.....کلبه شعر.....
Ir al canal en Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
Mostrar más600
Suscriptores
Sin datos24 horas
+27 días
+230 días
Archivo de publicaciones
امشب از لطف به دلداری ما آمده ای
خوش قدم باش که بسیار بجا آمده ای
چه عجب یاد حریفان پریشان کردی
لطف کردی که به یاد دل ما آمده ای
تو که در خواب هم از آمدنت بود دریغ
در شگفتم که به ناگاه، چرا آمدهای
سر مهر آمدی از سر مگر ای ترک ختا
یا خطا کردی و ره را به خطا آمدهای
گفته بودی شبی از حالت من می پرسی
شاید اندر پی وعده به وفا آمدهای
کاخ شه را به پشیزی نخرد کلبه ی ما
تا تو ای شاه به دیدار گدا آمدهای
شب و وصل و گله از دوست!دلا یاوه مگو
بخت بد باز تو امشب به صدا آمدهای؟
امشب ای باد، چو آن زلف چه خوشبو شدهای!
تو هم از کوچه ی معشوقه ی ما آمدهای؟
سر به پای تو فشانم که صفا آوردی
تا به دلداری این بی سر و پا آمدهای
#معینی_کرمانشاهی
#کانال_و_گروه_کلبه_شعر
@hamnafasane1❤
به غزل ، تا به سر زلف توام کار افتاد..!
قلم از هوش شد و ، باز گرفتار افتاد..!
خبرت نیست که شعرم شده ای می دانم..!
تو و این بی خبری ، گرچه نه یک بار افتاد..!
تو بدین گوشه نشینیت رضایت داری..!
و یکی گوشه ی تقدیر تو چون زار افتاد..!
همه دیدند که رسوا شده ام ، دیدن داشت..!
شاعری دست کشید از قلم و ، خوار افتاد..!
ذکر لب هاست ، همین حالت بیچارگی ام..!
و میان همه ی خلق ، چنین جار افتاد..!
دل نمی خواست زبان بر گله ات باز کند..!
شرط عشق است ولی ، کار به اجبار افتاد..!
#کانال_و_گروه_کلبه_شعر
@hamnafasane1❤
آفرین بر ناز رخسارت ، که مَه دارد نشان...
یاس خوشبوی گلستان ، عطر و بوی بوستان..
در نگاهت مهربانی خفته یا جادوی توست؟!
اینچنین گیراست چشمانت چو آهو ، بی گمان..!
جای جای فصل مرداد از نگاهت زینت است..!
لب گشودی چون ، ز لبخند تو می گیرد نشان..
یک به یک رو کرده خلقی بر تماشای توأند..!
لشکری پنهان نمودی چون به خط ابروان..
پایتخت هر چه زیبایی است در رخسار توست..
وای از آن لحظه که بگشودی به لبخندت دهان..
روبرویت آینه ، دنیای زیبایی شده است...
لب بجنبان طرح زیبایت بیفتد روی آن..
حیفم آمد من تو را با ماه تشبیهت کنم..!
چون تو خوابی او جسارت می کند در آسمان..!
بیش از این حرفی نمی ماند تو یکتای منی..
گوهر نابی که در اشعار من گشتی نهان..
#کانال_و_گروه_کلبه_شعر
@hamnafasane1❤
درونم خانه کردی ، دوست داری؟!
یکی در من به نام توست ، آری..!
شبم رویای شیرینی است با تو..!
تو هر شب ، همچو من اینگونه یاری؟
دلم گاهی که تنگت شد سرودم...
میان شعرِ شادی ، سوگواری..!
تو هم از هِجر من دلتنگ هستی؟
تو نیز آیا چو من ، گاهی نزاری؟!
میان خنده ام یک لحظه گریه ست
و اشک از دیده ام خون است جاری
ولی یاد توام کام است بر دل...
تو وقتی بر لبم ، لب می سپاری...
به چشم شعر می بینم وجودت...
من از عشقم ، تو نیز از آن تباری...
#کانال_و_گروه_کلبه_شعر
@hamnafasane1❤
آمدی در غزلم ، دفتر من زیبا شد...
و در آن شور به یُمن قدمت برپا شد..
همچو یک گوهر نایاب در آن عشق نبود...
که تو پیدا شدی و ، عشق در آن پیدا شد..
من کجا این همه ابیات پر از شِبه و مثل؟!!
لکنتم رفت و بیانم به غزل ، شیوا شد..
دیدمت در همه احوال ، میان غم و شور..
"دل مجنون صفتم عاشق تو ، لیلا شد"
دیگر از من به خودم خویش تری سِرِّ تو چیست؟!!
که به جای نفسم ، خاطر تو ابقا شد..
واژه می چینم اگر ، چشم تو شاعر شده است..
تو سرودی غزل و بر لب من اجرا شد..
دست از بیعتِ این شاعر بیچاره مگیر..
که به فرمان نگاهت غزلم امضا شد..
#کانال_و_گروه_کلبه_شعر
@hamnafasane1❤
عشق یعنی سوختن ، پروانه وار..
درجوار شمع ، با چشمان زار..
گریه ات را آسمان تقلید کرد...!
باز باران شد چو سیلی بی شمار..!
آه..! چون شمعی که گردد خیره بر..!
گریه های هر شبِ مردی نزار..!
عشق یعنی بیصدا اشکی شدن..!
بهر هجران کسی ، مُردن به دار...!
عشق یعنی بغض های در گلو..!
هر چه فریاد است بر سینه سوار..!
عشق یعنی ، شد تمامِ تو ، تمام..!
در ره معشوق جانت بر کف آر..!
عشق یعنی جاده ی بی انتها..!
مقصدی معلوم ، ما چون رهگذار..!
عشق یعنی بی بها ، عاشق شدن...!
عشق یعنی دل سپردن ، بر نگار...
عشق یعنی هر چه می خواهی بگو...
هر چه می خواهد دلت با چشم یار..
عشق یعنی در نگاهش جا شوی..
پلک تا بستی ، شود او آشکار...
#کانال_و_گروه_کلبه_شعر
@hamnafasane1❤
اے عشق!دل دوباره غبار هوس گرفت
از من گلایه کرد و تو را دادرس گرفت
دل بازهم بهانه ے رفتن گرفت و باز
تا بال و پر گشود سراغ از قفس گرفت
گفتم به هیچ کس دل خود را نمے دهم
اما دلم براے همان هیچ کس گرفت
افسردگے به خسته دلے از زمانه نیست
افسرده آن دلے ست که از همنفس گرفت
لبخند و ریشخند کسے در دلم نماند
هرکس هرآنچه داد به آیینه پس گرفت
#فاضل_نظرے
#کانال_و_گروه_کلبه_شعر
@hamnafasane1❤
بلبلی از نو گلی دیدار کرد!
دوستی اش ،را به او اظهار کرد!
دم به دم از عشق و شیدایی سرود؛
روز و شب در نزدِ او تکرار کرد!
گل که می ترسید از رسوایی اش؛
بی سبب بر عشقِ او اقرار کرد!
داد گل روزی به بلبل این پیام؛
کآتشِ عشقت مرا بیمار کرد!
تا که بلبل دید گل را زرد و زار؛
یاریِ خود را به او انکار کرد!
رفت و در باغی دگر زد لافِ عشق؛
رفت و بی غم ترکِ این گلزار کرد!
گل خوش از ترک ِ نگاری بی وفا !
بلبل از این که فرار از یار کرد!
#کانال_و_گروه_کلبه_شعر
@hamnafasane1❤
رُک بگویم... از همه رنجیده ام !!!
از غریب و آشنا ترسیده ام !!!
با مَرام و مَعرفت بیگانه اند !!!
من به هَر سازی که شُد رقصیده ام !!!
در زمستانِ سکوتم بارها ،،،
با نگاهِ سردِتان لرزیده ام !!!
رد پای مهربانی نیست...نیست...!!!
من تمام کوچه ها را دیده ام !!!
سالها از بس که خوش بین بوده ام !!!
هر کلاغی را کبوتر دیده ام !!!
وزنِ احساس شما را بارها ،،،
با ترازوی خودم سنجیده ام !!!
بی خیالِ سردیِ آغوشها ...!!!
من به آغوش خودم چسبیده ام !!!
من شما را بارها و بارها ...
لا به لای هر دُعا بخشیده ام...!!!
#زنده یاد #فریدون_مشیری "
#کانال_و_گروه_کلبه_شعر
@hamnafasane1❤
بکش جفای رقیبان مدام و جور حسود
که سهل باشد اگر یار مهربان داری
به وصل دوست گرت دست می دهد یک دم
برو که هر چه مراد است در جهان داری
#حافظ
#شبتون_بی_استرس
#کانال_و_گروه_کلبه_شعر
@hamnafasane1❤
♥️♥️:♥️♥️
دوباره شب
دوباره شرح پریشانے
دوباره ساعت صفر
این دو صفر طولانے
و قصہ اے کہ مدام
مےشود تکرار
#کانال_و_گروه_کلبه_شعر
@hamnafasane1❤
نگاهی غرق شبنم دارم امشب
نه دلسوز و نه همدم دارم امشب
به کنج میکده با اشکِ دیده
دو جام از می فراهم دارم امشب
به سوز دل سرودم این غزل را
تو را در این میان کم دارم امشب
فدای چشمهایت، زخمیام من
طبیبم! میل مرهم دارم امشب
اگر روئینتنی باشم به قدرت
غمی همتای رستم دارم امشب
در آغوشت بگیر آرام گیرم
کمی آرامتر، غم دارم امشب
#کانال_و_گروه_کلبه_شعر
@hamnafasane1❤
▫️
امشب منم و عشق و کـمی حال ترانه
رود غزلم گشــته به سوی تو روانه
آن تیر نگاه تو در این حـس دل انگیز
این قلب پر احساس مرا کرده نشانه
ای کاش که در این سفر نیمه شب عشق
همراه شوی با غـــزلم شانه به شانه
#مهدی_بیرقی
#کانال_و_گروه_کلبه_شعر
@hamnafasane1❤
.
پرسید چڪَونهاے؟
ڪَفت:
چڪَونه باشد حال قومی ڪه در دریا باشند و ڪشتی بشڪند و هریڪ بر تختهاے بمانند؟
ڪَفتند: صعب باشد.
ڪَفت: حال من هم چنین است ...
#تذڪرهالاولیاء
#عـــطار
#کانال_و_گروه_کلبه_شعر
@hamnafasane1❤
.
خواهی ڪه شوے باخبر
ازڪشف وڪرامات
مردانڪَی وعشق بیاموزودڪَرهیچ
خــــواهد بدل عمــر،
بهار از همه ڪَیتی
دیدار رخ یار دلافروز
و دڪَر هیچ ...
#ملڪالشعراےبهار
#کانال_و_گروه_کلبه_شعر
@hamnafasane1❤
بگذار دلم را ببرد چشم سیاهت
تسخیر کند قلب مرا خیل سپاهت
بگذار غزل خیز شود دفتر شعرم
بر هم بزند سبک مرا طرز نگاهت
حوای منی سرخ ترین سیب تکامل
آدم شده ام تا که شوم غرق گناهت
بر هم زده آرامش آیینه ی من را
آن خنده ابریشمی و روی چو ماهت
آهسته ببر هستی این قلب دچارم
عمری است که او مانده چنین بر سر راهت
بگذار که از چشم تو آیینه بچیند
این یار که شد تشنه ی آغوش و پناهت
#ناشناس
#کانال_و_گروه_کلبه_شعر
@hamnafasane1❤
.
سرد بودن با مرا، دیوار یادت دادهاست
نارفیـــق بیمــروّت، ڪــار یادت داده است
توبهات از روزهایم عشقبازی را ڪَرفت
آه از آن زاهد ڪه استغفار یادت دادهاست
دوستت دارم ولی با دوستانت دشمنی
ڪَــردش دنیـا فقط آزار یــادت داده است
عطر موهایت قرار از شهر میڪَیرد بڪَو
دل ربودن را ڪدام عطار یادت داده است
عهد با من بستی و از یاد بردے، روزڪَار
از وفــادارے همین مقدار یادت داده است
#سجادسامان
#کانال_و_گروه_کلبه_شعر
@hamnafasane1❤
