دلشکسته76b♥
Ir al canal en Telegram
+چرا کشتیش؟!⏳ _چون عضو کانال دلشکسته 76b نبود عکس پروف🌃 موزیک روز🎶 ویس های باحال🎧 متن های جذاب📃 عاشقانه 😍 طنز 😂 مدیر: @Hosein8730 ادمین: @Miss_m_80_m_74 پخش شه لطفا👈 https://telegram.me/delshkaste76b
Mostrar más1 229
Suscriptores
+224 horas
+57 días
+130 días
Carga de datos en curso...
Canales Similares
Nube de Etiquetas
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
junio '26
junio '26
+35
en 0 canales
mayo '26
+14
en 0 canales
Get PRO
abril '26
+1
en 0 canales
Get PRO
marzo '260
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+46
en 0 canales
Get PRO
enero '26
+22
en 3 canales
Get PRO
diciembre '25
+65
en 3 canales
Get PRO
noviembre '25
+66
en 1 canales
Get PRO
octubre '25
+60
en 1 canales
Get PRO
septiembre '25
+58
en 2 canales
Get PRO
agosto '25
+64
en 0 canales
Get PRO
julio '25
+72
en 0 canales
Get PRO
junio '25
+44
en 2 canales
Get PRO
mayo '25
+62
en 3 canales
Get PRO
abril '25
+72
en 1 canales
Get PRO
marzo '25
+68
en 1 canales
Get PRO
febrero '25
+82
en 0 canales
Get PRO
enero '25
+101
en 3 canales
Get PRO
diciembre '24
+93
en 2 canales
Get PRO
noviembre '24
+112
en 3 canales
Get PRO
octubre '24
+80
en 1 canales
Get PRO
septiembre '24
+89
en 2 canales
Get PRO
agosto '24
+109
en 0 canales
Get PRO
julio '24
+108
en 2 canales
Get PRO
junio '24
+98
en 2 canales
Get PRO
mayo '24
+102
en 1 canales
Get PRO
abril '24
+100
en 3 canales
Get PRO
marzo '24
+103
en 5 canales
Get PRO
febrero '24
+97
en 5 canales
Get PRO
enero '24
+81
en 3 canales
Get PRO
diciembre '23
+97
en 4 canales
Get PRO
noviembre '23
+128
en 4 canales
Get PRO
octubre '23
+116
en 4 canales
Get PRO
septiembre '23
+72
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+66
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+71
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+71
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+83
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+78
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+78
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+85
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+115
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+91
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+79
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+77
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+74
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+100
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+161
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+137
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+154
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+139
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+108
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+118
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+155
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+117
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+128
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+168
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+193
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+176
en 0 canales
Get PRO
julio '21
+239
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+182
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+188
en 0 canales
Get PRO
abril '21
+143
en 0 canales
Get PRO
marzo '21
+160
en 0 canales
Get PRO
febrero '21
+201
en 0 canales
Get PRO
enero '21
+208
en 0 canales
Get PRO
diciembre '20
+1 936
en 0 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 21 junio | +2 | |||
| 20 junio | +2 | |||
| 19 junio | +1 | |||
| 18 junio | +3 | |||
| 17 junio | +1 | |||
| 16 junio | +4 | |||
| 15 junio | +2 | |||
| 14 junio | +1 | |||
| 13 junio | +3 | |||
| 12 junio | +1 | |||
| 11 junio | +1 | |||
| 10 junio | +4 | |||
| 09 junio | +1 | |||
| 08 junio | +1 | |||
| 07 junio | 0 | |||
| 06 junio | 0 | |||
| 05 junio | +2 | |||
| 04 junio | 0 | |||
| 03 junio | +2 | |||
| 02 junio | +1 | |||
| 01 junio | +3 |
Publicaciones del Canal
| 2 | ڪے میگه دور باشیم از هم بهتره...💔 | 19 |
| 3 | اگه دختری بوووسسس بهت 😋😍😂
اگه پسرری این پیام و نادیده بگیر 😒😂 | 15 |
| 4 | منم دوس دارم صبحا زود برسم سرکار
ولی خب جورابامو پیدا نمیکنم
😫😐😂 | 15 |
| 5 | به کدام روشنی
جز لبخندِ بی منتِ تو
گِره بزنم
روزم را ؟❤️ | 15 |
| 6 | چشمهایت را نبند
بگذار عطشم ببیند
از کدام نگاه
آتش میچکد.❤️ | 15 |
| 7 | میجویمت
در حریر خیالم در لفظ و قلمم
در تمامی سکوتهایی که
حجیم کرده بغضی سنگین در گلو
در قطرات اشکی که صیقلی داد
روحم را...
جانم را...
دلم را...
تا بتوانم
بهتر حکاکی کنم آن را در
دنج ترین جای قلبم...
میجویمت .💕
دریاب مرا
ای بانی سکوت مطلقم | 14 |
| 8 | اسطــوره_ قسمت_183
- یعنی حالا که اشتباهی وارد این رشته شدي. بهتره حداقل بتونی سیمان رو از ماسه تشخیص بدي.
کاملا مشخص بود گیج شده. از دور ساختمان بلند شرکت را نشانش دادم و گفتم:
- اونجا شرکت ماست. اگه قراره منشی بشی جایی منشی باش که به درد آیندت بخوره و جاي پیشرفت داشته باشه.
با دهان باز نگاهش را بین من و ساختمان چرخاند. اجازه فکر کردن را از ذهنش گرفتم.
- منم اونجا کارمند معمولی ام. نه پستی دارم و نه سهمی. ماهی یه بار هم گذرم به اینجا نمیفته، چون همش تو بر و بیابونم،
اما می دونم چند تا منشی می خوان. می تونم معرفیت کنم. البته اگه دوست داري. اگر هم که جاي بهتري سراغ داري،
اصراري نیست.
شانه هایش خم شد.
- من خودم می تونم کار پیدا کنم.
استارت زدم.
- باشه. هر طور راحتی.
به پایم که پدال گاز را می فشرد نگاه کرد. احتمالا انتظار داشت بیشتر اصرار کنم. تند گفت:
- البته خیلی ممنون از لطفتون، ولی من از دلسوزي و ترحم خوشم نمیاد.
پوزخند زدم. آن قدر غلیظ که به چشمش بیاید.
- می دونی مشکل تو چیه؟
فقط سرش را تکان داد. دور زدم و گفتم:
- اعتماد به نفس پایین! چون هیچ نکته مثبتی در خودت نمی بینی، همه چی رو به حساب ترحم می ذاري.
بادش خوابید. سکوت کرد.
- مشکل دیگه ت می دونی چیه؟
سرش را توي گردنش فرو برده بود. آرام گفت:
- نه.
در حالی که سعی می کردم تندتر رانندگی کنم گفتم:
- شایعات رو باور نمی کنی. اگه باور می کردي یا حداقل یه تحقیق کوچولو می کردي می فهمیدي که من آدمی نیستم که
واسه کسی دل بسوزونم.
از گوشه چشم نگاهش کردم و پنالتی را به تور کوبیدم.
- در نتیجه حیف اون اسم مهندس که تو بخواي یدك بکشی. با این اعتماد به نفس و آي کیوي پایینت.
دیاکو: | 15 |
| 9 | اسطــوره_ قسمت_182
- خوشحال؟
انگشتش را بیشتر دور دکمه اش حلقه کرد.
- بله؟
چقدر شبیه دیاکو بود. قهر نمی کرد. لج نمی کرد و زیباتر از همه این که خوشحال را به عنوان اسمش پذیرفته بود و جواب می
داد.
- اون دکمه اي که بهش گیر دادي جاي بدیه. اگه بکنیش زیپ شلوارت معلوم میشه. من نخ و سوزن ندارما.
سریع دستش را از دکمه جدا کرد و زیرلب چیزي گفت که من نشنیدم، اما حاضر بودم قسم بخورم که فحش داده.
- خوشحال؟
- چیه؟
"چیه" به جاي "بله" یعنی عصبانی بود.
- نمی پرسی دیاکو خوبه یا نه؟
براي چند لحظه نفسش برید و بعد جواب داد:
- حتما خوبه که شما رو فرستاده سراغ من.
به زور جلوي خنده ام را گرفتم.
- از کجا می دونی اون منو فرستاده؟
- شما که از چشم و ابرو قد و بالاي من بیزارین. حتما به درخواست اون اومدین دیگه.
دیگر نتوانستم نخندم.
- یعنی اون عاشق چشم و ابرو و قد و بالاته؟
دلخور و رنجیده نگاهم کرد.
- منظورم این نبود.
- پس منظورت چی بود؟
با کلافگی نفسش را فوت کرد و جواب نداد. توي منگنه گذاشته بودمش. گناه داشت.
- کسی منو نفرستاده و البته کسی نمی تونه منو مجبور کنه کاري رو که دوست ندارم انجام بدم. دلمم به حال تو نسوخته.
واسه دلداري دادنت هم نیومدم.
دوباره دکمه اش را مچاله کرد.
- پس چی؟
سعی کردم اگر حسی در صدایم هست بمیرد و بی تفاوتی ام واضح باشد.
- می خوام از حیثیت رشته م دفاع کنم.
با تعجب گفت:
- یعنی چی؟
- یعنی حالا که اشتباهی وارد این رشته شدي. بهتره حداقل بتونی سیمان رو از ماسه تشخیص بدي. | 13 |
| 10 | اسطــوره_ قسمت_181
- نه. ممنون. خیلی خوشمزه بود.
سرش را تکان داد و گفت:
- خوبه. از این به بعد یاد می گیري که به من اعتماد کنی.
از این به بعد؟ من از خیلی قبل تر به صداقت وحشتناك و عذاب آور او ایمان آورده بودم.
- پاشو بریم. هنوز کلی کار داریم.
اي کاش می دانستم در سرش چه می گذرد.
- کی حرف می زنیم؟
بی توجه به من پول غذا را حساب کرد و از مغازه بیرون رفت. چقدر زورم می گرفت از این بی محلی ها و زورگویی هایش.
- آقا دانیار! با شمام. من که بیکار نیستم.
چرخید. به شدت! آن قدر که سنگریزه هاي زیر پایش صدا دادند. سرش را نزدیک صورتم آورد و گفت:
- محض یادآوري منم بیکار نیستم و در ضمن هیچ علاقه اي هم به شنیدن غرغرا و تحمل ناز و نوز جنابعالی رو ندارم. کشته
مرده چشم و ابرو و قد و بالاتم نیستم. گفتم حرف می زنیم؛ پس می زنیم، اما به وقتش. تا اون موقع لطفا ساکت باش و بذار
به کارم برسم.
نفرت انگیزتر از این آدم توي این دنیا نبود. به خدا نبود!
دانیار:
بغ کرده و مغموم تنه اش را به در تکیه داده بود و حرف نمی زد. دیاکو حق داشت. وقتی این طور ساکت می شد از یک بچه
دو ساله هم بچه تر به نظر می رسید. در دل به خودم لعنت فرستادم که قاطی این بازي شدم. کار و زندگی ام را رها کرده بودم
تا جگر به خورد این دختر دهم.
نگاهش کردم. با لجاجت به جان دکمه مانتویش افتاده بود. لبخند زدم. با او زیاد هم بد نگذشته بود. تماشاي غذا خوردنش
جالب بود. نه نگران پاك شدن رژلبش بود نه ژست عشوه گرانه اش. هر چند ثانیه یک بار هم با دستمال دهانش را تمیز نمی
کرد. حین غذا خوردن حرف نمی زد و مثل دخترهاي دیگر مخم را له نمی کرد و اجازه می داد مزه و طعم غذایم را بفهمم.
راحت و بی ریا غذا می خورد، مثل هر آدم دیگري. می توانستم حداقل به خودم اعتراف کنم که یکی از بهترین صبحانه هاي
دو نفره را تجربه کرده بودم.
همیشه سکوت را ترجیح می دادم، حتی در جمع. اما این بار دلم می خواست این سکوت شکسته شود. دلم می خواست حرف
بزند. از این که صبحانه را زهرمارش کرده بودم عذاب وجدان داشتم. ترجیح می دادم غر بزند و سوال بپرسد تا این طور مظلوم
و آرام بنشیند و با دکمه مانتوي ساده اش ور برود.
- خوشحال؟
انگشتش را بیشتر دور دکمه اش حلقه کرد.
- بله؟ | 16 |
| 11 | زیباست👌❤️
࿐🦋🍁❧ℳ❧🍁🦋࿐ | 27 |
| 12 | خط خورده اعتمادم، از دست نسل آدم
حجت_مومنے❣
🤞❤️🩹 | 26 |
| 13 | Mensaje de video | 27 |
| 14 | دوُصـِت دآرَم طُ روُ قَـدِ دُنیـٰآ... 💋❤
#غم_عشق | 25 |
| 15 | «میخواهم از تو بنویسم.
از نامِ تو،
که تکیهگاه حصارهای شکسته است.»
•هالینا پوشویاتوسکا
🤞❤️🩹 | 22 |
| 16 | رقص بندری خوشگل😍 | 22 |
| 17 | روزشمارمحرم 🏴 | 20 |
| 18 | غروب ڪہ میشود
حیاط دلم پر میشود از عطرِ
حضورِ عاشقانہ ات ...
غروبها فقط زمانِ فڪر ڪردن بہ توست
نہ چیز دیگرے ...
عشق تو مجنون ڪردہ
این شاعر عاشقت را ... | 21 |
| 19 | غروب ها
بہ زیبایے چشمانت
مے اندیشم ڪہ همچون قایقے قدیمی
غروب را مے شڪافی. | 21 |
| 20 | از دردهاے ڪوچڪ است ڪہ ؛
آدم ها مے نالند
ضربہ اگر سهمگین باشد
درد اگر بزرگ باشد
آدم خودش لال مے شود!
🤞🤞 | 47 |
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
