es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

.....کلبه شعر.....

.....کلبه شعر.....

Ir al canal en Telegram

به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1

Mostrar más
600
Suscriptores
Sin datos24 horas
+27 días
+230 días
Archivo de publicaciones
در کوی محبت به وفایی نرسیدیم رفتیم از این راه و به جایی نرسیدیم هر چند که در اوجِ طلب هستیِ ما سوخت چون شعله به معراجِ فنایی نرسیدیم با آن همه آشفتگی و حسرتِ پرواز چون گَرد پریشان به هوایی نرسیدیم گشتیم تهی از خود و در سیر مقامات چون نای درین ره به نوایی نرسیدیم بی‌مهریِ او بود که چون غنچه‌ی پاییز هرگز به دم عُقده گشایی نرسیدیم ای خضر جنون! رهبرِ ما شو که در این راه رفتیم و سرانجام به جایی نرسیدیم #محمدرضا_شفیعی_کدکنی @hamnafasane1

حدیث عشق پنهان را تو باور میکنی یا نه عزیزم! بوسه از لبهام تو نوبر میکنی یا نه منم شیداتر از مجنون صحراگرد دیوانه بگو عشقم! که با دیوانه ات سر میکنی یا نه من از بس غصه خوردم له شدم توی غزلهایم گل غم توی اشعارم تو پرپر میکنی یا نه سرور از دفتر تقدیر من خط خورد بی منت دو چشم ذوق شعرم را بگو تر میکنی یا نه تن خیس زمستانم به دستانت گره خورده شب پاییز را چون سیزده!! در میکنی یا نه نگاه سرد و غمگینم ردیف تازه ای دارد بگو دیوان شعرم را تو بهتر میکنی یانه تو حس خفته در پستوی دنج ذهن من هستی کلاف آرزوهای مرا سر میکنی یا نه @hamnafasane1

شب که در برکه‌ی دل ماه خیالت جاریست دیده بـارانی و محکوم به شب بیداریست مـی‌نشینـم بـه تـمـاشـای تـو ومـی‌خـوانـم عجب‌این زخمه‌یِ‌عشقت‌به دل‌و جان کاریست #مجتبے_خوش_زبان @hamnafasane1

‌ راه امشب می‌برد سویت مرا می‌کشد در بند گیسویت مرا گاه لیلا گاه مجنون می‌کند گرگ و میش چشم‌آهویت مرا من تو را بر شانه‌هایم می‌کشم یا تو می‌خوانی به گیسویت مرا زخم‌ها زد راه بر جانم ولی زخم‌عشق‌آورده‌تا‌کویت‌مرا #اهورا_ایمان @hamnafasane1

این منم، خون جگر از بد دوران خورده مرد رندی که رکب‌های فراوان خورده غم ویرانی خود را به چه تشبیه کنم ؟ فرض کن کوه شنی طعنه‌ی طوفان خورده عشق را با چه بسازد، به کدامین ترفند شاعری که همه‌ی عمر غم نان خورده چه به روز غزل آمد که همه منزوی‌اند قرعه بر معرکه‌ی معرکه‌گیران خورده از دهان کس و ناکس خبرش می‌آید شعر، این باکره‌ی دست هزاران خورده با چنین فرقه‌ی نسناس، یقین پاپوش است اتهامی که به شخصیت شیطان خورده دشتمان گرگ، اگر داشت نمی‌نالیدم نیمی از گله‌ی ما را سگ چوپان خورده جرم من فاش مگوهاست و حکمم سنگین چه کند شاهد سوگند به قرآن خورده شعر هم عقل ندارد که در این شهر شعور گذرش بر من دیوانه‌ی دوران خورده #مجتبی_سپید @hamnafasane1

دارم آن حجب جوانی که زبانبند منست لب همه خامُشی ام دل همه فریاد هنوز فرخ خاطر من خاطره شهر شماست خود غم آبادم و خاطر فرح آباد هنوز #شهریار @hamnafasane1

حکمرانی می کنم در متن اقلیم خودم چارفصلی از بهارم روی تقویم خودم ساعت دنیا به حال من ندارد هیچ خیر ساعتم را می گذارم روی تنظیم خودم در تمام باغ های این جهان سر می زنم برگلی تعظیم کردم هست تعظیم خودم زندگی آیین یکرنگی ست مثل آینه هرکه را تکریم کردم هست تکریم خودم در تب تنهایی خود آتشی انداختم دود اسپند توباشم هست تصمیم خودم #رحمان_کاظمی @hamnafasane1

نزدیڪِ تو‌أم اهـلِ همین شهـر و دیارم از هـر چـه تـو را دور ڪند واهمـه دارم   زیباییِ محضِ تـو ڪـه در چشم نگنجد تـا خلوتِ آیینـه ڪشانـده ست غبـارم   غرقِ توأم آنقدر ڪـه صد موج‌ِ ڪف آلود در خـویـش بچرخند و نیـابنـد ڪنارم   آغوشِ تو‌ دلشورهٔ شیطان وفرشته ست نگـذار تـو را دستِ خـدا هـم  بسپارم   تـو نیمهٔ دنـدان زده ے، سیبِ بهشتی مـن بغضِ تَرَک خورده ے خونینِ انارم   بگـذار در آغـوشِ تو ویران شوم امروز ابـرے تـر از آنـم ڪـه ڪنــارِ تـو ببـارم #عبدالجبار_ڪاڪایی @hamnafasane1

کاش میشد که در این تاری شب های جهان به سرای پر از آرامش یارم برسم کاش میشد که پس از سردی این دشت غریب به تن گرم و پر از عشق نگارم برسم کاش میشد که تو باشی و من و خنده ی تو تا به پایان شب تیره و تارم برسم کاش میشد که دو دستت به کف دستم بود تا پس از سردی دی من به بهارم برسم کاش میشد که پس از خون ِ دل تنهایی به همان دلهره ی قول و قرارم برسم کاش میشد که پس از آن همه غربت زدگی بی خبر باز به آغوش دیارم برسم ... #مسعود_اردلان @hamnafasane1

تنهایی ام امشب که پر است از غم غربت آنقدر بـــزرگ است که در خـــانه نگنـجد بیـــرون زده ام تا بــدرم پرده ی شب را کایـن نعره ی دیــوانه به کاشانه نگنجد ... #حسین_منزوی @hamnafasane1

می روی حال مرا باران تماشا می کند بغض تنهایی دل را، بر دلم جا می کند کاش قبل رفتن تو، آسمان ابری نبود حال دارد بی امان، باران چه غوغا می کند خاطرات خیس تنها بر کران قاب دل هی دمادم در فراغت، حس رویا می کند دل در این تنهایی غمبار باران غریب دستهای خالی اش را، سوی دریا می کند روح من، نام تو را با نقش باران مینوشت بیقرار و تشنه ی تو، یاد غمها می کند کاش روزی بگذری بر خواب تنهایی دل ... چشم دل، بیدار و هر شب، فکر فردا می کند #سمیه_خلج ‌@hamnafasane1

بیخود نزن به سینه ام ای دوست دستِ رد انکاااار عشق راه به جایی نمی برد دنبال دانه ای ست دلم در نگاه تو پیشت اگر پرنده ی پلکم نمی پرد ... هرگز نگو که یوسف دل را درین زمان دیگر کسی به قدر پشیزی نمی خرد از حرفهای مردم و بدنامی ام نترس این گرگ پیر پیرهنی را نمی درد آنقدر خسته ام که بعید است نعره ام از عمق چاه خستگی ام سر بر آورد ... گفتم: کجا رِسَم به تو ، گفتی : مگر به خواب اما من از خیال تو خوااااابم نمی برد گفتم غم نبودن تو می کشد مرا گفتی صبور باش که این نییییز بگذرد ... #پوریا_شیرانی @hamnafasane1

هنوز چشم مرادم رخ تو سییییر ندیده ... هوا گرفتی و رفتی ز کف چو مرغ پریده تو را به روی زمین دیدم و شکفتم و گفتم که این فرشته برای من از بهشت رسیده ... #هوشنگ_ابتهاج @hamnafasane1

زخمِ تنهایی نشیند ، توامان ، بر جان و تن وز برای تیغِ او ، فرقی ندارد ، مرد و زن بی‌هوا رفتی ، مرا مغروقِ غم کردی رفیق بی‌نفس ، در بسترِ دریا چه می آید ز من ... #علی_عدالتجو @aliedalatjoo @hamnafasane1

زخمِ تنهایی نشیند ، توامان ، بر جان و تن وز برای تیغِ او ، فرقی ندارد ، مرد و زن بی‌هوا رفتی ، مرا مغروقِ غم کردی رفیق بی‌نفس ، در بسترِ دریا چه می آید ز من ... #علی_عدالتجو @aliedalatjoo @hamnafasane1

حال و احوالِ دلم ، از سرِ شب بد شده بود عقلِ بیچاره یِ من ، بااااز مردد شده بود لرزه ها بر دلِ دیوانه یِ من می افـتاد یک نفر شکلِ تو از کوچه یِ ما رد شده بود ... #وحشي_بافقي @hamnafasane1

هرگون آخشام گؤزلدیم گؤزلر قارالدی گلمدین حسرتین یاندیردی گور رنگیم سارالدی گلمدین بی وفا یاندیم باری قایتار اوسئودا دویقوسون گؤن باتیر گلدی گئجه عمروم دارالدی گلمدین ... @hamnafasane1

بیلمیرم بیر نئچه گوندور نیه سایمور منی یاریم حییف اولوب نقش خیالیم سوکولوب پودیله تاریم گلون ای قلبی سینیخلار دوزولون دوره مه چونکی منی اغیاره ساتارکن منیلن کوسدی نیگاریم @hamnafasane1

ای شب همه اسرار دلم پیش تو فاش است چون خانهءآشفته دلم ریخت و پاش است گــر باز شده لب به گلایه عجبــی نیست تقدیر من انگار فقـط حسـرت و کاش است بسیــــار زده زخـــم بمن چرخش ایاااام شاید بـخیالش که فقط چند خراش است ... @hamnafasane1

تازه فهمیدم که حافظ در چه دامی شد اسیر با نگاهت، خنده ات، مویت، شکااارم کرده ای ... #مهدی_ذوالقدر @hamnafasane1