ توافق برجام تلقی میکردن اما ترامپ با همین «امضا» تضمینی که طرفِ ایرانی فکر میکرد «امضای» یک امریکایی دیگه ایجاد میکنه رو دود کرد و به هوا فرستاد!
باید یه بار دیگه این بخش از پیام رهبر انقلاب رو بخونیم:
«نقض عهـدهای مکرّر شیـطانِ بزرگ نسبت به تفاهمنامهٔ امضا شده بین رئیسجمهوران ایران و امریکا بار دیگر این حقیقت را به همگان ثابت کرد که امضای رئیسجمهور امریکا چقدر بیارزش و نامعتبر است.»
آیتالله سیدمجتبی خامنهای- ۲۶/تیر/۱۴۰۵.
به عزیزانی که همچنان به تفاهمنامهٔ «روی کاغذ» اسلامآباد بعنوان سند و دستاورد بیبدیلِ دیپلماسی نگاه میکنن و بعضاً به منتقدینش میتازن؛ گفتید که امریکا از روز اول همهٔ بندهای همین تفاهمنامه رو نقض کرده و عملاً تفاهمی وجود نداره الّا روی کاغذ؟ گفتید که اصل حرف منتقدین همین بود که: «شما صدها بند و شرطِ فوقالعاده هم بنویسید و رویِ کاغذ امضا کنید، همچنان یه سوال طبقتجربه باقیه: چه ضمانتی برای نقد شدنِ این تعهدات از سمت طرف غربی وجود داره»؟
من به شخصه حرفی در دلسوزی و حسنِنظر عواملِ این تفاهم ندارم اما این مسئله برام عجیبه که چرا ماجرا داره از وسط تعریف میشه؟ چرا جوری داره وانمود میشه که انگار تکتک بندهای تفاهم نقد در اختیار ما بوده و حوادث غیرمترقبهٔ غیرقابلپیشبینیای مثل بدعهدیِ یهویی امریکا(!) ناگهان مانع تحققِ اون شده؟ این سندِ افتخار و این چکِ بانکی، نباید یه تعهدِ نقد شده در اختیار ما قرار بده که بتونیم بهش استناد کنیم بعنوان مفادِ یادداشتتفاهمی که برای طرفِ متجاوزِ متعهدشده هم محترم شمرده شده؟!
میپرسه «چرا کم فعالیت میکنی؟» گفتم: «چی باید بگم که نگفتم؟ من هیچ. چی باید بگم که گفته نشده؟ که رهبرِ شهید در طول مدت عمر بابرکت و باثُباتش نگفت و نشنیده گرفته نشد؟ که رهبرِ فعلی -ولیِّدمِ شهدای بیت- به وضوح نگفت؟ نزدیک ۱۷۰ روز از ریخته شدنِ خونِ رهبرِ ما میگذره و چهل روز پیش ولیِّخدا رو تشییع کردیم و به آسمون سپردیم. گفتنی و شنیدنیِ دیگهای مونده؟ چیزی مونده که با خونِ اون سیدِ مظلومِ خدا واضح نشده باشه؟ فکر نمیکنم. اما اگه آدمها دلشون میخواد به یه روالِ عادی قبل ۹ اسفند برگردن و دارن یه چیزایی رو برای دنیاطلبیهای پرتکرارشون بهانه میکنن؛ بکنن. من نمیتونم.»
بعد که گفت خیلی عوض شدی! گفتم «میدونم.»
صحبت از افزایش تابآوری مردم و همکاری مردم و … میکنید و به هر طریق و بهانه گرونیهارو توجیه میکنید؛ اما خودتون سرِ شب خبر بنزین ۸۷ هزار تومنی منتشر میکنید و سه ساعت بعد خودتون همونو تکذیبش میکنید؟ این بازی با روانِ مردم نه اسمش صداقته، نه نسبتی با وحدت داره. اینو سر درِ وزارتخونههات آویزون کن دولت! وحدت جادهٔ یهطرفه نیست که فقط موقعِ انتقادِ منتقدین به عملکردهای تو سر و کلهاش پیدا بشه و اطرافیانت مثلِ چماق بزننش تو سرِ ما!
این سکوت نشونهٔ اینه که داریم تحمل میکنیم تا فقط بگذره/بگذری!
زیر این پست اینترنشنال دربارهٔ «عموترامپِ براندازها» شاهدِ یورتمهٔ شادیِ بحرینفروشهایی خواهید بود که هر ۱۰ سال یه بار میگن جمهوری اسلامی دریای خزر رو داد رفت؛ اما بابتِ گندهگویی ترامپ دربارهٔ تنگهٔهرمز جفتکِ شادی خواهند انداخت… :)) خدایگان تناقض!
