.....کلبه شعر.....
Ir al canal en Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
Mostrar más599
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
+130 días
Archivo de publicaciones
....خسته ام، در برهوت تو رها افتاده
مجرمی عاشق و مفلوک و جدا افتاده
من و تو ما شده بودیم و جهان زیبا بود
تا شدی از دلم آسوده، سوا افتاده
سر به خاک قدمت دارم و مستم اما
کی نگاهم به رخ ماه شما افتاده؟
عاشقم صبح الی شام، و دلتنگ شما
روزگارم به تفأل، به دعا افتاده
روزگارم فقط از بی خبری لبریز است
روزگارم برهوتی است که وا افتاده
حافظ از معجزه ای ژرف خبر می آرد:
من شدم بنده و فال تو خدا افتاده؟
#مریم_وزیری
@hamnafasane1
در عالم محبت ، الفت به هم گرفته
نامهربانی او با مهربانی ما !
در عین بیزبانی ، با او به گفتگوییم
کیفیّتِ غریبیست در بیزبانی ما...
#فروغی_بسطامی
@hamnafasane1
از دل رودم یاد تو بیرون نه و هرگز
لیلی رود از خاطر مجنون نه و هرگز
با اهل وفا و هنر افزون شود و کم
مهر تو و بیمهری گردون نه و هرگز
از سرو و صنوبر بگذر سدره و طوبی
مانند به آن قامت موزون نه و هرگز
خون ریختیم ناحق و پرسی که مبادا
دامان تو گیرند به این خون نه و هرگز
در عشق بود غمزدهٔ بیش ز هاتف
در حسن نگاری ز تو افزون نه و هرگز
#هاتف_اصفهاني
@hamnafasane1
به نیم بوسه توان صد هزار جان دادن
از آن دو لعل میآلود میپرست مرا
کنون نه مست نگاه تو گشتم ای ساقی
که هست مستی این باده از الست مرا
#فروغی_بسطامی
@hamnafasane1
میخرامد غزلی تازه در اندیشهی ما
شاید آهوی تو رد میشود از بیشهی ما
دانهی سرخ اناریم و نگه داشتهاند
دل چون سنگ تو را در دل چون شیشهی ما
اگر از کُشتهی خود نام و نشان میپرسی
عاشقی شیوه ما بود و جنون پیشهی ما
سرنوشت تو هم ای عشق فراموشی بود
حک نمیکرد اگر نام تو را تیشهی ما
ما دو سرویم در آغوش هم افتاده به خااااک
چشم بگشا که گره خورده به هم ریشهی ما ...!
#فاضل_نظری
@hamnafasane1
رندم و شهره به شوریدگی و شیدائی
شیوهام چشم چرانی و قدح پیمائی
عاشقم خواهد و رسوای جهانی چکنم
عاشقانند به هم عاشقی و رسوائی
خط دلبند تو بادا که در اطراف رخت
کار هر بوالهوسی نیست قلم فرسائی
نیست بزمی که به بالای تو آراسته نیست
ای برازنده به بالای تو بزم آرائی
شمع ما خود به شبستان وفا سوخت که داد
یاد پروانه پر سوخته بی پروائی
لعل شاهد نشنیدیم بدین شیرینی
زلف معشوقه ندیدیم بدین زیبائی
کاش یک روز سر زلف تو در دست افتد
تا ستانم من از او داد شب تنهائی
پیر میخانه که روی تو نماید در جام
از جبین تابدش انوار مبارک رائی
شهریار از هوس قند لبت چون طوطی
شهره شد در همه آفاق به شکرخائی
#شهریار
@hamnafasane1
جاریست بین ما گِله گاهی، شبیه عشق
سر رفتنیست حوصله گاهی، شبیه عشق
بین من و تو، بین تو و من، به هر دلیل
صد درّه است فاصله گاهی، شبیه عشق
بیخوابی است و خستگی و حل نمیشود
انگار این معادله گاهی، شبیه عشق
گاهی شبیه مرگ - دلم جُم نمیخورد
با صد هزار زلزله - گاهی شبیه عشق
از هفت شهر، تا تهِ یک کوچه میدوی
وَ رفتهاست قافله گاهی، شبیه عشق
گاهی پر از حساب و کتابی شبیه عقل
لبریز شور و ولوله گاهی، شبیه عشق
بیپاسخ است پرسش بیرحم روزگار
گاهی شبیه مسئله، گاهی شبیه عشق
دنبال شادمانیام، اما گزیر نیست
از رنجهای حاصله گاهی، شبیه عشق
از زیر و بم ـ به گفتهی سهراب ـ آگه است
پایی که دارد آبله، گاهی شبیه عشق
بازی هزار مرحله دارد؛ صبور باش
سخت است چند مرحله گاهی، شبیه عشق
بعضی "خیر"ها که پُر از لعن و نفرتاند
دارند معنی "بله" گاهی، شبیه عشق...
#سید_علی_میرافضلی
@hamnafasane1
در خود، هرآنچه ساخته بودم خراب شد
دریای پُرخروشِ امیدم سراب شد
خورشید مُرد و ابر غریبانهتر گریست
روزم سیاه چون شبِ بیماهتاب شد
در من نشاط بود، صفا بود، شوق بود
افسوس شد، سیاهی و غم شد، عذاب شد
اشکم هرآنچه ریخت ز چشمِ نخفتهام
در چشم بختِ خفته پرستوی خواب شد
میخواستم تو را و تو میخواستی مرا
نفرین به سرنوشت، که نقشِ بر آب شد ...
#محمدعلی_بهمنی
@hamnafasane1
آهِ جانسوزِ منِ دلشُده ، خود میگوید
حاجتی نییییست که گویم ،
جگرم سووووخت ز عشق
#شکیب_اصفهانی
@hamnafasane1
شوخ طبعی میکنم، تا کس نگوید کِبر داشت
لیک با دل نیست همره طبعِ شوخی گُسترم
گاه چون سنگم به سختی، گاهی از بالِ نسیم
سخت میرنجد دلِ از برگِ گل ناااااااازکترم
تا نگویندم که خشکی ، #تر_زبانی میکنم ...👌
دل عزادار است و من با تارِ خود راااامشگرم ...
#مهدى_اخوان_ثالث
@hamnafasane1
هرگز نبُوَد شهد که بر وی مگسی نیست
یا گلبنِ سوری که بر آن خار و خسی نیست
بس حلقه زدم بر در و حرفی نشنیدم
من هییییچ کسم یا که درین خانه کسی نیییست؟
یاران همه رفتند و منم خسته و ره تار
آوخ که درین قافله بانگِ جرسی نیست
هر کس که تو بینی به جهانش هوسی هست
غیر از تو مرا در همه عالم هوسی نیست
کوتاه مرا دست و تو بس شاخِ بلندی
دانم که به دامانِ توام دسترسی نیست
«بیدل» نه پیِ حشمت و جاه است بر این در
کز دووووست بجز دوستیَش ملتمسی نییییست.
#بیدل_شیرازی
@hamnafasane1
نامدگان و رفتگان از دو کرانهٔ زمان
سوی تو میدوند هان ای تو همیشه درمیان
درچمن تو میچرد آهوی دشت آسمان
گرد سر تو میپرد باز سپید کهکشان
هرچه به گرد خویشتن مینگرم درین چمن
آینهٔ ضمیر من جز تو نمیدهد نشان ...
#هوشنگ_ابتهاج
@hamnafasane1
عشق جانان در جهان هرگز نبودی کاشکی
یا چو بود اندر دلم کمتر فزودی کاااااشَکی ...
هر زمان گویم ز داغ عشق و تیمار فراق
دل ربود از من نگارم جان ربودی کااااشکی
#سعدی
@hamnafasane1
ای که همه نگاه من، خورده گره به روی تو
تا نرود نفس ز تن، پا نکشم ز کوی تو
گرچه به شعله میکشی، قلب مرا به عشوهات
بر دو جهان نمیدهم، یک سر تار موی تو
مستی هر نگاه تو، بِه ز شراب و جام می
کی ز سرم برون شود، یک نفس آرزوی تو ...
#حسین_منزوی
@hamnafasane1
چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد.
چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد.
پرو بال ما بریدند و در قفس گشودند.
چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد.
من از آن یکی گُزیدم که بجز یکی ندیدم.
که میان جمله خوبان به صفت گُزیده باشد.
عجب از حبیبم آید که ملول مینماید.
نکند که از رقیبان سخنی شنیده باشد.
اگر از کسی رسیده است به ما بدی بماند.
به کسی مباد از ما که بدی رسیده باشد.
#صادق_سرمد
@hamnafasane1
گاهی تو را چون ماه در آفاق می جویم
گاهی چو مروارید در اعماق می جویم
اندیشه ام از درک چشمانت فرو مانده ست
اکنون تو را در عشق و در اشراق می جویم
زاهد به محرابست و من در فکر چشمانت
من هم حقیقت را به زیر طاق می جویم
چشم تو می گوید که من محتاج توصیفم
با هر نگاهم شاعری خلاق می جویم
آرایه ای در خور برای چشمهایت نیست
یک صنعتِ بالا تر از "اغراق " می جویم
سرّ سکوتم در نبود عشق فهمانست
خواننده ای دلداده و مشتاق می جویم
#ناصر_عبدالمحمدی
@hamnafasane1
دردام سر زلف تو بودن هنر ماست
ازلعل تو يك بوسه ربودن هنرماست
درمدرسهء حسن تواى سرو گل اندام
با ابجد عشق تو سرودن هنر ماست ...
@hamnafasane1
با اینکه خلق بر سر دل می نهند پا
شرمندگی نمی کشد این فرش نخ نما
بهلول وار فارغ از اندوه روزگار
خندیده ایم! ما به جهان یا جهان به ما
کاری به کار عقل ندارم به قول عشق
کشتی شکسته را چه نیازی به ناخدا
گیرم که شرط عقل به جز احتیاط نیست
ای خواجه! احتیاط کجا؟ عاشقی کجا؟
فرقی میان طعنه و تعریف خلق نیست
چون رووود بگذر از همه سنگ ریزه ها ...
#فاضل_نظری
@hamnafasane1
شراب ناب ِ جگرسوز ِ هفت ساله ی من!
بریز از خودت ای عشق! در پیاله ی من
که از تو مست شدن حکم ِ شرعی دین است
چنان شواهد موجود در رساله ی من ...
#حامد_آذری_پور
@hamnafasane1
بی تو ای دل نکند لاله به بار آمده باشد
ما در این گوشه زندان و بهار آمده باشد
چه گلی گر نخروشد به شبش بلبل شیدا
چه بهاری که گلش همدم خار آمده باشد
نکند بی خبر از ما به در خانه پیشین
به سراغ غزل و زمرمه یار آمده باشد
از دل آن زنگ کدورت زده باشد به کناری
باز با این دل آزرده کنار آمده باشد
لاله خواهم شدنش در چمن و باغ که روزی
به تماشای من آن لاله عذار آمده باشد ...
#شهریار
@hamnafasane1
