es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete 👈

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

Ir al canal en Telegram

«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0

Mostrar más
5 032
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
-1530 días
Archivo de publicaciones
- قدرت‌طلبانِ بی‌معرفتی که تا دیروز خفّتِ بی‌اخلاقی و بی‌تقوایی رو عادی‌سازی می‌کردن اما امروز برای گل‌کردنِ دروازه‌های خالی؛ کف می‌زنن و برایِ این نابلدی‌ها و ناترازیِ مدیریتـیِ فاحـش؛ توجیه پشتِ توجیه…

- قدرت‌طلبانِ بی‌معرفتی که تا دیروز خفّتِ بی‌اخلاقی و بی‌تقوایی رو عادی‌سازی می‌کردن اما امروز برای گل‌کردنِ دروازه‌های خالی؛ کف می‌زنن و برایِ نابلدی‌ها؛ توجیه پشتِ توجیه…

«این‌‌ها رو گفتم برایِ این‌که این‌ها ثبت بشه..» در تاریخ ثبت کنید. این بخشی از خصوصیاتِ رئیس‌جمهورِ مغتنم و موردِ‌تمجیدی‌ست که در راهِ خدمت به مردم پر کشید؛ رئیس‌جمهوری که خستگی نمی‌شناخت و پشتِ میزنِشین نبود که منّتِ سیل و زلزله و سرما و گرمایِ هوا را بر سرِ مردم بگذارد. مردمِ مناطقی که استاندار هم ندیده بودند می‌گویند «او از جنسِ خود ما بود!» کارگرانِ هزاران‌کارخانهٔ تعطیل و نیمه‌تعطیل که او احیای‌شان کرد؛ هنوز هم از او می‌گویند، هنوز برایش دل‌تنگی می‌کنند… رئیس‌جمهوری‌ که وفاق و سعهٔ‌صدر را عملیاتی کرد؛ دیگران حرفش را زدند، او عمل کرد. در برابرِ زخمِ‌زبانِ بی‌معرفت‌ها سکوت ‌کرد تا «وحدت» بهم نخورد؛ در‌ برابرِ تمسخر‌، تهمت‌ و دروغ‌هایی ‌که خودی و غیرِ‌خودی به او نسبت دادند -حتی برای این‌که بحرانِ مرگ‌بارِ کرونا را ساماندهی کرد یا خاموشی‌ها را تعطیل!- که هنوز هم… برایِ «بدیهی‌ترین» ویژگی‌هایِ اخلاقی و مدیریتیِ یک مسئولِ ‌ترازِ جمهوری‌‌اسلامـی؛ ما‌‌ را متهـم می‌کنند به اسطوره‌سازی! حق دارند، شاید این خصوصیات در منظـومه فکریِ اشرافیِ آنها؛ همین اندازه دست‌نیافتنی‌ست! او به اندازهٔ سال‌ها «خدمت» را معنا کرد…

- این‌که رهبری در خیلی از سخنرانی‌هایِ اخیر مُدام به دستاورد‌ها و یا اقداماتِ مثبت دولت شهید‌رئیسی اشاره می‌کنن؛ نشون می‌ده همچنان در زمینهٔ معرفیِ اقدامات دولت سیزدهم ضعف وجود داره. اون‌هم زیرِ سایهٔ تخریب‌های ادامه‌دارِ قدرت‌طلبانِ بی‌معرفت‌ و نامردِ روزگار که حتی بعد از شهادت هم دست از حسادت، بُخل و کینه نسبت به این شهیدِ عزیز برنمی‌دارن؛ گویـی تا ابد دنیا بهشون فرصتِ تاختن می‌ده! اون‌هایی که یا نمی‌دونن و یا جدی نمی‌گیرن اینو که «در محضـرِ خدا هستیم…» ولی خب؛ عزّت و خوش‌نامی هم دستِ همون خداست.

و یا به بیانِ دیگه؛ گزارشِ صحیح‌تری از قابِ مورد مرثیهٔ خودتحقیر‌ها و غرب‌گراها در دیدارِ ترامپ با جولانی و بن‌سلمان رو از سید عبدالملک بدرالدین الحوثی رهبر جنبش انصارالله یمنِ عزیز بشنوید:
گاو شیرده، آن‌قدر دوشیده شده که دیگر از شدت فشار، رنج می‌کشد! :)) در هر بحران، سراغش می‌روند تا از آن بهره‌کشی کنند. مشت ترامپ، مخصوص دوشیدن است؛ مشتی سخت و بی‌رحم!
- توصیفی که قدیمی نمی‌شه. با یه خندهٔ زیبا! :)) ما هم این خنده رو خطاب به اون‌هایی می‌کنیم که «تجربه» رو در هر شرایطی فراموش می‌کنن؛ اون‌هایی‌که تا دیروز موقعِ مناسکِ دینی؛ آریایی بودن و عرب نمی‌پرستیدن، اما حالا بن‌سلمان و عربستان و کشورهای عربِ حاشیهٔ خلیج‌فارس رو می‌پرستن با این مرثیه که: درسته که تا‌جایِ ممکن دوشیده شدید و دختر‌هاتونو فرستادید جلویِ ترامپ محضِ عشوهٔ موقعِ ورودش! درسته که در ذبحِ حقوق‌بشر از سوریه تا یمن و غزه سردمدارید؛ درسته که ترامپ درباره‌تون گفت «اون‌ها تشنهٔ محبت بودن! من بهشون محبت کردم!» و بله درسته که بعد از دوشیدن گفت «اون‌ها بدونِ ما دووم نمیارن!» اما کلاً خوش‌بحالتون. خدا قسمت کنه ما هم به دست‌بوسیِ این امریکایی بریم!

- چیزی‌‌که شما در تیترها و تحلیل‌هایِ غرب‌گرا‌ها و صحبت‌هایِ خودتحقیرها نمی‌شنوید! چرا؟ چون اون‌ها موظف‌اند با سانسورِ ذات استعمارگر و قلدرماآبانهٔ غرب؛ برایِ شما الگویی از جنسِ سراب بسازن.

این پست فوتبالی نیست؛ چـون من اصلاً فوتبالـی نیستم. اما تو هر اتفاق می‌گردم دنبالِ یه نشونه‌ از «وطن». و تو جشنِ‌قهرمانیِ ‌تراکتور؛ این نشونه رو دیدم. کنارِ عکس شهدایِ خدمت و شهید باکری و پرچمِ زیبای‌ایران. و وقتی همه یه‌صدا جلوی فرزندِ شهید آل‌هاشم می‌گفتن «سیدِ آلِ‌هاشم…» و بنظرم جوابِ خیلی از توهّماتِ جماعتِ‌بی‌ریشه هم داده شد. جوابِ گوش‌به‌فرمان‌هایِ نخاله‌های خارجی؛ که زیرِ سایهٔ غفلتِ مسئولین و نابلـدان؛ برایِ تعبیر خواب‌های وارونه‌شون روی اقوامِ متنوعِ «ایرانی» -خاصه آذری‌زبان‌ها- حساب باز کرده بودن. اما خب فکرِ یه جاشو نکردن؛ این‌که این‌جا ایرانه!

- از سوز و حسرت و از داغِ دل پُرم محزون‌تر از کمانچهٔ کیهانِ کلهرم.. من مثلِ اشک، منتظرِ پلک هم‌زدن مثلِ حباب، منتظـرِ یک تلنگــرم..
همین‌که مرتضـیٰ‌لطفی گفت…

«در غربت مرگ بیمِ تنهایی نیست؛ یارانِ عــزیز، آن‌طـرف بیشترَند..» یارانِ عزیزِ ما… سهمِ ما دلتنگی‌ست!
«در غربت مرگ بیمِ تنهایی نیست؛ یارانِ عــزیز، آن‌طـرف بیشترَند..» یارانِ عزیزِ ما… سهمِ ما دلتنگی‌ست!

وقتی می‌خـونه «حالا که می‌روی، همراهِ جاده‌ها، برگرد و پس بده، تنهاییِ مرا…» تصویرِ ماشین‌های حامل تابوت‌هایِ پرچم در آغوش‌گرفته‌ای از جلویِ چشمم رد می‌شه که با هربار رفتن؛ تکه‌ای از قلبِ من هم رفت، هربار که تمامِ وجـودم بغض شد و لرزید و بارید و از عمقِ جان گفتم: اللَّهُمَّ إِنَّا لَا‌نَعْلَمُ مِنْهُم إِلَّا خَیْرا … از دی‌ماه ۹۸ تا اردیبهشت‌ماه ۴۰۳..

خدایا تو گفتـی؛ و گفتارت بر حق، و وعده‌ات درست است… [ فرمودی: ] از فضـلِ خدا بخواهـید که خدا به شما مهـربان است. ای آقای‌‌من! شأنِ تو فراتر از آن است که دستور به درخواست دهی و از بخشش خودداری کنی. تو با عطاهایت بر اهلِ مملکتت بسیار کریمی، و بر آنان با محبّت و رأفت، بسیار احسان کننده‌ای…
-امام‌سجاد(علیه‌السلام) -دعای ابوحمـزه ثمالـی.
و می‌دانم‌که تو برای امیدواران در جایگاهِ اجابتی..

تروریستِ کت‌شلواری شده‌ای که جدیداً دولتی بی‌انتخابات در سوریه تشکیل داده و آنکارد‌کرده در پوششِ یک دیپلمات به دیدارِ مقاماتِ
تروریستِ کت‌شلواری شده‌ای که جدیداً دولتی بی‌انتخابات در سوریه تشکیل داده و آنکارد‌کرده در پوششِ یک دیپلمات به دیدارِ مقاماتِ غربی می‌ره و از اون‌ور تویِ سوریه؛ مشغولِ دریدنِ گلو و شکم و سرهایِ مردم غیرنظامی‌ و تماشایِ بمباران سوریه توسطِ اسرائیله؛ با بابایِ تروریستش که سال‌ها پیش «ژنرالِ محبوبِ ایرانیِ دشمنِ تروریست‌هایِ تکفیری» رو در زمان و مکانی غیرجنگی ترور کرد و بعدتر هم از هیچ حمایتی از جنگ‌ و نسل‌کشی‌ و ترورها دریغ نکرد؛ دیدار کرد. البته بعد از این‌که بابای تروریستش مقادیرِ قابل‌توجهی پول از تماشاگرِ این صحنه -بن‌سلمان- دوشید؛ قبلاً هم گفته بود «عربستان باید پول بده! پولِ زیاد!» همون‌طور که سال ۱۹۸۷ گفته بود: «عربستان و دیگر کشورها همگی ماشین پول‌ساز هستند!» اونی‌که با تروریستِ سَربُرِ سابقه‌دارِ کت‌شلواری‌ دست می‌ده؛ پشتِ میکروفن گفت «ایران باید حمایتش رو از گروه‌های تروریستی برداره!» گزارشِ صحیح‌تر اینه. چون احتمالاً تا الان خودتحقیرها و غرب‌زده‌ها با دیدنِ این صحنه دچارِ تشنج شده باشن که «آه.خوش‌بحالت جولانیِ در مَعیتِ عمو دونالد! کاش ما هم اوصافِ بالا رو می‌داشتیم؛ ولی دست‌مون ترامپی می‌شد!»

از بین همهٔ عکس‌هایِ خندان و درحالِ مصاحبه و ارائهٔ گزارشِ‌کاری که تو غرفه بود؛ اینو برداشتم به یادگار. که بنویسم؛ «عکسِ کمتر
از بین همهٔ عکس‌هایِ خندان و درحالِ مصاحبه و ارائهٔ گزارشِ‌کاری که تو غرفه بود؛ اینو برداشتم به یادگار. که بنویسم؛ «عکسِ کمتر‌ دیده‌شده از سیدابراهیم ‌رئیسی. او که هم‌نشینی‌اش با کَپَرنشینان را هم مسخره ‌کردند. گفتند چقدر پوپولیستی! از سفرِ‌خارجی آمدی و بلافاصله رفتی لایِ گِل و خاکِ همراهِ جمعیتی سیل‌زده که دورت را گرفته‌اند که چه؟ رئیس‌جمهور باید کلاس داشته باشد! در سفرهایِ مردمی‌ات؛ پشتِ دیوار بسته، فقط با مدیران جلسه نگذاشتی که چه؟ حق‌ماموریت‌ دلاریِ دولتی‌ها را حذف کردی که چه؟ برادران‌ت را حتی اعضای دولت نمی‌شناختند که چه؟ روزهایت را با شنیدنِ صدایِ کارگر‌هایی گذراندی که از فرطِ‌ ناامیدیِ تعطیلی کارخانه‌هایشان می‌خواستند خودکشی کنند، که چه؟ کارگری درِ گو‌ش‌ت گفت “آقای رئیسی من می‌ترسم!” می‌ترسید باز هم کارخانهٔ احیاشده‌ش تعطیل شود؛ گفتی “تا من زنده‌ام نترسید” که چه؟ به دیدار ایتام رفتی و گفتی یا پُشتی‌ها را بردارید، یا برای بچه‌ها هم بگذارید؛ که چه؟ نگفتی خودت هم با دردِ یتیمـی بزرگ شدی که چه؟ عکسِ کمتر‌ دیده ‌شده از … می‌گویند بخشی از بدنِ آن‌هایی‌که در راهِ‌‌خدمت سوختند؛ هنوز در محلِ سقوط مانده.»

چندتا کتاب دربارهٔ شهید رئیسی تو نمایشگاهِ کتاب امسال هست؛
۱. رازِ پرواز / محمدمهدی اسلامی ۲. هارداسان/ مهدی رحیمی ۳. روایتِ رئیسی/ علی بهادری‌جهرمی ۴. برای خدا، برای مردم/ علی بهادری‌جهرمی ۵. یلدایِ اردیبهشت/ مجموعه داستان
ــــــــــــــــــــــــــــــــ یکی ‌گفت: اووه! کلاً سه‌سال رئیس‌جمهـور بود، این‌همـه کتاب براش نوشتن. یه نفر دیگه جواب داد: شاید برا اینکه سه‌سال‌ش اندازهٔ هشت‌‌سالِ بعضی‌ها می‌ارزید! قبل‌شم که تو قوهٔ‌ قضاییه و آستان و … خدمت می‌کرد. تازه ناراحتی نداره که. اگه بعضی‌هام انقدر خدمت کرده بودن؛ شما براشون بنویس. اصلاً یه خط بنویس.

«این‌روزهایِ خار در چشم و استخوان در گلو..»

رهبرِ‌انقلاب امروز در جریانِ دیدار با کارگران گفتن:
«برگرداندنِ تعدادِ زیادی از کارخانه‌های تعطیل و یا نیمه‌تعطیل در دولت شهید ‌رئیسی یکی از افتخاراتِ این شهید عزیز است…» ۱۴۰۴/۲/۲۰.
قبلاً صحبت‌هایِ کارگران کارخانهٔ هپکو رو دیدید… کارخانهٔ احیاشدهٔ کشتی‌سازی بندرعباس هم یکی از اون هزاران کارخانه‌ایه که به لطفِ‌خدا و همّتِ شهید رئیسی احیا شد و حالا کارگران‌ش در یادبودِ شهید؛ عزاداری می‌کنن.‌ کارگرِ این کارخانه می‌گه: «سال ۹۷… کمرِ این کارخونه شکست، هروقت صحبتِ این می‌شد که به این کارخونه کمک کنید؛ فقط می‌گفتن تخریب… با کاری‌که رئیس‌جمهورِ شهیدِ ما انجـام دادن؛ تولیدِ این کارخـونه به ۱۰۰٪ تولید رسید…» چقدر تفاوت هست بینِ کار‌کردن و اَدا درآوردن…

- درحالی‌که دورِ جدید مذاکرات غیرمستقیم داره شروع می‌شه؛ ویتکاف گفته «خط‌قرمز ما اینه که غنی‌سازیِ ایران به صفر برسه و تاسیساتِ غنی‌سازی ایران برچیده بشه.» و همزمان اینجا عده‌ای فکر می‌کنن امریکا که همچین نیست؛ نه بابا. امریکایِ گوگولی رو اسرائیل تطمیع می‌کنه! وگرنه خودش به تنهایی خیلی مِلو، صورتی، گل‌گلی و نازه. امریکایِ صلح‌طلبِ متعهد. باورنکردنیه؛ از وقتی این مواضعِ تکراریِ ویتکاف منتشر شده؛ یه عده فارسی‌زبانِ داخلی دارن به مخاطب القا می‌کنن که اصلاً ایران نمی‌تونه غنی‌سازیِ بلندمدت داشته باشه و همون بهتر که جمعش کنیم. امریکا حتی اگه علناً دستورِ جذب سرباز می‌داد هم نمی‌توست سربازانی بهتر از این جماعت پیدا کنه. عادی‌سازیِ استعمارِ مستقیم و غیرمستقیم یعنی همین! غنی‌سازی، صنعت‌هسته‌ای، تسلیحات دفاعی و … همهٔ اینا حاصل زحمات دانشمندانِ ایرانیه که خیلی‌هاشون در این راه جون‌شون رو دادن؛ اساساً زیاده‌خواهیِ امریکا در این زمینه‌ها تفاوتی با تغییرِ هویّت و نام خلیج‌فارس نداره. اما ماجرایِ گوش به فرمان‌هایِ داخلیِ استعمارِ خارجی همونه که بالاتر گفته شد؛ نفت ماده‌ای سیاهِ بدبو و ‌به‌درد نخوره؛ بدیم بره. امروز هسته‌ای، بعدتر موشکی، بعدتر تمامیتِ ارضی و هویّتِ‌ملی هم همین‌طور. البته که در عمل چنین اتفاقاتی نخواهد افتاد! اما نفوذِ موریانه‌وارِ تفکّرِ استعمارطلبــی از زبانِ این تریبون‌هایِ فارسی‌زبان رو باید جدی گرفت.

- درحالی‌که دورِ جدید مذاکرات غیرمستقیم داره شروع می‌شه؛ ویتکاف گفته «خط‌قرمز ما اینه که غنی‌سازیِ ایران به صفر برسه و تاسیساتِ غنی‌سازی ایران برچیده بشه.» و همزمان اینجا عده‌ای فکر می‌کنن امریکا که همچین نیست؛ نه بابا. امریکایِ گوگولی رو اسرائیل تطمیع می‌کنه! وگرنه خودش به تنهایی خیلی مِلو، صورتی، گل‌گلی و نازه. امریکایِ صلح‌طلبِ متعهد. باورنکردنیه؛ از وقتی این مواضعِ تکراریِ ویتکاف منتشر شده؛ یه عده فارسی‌زبانِ داخلی دارن به مخاطب القا می‌کنن که اصلاً ایران نمی‌تونه غنی‌سازیِ بلندمدت داشته باشه و همون بهتر که جمعش کنیم. امریکا حتی اگه علناً دستورِ جذب سرباز می‌داد هم نمی‌توست سربازانی بهتر از این جماعت پیدا کنه. عادی‌سازیِ استعمارِ مستقیم و غیرمستقیم یعنی همین! غنی‌سازی، صنعت‌هسته‌ای، تسلیحات دفاعی و … همهٔ اینا حاصل زحمات دانشمندانِ ایرانیه که خیلی‌هاشون در این راه جون‌شون رو دادن؛ اساساً زیاده‌خواهیِ امریکا در این زمینه‌ها تفاوتی با تغییرِ هویّت و نام خلیج‌فارس نداره. اما ماجرایِ گوش به فرمان‌هایِ داخلیِ استعمارِ خارجی همونه که بالاتر گفته شد؛ نفت ماده‌ای سیاهِ بدبو و ‌به‌درد نخوره؛ بدیم بره. امروز هسته‌ای، بعدتر موشکی، بعدتر تمامیتِ ارضی و هویّتِ‌ملی هم همین‌طور. البته که در عمل چنین اتفاقاتی نخواهد افتاد! اما نفوذِ موریانه‌وارِ تفکّرِ استعمارطلبــی از زبانِ این تریبون‌هایِ فارسی‌زبان رو باید جدی گرفت.