es
Feedback
.....کلبه شعر.....

.....کلبه شعر.....

Ir al canal en Telegram

به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1

Mostrar más
740
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-1030 días
Archivo de publicaciones
مرا به تو و تو را هم به من خدا داده خدا چه هدیه خوبی به ما دو تا داده   شکافته شکم یک فرشته را ما را گرفته ، شسته و پوشانده و غذا داده   دو دست داده به من تا تو را بغل بکنم و تا گم ات نکنم هم به من دو پا داده   دو کفش داده که هر شب تو را قدم بزنم ولی نگفته برای چه تا به تا داده   و گفته است به شرطی که مال هم باشیم اجازه ی حتی خواب و بوسه را داده   مرا به تو و تو را هم به من، همین کافی است ببین برای من و تو خدا چه ها داده   خدا چه چیز قشنگی است ، ما که ممنونیم از آن کسی که خدا را به ما دو تا داده   #شهرام_میرزایی 🥀

هر بار خواست چای بریزد نمانده ای رفتی و باز هم به سکوتش نشانده ای تنها دلش خوش است به اینکه یکی دوبار با واسطه سلام برایش رسانده ای حالا صدای او به خودش هم نمی رسد از بس که بغض توی گلویش چپانده ای دیدم دوباره شهر پر از جوجه فنچ هاست گفتند باز روسری ات را تکانده ای می رقصی و برات مهم نیست مرگشان مشتی نهنگ را که به ساحل کشانده ای بدبخت من ، فلک زده من ، بد بیار من… امروز عصر چای ندارم … تو مانده ای #حامد_عسکری 🥀

....مگذار که دور از رُخت ای یار بمیرم یک سر بگذر بر من و بگذار بمیرم مردن به قفس بهتر از آن است که در باغ از طعنه‌ی مرغان گرفتار بمیرم هر مشکلی آسان شود از مستی و ترسم خالی شَوَدَم ساغر و هشیار بمیرم ! گفتی: به تو گر بگذرم از شوق بمیری! قربان سرت، بگذر و بگذار بمیرم ! بوسه ز هما سایه‌ام افتاد صباحی باشد که در آن سایه‌ی دیوار بمیرم... ناشناس

...ای مطلع و معشوقِ غزل، حضرتِ ماهَم... ای کاش شبی بگذری از کوچه ی ما هم! خورشید به اندازه ی تو جلوه ندارد... تا بوده به دنبال تو بوده ست نگاهم! منطق سپر انداخته در جنگِ دل و عقل... مغلوب نگاهت شده بی جنگ سپاهم! چشمان تو یک عمر مرا کرده گرفتار... انداخته گل خنده ات از چاله به چاهم! وابسته ی چشمت شده احوال دل من... هم علت لبخندی و هم علت آهم! تا بین تو و قبله مردد شده مُهری... هربار به سمتت شده کج قلبم و راهم! دیوانه تر از این بکن ای ماه دلم را... بگذر شبی از دور و برِ کوچه ی ما هم! طاهره_اباذری_هریس

...."بی تو هر روز مرا صد شب یلدای دراز در شب زخمی با بغض فراوان چه کنم" بی تو ساز غزلم تلخ نوازد همه شب با سه تاری که شده زار و پریشان چه کنم بی تو تا اوج جنون رفت دل عاشق من با دل پر ز غم از دوری جانان چه کنم بی تفاوت گذری از من و صحرای دلم با همه سردی دیدار دو چشمان چه کنم بی تو دردیست مرا چاره ندارد دردم در غریبی و غم کلبه ویران چه کنم شهد یلدای من است یکسره چون قهوه تلخ با سیاهی شب و محنت هجران چه کنم گر بیایی به برم شمع و چراغم باشی با پلی پشت سرم یکسره ویران چه کنم

....در تاریڪی ڪدامین شب جا مانده‌اے در ڪدام ڪوچہ‌ے شب راهت را ڪَم ڪرده‌اے بہ ڪدامین ڪوچہ‌ے بن‌بست خورده‌اے ڪہ آمدنت را جا ڪَذاشتی در انبوه سرد تاریڪی؟ من اینجا نڪَاهم مات  تمام ڪوچہ پس ڪوچہ‌هاے شب شده است تا شاید رد آمدنت غمنامہ‌ے شب‌هایم را بخیر ڪند ..!!😔✌️

....نازنینم عاشقت هستم ولی آیا تو هم ....؟ من که خیلی سخت دل بستم ولی آیا تو هم ...؟ عاشقت هستم خجالت می کشم از گفتنش من حیا کردم دهان بستم ولی آیا تو هم ...؟ لحظه ای افتاد چشمانت به چشمانم ولی .. از نگاهت همچنان مستم ولی آیا تو هم ...؟ سعی کردم تا نظر بازی کنم رویم نشد حیف،من رویم نشد ، جَستم ولی آیا تو هم ...؟ از زمین تا آسمان ، از آسمان تا کهکشان ... زیرو رو کردم تو را جُستم ولی آیا تو هم ...؟ کاش میشد قسمتم باشی تو ای حوّای من من که رفتم ، آدمی پستم ولی آیا تو هم ...؟ عاشقی از جنس مجنونم بیا لیلای من من که مجنونی ازین دستم ولی آیا تو هم ..؟ نیستی پیشم ولی لیلای من این را بدان نازنینم عاشقت هستم ولی آیا تو هم

....گفتم عزیز قلبمے گفتے مگر دلداده ای! گفتم فداے چشم تو گفتے دگر دلداده ای! گفتم مرنجانم مرا گفتے تو مے رنجے مگر؟ گفتم سزاے عشقمے گفتے اگر دلداده ای؟! گفتم حدیث عشق را با دیده همراهے نکن گفتے فداے دیده ات اینجا دگر دلداده ای!! گوبر دلم جان دلم جانان کجا جا مے کند؟! گفتمبه دل جا مے کند جانا اگر دلداده ای! ایآشناے عاشقے عشقے دگر دلدادگی ما را نمانده سادگے تو ساده گر دلداده ای! عشقو صفاے دیده ات دیدم فداے جان تو گفتے که جانم را فدا کردم اگر دلداده ای!؟ پرزد دلم از قلب جان این را شنیدم بے گمان گفتم تویے جان دلم دل با تو گر دلداده ای!؟

بگو کجا بروم من؟ به خانه‌ای که ندارم؟ چگونه سر بگُذارم به شانه‌ای که ندارم! کدام خاطره‌‌ات را بغل کنم که بیایی برای بودنم اینجا بهانه‌ای که ندارم من آن درخت کهنسال و خشک گوشه‌ی باغم که دلخوشم به بهار و جوانه‌ای که ندارم من آن پرنده ی غمگین، من آن مهاجر تنها چطور دل بسپارم به لانه‌ای که ندارم تو رفته‌ بودی و ای جان! رسیده بر لب من جان کجا پیِ تو بگردم نشانه‌ای که ندارم ...! #ثریا_صفری کانال کلبه شعر 🥀

4_5890957772891098297.mp35.79 MB

قومی متفکرند اندر ره دین قومی به گمان فتاده در راه یقین میترسم از آن که بانگ آید روزی کای بیخبران راه نه آنست و نه این ...!! #خیام 🥀

عاشق سلسلهٔ زلف گرهگیرم من روزگاری است که دیوانهٔ زنجیرم من نکنم چشم به هر نقش سبکسیر سیاه محو یک نقش چو آیینهٔ تصویرم من مرغ بی‌پر به چه امید قفس را شکند؟ ورنه دلتنگ ازین عالم دلگیرم من ... #صائب_تبریزی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌🥀

بر من چه رفته است پس از ضربه ی تبر احساس می کنم که خودم نیستم دگر   از من چه مانده است از آن تک درخت باغ جز یک دل شکسته و یک روح در به در   هیزم شکن! چه دیر رسیدی، نگاه کن! دختر شکسته است مرا از تو زودتر   سروی که در مقابل باد ایستاده بود حالا نگاه کن! شده کبریت بی خطر   با موی قهوه ای و تنی لاغر و سپید در جعبه ای شبیه اتاقی بدون در   ای رهگذر تو را به خدا این اتاق را از دختری که یخ زده در شعرها بخر   آتش بزن به مغز من و دود کن مرا از یادهام خاطره ی باغ را ببر ...   #سید_مهدی_موسوی 🥀

وقتش رسیده با قدغن ها چه می کنید ! با سیب سرخ روی چمن ها چه می کنید ؟! گرچه تبر شدید به جان ِ درختها ... با رویش جوانه زدن ها چه می کنید گاهی سکوت شعله ی فریاد می کشد با چسب زخم ِ روی دهن ها چه می کنید ! با اسلحه مقابل که ایستاده اید ! با خشم در مقابل زن ها چه می کنید با خون سرخ مانده به تن ها چه می کنید با جای سرب داغ ِ بدن ها چه می کنید گفتید مُرده اند به دست قضا، قدر با ردِ خون ِ روی کفن ها چه می کنید در روبروی رود خروشان ِ زنده ها ... چون مرگ روسیاه ، لجن ها چه می کنید ؟!😔😔 #سید_مهدی_نژاد_هاشمی 🥀🥀

....من نرگسِ مستـانه شدم، هیچ ندیدی من گیسوی بۍشانه شدم هیچ ندیدی آهـوی تـو بـا نـاز خرامیـد بـه صحـرا دنبـالِ تـو بی خانه شدم، هیچ ندیدی تا زلف گشـودی دل ما رفت بـه تـاراج گیسوی تـو را شانه شدم، هیچ ندیدی هر بـار که جوشید دلـم در تبِ عشقت چون باده ی میخانه شدم هیچ ندیدی آغـوشِ غـزالت بـه غـزل بـاز شد  امـا تـا سـوی غزلخانـه شـدم هیچ ندیدی من غرقِ دوچشمت شده بودم که ببینی با مـوجِ تـو دیـوانه شدم هیچ  ندیدی #حمیـد_حسینی

‌‌....نخند جانم نخند ، آدم دست و پاے دلش میان چال ڪَونہ‌ات می‌شڪند ، √تو√ نخند میترسم نقاش‌ها لبخندت را نقاشی ڪنند عڪاس‌ها لبخندت را ثبت ڪنند شاعرها از لبخندت  غزل بڪَویند نویسنده‌ها ڪتابت ڪنند ؛ بعد منِ دست و پا شڪستہ چطور با یڪ شهر رقیب روبہ‌رو شوم؟ رحم ڪن یواشڪی بخند فقط براے "من" ..!! √تو√ نخند فقط براے "من" ..!! #قاسمی_ستایس #قاسمی_ستایس

....راضی ام باتو اگرسهم دلم غم بشود...! وبهشت من اگرباتو جهنم بشود...! روی این سینه تبدار تب آلود هوس...! گنهی نیست اگردست تو مرهم بشود...! چه گناهی چه حرامی چه کسی گفته که دل...! باید ازروی قوانین تو محرم بشود...! من ازین غصه بجان آمده ام بی دینم...! دین اگرباعث این غصه واین غم بشود...! کافرم کافرمطلق به هواداری تو...! چه شودکفر اگرچاره ی آدم بشود...؟! گنه ست اینکه اگرباتو بمانم...؟!به درک...! بگذارید که ازاهل جهنم بشود...

....بی تو این دیده کجا میل به دیدن دارد قصه ی عشق مگر بی تو شنیدن دارد بال پرواز مرا سخت شکستی ای داد بعدتو وحشت یک لحظه پریدن دارد لب خشکیده ی مارا نظری کن جانا جز لبت بوسه مگر ارزش چیدن دارد ای که راهت ز ره عشق جدا بنمودی واقعا بعد تو این راه رسیدن دارد مونسی نیست مرا بعد سفر کردن تو همدم دردم و این درد، کشیدن دارد تا که پرهیز نمودی ز هم آغوشی من سینه ام حسرت آغوش ، شدیدا دارد #شهریار