🔊 روانپژوهشگران
Ir al canal en Telegram
🍎☤⛨ روانپژوهشگران ⛨☤🍎 مطالب علمی و کاربردی #روانشناسی نسل سوم روانشناسان و مشاوران ایران #محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی 09019095990 https://t.me/third_generation #روانپژوهشگران #روان_حامی #نسل_سوم
Mostrar más1 438
Suscriptores
-224 horas
Sin datos7 días
-930 días
Archivo de publicaciones
1 438
کلیپ؛سخنرانی پرفسور چیکسنت میهای درباره غرقگی(flow)
غرقگی زمانی رخ میدهد که ما در فعالیتهای چالشانگیزی که مستلزم داشتن مهارت بوده و با انگیزش درونی همراهند، درگیر میشویم.
@third_generation
1 438
♻️آشنایی با اختلال افسردگی ۱۴ :
❎رویکردهای شناختی رفتاری و درمان افسردگی :
درمان شناختی، ارزیابی اولیه افسردگی بیمار را با تمرکز بر افکار خود آیند، مفروضه های ناکارآمد و باورهای بنیادین یا طرحواره ها انجام می دهد.
سپس درمانگر با کمک بیمار مشکل او را مفهوم بندی می کند و سطوح سه گانه تفکر را با تجارب اولیه جامعه پذیری ، روابط کنونی و عوامل استرس زای زندگی ، ماشه چکانهای تفکر افسرده ساز، راهبردهای مقابله ای ناکارآمد (مثل اجتناب ، جبران ، نشخوار فکری) و سایر مؤلفه های دیگر پیوند داده و در قالب یک مدل مفهومی بین آنها ارتباط برقرار می کند (کویکن، بدسکی و دادلی، ۲۰۰۹). درمان با آشناسازی فرد با مدل شناختی (به خصوص با استفاده از کتاب درمانی) ؛ استفاده از فعال سازی رفتاری (برنامه ریزی فعالیت ، تهیه فهرستهای پاداش ، تعیین اهداف بلندمدت و کوتاه مدت) ؛ ارزیابی درماندگی و افکار خودکشی و پایش افکار خود آیند تحریف شده شروع میشود.
تکنیکهای شناخت درمانی، محدوده گسترده ای از مداخلات درمانی مانند طبقه بندی افکار، بررسی مزایا و معایب افکار، بررسی شواهد موافق یا مخالف با افکار، تکنیکهای معنایی، تکنیک های پیوستاری، تکنیک استاندارد دوگانه، ایفای نقش وارونه و ... را در بر می گیرد .
📚مداخلات و طرح های درمانی برای افسردگی و اختلال های اضطرابی, ص۶۱
https://t.me/third_generation
1 438
♻️آشنایی با اختلال افسردگی۱۳ :
❎فعال شدن طرحواره ها و روبرو شدن با شکست یا فقدان:
آرون تی بک بر این باور است که وقتی فردی در زندگی با تجربه شکست یا فقدان روبرو می شود، مفاهیم منفی و ناسازگار اولیه در مورد خودش و دیگران فعال می شود (بک و آلفورد، ۲۰۰۸؛ یک و همکاران، ۱۹۷۹).
این مفاهیم ناسازگار بنیادین را طرحوارها می نامند که عمیق ترین سطح تفکر را شکل می دهند.
طرحواره ها، منعکس کننده باورهای بنیادین فرد در مورد خود (مثلا، دوست داشتنی نبودن ،در مانده، آسیب پذیر در مقابل طرد شدن ، کنترل شده توسط دیگران ، زشت و بی کفایت) و دیگران (مثلا قضاوت کننده ، غیر قابل اعتماد و یا کنترل کننده و برتر) است.
در مثال قبل مریم پیش بینی می کرد که در امتحانش ضعیف عمل خواهد کرد، زیرا او باور داشت اساسا فرد بی کفایت و شکست خورده ای است.
بهبودی در درمان شناختی به این معنا نیست که فرد احساس بهتری داشته باشد، بلکه باید با اصلاح طرحواره های منفی بنیادین وی، به عنوان سرچشمه افکار خودآیند تحریف شده و مفروضه های ناکار آمد، طرز تفکر و عمل او تغییر کند
طرحواره ها (گاهی باورهای بنیادین" نامیده می شوند) به عنوان مدلی برای درک اختلال های شخصیتی نیز در نظر گرفته می شوند (لی، ۲۰۰۲: یانک، کلاسکو و ویشار، ۲۰۰۳). اختلال های شخصیتی یا باورهای بنیادین منحصر به فردی در مورد خود و دیگران مرتبط هستند که باعث شکل گیری سبک های مقابله ای خاصی می شود (مثلا، راهبردهای اجنایی با جبرانی). برای مثال افرادی که باورهای بنیادین مبنی بر بی مسئولیتی با تنبلی دارند ممکن است از طریق تعیین استانداردهای بسیار بالا برای خود و دیگران در پی جبران برآیند و شکست در دستیابی به اهداف مطلوب ، منجر به آسیب پذیری آنها در برابر افسردگی می شود. ابعاد خاصی از پرسشنامه طرحواره یانگ که شامل شرمساری، نقص، خودگردانی نابسنده. شکست در دستیابی و انزوای اجتماعی است، با افسردگی مرتبط هستند (مکبرید، فارولدن و سولو. ۲۰۰۷: اوی و بارانوف، ۲۰۰۷).
مدل طرحواره درمانی بر ارتباط بین باورهای بنیادین و تجارب اولیه دوران کودکی به عنوان منشأ این باورها تأکید دارد و برای اصلاح طرحواره های ناسازگار اولیه از تکنیک های تجربی، تصویر سازی ذهنی , ایفای نقش ، بازسازی شناختی و «باز والدینی ، استفاده می کند (یانگ و همکاران، ۲۰۰۳).
با این وجود، شواهد تجربی وجود ندارد که اضافه کردن این مؤلفه متمرکز بر طرحواره به درمان شناختی رفتاری سنتی، میزان کارآمدی آن را در بهبود افسردگی ارتقا می دهد.
ادامه دارد...
📚مداخلات و طرح های درمانی برای افسردگی و اختلال های اضطرابی , ص ۶۰
https://t.me/third_generation
1 438
♻️آشنایی با اختلال افسردگی ۱۲ :
عوامل شناختی
سطوح سه گانه تحریف های شناختی
مدل های شناختی افسردگی, علائم شناختی انگیزشی و جسمانی افسردگی یا از طریق افزایش تحریف ها ایجاد می شوند و یا از طریق سوگیری تحریف ها و سبک های فکری تداوم می یابند .
آرون تی بک و همکارانش بر این باورند که فرد افسرده از نگرش منفی در مورد خود، تجربه و آینده رنج می برد؛ به عبارتی بیمار بر این عقیده است که «من یک بازنده هستم»، «در این تجربه هیچ چیز ارزشمندی وجود ندارد» و «آینده پر از شکست است» (بک و آلفورد، ۲۰۰۸؛ بک، راش، شار و آمری، ۱۹۷۹). بر اساس این مدل، محتوای افکار بیمار منفی است، زیرا با سوگیری ها و تحریف های فکری یا همان «افکار خود آیند تحریف شده» مورد حمایت قرار می گیرند.
این افکار خود آیند تحریف شده شامل برچسب زنی، پیشگویی، شخصی سازی، تفکر همه یا هیچ، نادیده گرفتن نکات مثبت، فاجعه سازی و ذهن خوانی است . بنابراین وقتی اتفاقی رخ می دهد، مثلا در محل کار بحثی به وجود می آید، بارش افکار خودآیند تحریف شده در قالب منفی شروع می شود: «من یک بازنده هستم» (برچسب زنی) و یا «این اتفاق یک فاجعه است» (فاجعه سازی). پیامد این منفی نگری فراگیر، افسرده شدن فرد، کسب تجارب منفی بیشتر و کاهش انگیزه او برای انجام رفتارهای پاداش دهنده است.
آسیب پذیری برای ابتلا به افسردگی در آینده ، بر اساس تأیید «مفروضه های ناکارآمد» بیمار قابل پیش بینی است.
فرد در دوره های بدون افسردگی احتمالا کمتر مفروضه های ناکارآمد خود را تأیید می کند، اما ممکن است این سوگیری های شناختی در جریان رویارویی با مشکلات آشکار شوند.
مفروضه های ناکارآمد، منشأ افکار خود آیند تحریف شده هستند و شامل جملاتی با محتوای «باید» یا «حتما می باشند. برای مثال، «من باید در همه کارها موفق شوم» یا «همه باید من را تأیید کنند». همچنین این مفروضه های ناکارآمد، حاوی جملات «اگر - پس» هستند. به عنوان مثال، «اگر من در این کار موفق نشوم، پس شکست خورده ام» یا «اگر دیگران مرا دوست ندارند، پس من دوست داشتنی نیستم». این مفروضه های بنیادین، ماهیتی ناسازگارانه دارند، زیرا انعطاف ناپذیر و تنبیه گر هستند و زندگی کردن بر اساس آنها تقریبا غیر ممکن است.
موقعیت زیر را در نظر بگیرید: بیماری به نام مریم پیش بینی می کند که در امتحان نمره خوبی نخواهد گرفت. این نوعی افکار خود آیند به نام پیشگویی منفی است؛ یعنی پیش بینی وقوع رویدادهای منفی در آینده (البته این تفکر می تواند درست باشد. این نوع افکار برای مریم مشکل ساز می شود، زیرا از یکی از مفروضه ها یا قواعد بنیادین او سرچشمه می گیرد. اگر مریم در امتحان نمره کمی بگیرد، برای او چه معنایی خواهد داشت؟ اگر او به این مفروضه بچسبد که «من برای باارزش بودن باید در همه کارها خوب عمل کنم»، پس هر بار که در امتحان نمره خوبی کسب نکند در برابر افسردگی آسیب پذیر خواهد شد.از آنجایی که این معروضه های بنیادین خطر ابتلا به افسردگی را به دنبال دارند , درمانگران شناختی باید هم علائم افسردگی و هم آسیب پذیری شناختی بنیادین را اصلاح کنند .
و
ادامه دارد...
📘مداخلات و طرح های درمانی برای افسردگی و اختلال های اضطرابی , ص ۶۰
https://t.me/third_generation
1 438
♻️آشنایی با اختلال افسردگی ۱۱:
❎رفتار چگونه بر افسردگی تأثیر می گذارد؟
◀️در زیر فهرست عوامل رفتاری دخیل در افسردگی را مرور می کنیم :
۱.فقدان پاداش. آیا اخیرا در زندگی خود، یک فقدان مشخص را تجربه کرده اید؟ برای مثال، از دست دادن شغل، یک رابطه دوستانه یا صمیمانه؟
شواهد پژوهشی بسیاری نشان می دهند افرادی که در زندگی خود استرس زیادی را تجربه می کنند، بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی قرار می گیرند. به خصوص زمانی که مهارت های کافی و مناسب برای مقابله با این مسائل را نداشته باشند.
۲.کاهش رفتارهای پاداش دهنده. آیا در مقایسه با گذشته، فعالیتهای پاداش دهنده کمتری انجام می دهید؟ افسردگی با کاهش فعالیت و انزوا مشخص می شود.
برای مثال افراد افسرده وقت زیادی را برای رفتارهای منفعلانه و غیر پاداش دهنده از قبیل تماشای تلویزیون، دراز کشیدن در بستر، فکر کردن به مشکلات و شکایت بردن به نزد دوستان صرف می کنند. آنها زمان کمتری را صرف فعالیت های چالش - برانگیز و پاداش دهنده نظير تعاملات اجتماعی، ورزش، فعالیت های خلاقانه، یادگیری و کارهای مفید اختصاص می دهید?
۳. فقدان خود پاداش دهی :
بسیاری از افراد افسرده نمی توانند به رفتارهای مثبت خود پاداش دهند. مثلابه ندرت خودشان را تحسین کرده یا پولی برای خود خرج می کنند. در اکثر موارد آنها فکر می کنند آن قدر بارزش نیستند که خود را تحسین کنند. برخی دیگر هم معتقدند، اگر خود را تحسین کننده تنبل شده و به کم راضی می شوند
۴. عدم به کار گیری مهارتها. آیا مهارتهای اجتماعی یا مهارتهای حل مسئله دارید که به کار نمی برید؟
آگاه باشید که افراد افسرده در ابراز جرات مندانه خود ، نگه داشتن دوستی ها با حل مسائل به وجود آمده در ارتباط با همسر، دوستان یا همکاران خود مشکل دارند.
از آنجایی که آنها این مهارت ها را ندارند یا در صورت وجود، از آنها استفاده نمی کنند، تعارضات بین فردی بیشتری دارند و فرصتهای کمتری جهت ایجاد شرایط پاداش دهنده برای خود فراهم می کنند.
۵. خواسته های جدید. آیا خواسته های جدیدی هستند که برآورده کردن آنها به شما تنش وارد کنند؟ مثل نقل مکان به یک محل جدید، شروع یک کار جدید، والد شدن یا خاتمه دادن به یک رابطه و سعی در پیداکردن دوستان جدید، مثال هایی از مواردی هستند که می توانند برای بسیاری از افراد استرس زا باشند .
۶. قرار گرفتن در موقعیتی که احساس درماندگی کنید.
افسردگی می تواند ناشی از مواجهه طولاني -مدت شما با موقعیت هایی باشد که نمی توانید تشویق ها و تنبیه ها را کنترل کنید. شما احساس غمگینی یا خستگی، بی رغبتی و ناامیدی می کنید، زیرا معتقد هستید که نمی توانید اوضاع را بهتر کنید. رابطه به انتهارسیده یا مشاغل غیر پاداش دهنده می توانند چنین احساس هایی را به دنبال داشته باشند.
۷. قرار گرفتن در شرایطی که به طور مستمر تنبیه کننده است. این نوع خاصی از درماندگی است ؛ دراین شرایط شما نه تنها نمی توانید پاداشی دریافت کنید، بلکه توسط دیگران مورد انتقاد قرار می گیرید و طرد می شوید، مثلا بیشتر افراد افسرده وقت زیادی را با کسانی می گذرانند که آنها را سرزنش می کنند یا به شیوه های مختلفی به آنها آسیب می رسانند.
۸.اجتناب و انفعال. شما ممکن است از تجربیات یا احساسات ناخوشایند با مشکل ساز اجتناب کنید. این کار منجر به پاداش های کمتر و احساس درماندگی بیشتر می شود.
📘مداخلات و طرح های درمانی برای افسردگی و اختلال های اضطرابی , ص ۵۹
ادامه دارد...
https://t.me/third_generation
1 438
♻️آشنایی با اختلال افسردگی ۱۰ :
❎مهارت های حل مسئله
مهارت های اجتماعی و جرأت ورزی، از دیگر اهداف رفتاری یک درمان مؤثر برای بیماران افسرده محسوب می شوند.
بسیاری از بیماران افسرده نیازمند یادگیری رفتارهای اجتماعی مناسب هستند (به عنوان مثال، اصول بهداشتی و رسیدگی به ظاهر خود اهداف درمانی مهمی هستند).
فقدان مهارت جرأت ورزی مانع دستیابی فرد به سیستم های پاداش دهنده می شود، احساس ناامیدی را در او افزایش می دهد و در بعضی موارد موجب بروز رفتارهای پرخاشگرانه و غیر پاداش دهنده در برابر دیگران خواهد شد.
بنابراین گاهی بهتر است رفتار درمانگر آموزش مهارت جرأت ورزی را در برنامه درمانی خود بگنجاند.
دزوريلا و همکارانش ریشه افسردگی را در فقدان رفتارها یا مهارت های حل مسئله می دانند که منجر به تداوم مشکلات معمولی و پیش پا افتاده می شوند و در ایجاد ناامیدی نقش دارند (بل و دزوريلا، ۲۰۰۹؛ دزوريلا، چانگ، ناتینگهام و فسینی، ۱۹۹۸). درمانگران رفتاری می توانند مهارت های حل مسئله بیماران را گسترش دهند، به این صورت که به آنها کمک کنند ناکامی های خود را به عنوان مسائل قابل حل ببینند و نه عوامل بر هم زننده لذت های زندگی و ...
📘مداخلات و طرح های درمانی برای افسردگی و اختلال های اضطرابی, ص ۵۷
ادامه دارد ....
https://t.me/third_generation
1 438
♻️آشنایی با اختلال افسردگی ۹ :
مدل فعال سازی رفتاری :
مفهوم سازی رفتاری اخیرا در قالب مدل "فعال سازی رفتاری " تجلی پیدا کرده است که بر تحلیل کار کردی رفتار تأکید می کند تا از این طریق مشخص شود چه چیزی رفتار یا عملکرد افسرده ساز را تقویت یا حفظ می کند.
تحلیل کار کردی ، پیشایندها و پیامدهای رفتار افسرده ساز را بررسی می کند. به عنوان مثال ، بیماری به نام علی را در نظر بگیرید که ساعت ها جلوی تلویزیون می نشیند(احتمالا یک نوع رفتار افسرده ساز). در اینجا پیشایند چیست؟ شاید فکر بیرون رفتن از خانه و ملاقات با فرد خاصی که برانگیزاننده اضطراب است. رفتار منزوی و منفعل تماشای تلویزیون با کاهش اضطراب یا فرار از اضطراب آنی و همچنین مصون ماندن از اضطراب بعدی تقویت می شود (تقویت کننده منفی).
درمان فعال سازی رفتاری ، بر فعال سازی الگوهای پاسخ قابل پیش بینی و پاداش دهنده تر تأکید دارد تا ارتباط بین رفتار و پاداش را افزایش دهد (مارتل، ادیس و جيكوبسون، ۲۰۰۱).
📘مداخلات وطرح های درمانی برای افسردگی واختلال های اضطرابی , ص ۵۴
ادامه دارد...
https://t.me/third_generation
1 438
♻️آشنایی با اختلال افسردگی ۸ :
تبیین افسردگی بر اساس رویکرد شناختی رفتاری :
عوامل رفتاری :
مدل های رفتاری افسردگی ریشه در مدل شرطی سازی عامل فرستر (۱۹۷۳) دارد. بر طبق این مدل ، افسردگی زنجیره ای از فقدان ، کاهش یا عدم پاداش و ناتوانی در کسب پاداش ها است.
در مدل های رفتاری ، افسردگی بر حسب نوع ارتباط بین فرد و محیط در نظر گرفته می شود؛ یا به عبارت دیگر، افسردگی معلول عدم دستیابی به تقویت کننده ها یا عدم وابستگی بین رفتارهای فرد و تقویت کننده ها می باشد.
بنابراین بر اساس این دیدگاه ، افسردگی پدیده درونزادی تلقی نمی شود، بلکه بیشتر قسمتی از ارتباط بين شخص و محیط می باشد (زتل، ۲۰۰۷).
📘مداخلات وطرح های درمانی برای افسردگی واختلال های اضطرابی , ص ۵۳
ادامه دارد...
https://t.me/third_generation
1 438
♻️آشنایی با اختلال افسردگی ۷ :
تشخیص افتراقی
در تشخیص اختلال افسردگی اساسی ، اختلال های روانشناختی متعدد دیگری هم مطرح هستند که باید کنار گذاشته شوند. اختلال افسردہ خویی نوع خفیف افسردگی است که علائم آن طی دو سال و تقریبا در بیشتر روزها تظاهر پیدا می کند. ممکن است اختلال افسردگی اساسی با افسرده خویی همگام شود که در این صورت افسردگی مضاعف، تشخیص داده می شود. تشخیص اختلال دو قطبی نوع یک، زمانی مطرح است که حداقل یک دوره مانیا در گذشته و معمولا یک یا چند دوره افسردگی وجود داشته باشد (وجود دوره مانیا در گذشته یا حال برای تشخیص اختلال دو قطبی نوع یک ضروری است). دوره مانیا با خود بزرگ بینی ، کاهش نیاز به خواب ، پرحرفی ، پرش افکار ، حواس پرتی ، تحریک پذیری ، بی قراری روانی - حرکتی ، افزایش فعالیت ها و با اشتغال بیش از حد به رفتارهای لذت بخش و در عین حال پر خطر مشخص می شود.
اختلال دوقطبی نوع دو و نوع یک شبیه به یکدیگر هستند ، به جز اینکه در اختلال نوع دوم باید در گذشته یا حال دوره هیپومانيا (نوع خفیف مانیا ) وجود داشته باشد. در نهایت ، اختلال خلق ادواری شامل دوره های متوالی (و نه شديد) هیپومانیا و افسردگی است. میزان شیوع اختلال های دوقطبی (نوع یک و دو) ۴/۴ درصد در طول عمر گزارش شده است( کسلر، برگلوند، ۲۰۰۵).
ادامه دارد ...
📘 مداخلات و طرح های درمانی برای افسردگی و اختلال های اضطرابی , ص ۵۳
https://t.me/third_generation
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
