دکتر فریبا بشر دوست
Ir al canal en Telegram
1 074
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
-630 días
Archivo de publicaciones
1 074
🎥چگونه قند بر مغز اثر میگذارد
👈هنگامی که شما چیزی را که با شکر قاطی شده می خورید، پُرزهای چشایی شما، روده هایتان و و مغز، همه متوجه آن میشوند. این فعال شدن سیستم پاداش متفاوت ازچگونگی واکنش بدن در پردازش مواد اعتیاد آور مانند الکل یا نیکوتین نیست - بیش از حد قند خوردن دوپامین را بالا برده و ولع شما برای خوردن را بیشتر میکند."نیکول اونا" توضیح میدهد که چرا می بایست در حد اعتدال از شیرینی لذت برد.
https://t.me/DrBashardoost
1 074
🎥 انیمیشن کوتاه ابر سیاه
👈کارگردان Ross Hendrick
👈انیمیشنی با موضوع افسردگی
https://t.me/DrBashardoost
1 074
مغزیک انساندر برابر مغز یک دلفین
مغزدلفین ها چهارتا پنج برابربزرگترازانچه که برای بدنشان انتظارمی روددرمقایسه با حیوانات مشابه است..
دانشمندان معتقدندکه باتوجه به الگوهای پیچیده رفتارشان باید به دلفین ها به عنوان فرد (غیرانسانی )حق داده شود
دلفین هابرای جمع آوری ماهی ها از تاکتیک همکاری جمعی استفاده می کنند وحتی میتواننداین رفتار و تاکتیک های جدید را به دیگردلفین های جوان اموزش دهند
https://t.me/DrBashardoost
1 074
در زندگی وقتی
کاری برای انجام دادن
چیزی برای عشق ورزیدن
و بارقهای برای امیدوار بودن داشتی،
بدان که فرد خوشبختی هستی.
- ارسطو
https://t.me/DrBashardoost
1 074
🔹انیمیشن کوتاه دیر وقت
🔸 داستان انیمیشن درباره کارمندی است که تا دیر وقت مشغول کار بوده تا اینکه ...
https://t.me/DrBashardoost
1 074
بافتن را از
یڪ فامیل خیلی دور یاد گرفتم ڪہ نه اسمش خاطرم است نه قیافہ اش
اما حرفش هیچ وقت از یادم نمیرود، میگفت :
زندگی مثل یڪ ڪلاف ڪامواست
از دستت ڪہ در برود میشود ڪلاف سردرگم، گره میخورد، میپیچد به هم، گرهگره میشود
بعد باید صبورے ڪنی، گره را به وقتش با حوصله وا ڪنی، زیاد ڪہ ڪلنجار بروے، گره بزرگتر میشود، ڪورتر میشود، یڪ جایی دیگر ڪارے نمیشود ڪرد، باید سر و تہ ڪلاف را برید، یڪ گره ظریفِ ڪوچڪ زد
بعد آن گره را توےِ بافتنی یڪ جورے قایم ڪرد، محو ڪرد، یڪ جورے ڪہ معلوم نشود، یادت باشد گرههاے توےِ کلاف همان دلخوریهاے ڪوچڪ و بزرگند، همان ڪینههاے چند ساله، باید یڪ جایی تمامش ڪرد، سر و تهش را برید ...
زندگی به بندے بند است به نام حرمت
ڪہ اگر آن بند پاره شود ڪار زندگی تمام است
#سیمین_بهبهانی
@drbashardoost
1 074
خودآگاهی مثل پیاز است. چندین لایه دارد و هر چه لایههای بیشتری را کنار بزنید، احتمال بیشتری دارد که در مواقع نامناسب شروع به گریه کنید.
میتوانیم بگوییم اولین لایه از پیاز خودآگاهی، درک سادهای از احساسات خود است: این موقعی است که خوشحالم. این ناراحتم میکند. این به من امید میدهد.
متاسفانه افراد بسیاری هستند که حتی در همین پایهایترین سطح خودآگاهی مشکل دارند.
📕 هنر ظریف رهایی از دغدغه ها
✍ مارک منسن
https://t.me/DrBashardoost
1 074
❤️*اسفنجمان را کجا بگذاریم؟*
دوستی تعریف میکرد، پنج سال پیش بود که برای کنفرانسی به شهر بوستون رفته بودم. به همراه یکی از دوستان قدیمی که دورهی پسادکترای خودش را در آنجا میگذارند، داشتیم در خیابانهای اطراف دانشگاه ام آی تی، دنبال یک آدرس میگشتیم. یک نفر از آن طرف خیابان رد میشد و متوجه ما شد که داریم به شکلی پرسانپرسان اطراف خودمان را نگاه میکنیم. آمد سمت ما این طرف خیابان، پرسید: دنبال جایی میگردید؟ میتوانم کمکی بکنم؟ ما هم آدرس را پرسیدیم. دقیق گوش داد. خیلی آرام و به صورت شمرده، مراحل رسیدن به آدرس را به ما گفت. حتی با حرکت دست، دقیقا شکل مسیر را برای ما رسم کرد و بعد هم چند قدمی به همراه ما آمد که مطمئن شود درست میرویم.
هنوز چند قدمی دور نشده بودیم که دوستم گفت «یک ام آی تی ای تیپیکال بود»! گفتم منظورت چیه؟ گفت جالب است که خیلی از آدمهایی که در محیط دانشگاه ام آی تی (ماساچوست) تحصیل یا کار میکنند، ناخودآگاه آدمهایی فروتن و دقیق، با نگاه خیلی سیستماتیک و کاربردی میشوند.
هیچکدام از این ويژگیها را به صورت رسمی، نه مطالعه میکنند و نه دورهای برای آن میگذارنند اما به صورت ناخودآگاه به این ويژگیها میرسند.
@drbashardoost
*این مثالی از پدیدهی "یادگیری اُسمُزی" است.*
بیش از نیمی از یادگیریهای ما به صورت ناخودآگاه و در اثر نوعی الگوبرداری ناخودآگاه، عمیق و درونیسازی آن از محیط اطرافمان شکل میگیرد.
درست مانند یک اسفنج که وقتی در یک مایع قرار گیرد، به دلیل خاصیت اسمزی، مایع را به خودش میکشد.
ما هم وقتی با کارآفرینان معاشرت میکنیم ناخودآگاه خلاقتر، جسورتر و آیندهسازتر میشویم،
وقتی با کسانی که تفکرات عمیق و فلسفی دارند تعامل میکنیم، ناخودآگاه دیدگاهمان به مسائل، عمیقتر میشود
و زمانی که با آدمهای پرتلاش، حشر و نشر داریم، ناخودآگاه عملگراتر میشویم.
اگر با مدیران سیاسی- امنیتی دمخور باشید، بعد از مدتی همه چیز را از نگاه سیاست و امنیت تحلیل میکنید.
زمانی جملهای منسوب به چارلی چاپلین را خوانده بودم؛ "افکار هر آدمی، میانگین افکار پنج نفری است که بیشتر وقت خود را با آنها میگذراند". پس خود را در محاصرهی افراد موفق قرار دهید.
خب برایم سؤال پیش آمد که:
*بخش زیادی از افراد دور و بر ما؛ خانواده، همسایه، فامیل و همکار، معمولا انتخاب ما نیستند (محدودیت اول)*
*افراد موفقی که بتوانیم آنها را بیابیم و رابطهی تنگاتنگ با آنها داشته باشیم نیز کمیاب، دشوار و محدودند (محدودیت دوم)*
برای غلبه بر این محدودیتها، شاید سه ایدهی زیر مفید باشد:
*"کتابهای خوب"*
کتابها عصارهی دانش و شخصیت نویسندههای خود هستند. اگر خود را در کتابهای خوب، محاصره کنیم، آنگاه افکارمان رشد میکند. مخصوصا نوع خاصی از کتابها هستند که در مورد زندگی افراد موفق و مشهور در زمینهی کاری شماست. حتما زندگینامهی آنها را بخوانید. این یک جور «همنشینی مجازی» است.
@drbashardoost
*"محفلهای خوب*
ممکن است ما همیشه به آدمهای مورد نظرمان دسترسی نداشته باشیم. اما میتوانیم به صورت منظم در محافل و جمعهایی شرکت کنیم که با هدف ما همخوانی بیشتری دارد. به عنوان مثال اگر به شعر علاقهمندیم در شب شعر شرکت کنیم و اگر به کارآفرینی علاقهمند هستیم در رخدادهای استارتآپی.
اگر بتوانیم در محیط کارمان، ۳ تا ۵ نفری که بیشترین تناسب با اهداف ما دارند را نیز انتخاب کنیم و با آنها تعاملات مداوم و منظم داشته باشیم، آنگاه این یادگیری اسمزی اتفاق میافتد.
*"همکاران خوب"*
سه نفر کلیدی محیط کاری خود را با دقت انتخاب کنیم. محیط حرفهای ما شامل افراد زیادی است اما بعضی از آنها نقش کلیدیتری دارند چرا که ما تعاملات بیشتری با آنها داریم. سه نفری که بیش از همه در محیط کار و فعالیت حرفهای با ما ارتباط دارند، بیشترین تاثیر را در یادگیریهای اسمزی ما دارند. انتخاب و گماشتن دقیق این سه نفر، تاثیری بسیار اساسی در حرفهای شدن ما دارد.
نکته پایانی آنکه هر از گاه از خودمان بپرسیم اسفنجمان را در چه محیطی قرار دادهایم؟ در محیطی که صحبت از ثروتاندوزی دیوانهوار است یا ثروتآفرینی شرافتمندانه؟ محیطی که صحبت از پارتیبازی و رانتخواری است یا تلاش صبورانه؟ محیطی که خوشبختی همگانی مطرح است یا خوشبختی فردى؟
مواظب اسفنج زندگیتان باشید.
مکان اسفنج شما سرنوشت شما را تغییر میدهد.
“ *تو اول بگو با کیان زیستی*
*پس آنگه بگویم که تو، کیستی*"
@drbashardoost
1 074
🌸🍃٥ دسامبر برابر با ١٥ آذر، روز جهانى داوطلب گرامى باد
موضوع سال ٢٠٢٠: از طريق كار داوطلبانه، با هم مى توانيم!
از ديرباز كمك و يارى رساندن به ديگران در بين اقوام و فرهنگ ها وجود داشته است.
حس همراهى و همدلى که سرشت ذاتى انسان ست، وقتى به عمل تبديل شود، مشكلات و چالش هاى زندگى جمعى را قطعا كم رنگ خواهد کرد.
انجمن ياران جامع با كار داوطلبانه اداره مى شود و در طول سال هاى فعاليت، هميشه از پشتيبانى بى دريغ داوطلبان برخوردار بوده است و به خود مى بالد كه چنين عزيزانى را در كنارش دارد.
سپاس به شما ياران و همراهان و...🌸🍃🌸🌸🍃🌸🍃🍃
#روز_جهانى_داوطلب
#انجمن_یاران_جامع
@yaranjaame
1 074
🎥قدرت لغتهای ساده
👈واژه های طولانی و خیالانگیز، که برای به رخ کشیدن زیرکی و دایرهی لغاتهای شما طراحی شده اند، بسیار خوب هستند، اما آنها همیشه بهترین لغات برای استفاده نیستند. در این ویدئو کوتاه و سرگرم کننده، ترین ایزیل توضیح میدهد که چرا زبان ساده و روان اغلب روشنترین راه برای انتقال یک پیام است.
https://t.me/DrBashardoost
1 074
❓چگونه سقراطی بیندیشیم؟
اندیشهُ سقراطی بر پایهُ پرسشگریِ نظاممند، عمیق، و هدایتکننده که فرد را به اعماق فهم خود و دیگران میبرد و آن را میکاود، شکل میگیرد. پرسشگری سقراطی، غواصی در اعماق اقیانوس اندیشههاست. اگر بخواهیم سقراطی بیندیشیم، باید خودمان را به جعبه ابزاری خاص مجهز کنیم.
همانطور که یک تعمیرکار یا مکانیک ماهر و با تجربه با استفاده از جعبه ابزارهای خاص، خودروها و دیگر وسایل را عیبیابی، تعمیر، و قطعات فرسودهُ آنها را تعویض میکند؛ یک متفکر نقادِ ماهر و منصف هم میتواند با جعبه ابزار اندیشیدن، اندیشهها را عیبیابی و اصلاح کند، یا آنها را تغییر دهد.
در جعبه ابزار اندیشهُ سقراطی، سه دسته ابزار وابسته و مرتبط با هم وجود دارد:
۱. ابزارهای پرسشگری؛
۲. ابزارهای تحلیل؛ و
۳. ابزارهای ارزیابی
در این قسمت، به معرفی و نقش ابزارهای پرسشگری میپردازیم.
ابزارهای پرسشگری عبارتند از: چه، چرا، چطور، چهکسی، چهوقت، کجا، کدام، چهتعداد/مقدار، آیا، و یا.
1️⃣ از «چه» برای چیستی و روشن ساختن مفاهیم، جمعآوری اطلاعات، و شناسایی برآیندها و پیامدها استفاده میشود: فرار مغزها یعنی چه؟ چه اطلاعاتی باید در این زمینه جمعآوری کنیم؟ فرار مغزها چه پیامدهایی دارد؟
2️⃣ از «چرا» برای شناسایی علتها و اهداف انجام کارها استفاده میشود: چرا افرادِ نابغه کشور را ترک میکنند؟
3️⃣ از «چطور» برای شناسایی راهِ حلها و حل مشکلات و مسائل استفاده میشود: چطور میتوانیم از فرار مغزها جلوگیری کنیم؟
4️⃣ از «چهکسی» برای شناسایی عاملان و مسببین انجام کار استفاده میشود: چهکسانی عامل فرار مغزها هستند؟ افراد نابغه چهکسانیاند؟
5️⃣ از «کدام» برای مشخص کردن دیدگاهها و چشماندازها استفاده میشود: از کدام دیدگاه و چشمانداز باید به پدیدهُ فرار مغزها نگاه و پیامدهای آن را پیشبینی کنیم؟
6️⃣ از «کجا» برای شناسایی مکان استفاده میشود: افراد نابغه به کجا مهاجرت میکنند؟
7️⃣ از «چهتعداد/مقدار» برای تعیین کمیت استفاده میشود: هر سال، چند نابغه کشور را ترک میکنند؟
8️⃣ از «چهوقت» برای مشخص کردن زمان انجام کار استفاده میشود: چهوقت بیشترین فرار مغزها صورت میگیرد؟
9️⃣ از «آیا» برای پرسشهای بلی/خیر استفاده میشود: آیا فرار مغزها برای کشورمان خطرناک و مضر است؟
🔟 از «یا» برای انتخاب گزینهها استفاده میشود: فرار مغزها پدیدهُ خوشایندی است یا ناخوشایند؟
ما معمولاً پدیدهها و مشکلات را تعریف و توصیف میکنیم؛ یعنی، به چیستی آنها میپردازیم، و کمتر به علتها و راهِ حلها توجه میکنیم. تعریف و توصیف مشکلات کار دشواری نیست، شناسایی علتهایِ واقعی و بیان راهِ حلهای منطقی مشکل گشا هستند.
https://t.me/DrBashardoost
