.....کلبه شعر.....
Ir al canal en Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
Mostrar más740
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-1030 días
Archivo de publicaciones
ما بی غمان مست دل از دست داده ایم
همراز عشق و همنفس جام باده ایم ...
ای گل ، تو دوش داغ صبوحی کشیده ای
ما آن شقایقیم که با دااااااغ زاده ایم ...👌👌
#حافظ
@hamnafasane1
شبِ سردیست...
و من با دلِ سرد
به خودم میگویم :
خبری نییییست ، بخواب !
باز هم خوابِ محبت دیدی ...
@hamnafasane1
قورخورام غملی سوزوم سینه ده خاموش اولسون
سرنوشتیم کیمی عشقیم ده فراموش اولسون
ساقی سیز باده یاپیشمیر منه ای باده ساتان
ایکی پیمانه گتیر با هم اییچاخ نوش اولسون
@hamnafasane1
میان جمع ام من، ولی دلم تنهاست
لبم چو گل خندان، دو دیدهام دریاست
لب از برون خندد، دل از درون گرید
ز برق چشمانم نشان غم پیداست
چگونه میخندد گلی که پژمرده
دل من است آن گل که از جفا مرده
زمن چه میپرسی که از چه مینالم
همیشه میگرید دلی که افسرده ...
#معینی_کرمانشاهی
@hamnafasane1
می سپارم گیسوانم را به باد دوره گرد
شعله شعله می وزد آتش بر این انبوه سرد
داغ تر از این نمی شد آتشی را حس کنی
هیچ کس اندازه ی من عشق را باور نکرد
در تنم هستی تو را حس میکنم هر روز و شب
تلخ تلخی _ دوستت دارم دقیقاً مثل درد
نی نی چشمان تو آهنگ رفتن کرده اند
شور دارم لطف کن از راه رفته برنگرد
برگ برگ زندگی از چشم من افتاده است
گرچه می رقصند با هم رو به رویم سرخ و زرد
#فاطمه_نوری
@hamnafasane1
شراب می چکد از چشمش استکان بدهید
برای مزه لبش را فقط ؛؛ نشان بدهید
چقدر تشنگیِ کهنه دارم و ایکاش
برای رفع عَطَش از لبش زمان بدهید
میان دشتِ نگاهش غزال می رقصد
کمان به دست منِ پیرِ ناتوان بدهید
هنوز فاصله ای مانده قدرِ پیراهن
برای فتحِ تنش لحظه ای امان بدهید
نمانده روح به جسمم میان آغوشش
مرا به شیوه ی تلقین کمی تکان بدهید
قیامتی ست رطبهای نخلِ طنازش
برای شادیِ روحم فقط از آن بدهید
@hamnafasane1
گفتی که : حرفت سخت و بیتت دیر می آید
طبـــعِ جوانت با عصـــــا چـــــون پیـــــــر می آید
وقتـــــی تمامِ شاعـــــرانِ شــــهر در خــــوابند
ذوقِ تــــو آهســـــــته پـــــیِ نخـــــجیر می آید
گفتم : شگفتا ! حالِ من را خوب می دانی
شعــــرم دقیقـــــا با همیـــن تفســـیر می آید
آن ساغری کز رعشه هایم سخت لبریز است
در آخـــــــرِ شب یــــا ســــــرِ شبگـــــــیر مـــی آید
بیت الغزل هایی که کُنــجِ دفتر افتاده است
وقتِ اذان در کشفِ و در تســــخیر می آید...
گفتی: بمانم هفته ای!؟گفتم: به هر صورت
یک بیتِ شعــرِ بابِ دنــــــدان ، گیـــــر می آید
در نیمه ی بهمن ز شعرم بو نخــواهی برد!
با نــــوبهـــــار امــــــــا پر از تصـــــویــــر می آید
با من بمـــانی ، غنچـــــه هایم باز می گردند
مـن مثل نارنجم بهـارم دیر می آید ...
#علیرضا_کاشف
@hamnafasane1
در عالم محبت، الفت بههم گرفته
نامهربانی او با مهربانی ما
در عین بیزبانی با او به گفتوگوییم
کیفیّتِ غریبیست در بیزبانی ما ...!!
#فروغی_بسطامی
@hamnafasane1
برای مجله شعر نمینویسم...
در شبِ شعر ها شرکت نمیکنم...
به نگاه منتقدها اهمیت نمیدهم....
پیله ای از شعر می بافم دورِ خود...
بی آرزوی پروانه شدن!
و در سلولِ خود ساخته میمیرم
به امید آن که ابریشمش
شالی شود
بر شانه های تو...!
#یغما_گلرویی
@hamnafasane1
چشم رغبت که به دیدار کسی کردی باز
باز بر هم منه ار تیر و سنان میآید
عاشق آن است که بی خویشتن از ذوق سماع
پیش شمشیر بلا رقصکنان میآید
#سعدی
@hamnafasane1
زخم گران همیکشم زخم بزن که من خوشم
گر چه درون آتشم جمله زرم به جان تو
هر نفسی که آن رسد کار دلم به جان رسد
گر چه ز پا درآمدم جان سرم به جان تو
#مولانا
@hamnafasane1
بگذر از ناز و برون آی ز پیراهن شرم
که عجب تنگ در آغوش نیاز آمدهای
آنقدر باش که من از سر جان برخیزم
چون به غمخانهام ای بنده نواز آمدهای
#صائب_تبریزی
@hamnafasane1
نا دیده میکنی، چو فتد دیده بر منت
جانم فدای دیدن و نادیده کردنت
با آنکه رفت روشنی چشمم از غمت
دارم هنوز دوست تر از چشم روشنت
#هلالی_جغتایی
@hamnafasane1
عشق همچو لبخند دلقکی ست
که نمی دانی میخندد یا گریه میکند
او حواسش به دوست داشتن های
دور دور گره خورده است ...
چه خوب اندوهش را نقش بازی میکند ...
#امير_وجود
@hamnafasane1
دلم گرفته از این روزها دلم تنگ است
میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است
مرا گشایش چندین دریچه کافی نیست
هزار عرصه برای پریدنم تنگ است
اسیر خاکم و پرواز سرنوشتم بود
فرو پریدن و در خاک بودنم ننگ است
چگونه سر کند اینجا ترانه ی خود را
دلی که با تپش عشق او هماهنگ است
هزار چشمه ی فریاد در دلم جوشید
چگونه راه بجوید که رو به رو سنگ است
مرا به زاویه ی باغ عشق مهمان کن
در این هزاره فقط عشق ، پاک و بی رنگ است
#سلمان_هراتی
@hamnafasane1
ای ابر دل گرفته ی بی آسمان بیا
باران بی ملاحظه ی ناگهان بیا
چشمت بلای جان و تو از جان عزیزتر
ای جان فدای چشم تو با قصد جان بیا
مگذار با خبر شود از مقصدت کسی
حتی به سوی میکده وقت اذان بیا
شُهرت در این مقام به گمنام بودن است
از من نشان بپرس ولی بی نشان بیا
ایمان خلق و صبرِ مرا امتحان مکن
بی آنکه دلبری کنی از این و آن بیا
«قلب» مرا هنوز به یغما نبردهای!
ای راهزن! دوباره به این کاروان بیا
#فاضل_نظری
@hamnafasane1
ای ابر دل گرفته ی بی آسمان بیا
باران بی ملاحظه ی ناگهان بیا
چشمت بلای جان و تو از جان عزیزتر
ای جان فدای چشم تو با قصد جان بیا
مگذار با خبر شود از مقصدت کسی
حتی به سوی میکده وقت اذان بیا
شُهرت در این مقام به گمنام بودن است
از من نشان بپرس ولی بی نشان بیا
ایمان خلق و صبرِ مرا امتحان مکن
بی آنکه دلبری کنی از این و آن بیا
«قلب» مرا هنوز به یغما نبردهای!
ای راهزن! دوباره به این کاروان بیا
#فاضل_نظری
@hamnafasane1
شاعر نشدى حال مرا خوووب بفهمى
من قافيه در قافيه رسواییه محضم ...
#امید_صباغ_نو
@hamnafasane1
درختان را هنوز ای برف ! شوق برگ و باری هست
زمستان گرچه طولانی ست،آخر نوبهاری هست
مرا درقلب خود کُشتی و از دنیای خود راندی
گمان میکردم ای بیرحم بین ما قراری هست
تمنای وفاداری مرا هرگز نبود از تو
ولی ای بی وفا از بی وفا هم انتظاری هست
چو در قلب تو می تازند بعد از من رقیبانم
به یاد آور که در صحرای آغوشت مزاری هست
اگر یک عمر هم در بستر آرامشت باشی
بدان ای رود! در پایان راهت آبشاری هست
#فاضل_نظری
@hamnafasane1
شکرانه بده، که از در تو
چون محنت روزگار رفتم ...👌
تو خرم و شااااد و کامران باش
کز شهر تو سوگوار رفتم ...
#عراقی
@hamnafasane1
