es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

.....کلبه شعر.....

.....کلبه شعر.....

Ir al canal en Telegram

به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1

Mostrar más
600
Suscriptores
Sin datos24 horas
+27 días
+230 días
Archivo de publicaciones
مثل عروسِ خان که میداند''پسرزا"نیست حس میکنم عمرخوشی هایم به دنیا نیست ته مانده ی یک قهوه ی تلخم که مدت هاست درمن کسی دیگر پی تعبیر فردا نیست وابستگی تلخ است هنگامی که می فهمی آنقدرهایی که خودش میگفت تنها نیست نفرین به دست خالی و این دل سپردن ها نفرین به من،نفرین به تصویری که زیبا نیست از بی تفاوت بودنم هم درد می بارد یعنی گلوی بغض کرده اهل حاشا نیست تنهاییِ گنجشک باران خورده ایی هستم که ، درخیابان هم برایش ذره ایی جانیست عاشق که باشی تازه میفهمی که گاهی مرگ چیزی بجزدل کندن ازدلبستگی ها نیست دیشب نشستم با خودم از زندگی گفتم گفتم ببین حال دلم خوب است ، امانیست ... #سجاد_صفری_اعظم @hamnafasane1

گله از دست تو نیست ... دگر از وحشت مرداب خودم دلگیرم به خدا منتظر فرصت یک تغییرم من اگر برکه صفت ماندمو دریا نشدم چه کنم بسته ی تقدیرم و بی تقصیرم مگذارید دگر بر سر راهم تله ای من خودم بی تله در دام خودم زنجیرم ... @hamnafasane1

نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبر ، سحر نزدیک است هر دم این بانگ برآرم از دل : وااااای، این شب چقدر تاریک است! #سهراب_سپهری @hamnafasane1

جا مانده‌ام در این شب یلدا بدون تو راهم نمی‌دهند به فردا بدون تو دل می‌کشم فقط به سر انگشت یخ‌زده بر شیشه پر از مهِ دنیا بدون تو دردی‌ست بی شکایت و مرگی‌ست بی‌شکوه این زنده ماندنِ منِ تنها بدون تو حسرت‌گدازِ یک نفس راحتم که آه... قسمت نبود با تو و حاشا بدون تو! حق داشتی ندیده بگیری تو هم مرا دنیای من نداشت تماشا بدون تو زار و نزار می‌گذرد روزگار من تقویم روزهای مبادا... بدون تو... #محمد_مهدی_سیار @hamnafasane1

بیا در بزم ما بنشین و سلطان جهانم کن مَکَن دل را زما جانا به رقص آ خوش زبانم کن تو آن موج خروشانی که از دریای غم بگذشت شوم قربان چشمانت بیا بنشین نگاهم کن #محرم_زمانی @hamnafasane1

می شود دردِ دلم را بـه تـو ابـراز کنم نفسم را به نفس های دلت ساز کنم؟ بکنی رُخ بـه رُخم بـازیِ شطرنج ولی شاهِ احسـاسِ تـورا طعمهٔ سرباز کنم؟ عـاشقِ اوجم و پـرواز نمی دانم حیف می شود بال و پَرم باشی و پرواز کنم؟ می شود زُل بـزنی مردمکِ چشمم را شانه ات زیرِ سرم باشد و هی ناز کنم؟ بشوی همـدمِ دیـرینـه ی احساساتم از سـرِ شـوق کنـارت کمـی آواز کنم!؟ می شود نقشهٔ قلبت بدهی در دستم وسطش پنجره اۍسمتِ دلم باز کنم؟ تا که با خنده ی شیرینِ دلم رام شوی و درآغوشِ خوشت، زنـدگی آغاز کنم @hamnafasane1

من خراب نگه نرگس شهلای توام بی خود از بادهٔ جام و می مینای توام ‌ تو به تحریک فلک فتنهٔ دوران منی من به تصدیق نظر محو تماشای توام می‌توان یافتن از بی سر و سامانی من که سراسیمهٔ گیسوی سمن‌سای توام اهل معنی همه از حالت من حیرانند بس که حیرت‌زدهٔ صورت زیبای توام تلخ و شیرین جهان در نظرم یکسان است بس که شوریده‌دل از لعل شکرخای توام مرد میدان بلای دو جهان دانی کیست من که افتادهٔ بالای دلارای توام سر مویی به خود از شوق نپرداخته‌ام تا گرفتار سر زلف چلیپای توام بس که سودای تو از هر سر مویم سر زد مو به مو با خبر از عالم سودای توام زیر شمشیر تو امروز فروغی می‌گفت فارغ از کشمکش شورش فردای توام #فروغی_بسطامی @hamnafasane1

در دلم احساس باران خورده دارم ،میخری؟ یک گلستان من گل پژمرده دارم ،میخری؟ در فراقش سوخت احساس نجیبم ای رفیق توی سینه یک دل افسرده دارم،میخری؟ آری هر روز و شبم درگیر جنگ و ماتم است صد شهید نوجوان برگرده دارم ، میخری؟ نه نگفتم عاشقم ،ای دوست من وابسته ام من هزاران شعر پیکان خورده دارم،میخری؟ کودکی از سر گذشته، بی خیال خاطرات یک قلم، یک دفتر دل مرده دارم،میخری؟ گفتم از یاران هزاران زخم دارم یادگار یک زمستان بغض سرما خورده دارم،میخری؟ عمر کوتاه است آری درحد و اندازه نیست من هزاران حسرت نشمرده دارم میخری؟ @hamnafasane1

نمےلرزد نگاهم با نگاهے جز نگاه تو مراآغوش ميگيرے؟!ڪه باشم درپناه تو تمام جسم وجانم راتلاطم غرق خواهدڪرد اگردرحوض چشمانم بيفتدروےماه تو شنيدم خنده هاےتوقرارازشهرمےگيرد بخندتاآشنا گردم ڪمےبا اين سلاح تو توگيسومےفشانےوشب ازنومےشودپيدا عجب آرامشے دارد شب زلف سياه تو رباعےمثنوےقطعه,غزل ياشعر نيمايے چگونه وصف توگويم ڪه باشددلبخواه تو تمام جاده رابودم به يادت تاڪه يادم رفت پياده ميشدم بايدگلم در ایستگاه تو توآن آيينه اےبودےڪه با(هاآآ)پاڪ ميڪردم توآن را(آآاه)مےديدے امان ازاشتباه تو @hamnafasane1

یقین دارم توهم من راتجسم میکنی گاهی به خلوت با خیال من تکلم میکنی گاهی هر آن لحظه که پیدا میشوی از دور مثل من به ناگه دست وپای خویش راگم میکنی گاهی چنان دریای ناآرام و توفانی، تو روحم را اسیر موج های پر تلاطم میکنی گاهی دلم پرمیشود ازاشتیاق وخواهشی شیرین در آن لحظه که نامم را ترنم میکنی گاهی همه شعروغزل های پراحساس مرا با شوق تو می خوانی و زیر لب تبسم میکنی گاهی تو هم مانند من لبریزی از شور جنون عشق یقین دارم تو هم من را تجسم میکنی گاهی @hamnafasane1

می شود امشب به دنیایت مرا مهمان کنی؟ شعرتاریک مرا با مهر خود تابان کنی؟ می شود این چشم های ابری و پردرد را با نگاه آبی ات همسایه ی باران کنی؟ کاش امشب خلوت آیینه را با دست خود رنگ زیبایی ببخشی؛ زخم را پنهان کنی من پر از شمعم؛ پر از پروانگی های عمیق باید امشب گل بیارایی و دست افشان کنی سرد سردم برف می بارد به روی شعر من کاش این کولاک شب را ظهر تابستان کنی کاش می ماندی و تا وقتی برآید آفتاب مثل آدم با تن حوایی ام عصیان کنی شب شده پیراهن من؛ ماه؛ تنها دکمه اش تا به دست مهربانت صبح را عریان کنی... @hamnafasane1

ناله و فریاد من هر نیم‌شب بر در وصلت تقاضایی خوش است تا نپنداری که بی‌روی خوشت در همه عالم مرا جایی خوش است ... #عراقی @hamnafasane1

این.آهنگ.معرڪس تڪرارشم.قشنگه #حمید_هیراد 👌👌🌹❤️🌹👌👌 @hamnafasane1

از همه کس گذر کنم ، از تو گذر نمی شود مشکل تو وفای من ، مشکل من جفای تو کن نظری که تشنه ام ، بهر وصال عشق تو من نکنم نظر به کس ، جز رخ دلربای تو جان من و جهان من ، روی سپید تو شدست عاقبتم چنین شود ، مرگ من و بقای تو از تو برآید از دلم ، هر نفس و تنفسم من نروم ز کوی تو ، تا که شوم فنای تو دست ز تو نمی کشم ، تا که وصال من دهی هر چه کنی بکن به من ، راضی ام از رضای تو حضرت مولانا @hamnafasane1

شبی تاریک پوشانده سراسر روی دنیا را یکی انگار میخواهد بگیرد جان شیدا را منم آن ساحل ِ تنها که میبیند غروب ِ خود نشسته تا که در آغوش گیرد موج دریا را درون چشمهایت دیده ام اسرار پنهانی کمک کن تا که بگشایم من این قفل معما را من آهویی گرفتارم که افتادم به دام عشق بر آنم تا به هجرانت بگیرم راه صحرا را در این تاریکی ِ مطلق سزاوارم به جان کندن نمیخواهم بدون ِ تو، ببینم صبح فردا را #شیـدا_التيـام #شبتون_خوش @hamnafasane1

تو را گم مے ڪنم هر روز و پیدا مے ڪنم هر شب  بدین سان خواب ها را با تو زیبا مے ڪنم هر شب  تبے این ڪاه را چون ڪوه سنگین مے ڪند آنگاه  چه آتش ها ڪه در این ڪوه برپا مے ڪنم هر شب  تماشایے است پیچ و تاب آتش ها... خوشا بر من  ڪه پیچ و تاب آتش را تماشا مے ڪنم هر شب  مرا یک شب تحمل ڪن ڪه تا باور ڪنے اے دوست  چگونه با جنون خود مدارا مے ڪنم هر شب  چنان دستم تهے گردیده از گرماے دستانت  ڪه این یخ ڪرده را از بے ڪسی «ها» مے ڪنم هر شب  تمام سایه ها را مے ڪشم بر روزن مهتاب  حضورم را ز چشم شهر حاشا مے ڪنم هرشب  دلم فریاد مے خواهد ولے در انزواے خویش  چه بے آزار با دیوار نجوا مے ڪنم هر شب  ڪجا دنبال مفهومے براے عشق مے گردی  ڪه من این واژه را تا صبح معنا مے ڪنم هر شب @hamnafasane1

مستِ یک دلبر شدم دیوانه گشتم عاقبت گردِ شمعش سوختم پروانه گشتم عاقبت رفتم از دستش بگیرم تا گرفتم پر کشید آشنـا گفتـم شوم بیگـانـه گشتم عاقبت در خیـال آن شبی بـودم مـرا مهمان کنـد غـافل ازخود بودم و بی خانه گشتم عاقبت در پی ات آواره شـد دل نامسلمانی نکـن بُگذر از مـن، پیرِ آن فـرزانه گشتـم عاقبت نازنین میبندم این دفتر گذشت ان فصل ما با نسیمی می روم افسـانه گشتم عـاقبت شهریار @hamnafasane1

‌گاهی شرار شرم و گاهی شور شیدایی است این آتش از هر سر که برخیزد تماشایی است دریا اگر سر می زند بر سنگ حق دارد تنها دوای درد عاشق ناشکیبایی است زیبای من ! روزی که رفتی با خودم گفتم چیزی که دیگر برنخواهد گشت زیبایی است راز مرا از چشم هایم می توان فهمید این گریه های ناگهان از ترس رسوایی است این خیره ماندن ها به ساعت های دیواری  تمرین برای روزهایی که نمی آیی است شاید فقط عاشق بداند او چرا تنهاست : کامل ترین معنا برای عشق تنهایی است #فاضل_نظری @hamnafasane1

‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ازهزاران، یک نفر مجنونِ لیلا میشود در دل معشوقه تنها یکنفر جا میشود عاشقی کردن عزیزم کار هر عاقل که نیست در میان صد مگس، پروانه شیدا میشود! گرچه در دریا صدفهای زیادی بوده است لاجرم دُر در یکی تشکیل و پیدا میشود فکر پنهان کردن احساس خود هرگز نباش چونکه دل با رنگ رخسار تو رسوا میشود مردمان صرفا شبی را نام یلدا می نهند هر شبِ عاشق ولی جانکاه و یلدا میشود این سکانس آخر هر آدمِ دلداده است عاقبت در کنج خانه زار و تنها میشود #علی_قهــــــــــرمانی @hamnafasane1

از همه کس گذر کنم ، از تو گذر نمی شود مشکل تو وفای من ، مشکل من جفای تو کن نظری که تشنه ام ، بهر وصال عشق تو من نکنم نظر به کس ، جز رخ دلربای تو جان من و جهان من ، روی سپید تو شدست عاقبتم چنین شود ، مرگ من و بقای تو از تو برآید از دلم ، هر نفس و تنفسم من نروم ز کوی تو ، تا که شوم فنای تو دست ز تو نمی کشم ، تا که وصال من دهی هر چه کنی بکن به من ، راضی ام از رضای تو حضرت مولانا @hamnafasane1