Sound of atoos🎤
Ir al canal en Telegram
🐘🦊 اینجا به صدام گوش کنید :) راوي ✨ ___ موزيك و يا حرفاتونو اينجا بفرستيد : https://t.me/Harfmanrobot?start=512452081
Mostrar más211
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
وقتی اولیس به سرزمین مردم فئاسی میرسد، با نوزیکائا برخورد میکند. اولیس به دختر میگوید که او خیلی شبیه به آرتمیس است. این سخن اولیس به طور غیر مستقیم به معنای این است که منِ اودیسهی غریبه در این ساحل به تو تجاوز نخواهم کرد، زیرا تو شبیه به آرتمیسی هستی که به بکارت و خشونت (در صورتی که کسی خیالی جنسی به او داشته باشد) شهرت دارد. آرتمیس یکی از سه الههی باکره است، در کنار آتنا و هستیا (که صدای یک خر باعث از بین رفتن نعوظ متجاوز به وی شد و اینگونه بکارتش حفظ شد).
فرانکو رزیِ کارگردان در اقتباس ۱۹۶۸ خود از اودیسه، رابطهی اولیس و نوزیکائا را گامی پیشتر میبرد. هنگامی که اولیس بنا است تا بیرون از شهر بایستد تا دختر به تنهایی بازگردد (و متهم به دوستی با مردی غریبه نشود)، نوزیکائا سوار بر الاغی به تصویر در میآید. بعد در صحنهی فوق، نوزیکائا را در عمق میدانی که اولیس ایستاده میبینیم که دامنش تا پشت الاغ پایین آمده؛ گویی با یک پایینتنهی حیوان و بالاتنهی انسان (سانتور) مواجهیم. بهت اولیس نیز به این دلیل است، و شاید کاهش شهوت احتمالی او طبق داستان هستیا، با دیدن پایینتنهی خر مانند دختر. شاید هم برعکس، افزایش شهوت با دیدن بُعد سانتوری نوزیکائا؛ یعنی تأکید فیلمساز بر شهوت سانتوری نوزیکائا باشد که به دنبال همسری با اولیس است.
@atmjtrack
(از کاشف شلغم)
Repost from شَبدَر
گاهی گمان میبرم که دو نفر در من زندگی میکنند که هیچگاه خیال تفاهم و توافق ندارند؛ یکدیگر را نمیفهمند.
صبح از خواب بیدار شدم
چایی رو گذاشتم
دیدم بارون زده
دیدم یه پرنده سفید لبه پنجره آشپزخونه نشسته
دیدم غنچه هایی که گذاشتم خشک بشه
عطرش پیچیده
و عجب از
حس زندگی
که تا اعماق جونم جهید
با خودم فکر کردم
آدمیزاد واقعا فراموش کاره
.
@atmjtrack
باید که رفتن را شروع کرد و در پیچ و تاب دوندگی ها به رقص تلاطم در آمد ،
از پی رفتن .
تازه رنگ می آید بر این عفونت همگانی .
@atmjtrack
