es
Feedback
کانال تخصصی اقتصاد

کانال تخصصی اقتصاد

Ir al canal en Telegram

معرفی و بهره گیری از علم اقتصاد، همراه با تحلیل اقتصاد ایران و جهان

Mostrar más
8 540
Suscriptores
-224 horas
+117 días
+2630 días
Archivo de publicaciones
🔻 مکانیسم محاسبه خط فقر مطلق 🔺 دکتر محمدرضا منجذب فقر مطلق، مفهوم دیگری از نابرابری در درآمدها است که به درآمدی پایین‌تر از درآمد لازم برای تأمین نیازهای اساسی یعنی غذا، لباس و سرپناه گفته می‌شود. ممکن است موارد دیگری به این نیازهای اصلی اضافه شود، همان طور که در بنگلادش، نپال، کنیا، تانزانیا، مراکش و اندونزی صورت گرفت. بانک جهانی از یک تعریف مبتنی بر مطالعات اقتصاددانانش یعنی اهلاوالیا و کارتر استفاده کرده است که در آن نیاز غذایی روزانه یک فرد به عنوان خط فقر پایینی در نظر گرفته شده است که میزان آن 2250 کالری در روز است. روش معمول در محاسبه خط فقر مطلق، تخمین زدن یک سبد غذایی ضروری است که برای سلامت جسمی خانوار ضروری است. از آنجا که در بسیاری از مناطق محروم و در اکثر کشورهای درحال توسعه، وضعیت فقرا به گونه‌ای است که حتی نیازهای اولیه خوراکی آنها نیز به‌ طور کامل برآورد نشده و بسیاری از مردم با سوءتغذیه دست و پنجه نرم می‌کنند، خط فقر مطلق مبنای محاسبه خود را بر نیازهای اساسی تغذیه‌ای قرار می‌دهد تا سیاستگذار بداند و مطمئن باشد که هرکس بالای خط فقر مطلق قرار گرفت، تا آن حد توانایی دارد درکنار تامین نیازهای غیر غذایی، از تغذیه کافی و لازم نیز برخوردار شود. روش معمول در محاسبه خط فقر مطلق، تخمین زدن یک سبد غذایی لازم است که برای سلامت جسمی خانوار ضروری است. پس از تعیین هزینه‌های این سبد غذایی (مطابق با ملاحظات و الگوی مصرف غذایی و غیرغذایی جامعه مورد نظر)، مبلغی نیز به عنوان هزینه‌های غیرغذایی به هزینه سبد غذایی اضافه می‌شود تا خط فقر مطلق به دست‌آید. برای محاسبه خط فقر مطلق، از هزینه سبد غذایی ذیل به عنوان مبنا استفاده می‌شود. این سبد در سال ١٣٨٤ توسط دفتر تغذیه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به عنوان سبد مطلوب غذایی برای یک بزرگسال تعریف شده است که حاوی ٢١٠٠ کیلوکالری در روز بوده و علاوه بر کالری مورد نیاز یک بزرگسال، سایر ریزمغذی‌های لازم برای سلامتی فرد را نیز داراست. اگر اعداد فوق را در قیمت آنها ضرب کنیم خط فقر شدید به دست می‌آید یعنی درآمدی که فرد باید داشته باشد تا نیاز خوراکی آن تامین شود. افرادی که کمتر از این مقدار دارند حتی اگر همه درآمد خود را صرف تامین خوراکی کنند نمی‌توانند به نخستین نیاز فیزیولوژیک خود پاسخ بدهند. گام بعد برای تکمیل خط فقر افزودن هزینه‌های غیرخوراکی به هزینه خوراکی است که روش‌های مختلفی برای آن وجود دارد. از جمله روش‌های متداول و راحت استفاده از معکوس ضریب انگل است که به روش اورشانسکی معروف است. بنابه تجربه ثابت شده است که در دهک‌های مختلف معمولا خانوارها نسبت ثابتی از درآمد خود را به خوراک اختصاص می‌دهند. خط فقر خانوارها از لحاظ اندازه، ترکیب سنی، میزان تحصیلات و سایر مشخصات متفاوتند و انتظار می‌رود که خانوارها تحت تاثیر این خصوصیات متفاوت، الگوی مصرف متفاوتی نیز داشته باشند. باید توجه داشت که اثر این خصوصیات بر الگوی مصرفی خانوارها مانند تغییر قیمت‌ها و تغییر درآمد خانوارها حایز اهمیت است. چنانچه بخواهیم برای مقایسه رفاه خانوارها از اطلاعات موجود خانوارها بدون در نظر گرفتن بعد و ترکیب خانوارها استفاده کنیم، در واقع تمایزی بین خانوارها قایل نشده‌ایم و این مساله خطای زیادی را وارد محاسبات می‌کند. برای مقایسه رفاه خانوارها با توجه به تفاوت‌هایی که در ویژگی خانوارها وجود دارد؛ از جمله تفاوت در بعد و ترکیب سنی اعضای خانوارها لازم است که با استفاده از روش‌هایی این تفاوت‌ها را به عامل مشترک تبدیل کنیم تا امکان مقایسه رفاه خانوارها فراهم ‌آید. به ‌طوری که قادر باشیم به عنوان مثال مخارج دو خانوار با بعد چهار نفر را که اولی شامل چهار بزرگسال و دومی دو بزرگسال و دو کودک است با هم مقایسه کنیم. در بعضی از مطالعات در اندازه‌گیری رفاه و فقر، برای تبدیل رفاه خانوار به رفاه فردی، مخارج کلی خانوار را به تعداد افراد موجود در خانوار تقسیم می‌کنند و سپس مخارج کلی سرانه را به عنوان اندازه رفاه هر عضو خانوار در نظر می‌گیرند. در این روش فرض می‌شود همه اعضای خانوار سهم یکسانی از مخارج دریافت می‌کنند. این در حالی است که در حالت عادی فرزندان در مقایسه با بزرگسالان به مراتب کمتر نیازمند کالاهای خاصی هستند. همچنین این امکان وجود دارد که از زندگی دسته جمعی با یکدیگر صرفه‌هایی در مقیاس به وجود ‌آید؛ به این علت که اعضای خانواده از مصرف اعضای دیگر خانواده منتفع می‌شوند. /متن کامل در تعادل ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌https://t.me/drmonjazeb

♻️ سوال یک نوجوان از وارن بافت و پاسخ جالب وی (نشان از توسعه یافتگی)

🔺 نابرابری؛ باد در بادبان پوپولیسم راستگرا اخیراً یادداشتی از جوزف استیگلیتز؛ برندۀ نوبل اقتصاد، با عنوان «نجات سیاست دموکراتیک جهانی مستلزم اصلاحات گستردۀ اقتصادی است» در گاردین منتشر شده که بخش‌هایی از آن را در ادامه می‌خوانید: در سال‌های اخیر شواهد زیادی از عقب‌نشینی دموکراسی و ظهور اقتدارگرایی وجود دارد؛ از ویکتور اوربان نخست‌وزیر مجارستان تا ژایر بولسونارو در برزیل و دونالد ترامپ در آمریکا فهرست روبه‌رشدی از مستبدان بالقوه داریم که شکل عجیبی از پوپولیسم راستگرایانه را رهبری می‌کنند. آنها هرچند وعدۀ حفاظت از شهروندان عادی و حفظ ارزش‌های دیرینۀ ملی را می‌دهند، اما در عمل سیاست‌هایی را دنبال می‌کنند که از ارزش‌های مهمل و قدرتمند قدیمی دفاع می‌کند. یکی از موارد برجسته رشد نابرابری است؛ مشکلی که از سرمایه‌داری نئولیبرال نشئت می‌گیرد و از بسیاری جهات با فرسایش دموکراسی در ارتباط است. نابرابری اقتصادی بی‌تردید به نابرابری سیاسی منجر می‌شود. در کشوری مانند آمریکا که عملاً هیچ محدودیتی برای مشارکت در کارزارهای انتخاباتی وجود ندارد، «یک نفر یک رأی» به «یک دلار یک رأی» تبدیل شده است. این نابرابری سیاسی هم خودش را تقویت می‌کند و هم به سیاست‌هایی می‌انجامد که نابرابری اقتصادی را تشدید می‌کند. سیاست‌های مالیاتی به نفع ثروتمندان است، نظام آموزشی به نفع افراد دارای امتیاز است، مقررات‌گذاری ناکافی در زمینۀ انحصارزدایی موجب می‌شود تا شرکت‌ها بتوانند قدرت انحصاری برای بهره‌برداری از بازار داشته باشند. ازآنجاکه رسانه‌ها نیز تحت سلطۀ شرکت‌های خصوصی هستند، بسیاری از گفتمان‌های جریان اصلی همان روندها را تقویت می‌کنند و مدت‌هاست به مخاطبان گفته می‌شود مالیات بر ثروتمندان به رشد اقتصادی آسیب می‌زند و مالیات بر ارث مالیات بر مرگ است! اخیراً رسانه‌های اجتماعی هم به رسانه‌های سنتی ملحق شده‌اند و براساس قوانین آمریکا محدودیت و مسئولیت کمتری هم در ازای اطلاعات نادرستی که منتشر می‌کنند دارند. در چنین شرایطی از سرمایه‌داری غیرپاسخگو آیا باید تعجب کرد که بسیاری از مردم به انباشت فزایندۀ ثروت با سوءظن می‌نگرند؟ این احساس فراگیر مبنی‌بر اینکه دموکراسی نتایج ناعادلانه‌ای به همراه داشته، اعتماد به دموکراسی را تضعیف کرده است. این بحثی قدیمی است. ۷۵ سال پیش بسیاری به این فکر می‌کردند که آیا دموکراسی‌ها می‌توانند به سرعت رژیم‌های استبدادی رشد کنند. امروزه بسیاری این سؤال را می‌پرسند که کدام نظام سیاسی وضعیت منصفانه‌تری را ارائه می‌کند. مسئله این است که این بحث‌ها در دنیایی در حال گسترش است که در آن افراد بسیار ثروتمند ابزارهایی برای شکل‌دادن به تفکر ملی و جهانی دارند؛ حتی با دروغ‌های آشکار. یکی از پیامدهای چنین وضعیتی، تشدید قطبی‌سازی سیاسی است که ذیل آن مخاطرات آنقدر زیاد و بزرگ به نظر می‌رسند که دیگر اعتمادی به چیزی نیست و به‌جای جستجوی زمینه‌های مشترک، صاحبان قدرت از ابزارهایی که در اختیار دارند برای تثبیت مواضع خود استفاده می‌کنند. بهترین عملکرد دموکراسی‌ها در وضعیتی است که مخاطرات ادراک‌شده نه خیلی کم و نه خیلی زیاد باشد چون در غیر این حالت‌ها مردم نیازی به مشارکت احساس نمی‌کنند. آمریکا مدتها است که توانسته موقعیت خود را به‌مثابه چراغ دموکراسی حفظ کند. هرچند همیشه دورویی‌هایی هم وجود داشته است؛ از صمیمیت رونالد ریگان با آگوستو پینوشه، تا ناتوانی جو بایدن در فاصله‌گرفتن از عربستان و محکوم‌کردن تعصبات ضدمسلمانان در دولت نارندرا مودی در هند، اما مجموعه‌ای از ارزش‌های مشترک سیاسی را حفظ کرده است. امروزه نابرابری‌های اقتصادی و سیاسی آنقدر زیاد شده که بسیاری از مردم دموکراسی را رد می‌کنند. این زمینۀ مناسبی برای اقتدارگرایی به‌ویژه نوعی از پوپولیسم راستگرا است که امثال ترامپ و بولسونارو نمایندگی می‌کنند، اما اینها نشان داده‌اند که نه‌تنها پاسخی برای آنچه رأی‌دهندگان ناراضی می‌خواهند ندارند، بلکه سیاست‌هایی دارند که وقتی به قدرت می‌رسند وضع را بدتر می‌کنند.  با اصلاحات درست، دموکراسی‌ها می‌توانند فراگیرتر و پاسخگوتر به شهروندان شوند. اما نجات سیاسی ما مستلزم اصلاحات اقتصادی گسترده‌ای است. ما تنها زمانی می‌توانیم بهبود رفاه شهروندان را به‌طور عادلانه‌تری پیش ببریم و باد را از بادبان پوپولیست‌ها دور کنیم که سرمایه‌داری نئولیبرال را رها کنیم و در ایجاد رفاه مشترک عملکرد بهتری داشته باشیم.

💠 زخم ناسور بازماندگی از تحصیل ✍️دکتر رضا امیدی ♈️ اخیراً در روزنامۀ شرق گزارش مفصلی دربارۀ بازماندگی از تحصیل به قلم مریم لطفی منتشر شده است. در این گزارش ضمن بررسی گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس دربارۀ بازماندگی از تحصیل، با برخی فعالان و صاحبنظران اجتماعی گفتگو، و همچنین ابعاد حقوقی این مسئله در چارچوب قوانین و پیمان‌نامه‌های مرتبط با حقوق کودکان بررسی شده است. براساس این گزارش در سال تحصیلی ۱۳۹۶-۱۳۹۷، ۵۸ درصد از کودکان بازمانده از تحصیل در بازه سنی شش تا ۱۱ سال، مربوط به پنج دهک درآمدی اول هستند. همچنین در گزارشی دیگر از وزارت تعاون، کار، و رفاه اجتماعی در سال ۱۳۹۹ حدود ۷۰ درصد از کودکان بازمانده از تحصیل در دهک یک تا پنج قرار دارند.  [دسترسی به متن کامل گزارش] بخش‌هایی از گزارش که مربوط به گفتگو با کلثوم بزی؛ فعال اجتماعی در سیستان‌وبلوچستان، است را در ادامه می‌خوانید: ♈️ در برخی از روستاها محل اقامتی برای معلمان زن در نظر گرفته نشده است و آنها نمی‌توانند اتاق یا پانسیونی را اجاره کنند. همین موجب می‌شود معلمان زن در روستاها وجود نداشته باشند و اساساً در مدارس متوسطۀ یک و دو صرفاً معلمان مرد حضور دارند. به همین دلیل خانواده‌ها اجازه نمی‌دهند دخترانشان در مدارسی درس بخوانند که معلم آنجا مرد باشد و طبیعتاً دختران این مناطق از تحصیل باز‌می‌مانند. ♈️ نبودن مدرسه به‌ویژه متوسطۀ یک و دو در برخی دیگر از نقاط استان سیستان‌و‌بلوچستان دلیل مهم دیگری برای ترک تحصیل دانش‌آموزان این استان است بچه‌ها برای اینکه بتوانند درس بخوانند باید مسافتی طولانی طی کنند. سیستان‌و‌بلوچستان استانی بسیار وسیع است و فاصله روستاها و شهرها از همدیگر زیاد است. به همین دلیل با وجود ساخت برخی مدارس باز هم روستاهای زیادی هستند که مدرسه ندارند. همین طی مسافت برای رسیدن به مدرسه در یک روستا یا شهر دیگر موجب ترک تحصیل آنها می‌شود؛ چون معمولاً وسیلۀ نقلیه مناسبی نیست، هوا گرم است و پیاده‌روی طولانی ممکن نیست. این عامل تنها مختص دختران نیست و برخی پسران هم به دلیل دوری مدرسه مجبور به ترک تحصیل می‌شوند. ما در روستای توتان دبیرستان دخترانه‌ای ساختیم و گفتیم یک نوبت آن به پسران اختصاص پیدا کند، اما آموزش و پرورش این مجوز را به ما نداد. فاصلۀ این روستا تا روستای بنت که در آنجا مدرسۀ متوسطه برای پسران وجود دارد، ۸۰ کیلومتر است و پسران هم برای همین دوریِ راه قید رفتن به مدرسه را می‌زنند. ♈️حتی مدارس متوسطۀ اول هم در خیلی از روستاهای اطراف وجود ندارد؛ مدرسۀ متوسطۀ دوم برای پسران در کل دهستان وجود ندارد. به همین دلیل در این مقطع تعداد زیادی از پسران ترک تحصیل می‌کنند و برای کار می‌روند استان هرمزگان. البته ناگفته نماند که فقر مالی خانواده‌ها هم دلیل دیگری است که به کار کودکان در این مناطق دامن می‌زند. ♈️ باطل‌کردن برخی شناسنامه‌ها موضوع مهم و البته جدیدی است که در استان سیستان‌و‌‌بلوچستان منجر به ترک تحصیل کودکان می‌شود. هم این مسئله و هم قوانینی که گاهی وضع می‌شود، سد دیگری در مسیر تحصیل کودکان است. مثلاً اعلام می‌شود کودکان اتباع در صورت نداشتن برخی مدارک اجازۀ ادامه تحصیل ندارند. خیلی‌ از کودکان این مناطق ممکن است ایرانی باشند، اما با کارت اتباع درس می‌خوانند. عده‌ای به دلایل متعدد شناسنامه‌شان باطل شده و دیگر امکان ثبت‌نام در مدارس را ندارند. ♈️ تفاوت زبان عامل مهم دیگری است. این کودکان امکان اینکه تلویزیونی داشته باشند تا از طریق آن آموزش به زبان رسمی را ببینند و یاد بگیرند ندارند. حتی این امکان را ندارند که با کسانی که فارسی صحبت می‌کنند، نشست و برخاست داشته باشند. یکباره به مدرسه می‌روند و کودکانی که همیشه زبان بلوچی را شنیده‌اند و با آن صحبت کرده‌اند باید فارسی یاد بگیرند. بنابراین کیفیت آموزش معلمان در بحث زبان بسیار مهم است. معلمان تازه‌کاری که در پایه‌های اول حوصله و توان کافی برای آموزش ندارند و برای قبولی نمره‌های کاذب به بچه‌ها می‌دهند، عامل مهمی در کم‌سوادی این دانش‌آموزان هستند. ما حتی دیپلمه‌هایی داریم که نمی‌توانند بخوانند و بنویسند. چون با همین کیفیت آموزش نمره گرفته‌اند و بالا آمده‌اند. این کیفیت پایین آموزش چرخۀ باطلی برای ترک تحصیل دانش‌آموزان فراهم می‌کند. ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

📸 سرانه مالیات مقطوع (تبصره ماده ۱۰۰) برخی از اصناف و صاحبان مشاغل منتخب
📸 سرانه مالیات مقطوع (تبصره ماده ۱۰۰) برخی از اصناف و صاحبان مشاغل منتخب

آیا رشد ایران امکان پذیر است؟ ✍️دکتر محمود سریع القلم اگر کشوری درآمد نداشته باشد، نه از نظر فرهنگی و نه از نظر اجتماعی رشد نمی‌کند؛ همچنین از اعتبار بین‌المللی لازم نیز برخوردار نخواهد بود. رشد و توسعه اقتصادی، علم است مانند علم پزشکی. اگر پزشکانی از کشورهای نیجریه، کانادا، بنگلادش یا فنلاند در یک جا جمع شوند، و در رابطه با بنیان های سلامت انسان صحبت کنند، احتمالا 90 درصد صحبت‌های آنها یکی است. چرا؟ چون پزشکی علم است. توسعه و حکمرانی نیز علم هستند. به همین دلیل، توسعه پیدا کردن یک تصمیم است؛ زیرا کشوری، یا جامعه ای که تصمیم به توسعه بگیرد، باید کارهایی را انجام دهد. اگر آن کارها را انجام داد توسعه پیدا می کند چگونه درآمد سرانه چین از 200 دلار در عرض 25 سال به 10 هزار دلار افزایش یافت، اقتصاد دوم جهان شد و GDP 18 تریلیون دلاری را به خود اختصاص داد؟ هیچ کشوری در دنیا نیست که حداقل 20 درصد از تجارت خارجی‌اش با چین نباشد؛ این رقم در ارتباط با برخی کشورها تا 85 درصد هم می رسد. رویداد بسیار مهمی که در چین و همچنین ترکیه و مکزیک شاهد بودیم این بود که حاکمیت، مدیریت را از مالکیت جدا کرد. امروز در چین 82 درصد مالکیت اقتصادی نزد افراد و بنگاه‌هاست، این را مقایسه کنید با زمان مائو که همه امور در اختیار حکومت بود در مقایسه با چین، در روسیه فردی به نام «خدورکوفسکی» بعد از فروپاشی شوروی با ابداعات خود در صنعت نفت، شرکتی را با گردش مالی 2 میلیارد دلاری تاسیس کرد. حکومت به او گفت بدون اجازه‌اش، ثروتمند شده است. پرداختن مالیات جای خود دارد، باید با کرملین شریک شود. این شخص قبول نکرد و پیامدش، به عنوان فاسد دستگیر شد، مدت ها در زندان بود و در آخر تبعید شد. آخرین باری که یک کالای روسی مصرف کردید کی بود و آخرین باری که کالای چینی مصرف کردید کی بود؟ روسیه علیرغم اینکه 150 سال است برای رشد و توسعه اقتصادی تلاش می کند اما به دلیل عدم تصمیم گیری در باره جدا سازی دولت از مالکیت، به همین میزان عقب هستند. انگلیس 350 سال پیش، ژاپنی‌ها 170 سال پیش، چینی‌ها و هندی‌ها 25 سال پیش این تصمیم را گرفتند. سال 1985 در عربستان، مرکزی به نام مرکز پادشاه عبدالله در تکنولوژی و علم تاسیس شد. طی سال‌ها، 6600 نفر در STEM (Science, Technology, Engineering and Mathematics) نیرو تربیت کردند. 3 نفر از روسای موسسه مذکور، یکی رئیس دانشگاه سنگاپور بوده است. او کیست؟ دانشگاه ملی سنگاپور رتبه 44 جهان را دارد؛ بهترین رتبه های جهانی دانشگاه‌های ایران در حدود 500 یا 600 است. نفر بعدی رئیس دانشگاه Caltech آمریکا و از بزرگترین مراکز تکنولوژی جهان است. ریاست او، به معنای آورده ای متراکم از شبکه ای سرشار از تجربه و مناسبات است. رئیس سوم کیست؟ رئیس دانشگاه علم و تکنولوژی هنگ ‌کنگ. او با اغلب اشخاص و همه موسسات آی تی و هوش مصنوعی شرق آسیا ارتباط دارد. مشاهده می‌کنیم که نظام نخبگانی عربستان، آمادگی استفاده از تخصص را داشتند. این موضوع در مورد امارات و قطر هم صدق می کند. آنان نیز بهترین‌ها را آوردند. به خاطر دارم زمانی با رئیس دانشگاه عبدالعزیز عربستان صحبت می کردم. به او گفتم چرا دانشگاه شما مقطع دکترا ندارد؟ گفت برای برگزاری مقطع دکترا هنوز آمادگی ندارند زیرا دکترا فقط کتاب خواندن نیست. گفت وقتی شما در دانشگاهی مثل کمبریج راه می روید، احساس می کنید 800 سال سابقه دارد. استادان چنین دانشگاهی، در مقطع تحصیلی دکترا، در 20 دانشگاه مختلف دنیا تدریس کرده، 7هزار کتاب خوانده، تجربه در صنعت دارد، و مشاور 50 نفر آدم بزرگ در دنیا بوده است؛ چنین متخصصانی را ما نداریم. ما در بهترین شرایط کنونی، می‌توانیم در مقطع لیسانس دانشجو بپذیریم، و بعد از فارغ التحصیلی آنان را به بهترین دانشگاه های دنیا می فرستیم. کما اینکه عربستان الان 60 هزار نفر دانشجو در بهترین دانشگاه‌های آمریکا دارد از جمله 10 هزار نفر در انگلستان، و مابقی در فرانسه، آلمان و چند کشور دیگر هستند. یکی از شکاف‌هایی که بین ما و اعراب خلیج فارس در بیست سال آینده وجود خواهد داشت، شکاف عمیق تخصصی خواهد بود. حوزۀ علم در ایران در حداقل ارتباطات جهانی خود است. ویتنام یک کشور کمونیستی، امارات یک کشور پادشاهی، اندونزی نیمه دمکراتیک، و سنگاپور اقتدارگراست، اما همه دارند پیشرفت می‌کنند. در نهایت در می‌یابیم، از نظر علمی، رشد و توسعه اقتصادی خیلی ارتباطی با ماهیت یک نظام سیاسی ندارد، ماهیت نظام سیاسی، هر حالتی می تواند داشته باشد، اما آنچه مهم است باید بررسی شود آیا تصمیم گیری‌های نخبگان یک کشور در راستای افزایش ثروت ملی هست یا نه؟

📹 برنامه توسعه پهلوی دوم علت انقلاب بود ▫️در بررسی روند شکل گیری انقلاب 1357 نظریه‌های زیادی وجود دارد. به نظر کارشناسان تمام عواملی که توسط متخصصین حوزه‌های مختلف بیان می‌شود درست است و انقلاب اسلامی حاصل زنجیره‌ای از عوامل مختلف بوده است. ▫️محمد قاسمی،اقتصاددان هم علت وقوع انقلاب را از دیدگاه خود بیان کرد. از نظر او برنامه توسعه‌ای که محمدرضا پهلوی تصمیم به تنظیم و اجرای آن گرفت از مهم‌ترین عوامل شکل گیری انقلاب 57 بود.

🔴 بن سلمان: من باور دارم خاورمیانه اروپای جدید خواهد بود. ۵ سال دیگه عربستان کشوری کاملا متفاوت خواهد بود. 💢 بحرین، کویت و قطر هم. رستاخیر ۳۰ سال آینده در خاورمیانه است. 📌این جنگ سعودیست. این جنگ من است. من میخواهم قبل از آنکه از دنیا برم، خاورمیانه رو در صدر دنیا ببینم.

🔴دکتر همتی: نه تنها بدهی دولت به بانک مرکزی کاهش نیافته، بلکه به میزان قابل توجهی افزایش داشته است 💬عبدالناصر همتی با انتشار یادداشتی نوشت: جناب آقای رئیسی حتماً به جنابعالی نیز گزارش داده‌‌اند که خالص بدهی دولت به بانک مرکزی از شهریور ۱۴۰۰ تا فروردین ۱۴۰۲، ۱۳۷همت کاهش داشته است! نمی‌دانم، آیا گزارش و توضیحات کامل را هم به شما داده‌اند یا نه ؟ خوب است جنابعالی از مسئولین محترم اقتصادی بخواهید حداقل به مردم اطلاعات کامل ارائه داده و تفسیر یک بعدی و ناقص که قطعاً از دید کارشناسان پنهان نمی‌ماند،ارائه ندهند. از معدود گزارش‌های منتشره بانک مرکزی مشخص است: اولاً- منفی شدن خالص بدهی بخش دولتی نه به خاطر کاهش بدهی دولت، بلکه عمدتاً به خاطر انتقال سپرده‌های شرکتهای دولتی از بانک‌های تجاری به حساب خزانه نزد بانک مرکزی است ، چرا که در مدت یاد شده بدهی مستقیم دولت به بانک مرکزی ۸۲ همت نیز اضافه شده است. بخش مهمی از اضافه برداشت سنگین بانک‌ها از بانک مرکزی در این مدت نیز ناشی از همین انتقال سپرده‌های شرکت‌های دولتی از بانک‌های تجاری به بانک مرکزی است که به موجب قانون انجام شده است. ثانیاً - افزایش مانده ناشی از عملیات بازار باز -ریپو - ( که همانا واگذاری اوراق بدهی دولت و به عبارتی بدهی غیر مستقیم دولت به بانک مرکزی است ) در مدت یاد شده ۱۱۵ همت افزایش داشته است. ثالثاً- خالص دارایی‌های خارجی که ناشی از خرید (تسعیر) ارزهای دولت در خارج کشور است، نیز ۱۵۸ همت زیادتر شده است که تأمین کسری دولت و در واقع چاپ پول می‌باشد. در واقع، کاهش خالص بدهی بخش دولتی به بانک مرکزی، از شهریور ۱۴۰۰ تا فروردین ۱۴۰۲، به میزان ۱۳۷ همت، به معنای کاهش بدهی دولت به بانک مرکزی نمی‌باشد و نه تنها بدهی دولت به بانک مرکزی کاهش نیافته، بلکه در مدت یاد شده، به انواع روش‌های مختلف مستقیم و غیر مستقیم و برداشت از حساب دستگاه‌های دولتی نزد بانک مرکزی ، بدهی دولت به بانک مرکزی به میزان قابل توجهی، افزایش داشته است. البته درخصوص روند بدهی دولت در ۵ ماه گذشته اطلاعاتی منتشر نشده است.

ارزبری خودروهای داخلی از ۱۲۰۰ دلار تا ۲۳ هزار دلار ◻️بهانه کمبود ارز در حالی به پرچم مخالفت با واردات خودرو تبدیل شده است که برخی از خودروهای مونتاژی بیش از ۲۳ هزار دلار ارزبری دارند و در مجموع حدود پنج میلیارد دلار در سال گذشته ارز ارزان گرفته‌اند. این در حالی است که موافقان واردات خودرو معتقدند با عددهایی حول و حوش ۲۵ هزار دلار می‌توان خودروهایی به مراتب با کیفیت بالاتر وارد کرد.

♻️ مرگ تدریجی یک رویا/سالار صفایی این نمودار نسبت GDP چین به آمریکا را نشون میده.....خیلی ها انتظار داشتند تو سال های آینده چ
♻️ مرگ تدریجی یک رویا/سالار صفایی این نمودار نسبت GDP  چین به آمریکا را نشون میده.....خیلی ها انتظار داشتند تو سال های آینده چین ابرقدرت اقتصادی بشه (مثل پیش بینی اشتباه  زمستون سخت برای اروپا) ......ولی همون طور که می بینیم نمودار نزولی شده...... و رویای امپراطوری اقتصادی چشم بادومی ها رو به افوله...تنها چیزی که چین را میتونه تو این جدول بالا ببره یه کرونا یا پاندمی دیگه یا درگیر شدن آمریکا تو یه جنگ فرسایشیه...... ...نه به این خاطر که چین رشدش میره بالا، بلکه به این خاطر که سرعت اقتصاد آمریکا تو پاندمی یا جنگ فرسایشی به شدت میاد پایین... راستی سویه جدید کرونا هم اومده تا حدی که همسر بایدن هم کرونا گرفته.(شروع دوباره بازی چشم بادومی ها؟!)

🔻 بدون حل ناترازی‌ها، مهار تورم امکان‌پذیر نیست 🔺 دکتر وحید شقاقی: هم‌اکنون کشور ما با ناترازی‌های عدیده‌ای مواجه شده است که برخی سابقه طولانی‌مدت و برخی سابقه کوتاه‌مدت دارد. شقاقی می‌افزاید: بدون حل ناترازی‌های اقتصاد ایران، امکان مهار تورم وجود ندارد. بر این اساس، برای آینده ایران در برنامه هفتم که معطوف به ۵ سال پیش رو است، باید یک اندیشه نوین در حکمرانی اقتصادی صورت گیرد. البته دولت سیزدهم تلاش‌هایی دارد، ولی به نظر من مسایل و چالش‌ها و ابرچالش‌های فرارو بسیار فراتر از میزان تلاش‌های دولت سیزدهم است. وی عنوان می‌کند: در مجموع سرعت تشدید ناترازی‌های اقتصاد کلان در ایران، از سرعت اقدامات و ساخت اقتصاد ایران پیشی گرفته است. این را در همه حوزه‌ها می‌بینیم. برای مثال، سرعت استهلاک زیرساخت‌ها از سرمایه‌گذاری پیشی گرفته، یا سرعت تخریب اقتصاد کلان از سرعت ساخت اقتصاد کلان پیشی گرفته است. این خیلی خطرناک است. این کارشناس اقتصادی تصریح می‌کند: من خواهش می‌کنم برنامه هفتم واقع‌بینانه و مبتنی بر شرایط کنونی ایران و کشورهای منطقه و نیز مبتنی بر آسیب‌شناسی درست از علل ابرچالش‌های اقتصاد ایران تنظیم شود. شقاقی توضیح می‌دهد: در حوزه تورم، واقعیت این است که ایران جزو ۵ کشوری است که بالاترین تورم‌ها را داشته است. ما هم یک تورم بلندمدت ۲۰ درصدی داشتیم و هم در ۵ سال اخیر، میانگین تورم بالای ۴۰ درصد بوده است. بخشی از تورم به واسطه تحریم‌ها بوده، ولی بخشی نیز به واسطه ساختارهای معیوب اقتصاد ایران بوده است. در مجموع تداوم وضعیت کنونی در حوزه تورم، امکان‌ناپذیر است و همین موضوع می‌تواند طبقه متوسط را به طور کامل از بین ببرد و اقتصاد ایران را به یک کشور دو طبقه مرفه و فقیر تبدیل کند. وی تاکید می‌کند: اصلاحات تورمی نیازمند این است که اقدامات اساسی در جهت حل ناترازی‌های اقتصاد ایران صورت گیرد. متاسفانه ناترازی‌های اقتصاد ایران هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود؛ مثل ناترازی انرژی، ناترازی آب، ناترازی بودجه، ناترازی صندوق‌های بازنشستگی، ناترازی بانکی، ناترازی حساب سرمایه و دیگر ناترازی‌هایی که مدام اضافه می‌شود و تا زمانی که نتوانیم این ناترازی‌ها را حل کنیم، تورم مهار نمی‌شود. شقاقی خاطرنشان می‌کند: حل ناترازی‌ها نیازمند اصلاحات اساسی در اقتصاد ایران است که این حکمرانی اقتصادی با این وضعیت، امکان حل ناترازی‌ها را نخواهد داشت. به طور قطع یک حکمرانی اقتصادی مطلوبی نیاز است، چون ناترازی‌ها ریشه بلندمدتی دارد و کار بسیار سختی است.

❇️ ۸۵ درصد هدایت اعتبار نظام بانکی از قبل تعیین شده/ با ۱۵ درصد منایعی که در اختیار هیات مدیره بانک‌هاست نمی‌توان هدایت اعتبار انجام داد ❇️ دکتر اصغر ابوالحسنی، قائم مقام بانک مرکزی: نظام تامین مالی در کشور ما تک پایه است و باید ۴ پایه دیگر برای آن قرار دهیم/ بازار سرمایه، بخش بیمه، سرمایه گذاری خارجی و منابع درونی بنگاه‌ها باید به کمک تامین مالی بیاید در غیر این صورت هدایت اعتبار معنی پیدا نمی‌کند.

🎥 سیاست تثبیت ارز، دو میلیارد دلار را به جیب دلال‌ها ریخت ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

✳️ داستانِ ساده‌ی تورم که اقتصاددانانِ دولتی نمی‌خواهند بفهمند. ✍️دکتر موسی غنی نژاد تصور دولت بعنوان یک قدرت خیرخواه، که طی دهه‌های پس از جنگ جهانی دوم، تحت تاثیر نظریه‌‌های اقتصادی کینز رواج دوباره یافت، عامل اصلی گسترش نقش دولت در اقتصاد کشورهای غربی بود. تجربه سه دهه پس از جنگ جهانی دوم نشان داد که شیوه دموکراتیک رای‌گیری و کنترل قدرت حکومتی نمی‌تواند مانع گسترش دامنه دولت گردد و به نظر میرسد که نوعی دینامیسم داخلی موجب رشد فزاینده دولت بطور مستقل از اراده شهروندان و رای‌دهندگان می‌گردد. بوکانن یکی از علل مهم بزرگتر شدن دولت و گسترش فرایند تورمی در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی را در قرار داشتن انحصار نشر پول در اختیار دولتها میداند. از نظر وی این انحصار از طریق ایجاد یک فرایند تورمی موجب انتقال ثروت از افراد جامعه به دولت میگردد. او در توضیح اندیشه خود به دو روایت از «قصه کیمیاگر کوچک» متوسل میشود: 1️⃣روایت اول- در زمانهای قدیم کیمیاگر کوچکی در جنگلی دور افتاده زندگی میکرد و تمام وقت خود را صرف کشف راه‌حلی برای تبدیل ماسه به طلا می‌نمود. یک روز زمستانی او موفق به کشف فرمول سری میشود به طوری که میتواند هر مقدار که بخواهد ماسه‌های نزدیک کلبه خود را به طلا تبدیل کند. کیمیاگر کوچک با طلاهایی که از این طریق بدست می‌آورد به همه آرزوهای خود جامه عمل می‌پوشاند: یک قصر بزرگ با اشیای قیمتی، خدمتکاران و آشپزهای متعدد، انواع غذاهای کمیاب و قیمتی، اصطبلی با اسبهای گرانبها، جمعیتی از میهمانان اشرافی که به قصر می‌آیند و... اما کشف کیمیاگر همه افراد آن سرزمین را فقیرتر میکند چرا که آنها کالاها و نیروی کار خود را برای ساختن قصر و نگهداری از آن از دست میدادند. آنها البته متوجه نبودند که طلای جدید کیمیاگر ارزش مبادله‌ای کلیه طلاهای دیگر آن سرزمین را کاهش داده است، طلاهایی که قرنها بعنوان پول مورد استفاده بود. 2️⃣روایت دوم- کیمیاگر کوچک فرمول سری تبدیل ماسه به طلا را کشف میکند اما قبل از ساختن طلا به تفکر اقتصادی میپردازد. میخواهد اثر کشف خود را روی دیگر مردمان سرزمین ملاحظه نماید. او درک میکند که در صورت تمایل، با تبدیل ماسه به طلا میتواند همه چیزهای دلخواه خود را خریداری نماید اما در عین حال میفهمد که این چیزها باید توسط کسانی فراهم آید، دیگران باید برای ارضای امیال کیمیاگر، کالاها و کار خود را تسلیم وی کنند. درحالی که او بسیار ثروتمند میشود دیگران در آن سرزمین فقیرتر میشوند. کیمیاگر کوچک به ملاحظه وضع دیگران تصمیم میگیرد از کشف خود استفاده نکند. او ذره‌ای طلا از ماسه نمیسازد، به قصر زیبا و خدمتکاران متعدد دست پیدا نمیکند. او فرمول سری را برای همیشه از بین میبرد. بوکانن پس از طرح این دو روایت به ارزیابی عملکرد واقعی دولتها در رابطه با قدرت انحصاری نشر پول، یعنی امکان تبدیل ماسه به طلا میپردازد: از این دو روایت قصه کدام یک واقع‌بینانه‌تر است؟ یک دختر ده ساله احتمالا اولین روایت را میپذیرد اما دومی را بعنوان اینکه کاملا غیرحقیقی است رد میکند. اما از متفکران باریک‌بین نمی‌توان انتظار داشت عقل یک کودک ده ساله را داشته باشند! چرا که روایت دوم دقیقا نوع قصه‌ای است که ما قرنها است درخصوص اقتدار دولتی در نشر پول باور داریم! اگر به جای کیمیاگر کوچک، دولت و به جای طلا، پول کاغذی بگذاریم، شباهت کاملا هویدا خواهد شد. دولت (حکومت) قدرت ایجاد پول و مبادله آن با کالاها و خدمات را دارد، اما ما ترجیح می‌دهیم باور کنیم که او این قدرت را تنها در جهت نفع عمومی بکار خواهد برد و از استفاده از آن به دلخواه خود [برای تامین منافع دولتمردان و اقربای آنها] اجتناب خواهد ورزید. قصه کیمیاگر کوچک به ما کمک میکند دید واقع‌بینانه‌تری در خصوص نسبت حکومت و تورم پیدا کنیم. بوکانن بر این رای است که نامحدود بودن قدرت انحصاری دولت در خصوص پول موجب ناهنجاریهای پولی و تورم میشود. از نظر بسیاری از اقتصاددانان، تورم شدید دهه ۱۹۷۰ در کشورهای پیشرفته صنعتی بیش از هر چیز ناشی از اشکالات نهادهای اقتصادی یعنی فقدان نهاد محدودکننده قدرت نشر پول بود. به سخن دیگر، مشکل اساسا در رژیم (نظام) پولی بود و نه صرفا در سیاستهای پولی. بوکانن در این خصوص از دو اقتصاددان نام میبرد: هایک و فریدمن. هایک برای اصلاح رژیم پولی در همان سالها پیشنهاد کرده بود که در کنار حق دولت برای نشر پول، باید به افراد برای ایجاد پول خصوصی مجوز داده شود تا با آزادی و رقابت در بازار پولی، انحصار دولت در این زمینه شکسته شود و امکان سوء استفاده دولت از این انحصار از بین برود. ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

🔻سن امید به زندگی در ایران و کشورهای منطقه 🔹وزیر کار دولت سیزدهم، گفته متوسط نرخ امید به زندگی در ایران پیشرفت زیادی داشته
🔻سن امید به زندگی در ایران و کشورهای منطقه 🔹وزیر کار دولت سیزدهم، گفته متوسط نرخ امید به زندگی در ایران پیشرفت زیادی داشته و به بیش از ۷۸ سال رسیده است. اما بررسی «نرخ امید به زندگی» در ایران و کشورهای منطقه نشان می‌دهد این یک روند عمومی بوده و تقریباً تمام مردم کشورهای منطقه امید به زندگی بالایی دارند. برخی کشورهای عربی مثل قطر، امارات و بحرین نیز امید به زندگی بیش از ۸۰ سال دارند./اعتمادآنلاین

❄️با سلام. لینک کانال‌ها و گروه‌های مفید به شرح زیر است: ♦️کانال تخصصی اقتصاد t.me/eghtesadd ♦️کانال گفتار اقتصادی t.me/Economicspeech ♦️کانال مدل های اقتصادسنجی t.me/Economtrics ♦️کانال دکتر محمدرضا منجذب t.me/drmonjazeb ♦️رویدادهای اقتصادی t.me/Ecoevents ♦️کانال با اساتید اقتصاد t.me/eghtesadiyoun ♦️گروه تحلیل اقتصادی t.me/ECONOMYandMARKETS ♦️گروه استاتا، ایویوز و اقتصاسنجی t.me/stataeviews ♦️ کانال تخصصی اقتصاد

✅ فواید اقتصادی پیوستن به بریکس چیست؟ ✍️دکتر محمدمهدی بهکیش، خبر پیوستن ایران به «سازمان بریکس» در ابتدای امر، خبری خوشحال‌کننده است؛ اما زمانی که به آمار و ارقام تجارت بین کشورهای عضو بریکس از یک طرف و محدودیت‌های کشور خودمان از طرف دیگر نگاه می‌کنیم، این سوال پیش می‌آید که هدف از پیوستن ایران به این سازمان چیست و از این اتفاق چگونه می‌توان بهره گرفت؟ چین بزرگ‌ترین کشور عضو «بریکس» است. حجم مبادلات چین با کشورهای عضو بریکس در سال میلادی گذشته (۲۰۲۲) حدود ۵۴۰میلیارد دلار بوده؛ درحالی‌که حجم مبادلات با آمریکا به تنهایی ۷۵۰میلیارد دلار در همان سال بوده است. جالب آنجاست که حجم مبادلات چین با ایران در سال۲۰۲۲ فقط ۱۵میلیارد دلار ثبت شده، در صورتی که چین با عربستان در همین سال ۱۱۶میلیارد دلار و با امارات ۹۹میلیارد دلار تجارت داشته است. توجه داشته باشیم که کشور ما با چین قرارداد استراتژیک دارد. این در حالی است که کشورهای حاشیه خلیج‌فارس چنین قراردادی ندارند؛ ولی باوجوداین چندین برابر کشور ما با چین مراودات تجاری به ثبت رسانده‌اند. اگر بخواهیم همین ارقام را به صورت سرانه یعنی به نسبت جمعیت کشورها نگاه کنیم، وضع ما بسیار اسف‌بارتر خواهد شد. جمع‌بندی این آمارها نشان می‌دهد حتی در زمانی که کشورهای جدیدی هم به عضویت بریکس درآیند، باز هم اهمیت تجاری آمریکا برای چین فراتر از اهمیت کشورهای بریکس برای چین خواهد بود. حال این سوال مطرح می‌شود که چین به‌عنوان مهم‌ترین طرف تجاری ایران که فقط ۱۵میلیارد دلار در سال گذشته تجارت ثبت‌شده با او دارد، چرا ایران را تشویق و کشورهای عضو بریکس را قانع کرده تا ایران به عضویت این سازمان درآید؟ ساختارهای تولید نفت و گاز در ایران آن‌قدر صدمه دیده‌اند که شاید با سرمایه‌گذاری‌های بسیار کلان بخشی از آنان قابل استحصال شود. بنابراین چین با روندهای فعلی اقتصادی در کشور ما، نمی‌تواند امیدوار به بازار ایران برای فروش کالا یا صادرات نفت و گاز ایران به کشورش باشد. شاید دلایل غیراقتصادی محرک اصلی چین و روسیه برای پیوستن ایران به بریکس بوده است. با این حال ایران می‌تواند از این موقعیت استفاده کند. اما همه می‌دانیم که اگر مشکل FATF حل نشود، ایران نمی‌تواند حتی با اعضای بریکس هم فعالیت اقتصادی برقرار کند. همان‌گونه که نتوانستیم پس از انعقاد قرارداد رابطه استراتژیک با چین، مبادله‌ای رو به گسترش داشته باشیم. با روسیه هم همین‌گونه بوده است بنابراین در آینده نیز مبادله‌ای با کشورهای عضو بریکس نمی‌توانیم داشته باشیم مگر آنکه مشکلات پیوستن به FATF حل شود و رابطه با کشورهایی که به‌صورت بالقوه برای واردات یا صادرات مناسب هستند، به روال عادی برگردد. در این میان برخی استدلال کرده‌اند که بریکس ممکن است نظام پرداخت خاص خود را به‌وجود آورد. به نظرم این پیش‌بینی متکی بر واقعیت‌های تجاری جهان نیست. چینی‌ها که ۷۵۰میلیارد دلار در سال با آمریکا مبادله دارند و سالانه ۴۰۰میلیارد دلار موازنه مثبت دارند و بخش عمده‌ای از ذخایر خود را به دلار نگهداری می‌کنند، حال چگونه می‌توانند در بریکس به ارز دیگری فکر کنند؛ درحالی‌که حجم تجاری چین با آمریکا و ذخایر چین به دلار به او اجازه نمی‌دهد که منافع خود را به خطر اندازد. این امر شدنی نیست مگر نظام‌های تهاتری به‌کار گرفته شود که آن هم در سازمانی چون بریکس امکان‌پذیر نیست. اگر دولت نتیجه اقتصادی پیوستن به پیمان شانگهای را منتشر کند، روشن می‌شود که ایران نتوانست از حضورش در آن پیمان هم استفاده اقتصادی کند، همان‌گونه که در «اکو» هم موفق نبودیم. بنابراین مشکل در جای دیگر است. باید هر چه زودتر از کوچک‌تر شدن اقتصاد کشور جلوگیری کنیم و به FATF بپیوندیم و مشکلات کشور با بازارها را حل کنیم تا جذب سرمایه و صادرات و واردات به حالت عادی برگردد و تولید کالا و خدمات مجهز به تکنولوژی‌های جدید شود و اشتغال لازم برای جامعه به وجود بیاورد. بدون چنین رویکردی نمی‌توانیم از حضور کشور در سازمان بریکس یا هر سازمان دیگر بهره بگیریم. دنیای اقتصاد

✳️ دکترای عصب شناسی مغز: از جهانی شدن، فقط نکات منفی آن را گرفتیم ‼️

❄️ دکتر وحید شقاقی، اقتصاددان در گفت‌وگو با خبرگزاری خبرآنلاین با اشاره به برنامه هفتم توسعه، می‌گوید: در مورد برنامه هفتم، آنچه که فعلا آماده شده، با انتظارات بسیار فاصله دارد و یک برنامه بسیار ضعیفی است که پارادایم آن هم بیشتر موج دوم است. مفهوم موج دوم این است که بیشتر معطوف به انقلاب صنعتی دوم می‌شود و عناصر قرن بیست و یکم مثل انقلاب صنعتی سوم و چهارم دیده نشده و یا اصلا فهمیده نشده است. وی با بیان این‌که برنامه هفتم با چالش‌های عدیده‌ای مواجه است، می‌افزاید: اگر برنامه هفتم به همین شکل تصویب شود، به طور قطع شکاف تمدنی ایران با کشورهای همسایه را بیشتر خواهد کرد و به هیچ‌عنوان پاسخ‌گوی جهان قرن بیست و یکمی نیست. این کارشناس اقتصادی با ذکر این نکته که موضوعیت اصلی برنامه هفتم، روی پیشرفت عدالت‌محور با تکیه بر رشد اقتصادی ۸ درصدی بهره‌ورمحور است، عنوان می‌کند: تحقق این امر، نیازمند این است که پارادایم برنامه هفتم، مبتنی بر اقتصاد دانش‌بنیان تنظیم شود، ولی آنچه که من از برنامه هفتم دیدم، همچنان تفکر حاکم، موج دوم است و محوریت آن، موج دوم صنعت است. شقاقی تصریح می‌کند: در واقع تمام آرزوی برنامه هفتم این است که موج دوم صنعت را بتواند تکمیل کند؛ در حالی که اگر اخبار روز را بخوانید، می‌بینید که کشورهای عربستان، امارات، ترکیه و کشورهای کوچک عربی، خودشان را برای موج سوم آماده می‌کنند؛ آن هم در حوزه اقتصاد کوانتوم، اقتصاد هوشمند، اقتصاد مجازی، اقتصاد زیستی و انرژی‌های تجدیدپذیر. در حال حاضر کشورهای پیرامونی ایران، اقدامات بسیار بزرگی را با سرمایه‌گذاری‌های بسیار عظیم شروع کرده‌اند. وی تاکید می‌کند: به طور قطع آنچه که موجب می‌شود یک انسان یا یک کشور به پیشرفت برسد، اندیشه نوین است. ما با اندیشه‌های کهنه اقتصادی، با تفکرات منسوخ‌شده اقتصادی یا تفکرات موج دوم صنعت، امکان رقابت با کشورهای همسایه را نخواهیم داشت. با این روش‌ها، نه بهره‌وری رشد خواهد کرد و نه اقتصاد دانش‌بنیان محقق می‌شود. این اقتصاددان متذکر می‌شود: بر این اساس، اولین پیشنهاد و توصیه من به نگارندگان برنامه هفتم و مسوولانی که در فرایند تصویب برنامه هفتم خواهند بود، این است که پارادایم برنامه هفتم با دانش‌بنیانی اقتصاد همراه باشد. در واقع اگر قرار باشد رشد اقتصادی ۸ درصدی مبتنی بر بهره‌وری اتفاق بیفتد، با تفکرات اقتصادی منسوخ شده و با تکیه بر سرمایه‌های موج دوم، امکان رقابت با رقبا وجود ندارد و رشد اقتصادی بالا در شرایط تحریمی نیز اتفاق نمی‌افتد. شقاقی یادآور می‌شود: از این منظر، نگارندگان و مصوب‌کنندگان برنامه هفتم، باید یک برنامه مترقی متناسب با دهه سوم قرن بیست و یکم باید آماده کنند. این برنامه فکر می‌کنم برای ۱۰۰ سال یا ۲۰۰ سال قبل مناسب بود، ولی برای امروز، برنامه هفتم به هیچ‌وجه پاسخ‌گو نیست. وی با بیان این‌که ما با موج دوم نمی‌توانیم در برابر نظام ثروت موج سوم قرار بگیریم، می‌گوید: موج سوم ثروت‌ساز است. شرکت‌هایی که در موج سوم بودند را که نگاه کنیم، می‌بینید به سرعت به ثروت‌های افسانه‌ای رسیدند. بر این اساس، ادبیات برنامه هفتم باید به اقتصاد دانش‌بنیان و عناصر موج سوم معطوف شود. ♦️ کانال تخصصی اقتصاد