.....کلبه شعر.....
Ir al canal en Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
Mostrar más740
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-1030 días
Archivo de publicaciones
من اناری را میکنم دانه
بـه دل می گویم
خوووووب بود این مردم
👌دانه های دلشان پیدا بوووود ...👌
#سهراب_سپهری
👇👌👌🥰👌👌👇
@hamnafasane1
من میان تمااااام دانه های سرخ انار
👌برایت #عشق_پنهان_کرده_ام👌
تلافی کن تمام نبودن ها را
میخواهم
تو را بییییییشتر ببینم ...
👇👌👌🥰👌👌👇
@hamnafasane1
اين سينه هواى يااااار ميخواهد خب
بى تاب شده قراااااار ميخواهد خب
لبخند كه ميزنى لبت مي شكفد
ما هم دلمان اناااااار ميخواهد خب ...👌
#سید_تقی_سیدی
@hamnafasane1
شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ست
که آنچه در سر من نیست، ترس رسوایی ست
چه غم که خلق به حُسن تو عیب میگیرند؟
همیشه زخم زبان خون بهای زیبایی ست!
اگر خیال تماشاست در سرت بشتاب
که آبشارم و افتادنم تماشایی ست
شباهت تو و من هرچه بود ثابت کرد
که فصل مشترک عشق و عقل تنهایی ست
کنون اگرچه کویرم هنوز در سر من
صدای پر زدن مرغ های دریایی ست
#فاضل_نظری
@hamnafasane1
نالم از دست تو ای ناله که تاثیر نکردی
گر چه او کرد دل از سنگ تو تقصیر نکردی
شرمسار توام ای دیده ازین گریه خونین
که شدی کور و تماشای رخش سیر نکردی
#شهریار
@hamnafasane1
دلی کز عشق گردد گرم، افسردن نمیداند
چراغی را که این آتش بُود، مردن نمیداند
دلی دارم که هر چندش بیازاری، نیازارد👌
نه دل سنگ است پنداری که آزردن نمیداند
#وحشی_بافقی
@hamnafasane1
ای ز غم فراق تو جان مرا شکایتی
بر در تو نشستهام منتظر عنایتی
گر چه بمیرم از غمت هم نکنی به من نظر
ور همه خون کنی دلم ، هم نکنم شکایتی ...
#عراقی
@hamnafasane1
✍✍✍
در من دلسنگ، شور انتظار انداختی
ماهی مرداب را در جویبار انداختی
عشق، اقیانوس آرامی که میگفتی نبود
قایقم را در مسیر آبشار انداختی !
فکر میکردم جواب نامهام را میدهی
نامه را بی آنکه بگشایی کنار انداختی
عشق بر "جانم" حکومت می کند ای روزگار
در سرم بیهوده سودای فرار انداختی
آخر ای عاقل به کار عشق روگردان شدی
خوب شد، یک بار عقلت را به کار انداختی
#کانال_و_گروه_کلبه_شعر
@hamnafasane1❤
سرو چمان من چرا میل چمن نمیکند
همدم گل نمیشود یاد سمن نمیکند
دل به امید وصل تو همدم جان نمی شود
جان به هوای کوی تو خدمت تن نمی کند
با همه عطر دامنت آیدم از صبا عجب
کز گذر تو خاک را مشک ختن نمیکند
تا دل هرزه گرد من رفت زچین زلف تو
زان سفر دراز خود عزم وطن نمی کند
ساقی سیم ساق من گر همه درد میدهد
کیست که تن چو جام می جمله دهن نمیکند
دستخوش جفا مکن آب رخم که فیض
ابربی مدد سرشک من در عدن نمیکند
کشته غمزه تو شد حافظ ناشنیده پند
تیغ سزاست هر که را درک سخن نمیکند
#حافظ
👇👌👌❤️👌👌👇
@hamnafasane1
گرچه دل خون می خورد از دست یار بی وفا
خود خوریها می کنم از خود شکایت میکنم
قصه ها دارم من از یک لحظه ی دیدار او
گر بگویم تا سحرگاهان حکایت میکنم
خود زنی کردن برای بیوفا شایسته نیست
من چرا در حق خودم دارم جنایت میکنم
هر که می پرسد ،پریشانی چرا این روزها
درد خود پنهان و ابراز رضایت می کنم
پیش معشوق خودت تسلیم باشی ساده نیست
بس که میترسم از او کلی رعایت میکنم
در شب تنهایی یلدای غمهای خودم
غصه هایم را به گوش شب روایت میکنم
بی خیال من شده گویی که اصلا نیستم
من به او هر گونه می خواهد عنایت میکنم
گر بخواهد او مرا یک لحظه کوتاه هم
مثل ویروسی به جان او سرایت میکنم
#حسام_گلواژه
@hamnafasane1
لمس باید کرد؛ دردی را که عاشق می کشد
رنج سرخی را که گلبرگ شقایق می کشد
درک باید کرد، شب های بلند و سرد را
استخوان دردی که عاشق، آن دقایق می کشد
طعم تلخ زهر، در کابوس را باید چشید
کام تلخی را ،که با لمس حقایق می کشد
حس تنهایی وخاموشی شمع رو به باد
رشد بغض بی امانی را که تا دق می کشد
خوب باید دید، حال وروز هر دلداده را
پیچ و تابی را که شب ، تا صبح صادق می کشد
عشق ، طوفان است و عاشق ، چون غریقی ناامید
انتظاری سخت ؛ با امید قایق می کشد...
@hamnafasane1
#کیستی ؟
باصدای استاد #راحم_تبریزی
بار بستی از جهانم ، در جهانِ کیستی ؟
جاان ودل ویرانه کردی،همزبانِ کیستی ؟
زین دهن جز سخن عشق نیامد به میان ،
برگ ریزانم نمودی ، گلسِتااان کیستی ؟
چند باشم،چشم گریان بر امید وصلِ توو؟
بر سر کوی توو من ،،، در آستان کیستی ؟
صحن گلشن ذره ای از خط ریحان تو است
من تمنای تماشاا ،،، بوستانِ کیستی ؟
فیض احسانت چه باشد؟یک نگه از سوی توو
ریزه چین خوانت هستم،هفت خوان کیستی؟
ذره ذره ذوب گشتم ، در تنووور عاشقی ،
سوختم،ای ماهرویا،میهمانِ کیستی ؟
سرزده هر جا گلی از خاک پایت بر فلک ،
من فدای خاک پایت، مهربان کیستی ؟
جان و دل در آتش است، ای دست برده بر دلم
آتش است نام و نشانم،در نشان کیستی؟
ساقیا از آتشین جامت، بیاور باده ای ،
نیست هشیاری توانم، ترجمان کیستی ؟
غنچه از شرم دهانت ، در کنار خار ماند ،
ای لبت شهد وشکر، اندر دهان کیستی ؟
خاک پایت را چو سرمه میکشم بر چشم خویش
بیش از این راحم نداند،جانِ جانِ کیستی؟
#راحم_تبریزی
👇👌👌❤️👌👌👇
@khazan_rahem
@hamnafasane1
چه غم وقتی جهان از عشق نامی تازه می گیرد
از این بی آبرویی نام ما آوازه می گیرد
من از خوش باوری در پیله ی خود فکر می کردم
خدا دارد فقط صبر مرا اندازه می گیرد
به روی ما به شرط بندگی در می گشاید عشق
عجب داروغه ای! باج سر دروازه می گیرد
چرا ای مرگ می خندی؟ نه می خوانی، نه می بندی!
کتابی را که از خون جگر شیرازه می گیرد
ملال آورتر از تکرار رنجی نیست در عالم
نخستین روز خلقت غنچه را خمیازه می گیرد
#فاضل_نظری
👇👌👌❤️👌👌👇
@hamnafasane1
مجالی نیست تا برای گیسوانت جشنی بپا کنم
که گیسوانت را یک به یک شعری باید و ستایشی .
دیگران ...
معشوق را مایملک خویش میپندارند
اما من ...
تنها میخواهم #تماشایت کنم ...
قلب من ...
آستانه ی گیسوانت را، یک به یک میشناسد
فراموشم مکن!
و بخاطر آور که عاشقت هستم
مگذار در این دنیای تاریک بی تو گم شوم ...
#پابلو_نرودا
👇👌👌❤️👌👌👇
@hamnafasane1
#دوستی
دل من دير زمانی است كه میپندارد:
«دوستی» نيز گلیست؛
مثل نيلوفر و ناز،
ساقهی ترد ظريفی دارد.
بی گمان سنگدل است آنكه روا میدارد
جانِ اين ساقهی نازك را - دانسته- بيازارد!
در زمينی كه ضمير من و توست،
از نخستين ديدار،
هر سخن، هر رفتار،
دانه هايیست كه می افشانيم.
برگ و باری است كه می رويانيم
آب و خورشيد و نسيمش «مهر» است
گر بدانگونه كه بايست به بار آيد،
زندگی را به دلانگيزترين چهره بيارايد.
آنچنان با تو در آميزد اين روح لطيف،
كه تمنای وجودت همه او باشد و بس.
بینيازت سازد، از همه چيز و همه كس.
زندگی، گرمی دلهای به هم پيوستهست
تا در آن دوست نباشد همه درها بستهست.
در ضميرت اگر اين گل ندميدهست هنوز،
عطر جانپرور عشق
گر به صحرای نهادت نوزيده است هنوز
دانه ها را بايد از نو كاشت.
آب و خورشيد و نسيمش را از مايه جان
خرج میبايد كرد.
رنج میبايد برد.
دوست میبايد داشت!
با نگاهی كه در آن شوق برآرد فرياد
با سلامی كه در آن نور ببارد لبخند
دست يكديگر را
بفشاريم به مهر
جام دل هامان را مالامال از ياری، غمخواری
بسپاريم به هم
بسراييم به آواز بلند:
- شادی روی تو! ای ديده به ديدار تو شاد
باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست
تازه، عطر افشان گلباران باد!
#استاد_فریدون_مشیری
👇👌👌❤️👌👌👇
@hamnafasane1
تـو عادت داشتی
هرشب
بڪَویم «دوستت دارم»
یقین دارم ڪہ
مدتهاست
میخوابی و بیدارے ..!!
#امید_صباغنـو
👇👌👌❤️👌👌👇
@hamnafasane1
خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست
تاب آن زلف پریشان تو بی چیزی نیست
از لبت شیر روان بود که من میگفتم
این شکر گرد نمکدان تو بی چیزی نیست
جان درازی تو بادا که یقین میدانم
در کمان ناوک مژگان تو بی چیزی نیست
مبتلایی به غم محنت و اندوه فراق
ای دل این ناله و افغان تو بی چیزی نیست
دوش باد از سر کویش به گلستان بگذشت
ای گل این چاک گریبان تو بی چیزی نیست
درد عشق ار چه دل از خلق نهان میدارد
حافظ این دیده گریان تو بی چیزی نیست ...
#حافظ
@hamnafasane1
ای ساقیا مستانه رو آن یار را آواز ده
گر او نمی آید بگو آن دل که بردی باز ده
افتاده ام در کوی تو پیچیده ام بر موی تو
نازیده ام بر روی تو آن دل که بردی باز ده
بنگر که مشتاق توام مجنون غمناک توام
گرچه که من خاک توام آن دل که بردی باز ده
ای دلبر زیبای من ای سرو خوش بالای من
لعل لبت حلوای من آن دل که بردی باز ده
ما را به غم کردی رها شرمی نکردی از خدا
اکنون بیا در کوی ما آن دل که بردی باز ده
تا چند خونریزی کنی با عاشقان تیزی کنی
خود قصد تبریزی کنی آن دل که بردی باز ده
از عشق تو شاد آمدم از هجر آزاد آمدم
نزد تو بر داد آمدم آن دل که بردی بااااز ده ...
#مولانا
@hamnafasane1
دلا مشتاق دیدارم غریب و عاشق و مستم
کنون عزم لقا دارم من اینک رخت بربستم
تویی قبله همه عالم ز قبله رو نگردانم
بدین قبله نماز آرم به هر وادی که من هستم
مرا جانی در این قالب وآنگه جز تو ام مذهب
که من از نیستی جانا به عشق تو برون جستم
اگر جز تو سری دارم سزاوار سر دااااارم
وگر جز دامنت گیرم بریده باد این دستم
به هر جا که روم بی تو یکی حرفیم بیمعنی
چو هی دو چشم بگشادم چو شین در عشق بنشستم
چو من هی ام چو من شینم چرا گم کردهام هش را
که هش ترکیب می خواهد من از ترکیب بگسستم
جهانی گمره و مرتد ز وسواس هوای خود
به اقبال چنین عشقی ز شر خویشتن رستم
به سربالای عشق این دل از آن آمد که صافی شد
که از دردی آب و گل من بیدل در این پستم
زهی لطف خیال او که چون در پاش افتادم
قدمهای خیالش را به آسیب دو لب خستم
بشستم دست از گفتن طهارت کردم از منطق
حوادث چون پیاپی شد وضوی توبه بشکستم
#مولانا
@hamnafasane1
