.....کلبه شعر.....
Ir al canal en Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
Mostrar más599
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
هم صحبت تنهایی من بااااز ڪجایی؟!
امروز خرابم، نڪند دیر بیایی!؟
من عاشق چشمان یڪی دلبر ظالم
جز عشق نڪردم بخدا هیچ خطایی
سهراب شدم،خنجر شیرین به دلم رفت
زهرم برسان چونڪه مرا نیست دوایی
جز مردن و آزاد شدن از غم و ماتم
امشب به لب سوخته ام نیست دعایی
ای یاور تنهایی من بر سر راهت
با دلبر بی عاطفه گو هست خدایی ...
@hamnafasane1
هم با غزل هم بی غزل من شعر می خوانم تو را
هم با زبان هم بی زبان گویم که می خواهم تو را
بر چشم من بنگر که من عاشق شدم بر روی تو
تا کی بمـانم منتظر بر آستان کـــــوی تـــــو
ابرو مکن کــــج با دلم میل دلم با روی توست
دست خیال انگیز من پیوسته در گیسوی توست
نقش و نگار زنـدگی از بود تو رنگـــــین شده
جانا مرو بی عشق تو هر لحظه دل غمگین شده
من می نشینم منتـــــظر از دور تا پیدا شوی
شاید تو هم مانند من یک لحظه ای شیدا شوی
@hamnafasane1
چند صبح آیم و از خاک درت شام روم؟
از سر کوی تو خود کام به ناکام روم؟
صد دعا گویم و آزرده به دشنام روم؟
از پی ات آیم و با من نشوی رام روم؟
دور دور از تو من تیره سر انجام روم
نبود زهره که همراه تو یک گام روم
(کس چرا اینهمه سنگین دل و بدخو باشد؟
جان من، این روشی نیست که نیکو باشد)
درد من کشته ی شمشیر بلا میداند
سوز من سوخته ی داغ جفا میداند
مسکنم ساکن صحرای فنا میداند
همه کس حال من بی سر و پا میداند
پاکبازم، همه کس طور مرا میداااااند
عاشقی همچو منت نیییست، خدا میداند
@hamnafasane1
مدتی شد که در آزارم و میدانی تو
به کمند تو گرفتارم و میدانی تو
از غم عشق تو بیمارم و میدانی تو
داغ عشق تو به جان دارم و میدانی تو
خون دل از مژه میبارم و میدانی تو
از برای تو چنین زارم و میدانی تو
( از زبان تو حدیثی نشنودم هرگز
از تو شرمنده ی یک حرف نبودم هرگز)
مکن آن نوع که آزرده شوم از خویت
دست بر دل نهم و پا بکشم از کویت
گوشه ای گیرم و من بعد نیایم سویت
نکنم بار دگر یاد قد دلجویت
دیده پوشم ز تماشای رخ نیکویت
سخنی گویم و شرمنده شوم از رویت
(بشنو این پند و مکن قصد دل آزرده ی خویش
ورنه بسیار پشیمان شوی از کرده ی خویش)
@hamnafasane1
مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست
عاشق بی سر و سامانم و تدبیری نیست
از غمت سر به گریبانم و تدبیری نیست
خون دل رفته به دامانم و تدبیری نیست
از جفای تو بدینسانم و تدبیری نییییست
چه توان کرد؟ پشیمانم و تدبیری نیست
( شرح درماندگی خود به که تقرییییر کنم؟
عاجزم، چاره ی من چیست؟ چه تدبیر کنم؟)
@hamnafasane1
از چه با من نشوی راااام ، چه می پرهیزی؟
یار شو با من بیماااار ، چه می پرهیزی؟
چیست مانع ز من زاااار ، چه می پرهیزی؟
بگشا لعل شکربار ، چه می پرهیزی؟
( که تورا گفت به ارباب وفا حرف مزن؟
چین بر ابرو زن و یکبار به ما حرف مزن؟)
@hamnafasane1
تو باشی" کنار"م
همه برگتقویم من
پر از غنچه های گل میخکاست
زمستان و پاییز گرم است و شاد
اگر نور مهرت بتابد و من
کنار گل و رقص پروانه ها
تو را با دل و جان صدا می زنم
اگر تو بیایی
دل یک جهان
پر از شوق دیدار و عطر خداست
به هر قطره باران
به هر قاصدک
تو در چشمما می نشینی بیا
نگار همیشه "بهار"ین من !
#لیلا_رضاوند
@hamnafasane1
تاک در دبه بیانداز، خرابم کن عشق
منقلم دفتر شعر است کبابم کن عشق
حال ناجور کجا ؟ صحبت انگور کجا ؟
کارم از سرکه گذشته است شرابم کن عشق!
چوب تابوت مرا خوب بسوزان و سپس
دور میخانه بگردان و مذابم کن عشق
من هم اندازه خود شیوه ی رندی بلدم
حرف کافی است به یک بوسه مجابم کن عشق
اینور پرده مگر چیست که آنور باشد؟
پرسشم مسئله ساز است، جوابم کن عشق
تو که تایید نکردی من ناقابل را
دست کم لایق انکار حسابم کن عشق
#احسان_افشانی
@hamnafasane1
من از دیوانگی
خالی نخواهم بود تا هستم
که رویت میکند هشیار و
بویت میکند مَستم ...
#اوحدى_مراغه_ایی
@hamnafasane1
امشب از خواب خوش گریزانم
که خیال تو خوشتر از خوابست
باز دنبال نغمه ای دلخواه
می نهم سر به روی دفتر خویش
لذتی ناشناس و رویا رنگ
می دود همچو خون به رگهایم
آه ...
باور نمیکنم که مرا
با تو پیوستنی چنین باشد
می نویسم به روی دفتر خویش
جاودان باشی ای سپیدهٔ عشق ...
#فروغ_فرخزاد
@hamnafasane1
چه نویسم به تو شرح شب تنهایی خویییش
کاین گمان هیچ نبودم به شکیبائی خوییییش ...
#داود_شیرازی
@hamnafasane1
دردِ عشقی کشیده ام که فقط هر که باشد دچار می فهمد
مرد، معنای غصّه را وقتی باخت پای قمار می فهمد!
بودی وُ رفتی وُ دلیلش را از سکوتت نشد که کشف کنم
شرحِ تنهاییِ مرا امروز مادری داغدار می فهمد!
دودمانم به باد رفت امّا هیچ کس جز خودم مقصّر نیست
مثلِ یک ایستگاهِ متروکم، حسرتم را قطار می فهمد!
خواستی با تمامِ بدبختی، روی دست زمانه باد کُنم
دردِ آوارگیّ هر شب را مُرده ی بی مزار می فهمد
هر قدم دورتر شدی از من، ده قدم دووووور تر شدم از او
علّتِ شکِّ سجده هایم را «مُهرِ رکعت شمار» می فهمد
قبلِ رفتن نخواستی حتّی یک دقیقه رفیقِ من باشی
ارزش یک دقیقه را تنها مُجرمِ پای دار می فهمد...
شهر، بعد از تو در نگاهِ من با جهنّم برابری می کرد
غربتِ آخرین قرارم را آدمِ بی قرار می فهمد
انتظارِ من از توانِ تو بیشتر بود، چون که قلبم گفت:
بس کن آخر! مگر کسی که نیست چیزی از انتظار می فهمد؟!
#امیدصباغ_نو
@hamnafasane1
تماشایت شروع عشق در شبهای بارانیست
مرا آغاز کن با خود، جهان جای تماشا نیست!
چنان بی اختیارم کرده گندمزار موهایت
که شرح حال من مانند موهایت، پریشانیست
پریشان کن وجودم را پریشان و پریشان تر
که فرق عشق با عادت، همین میزان ویرانیست
غمی زیباتر از این عشق در دنیا نخواهی دید
که آغازش پریشانی و پایانش پشیمانیست
به بغض و گریه هایم قول دادم شانه هایت را
همین انگیزه ی طی کردن شب های طولانیست
گناه دلبری کردن تمامش گردن یوسف
که در این عشق بدنامی سزاوار زلیخا نیست
به داروها نیازی نیست وقتی که تو را دارم
علاج خستگی هایم، کنارت چای درمانیست!
تو را از درد تنهایی،مرا از عشق ترساندند
هزاران دوستت دارم در این تردید زندانیست
من از دیوانگی در اولین دیدار فهمیدم
که امکان فرار از عشق، با دیوار حاشا نیست
نبودی باز امشب هم، خیالت را بغل کردم
به لطف عشق، با تنهایی ام تا صبح مهمانیست
تو تنها تکیه گاه امن در روز مبادایی
بیا! شبهای تنهایی کم از روز مبادا نیست
تمام شهر احوال مرا با چتر می پرسند
که بی تو آسمان روزگارم خیس و بارانیست
#علی_صفری
@hamnafasane1
از درد جدایی به جنون آمده شعرم...
#دکلمه با صدای مدیر کانال و گروه کلبه شعر
@hamnafasane1
بعد از این از تو دگر هیچ نخواهم
نه درودی ، نه پیامی ، نه نشانی
رَهِ خود گیرم و رَه بر تو گشایم
زآنکه دیگر تو نه آنی ، تو نه آنی
#فروغ_فرخزاد
@hamnafasane1
هر شب همین روال است
شعر و مداد و ڪاغذ ،
عمرے ست گشته ڪارم
پرواز در خیالت .
#پروانه_حسینی
@hamnafasane1
من که از آتش دل چون خم می در جوشم
مهر بر لب زده خون میخورم و خاموووشم
قصد جان است طمع در لب جانان کردن
تو مرا بین که در این کار به جان میکوشم
#حافظ
@hamnafasane1
یک عمر شکستیم ولی یاد نداریم ...
یک لحظه هم از عشق گریزان شده باشیم
ما خانه خراب غم عشقیم در این خاک
خاکی تر از آنیم که ویران شده باشیم .
#محمدحسن_جمشیدی
@hamnafasane1
دلبر بسیاااااار و دل نگه داااار کم است
دلدار کم و چه کم که بسیار کم است ...
گویند به عالم تو چِرا بی یاری
یاران چه کنم یااااار وفاداااار کم است ...
#حزین_لاهیجی
@hamnafasane1
همهچیز…
خاطرهها...
گفتگوها…
بوسهها…
همآغوشی پیکرهای دلداده…
همهچیز میگذرد!
ولی تماس روحهایی که
یکدیگر را لمس کرده و
در میان انبوه اشکال زودگذر
یکدیگر را شناختهاند،
هرگز زدوده نمیشود…
#رومن_رولان
@hamnafasane1
