es
Feedback
.....کلبه شعر.....

.....کلبه شعر.....

Ir al canal en Telegram

به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1

Mostrar más
740
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-1030 días
Archivo de publicaciones
تو قرار ڪرده بودی ڪه مرا قرار باشی دل بیقرار من را همه لحظه یار باشی همه عمر صبر ڪردم به هوای وصل رویت به امید آنڪه روزی  تو به من دچار باشی به امید آنڪه جایی قدمی نهاده باشی بروم به هر مڪانی ڪه در آن دیار باشی به گناه با تو بودن ز بهشت هم گذشتم ڪه در این ڪویر دنیا تو مرا نگار باشی #هاله_محمودی #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

۱۸۸ چو نباشی نفسم همچو دلم میگیرد وین دل از دوریِ تو، جامه ز غم می‌گیرد دل که بی روی تو یک لحظه ندارد راحت فارغ از طاعت و دینار و دِرَم می گیرد چو نسیم ، بازیِ با ،زلف تو از سر گیرد جای در اوج شکوه، زلف دوخم می گیرد تا به سودای سر زلف تو شد دست دراز مطلع بیتِ غزل، پای قلم می گیرد چون کنم وصف  کمند تو که آن حلقه زلف حلقه اش راه به صد، ملک عجم می گیرد گر دلم در دو جهان زآتش عشقت آهی برکشد ، این جگرِ سوخته دَم میگیرد چون خیال تو برآید ز درم  دل بِجَهد مُحرِم عشق  تو و، راه حرم می گیرد بر سر کوی تو دانم که نباشد  ره  دور چه کنم  پا به سر از دور، قدم می‌گیرد در ره وصل تو گر خاک شود قالب تن این منِ خالی زجان، راه عدم می گیرد جانِ یاری ، شود اندر دل  بیداد، کجا؟  دست بیداد تو هم، دست ستم می گیرد #فرامرز_یاری با سپاس از حضور ارزشمند استاد یاری عزیز و بزرگوار در کانال و گروه کلبه شعر #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

گـرمای خنده های تـو در آفتاب نیست تا با تـو ام نــیازِ شـبـم ماهـتاب نیست از کـوچـه رد شـدی و زمستان بهار شد مانند عطـر ناب تو حـتی گـلاب نیست خوشرنگیِ لبان‌ِ تو شد حسـرتِ تَمشک مستی‌ِ این‌ دو در قدح‌ِ پُر شراب نیست بیدار و خواب‌ دل‌ شده‌ در بندَت‌ای‌پری صیدی‌ چنین‌ اسیر‌ به‌چنگ‌عقاب نیست دردل‌حوائجیست‌که‌سخت‌است‌گفتنش جانم ، سکوت‌کردن‌ِمن‌بی‌حساب‌نیست ای عــشــق ای بـهـانــه زیـبای زنــدگـی وقتی‌ که‌در خیال‌ منی‌ اضطراب نیست می خـواستـم بـداهـه سـرایی کنم ولی این واژه‌ها برای‌ تو با آب‌ و تاب نیست چـشـمانِ تـو مطالعِ صـد ها قصیده اند شعرِ بداهه درخورِ مضمون‌ِ ناب نیست #امیر_بهنام #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

آنچنان تشنه ی دیدارِ تو هستم که نگو آنقَدَر چشم به راهِ تو نشستم که نگو سالها چشم به این گوشه ی در دوخته ام آنقدر منتظرِ روی تو هستم که نگو ... چشمهای تو نشد ساقی و دستانِ فلک آنقَدَر باد ه ی غم داده به دستم که نگو تشتِ رسوایی ام از بامِ فلک افتاده آنقَدَر برسرِ تو توبه شکستم که نگو از ازل تا به ابد نامِ تو را می خوانم آنقَدَر مست ازآن روزِ الستم که نگو نیمه شبها به هوای تو غزل می گویم با خیالِ توچنان سرخوش و مستم که نگو مثلِ یک آینه در گوشه ی تنهایی خود آنقَدَر دل به تماشای تو بستم که نگو ... #مهدی_شریفی_شادفر(آئینه) #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

زمان نمانده و ماندی ! چه ساده ای شاعر ! بجنب دیر شده قول داده ای شاعر !   برس به آن همه مستی به صبحگاه ازل به آن نگاه بلند پر از سلام و غزل   به آن درخت که در سایه اش نشسته کسی کسی که چشم به راه تو است تا برسی   کسی شبیه غزل های عاشقانه ی تو که عاشقانه گرفته چنین بهانه ی تو   برس به ناز نگاهش ، بهار در چشمه به آن زلال شکفته کنار سر چشمه   نشسته است کسی در کمین به خاطر تو بچرخ تا که بچرخد زمین به خاطر تو   نفس بگیر و به این عاشقی ادامه بده به آن که عاشقشی تند تند نامه بده   بخواب و خواب ببین این کرانه می بارد تویی و چتر رفیقی که دوستت دارد   چقدر مانده به این شعر تا تمام شود به بوسه ای پری چشمه همکلام شود   بجنب دیر شده آنطرف تر از فرداست برس به آن نفسی که ادامه ی دنیاست   برو خیال خودت را دوباره راحت کن نمانده راه ، ادامه بده سماجت کن   برس به آن همه مستی به او که یک رویاست ببین چقدر پریزاد چشمه ات زیباست ... #نادر_جابری #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

چقدر قافیه ها را به غم دچار کند  منِ بدون تو با زندگی چکار کند؟ چقدر دلهره ی تلخ بی تو بودن را ته تمام غزل هایش استتار کند دلم گرفته شبیه کسی که میخواهد طناب بردارد از خودش فرار کند  بگو به مرگ سر راه اگر مسیرش خورد  کنار پنجره روح مرا سوار کند  سکوت من به زنی پابه ماه میماند  که عصر جمعه دلش گریه را ویار کند  خوش ست بوسه به لب های شوکران با تو  بیا که با تو دلم عشق زهرمار کند... همیشه توی خودم ریختم غمم را ،کاش سکوت های مرا شعر من هوار کند... #سجاد_صفری_اعظم #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

چندی گذشته رفته ای اما هنوز هم چندیست جای خالیت اینجا هنوز هم این نامه را برای تو هی، پاره می کنم درنامه ام نگفته ام این را هنوز هم من مانده ام تو رفته ای اما خدا کند من درک می کنم که تو از ما هنوز هم... باید کمی برای تو من درد و دل کنم سنگ صبور، می شود آیا هنوز هم...؟ هرلحظه در خیال من اینجا نشسته ای هر لحظه با خیال تو حتی هنوز هم... هی سعی می کنم که تو را در اتاق من حسی دوباره تازه کند تا هنوووز هم... #رسول_زاهدی #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

با تمام شهر جورم با تو جور دیگرم با همه پر می گشایم با تو تنها می پرم آه در ﺭفتارهايم خوب اگر دقت كني تاﺯه می فهمي که از هر عاشقی عاشقترم بس که نازل می شود آیات چشمانت به من با چنین دینی برای ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ پیغمبرم پادشاهی می کنم در ﻛﺸﻮﺭ آغوش تو در چنین جولانگهی فرمانده ای نام آورم داده ام موسی که با ترفند بسپارد به نیل تانگردد عاشق چشمان مستت لشکرم هرچه گفتم دوستت دارم ندا آمد کم است نه، نگنجد اين همه زيبايي ات در باورم ... #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

تشنه ام تشنه ی دیدار، کسی اینجا نیست خسته از این همه آزار، کسی اینجا نیست مانده ام درد دلم را به که گویم امشب جز من و کاغذ و خودکار کسی اینجا نیست آی دکتر تو کجایی؟ تو کجایی دکتر... شده ام خسته و بیمار، کسی اینجا نیست من و باران و شب و پنجره تنها هستیم... جز صدای غم گیتار ،کسی اینجا نیست آه ای شعر غم انگیز کجا میبری ام؟ آااه...میمیرم و انگار کسی اینجا نیست #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

پشت یک میز خزیدیم که بازی بکنیم رو به رو بودن با عشق جگر میخواهد این قمار عاقبتش جان مرا میبازد با تو سرشاخ شدن دست قدر میخواهد زنده ام هر چه زدی تیغه به شریان نرسید خیز بردار ببینم خطری هم داری ... زخم ازاین تیغو تبر تا بخواهی خورده ام عشق من اره ی تن تیز تری هم داری تندو کندی همه ی مسئله این است فقط خنجرت کندو عجولی که رگی باز کنی ... #علیرضا_آذر #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

دوباره یک نفر آمد مرا به هم زد و رفت و سرنوشت مرا با جنون رقم زد و رفت کسی که مثل همه گفت: دوستت دارم درست مثل همه آمد و به هم زد و رفت درست مثل همه بی ‌مقدمه از راه رسید و سنگ بر آیینه‌ ی دلم زد و رفت مرا سپرد به کابوس ‌ها، به هرچه محال به لحظه‌ های من اینگونه رنگ غم زد و رفت کسی که برکه‌ ی آرامش مرا آشفت به هستی ‌ام که نبود آتشِ عدم زد و رفت به چشم ‌های سیاهش دچار کرد مرا کنار رویاهایم کمی قدم زد و رفت تمام حرف من این است: آخر اینگونه چگونه میشود از عهد عشق دم زد و رفت #سید_جعفر_عزیزی #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

زین همرهان همراز من تنها توئی تنها بیا باشد که در کام صدف گوهر شوی یکتا بیا یارب که از دریا دلی خود گوهر یکتا شوی ای اشک چشم آسمان در دامن دریا بیا ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا ای ماه کنعانی ترا یاران به چاه افکنده اند در رشته پیوند ما چنگی زن و بالا بیا مفتون خویشم کردی از حالی که آن شب داشتی بار دگر آن حال را کردی اگر پیدا بیا شرط هواداری ما شیدائی و شوریدگیست گر یار ما خواهی شدن شوریده و شیدا بیا در کار ما پروائی از طعن بداندیشان مکن پروانه گو در محفل این شمع بی پروا بیا کنجی است ما را فارغ از شور و شر دنیای دون اینجا چو فارغ گشتی از شور و شر دنیا بیا گر شهریاری خواهی و اقلیم جان از خاکیان چون قاف دامن باز چین زیر پر عنقا بیا . . . #شهریار #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

رو کرد به ما بخت و فتادیم به بندش ما را چه گنه بود؟- خطا کرد کمندش با آن همه دلداده دلش بسته‌ی ما شد ای من به فدای دل دیوانه‌پسندش نرگس ز چه بر سینه زد آن یار فسون‌کار؟ ترسم رسد از دیده‌ی بدخواه گزندش شد آب، دل از حسرت و از دیده برون شد آمیخت به هم تا صف مژگان بلندش در پرتو لبخند، رخش، وه، چه فریباست! چون لاله که مهتاب بپیچد به پرندش گر باد بیارامد و گر موج نخیزد دل نیز شکیبد، مخراشید به پندش سیمین طلب بوسه‌یی از لعل لبی داشت ترسم که به نقد دل و جانی ندهندش #سیمین_بهبهانی #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

✍✍✍ ساز خودرا کوک کن امشب پریشان خاطرم زخمه بـر جانم بزن تا پای جان هم حاضرم نغمه غمناک تارت شورو حال دیگری است فکـر غـم را هـم نکن در ایـن موارد ماهرم باطنم دریـای توفانی است با امواج بغض گول چشمم را نخور بگذر تو هم از ظاهرم امشب از دیـوانگی رنگ جنون دارد دلـم بین مجنون های عالم گونه ای بس نادرم با زبـان تارت اکنون صحبتی بـا من بکن پاسخت را شعر می گویـم کنارت شـاعرم کارمان آخر به مستی میرسد از سوز عشق گرچه ازخود بیخودم امشب پریشان خاطرم ... #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

تو هم به فکر منی حاضرم قسم بخورم همین زمان علنی حاضرم قسم بخورم به شوق وصل تو هر روز روزه میگیرم و با چنین دهنی حاضرم قسم بخورم که مثل من تو هم از این فراق دلتنگی به فکر آمدنی حاضرم قسم بخورم تو در میان کسانیکه بینشان هستی طلای در لجنی حاضرم قسم بخورم سکوت میکنی اما در انتهای سکوت لبالب از سخنی حاضرم قسم بخورم دلت بهانه و جمعی به فکر صید تو اند برای اینکه زنی حاضرم قسم بخورم از این غزل خوشت آمد و مانده ای که از آن چگونه دل بکنی حاضرم قسم بخورم  ... #مهرداد_بابایی #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

چه کنم با دلِ خویش؟ که گَهی بغضِ دلم می‌ترکد، دلِ تنگم زِ عطش می‌سوزد، شانه‌ای می‌خواهم ... که گذارم سرِ خود بر رویش و کنم گریه که شاااید کمی آرااام شوم ... ولی افسوووس که نیست... #هوشنگ_ابتهاج #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

ای چشمه، چرا باز تو دلتنگ شدی؟ با شعرِ من انگاااار ، هماهنگ شدی جاری شدم از خویش ،به دریا برویم مینایِ دلم را ، تو چرا سنگ شدی ؟ #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

گیرم برون از من تاڪِ شب از انگورِ صدها ڪهڪشان پربار گیرم خُمِ مهتاب هم سرشار... من با ڪه نوشم دُردِ شادی یا غمِ خود را وقتی‌ڪه مستی چون تو هم‌پیمانه‌ی من نیییییست ؟ #اسماعیل_خویی #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

چو صخره‌های یخ از انجماااد دلگیرم مرا به هرم نفس‌های عشق آب ڪنید در این درنگ طویلی ڪه پای من لنگ است ز دست می‌روم ای دوستان! شتاااب ڪنید مگر سماجت پولادی سڪوت مرا درون ڪوره‌ی فریاد خود مذاب ڪنید بلاغت غم من انتشااار خواهد یافت اگر ڪه متن سڪوت مرا ڪتاب ڪنید #قيصر_امين‌پور #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

جایش چقدر خالی است، در شعر عاشقانه یک اسم چار حرفی ، ساده کمی زنانه یک اسم چون پرستو، الهام بخش پرواز بالاتر از ثریا ، تا سقف آسمان   ِ – - هفتم که نه ، چهارم ؛ مثل غرور لیلا مثل نگاه شبنم ، در متن یک ترانه مثل خودم که پر زد ،  با باد تا افق ها مثل قلم: « مولف ، مرده در این زمانه »   در باد غلت خوردن ، مثل گلوله ای گرم در باد رقص کردن ، چون زلف تازیانه در باد شعر گفتن [این بیت دست من نیست] خـودکار بیک آبــی، یک شــعر عـاشقـانه من مستِ مست بودن دیوانه باش هم تو رو سر بنه به بالین خود می روم به خانه   این بیت اسم تو داشت/آتش به جانم انداخت سا… سوخت زیر دستم آتش، قلم، زبانه آتش گرفت سارا …را… سا … نمی نوشتم باور کنیـد مـردم ، بی عـذر و بی بهــانه   می ترسم از لبت سا… آتش زند لبم … را می تـرسـم از لبـی که مـی کاودم شبــانـه   سارا … ( سه نقطه ) سارا_سارا … ( سه نقطه ) سارا این بیت دست من نیست، می ریزد از دهان  ِ   #محمد_ارثی_زاد #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈