دکتر فریبا بشر دوست
Ir al canal en Telegram
1 065
Suscriptores
+124 horas
Sin datos7 días
-1130 días
Archivo de publicaciones
1 066
حدود ۹۰ تا ۹۵ درصد بیماریهای جسمانی منشأ روانتنی (Psychosomatic) دارند؛ یعنی عوامل روانی همچون اضطراب، افسردگی، سرکوب احساسات، یا فقدان معنا، مستقیماً میتوانند در بروز بیماریهایی مانند فشار خون، زخم معده، میگرن، اختلالات قلبی، و حتی اختلالات ایمنی نقش داشته باشند. این پدیده در پزشکی نوین با عنوان “محور مغز-بدن-ایمنی” (Brain–Body–Immune Axis) شناخته میشود.
دکتر «گَبور ماته»، پژوهشگر برجسته در حوزهی پزشکی روانتنی، معتقد است که «بزرگترین بیماری انسان مدرن، نارضایتی پنهانی از خود و زندگی است.» وقتی فرد در درون خود احساس ناکارآمدی، بیاثری، یا بیفایده بودن کند، بدنش این فشار روانی را با ترشح مداوم کورتیزول و آدرنالین پاسخ میدهد؛ چیزی که در درازمدت، به بروز بیماریهای جسمانی میانجامد.
و شب، آن زمان که همهچیز خاموش میشود، ذهن بیدار میماند و از تو میپرسد:
«امروز چه اثری گذاشتی؟ چه انسانی را گرم کردی؟ دل چه کسی را شاد کردی؟»
امیلی برونته – نویسندهی پرآوازهی انگلیسی – میگوید:
«در پایان روز، اعمالت را روی میز بگذار. اگر در میان آنها لبخندی هست که همچون خورشیدی دل کسی را گرم کرده، بدان که روزت را تباه نکردهای.»
در واقع، رضایت درونی از زندگی اجتماعی و احساسی خود، یکی از مؤثرترین عوامل در کاهش هورمونهای استرس و افزایش دوپامین، سروتونین و اکسیتوسین است؛ هورمونهایی که به آنها لقب «سهگانهی شادی و ارتباط» دادهاند.
دارایی واقعی انسان نه در حسابهای بانکیاش، بلکه در آن لحظاتیست که به شادی، آرامش، و دلگرمی کسی افزوده است.
از دل همان لحظات است که «برکت» بهمعنای واقعی، در زندگی جاری میشود: "آرامش ذهن، سلامت تن، و دوام خوشبختی"
https://t.me/DrBashardoost
1 066
تا حالا دقت کردهاید که گاهی اوقات هرچه کمتر به چیزی اهمیت بدهید، عملکرد بهتری در آن خواهید داشت؟
دقت کردهاید که گاهی اوقات، هنگامی که بیخیال چیزی میشوید، همهچیز خودش جفت و جور میشود؟
دلیلش چیست؟
قانون_وارونه نامیدن قانون وارونه بیدلیل نیست:
رهایی از دغدغهها تاثیر وارونهای دارد.
رنجی که در باشگاه ورزشی تحمل میکنید، بر سلامتی و انرژیتان خواهد افزود.
روراست بودن درباره نگرانیهای درونیتان شما را در نظر دیگران با اعتماد به نفستر و جذابتر میکند. رنج رویارویی صادقانه چیزی است که بیشترین اعتماد و احترام را به روابط شما میآورد. تحمل رنج دردها و نگرانیهایتان، چیزی است که اجازه میدهد شجاعت و استقامت را در درونتان بپرورید.
#هنر_ظریف_رهایی_از_دغدغهها📕
مارک_منسن🖊
https://t.me/DrBashardoost
1 066
قرار بود با سواد شویم
یک عمر صبح زود بیدار شدیم و لباس فرم پوشیدیم. صبحانه خورده و نخورده، خواب و بیدار، خوشحال و ناراحت، با ذوق یا به زور، راه افتادیم به سمت مدرسه...
قرار بود با سواد شویم...
روی نیمکت نشستیم، صدای حرکت گچ روی تخته ی سبز رنگی که می گفتند سیاه است را شنیدیم، با زنگ تفریح نفس راحت کشیدیم و زنگ آخر که می خورد مثل پرنده که در قفسش باز می شود از خوشحالی پرواز کردیم...
قرار بود با سواد شویم...
بند دوم انگشت اشاره مان را زیر فشار قلم له کردیم و مشق نوشتیم، به ما دیکته گفتند تا درست بنویسیم...
گفتند از روی غلط هایت بنویس تا یاد بگیری، ما نوشتیم و یاد گرفتیم...
قرار بود با سواد شویم...
از شعر، از گذشته های دور، از مناطق حاصل خیز، از جامعه، از فیثاغورث، از قانون جاذبه، از جدول مندلیف گفتند ، تا ما همه چیز را یاد بگیریم...
استرس و نگرانی... شب بیداری و تارک دنیا شدن. کنکور شوخی نداشت، باید دانشجو می شدیم.
قرار بود با سواد شویم...
دانشگاه، جزوه، کتاب، امتحان و نمره... تمام شد. تبریک حالا ما دیگر با سواد شدیم
فقط می خواهم چند سوال بپرسم...
ما چقدر سواد رفتار اجتماعی داریم؟
ما چقدر سواد فرهنگی داریم؟
ما چقدر سواد رابطه داریم؟
ما چقدر سواد دوست داشتن داریم؟
ما چقدر سواد انسانیت داریم؟
ما چقدر سواد زندگی داریم؟
قرار بود با سواد شویم ...
✍🏻حسین حائریان
https://t.me/DrBashardoost
1 066
خودم را با چندسال قبلم قیاس کردم؛ قویتر شدهبودم، پختهتر، فهمیدهتر، عاقلتر...
چرا؟ چون دیدم درست در همان موقعیتهایی که قبلاها از کوره در میرفتم و فریاد میزدم، حالا صبوری به خرج میدادم و سکوت میکردم. چرا؟
چون مدتها بود که دیگر بهجای آنکه زمانم را وقف فکرهای بیهوده و جنجالهای بینتیجه کنم، کار میکردم و در مسیر تلاش بودم و زمان و انرژی اضافهای برای چسبیدن به هیچ حاشیهای نداشتم!
چرا؟ چون برخلاف سالهای قبل که تصمیمات عجولانه میگرفتم و ناشیانه به آدمها و اتفاقات و کنشها، پاسخ میدادم، حالا چقدر فکر شده پیش میرفتم و چقدر سنجیدهتر و درستتر اقدام میکردم و دیگر اهمیتی نمیدادم، به مسائلی که هرچند آزاردهنده، اما فاقد اهمیت بودند.
آدمها رشد نمیکنند و بهتر نمیشوند، مگر آنکه خودشان خواستهباشند
خودم خواستهبودم تغییر کنم
خودم خواستهبودم آدمِ بهتری باشم
خودم از دل رنجها برخاستهبودم و دست به زانو گرفتهبودم و خودم رنجِ تمام سختیها و مشکلات مسیر را به جانم خریدهبودم و خودم با علم به تمامِ زخمی شدنها جنگیدهبودم و حالا فقط خودم بودم که میدانستم چه راه سختی پشتسر گذاشتهام تا به اینجا برسم و خودم بودم که میدانستم چقدر خسته و اندوهگینم و خودم بودم که باید خودم را در آغوش میگرفتم.
https://t.me/DrBashardoost
1 066
*یک اتفاق ساده*
اثر سهراب شهیدثالث، کارگردانی تاثیرگذار، و یکی از مطرحترین فیلمسازان ایرانی در جهان. او برنده بیشترین جوایز بینالمللی هنری دنیا برای سینمای ایران بود۰ همین فیلم ۴ جایزه ازجشنواره برلین (در سال ۵۴) گرفت۰ او سالها در آلمان زندگی، کار و تدریس کرد. ساخت چند فیلم سینمایی موفق و چندین فیلم به سفارش کانالهای تلویزیونی آلمان حاصل کار آن سالهایش بود.
او ازجمله هنرمندانی بود که عقاید تودهایش را پنهان نکرد، و پرشور تا پایان عمر به آنها وفادار ماند۰
ژان لوک گدار، از بزرگترین فیلمسازان مؤلف جهان، دوست نزدیک او بود۰
1 066
🔹 خشم؛ صدایی که باید شنیده شود، نه خاموش گردد 🔹
خشم، احساسیست طبیعی و انسانی؛ همانند شادی، اندوه یا ترس.
اما برخلاف دیگر احساسات، احساسی شناخته شده است که باید پنهان، سرکوب شود و اگر بروز داده شد، فرد بروز دهنده، مجازات شود.
اما در حقیقت، خشم پر از مفهوم است، زیرا به ما میگوید:
⚠️ «مرزهای تو نقض شدهاند.»
⚠️ «عدالتی زیر پا گذاشته شده.»
⚠️ «صدای تو شنیده نشده است.»
در شکل خام و آغازین خود، خشم نقشی محافظتی دارد. اما اگر نادیده گرفته شود یا سرکوب گردد، خود را در اشکال دیگر نشان میدهد، که میتواند گاه در جایی نامربوط بروز یابد، و گاه بر سر کسانی که ارتباطی با درد اولیه ندارند.
برای مثال، مدیر متعهدی را تصور کنید که تصمیمش در حضور جمع، توسط همکار جوانی نادیده گرفته میشود. او سکوت میکند، لبخند میزند، و خشمش را فرو میبرد. شب، به دلیل مسئلهای پیشپاافتاده با همسرش مشاجره میکند.
خشم، نه در مورد آن مسئله جزئی، بلکه درباره احساس بیاحترامی و ناتوانی پیشین بود.
این همان کاریست که خشم مدیریتنشده انجام میدهد: نشت میکند و وارد عرصههایی میشود که تعلقی به آن ندارد.
🔻 مدیریت خشم از آنرو حیاتیست که خشم، اگر فهم نشود یا سرکوب گردد، از میان نمیرود، بلکه به اشکال مخربتری بازمیگردد:
از احساس فرسودگی و رنجش گرفته تا آسیب به روابط، افت عملکرد شغلی و صدمات جسمی و روانی.
✅ اما خشم، هنگامیکه با آگاهی و احترام مدیریت شود، میتواند مسیری بهسوی رشد باشد:
افزایش قاطعیت، ایجاد مرزهای سالم، و ارتقاء کیفیت روابط.
در حقیقت، مدیریت خشم بدین معنا نیست که هرگز آن را احساس نکنیم، بلکه به این معناست که:
🔹 به آن گوش بسپاریم
🔹 پیامش را دریابیم
🔹 و بهجای واکنش آنی، با نیت و درک پاسخ دهیم
🕊️ در جهانی آکنده از جنگهای بیرونی و طوفانهای درونی، خشم اگر ناشنیده بماند، میتواند نخستین جرقهی نزاع باشد.
اما همین خشم، اگر فهمیده شود، میتواند نقطه آغاز صلحی عمیق،هم با خود، هم با دیگران، باشد.
https://t.me/DrBashardoost
1 066
🔺این صحبت های الن دوباتن رو درباره اینکه ما عاشق کسانی میشیم که باهامون مهربون نیستن گوش کنین
1 066
جنگهای ساختگی و درد روانی
❇️ بر خلاف تصورات رایج، نتیجه مطالعات گسترده مردمشناس مشهور بریان فرگوسن، نشان داده که انسان به طور ذاتی جنگطلب نبوده و جنگطلبی از ابداعات اخیر بشر است. به نظر میرسد که فرهنگ جنگطلبی در برخی مناطق تنها از حدود ۱۰ هزار سال پیش و در برخی مناطق حتی دیرتر رواج پیدا کرده است.
🔹میتوان گفت،جنگ درونگونه انسانها(جنگیدن گروهی از انسانها با گروهی دیگر)از زمانیابداع شد که آنان به اهمیت همکاری و مشارکت گروهی در پیشرفت خویش آگاهی پیدا کردند و متوجه شدند که میتوانند از قدرت گروهی برای سلطه بر گروههای دیگر استفاده کنند.
🔻 انسانها برای برطرف کردن نیازهای خویش، گروههایی تشکیل دادند تا خود را در مقابل عوامل تهدیدکننده حفظ و بقایشان را تضمین کنند. این گروههای اجتماعی گاهی با هم متحد شده و جمعیت گستردهتری را تشکیل داده که با مفاهیمی همچون «ملت»، «وطن»، «کشور» و ...توصیف شدهاند.
🔶 ملتها بنابراین با ایجاد مرزها و تدوین قوانين درونمرزی و بینمرزی، كوشيدهانداز نفوذ و دستدرازی ديگران به درون مرزهايشان ممانعت كنند تا جايی كه وطن آنقدر اهمیت داشته که مردمش برای حفظ آن جانفشانی کرده و چه بسا افرادی که با اين هدف همه هستی یا جان خويش را از دست دادهاند.
🔷 در سطح تربیتی، نظامهای آموزشی کشورهای مختلف نیز كوشيدهاند از طریق برنامه های درسی این قداست خاک یا وطن را برای کودکان و نوجوانان روشن کرده، آنان را به گونهای تربیت کنند که به اشخاصی به اصطلاح «وطن پرست» تبدیل شوند.
🔶در سالهای اخیر به خاطر گسترش تعاملات میان مرزی و گسترش ارتباطات مجازی تا اندازهای برخی متقاعد شدهاند که اشخاص آن سوی اين مرزهای (به اصطلاح وطن ناميده شده) نیز انسان هستند و نيازهای مشابهی اعم از خوراك، پوشاك، مسكن، امنيت، ارتباطات، تحصیلات و ...دارند. آنها نیز همچون اینها نیاز دارند مورد احترام واقع شوند، دلشوره نداشته باشند، امنیت داشته باشند، مورد تجاوز واقع نشوند و در این چند صباح زندگی دغدغههای مربوط به جنگ و خشونت را تحمل نکنند.
🔻 چنین درکی در دهههای اخیر منجر به پیدایش مفاهیمی همچون «شهروند جهانی» گرديده و برخی از تربیت شناسان را ترغیب نموده تا درباره آموزش صلح کوشش کنند. هدف آموزش صلح، ارتقای سطح دانش، نگرش و رفتارهای شهروندان جهان برای ایجاد یک دنیای امن و تبدیل آن به یک محیط حمایتگر است. مطالعاتی منتشر شده که نشان دادهاند، آموزش صلح به دانشآموزان نقش عمدهای در کاهش خشونت، ارتقای نوعدوستی و اجتناب از پرخاشگری ایفا میکند.
🔷 با این وجود، ما همچنان میبینیم که به شکلی گسترده مجوز جنگ از طرف رهبران، دولتمردان و سیاستمداران صادر میشود. آنان هیجانزده آتش جنگ را شعلهور میکنند و با چشمان خود آوارگی، مرگ و سوگ هزاران انسان بیگناه را نظاره میکنند.
♦️گسترش جنگ و خشونت در جهان بهقدری خطرناک است که اکنون رفتارهای متعالی انسانی همانند همدلی، ترحم، دلسوزی و همیاری در معرض آسیب قرار گرفتهاند، به طوریکه ممکن است با ادامه این روند، ما در پی کشتار انسانهای بیگناه و آوارگی و بیپناهی آنان نه تنها سکوت کنیم (وضعیت کنونی)، بلکه حتی آزردهخاطر و متأثر هم نشویم. به همین خاطر است که اینبال بارتال اخیرا در مقاله خود از مطالعه نوروبیولوژی جنگ به عنوان یک حوزه جدید تحقیقاتی یاد میکند و از دانشمندان علوم اعصاب، روانشناسی و علوم اجتماعی دعوت میکند برای درک بهتر تأثیر جنگ بر مغز و رفتار انسان پژوهش کنند و با نشان دادن پیامدهای خطرناک جنگها، در جستجوی راههایی برای جلوگیری از بروز جنگها و همینطور کاهش اثرات منفی جنگ بر افراد و جوامع جنگزده برآیند.
🔻به نظر میرسد، برای این منظور باید در درجه اول مغزهای رهبران جهان را تغییر داد. در واقع، تربیت مغز رهبران جهان و دعوت آنان به ترویج صلح به همان اندازه آموزش صلح به کودکان و نوجوانان اهمیت دارد. همانگونه که ماری فیزدوف در کتاب مغزهای ما در جنگ اشاره میکند، جنگطلبان باید یاد بگیرند که در جنگ نه منطق، بلکه غرایز و احساسات نقش اصلی را دارند. پس ما باید با آنان درباره پیامدها و آثار نامطلوب جنگ صحبت کنیم. به طور خاص به آنان آموزش بدهیم که چگونه با تنظیم هیجان خویش میتوانند از بروز جنگ و ویرانی جلوگیری کنند.
🔹 رهبران جنگطلب باید بدانند که گرچه زبان آنان به راحتی کلماتی را ادا میکند، اما همان کلمات به ظاهر ساده گاهی دستور جنگی مخرب و ویرانگر، ترسناک و اضطراب آفرین است.
https://t.me/DrBashardoost
1 066
احساس "تنبلی" یا "بیحوصلگی" در بسیاری از افراد، در واقع ناشی از یک مغز که در حالت بقا گیر کرده هست.
وقتی سیستم عصبی مدام در آمادهباش برای خطره، انرژی بجای صرف شدن برای رشد، خلاقیت یا اقدام هدفمند، صرف تلاش برای بقا میشه.
این تنبلی نیست. این اثر روانی تروماست.
https://t.me/DrBashardoost
1 066
✨ احساسات: دادههایی برای رشد
ما یاد گرفتهایم احساسات را به خوب و بد تقسیم کنیم.
اما حقیقت این است: احساسات مشکل نیستند؛ اجتناب از آنها مشکل ایجاد میکند.
🔹 احساسات «داده» هستند. اطلاعاتی از درون ما که اگر بهدرستی تفسیر شوند، میتوانند منبع قدرت و رشد باشند.
بسیاری از هیجانات پیچیده در واقع حاصل ترکیب چند احساس هستند:
شادی + ترس = هیجان
غرور + فروتنی = تعادل
امید + شک = عزم
خشم + شفقت = قاطعیت
آرامش + عدمقطعیت = تابآوری
عشق + فقدان = غم
و ...
اینکه چند احساس را همزمان تجربه کنید، به معنای بیثباتی نیست.
✨ این یعنی شما «انسان» هستید.
مشکل اینجاست که اکثر افراد نام احساسات خود را نمیدانند؛ و به جای «شناختن»، صرفاً واکنش نشان میدهند.
اما وقتی بتوانید احساسات خود را دقیقتر بشناسید:
✔️ واکنشهای عجولانه کمتر میشود.
✔️ پاسخهای شما آگاهانهتر و شفافتر میشود.
✔️ شما با «حضور واقعی» وارد روابط و موقعیتها میشوید.
🔑 این همان چیزی است که روانشناسی آن را هوش هیجانی (Emotional Intelligence) مینامد.
📌 یادتان باشد: احساسات برای کنترل کردن شما نیستند؛
آنها برای راهنمایی شما آمدهاند.
1 066
🔴 تفاوتهای جنسیتی در مرگومیر و استفاده از خدمات درمانی پس از تشخیص دمانس
🔺 نتایج یک مطالعه ملی بر روی بیش از ۵.۷ میلیون فرد بالای ۶۵ سال مبتلا به دمانس در ایالات متحده (۲۰۱۴ تا ۲۰۲۱) نشان داد که مردان پس از تشخیص دمانس نیاز به خدمات درمانی بیشتری نسبت به زنان دارند و از سوی دیگر نرخ مرگ و میر بالاتری دارند.
🔺 نرخ مرگ یکساله بدون تعدیل در مردان ۲۷.۲٪ و در زنان ۲۱.۸٪ بود.
🔺پس از تعدیل عوامل زمینه ساز، خطر مرگ در مردان ۲۴٪ بیشتر از زنان باقی ماند.
🔺میزان بستری، استفاده از خدمات مراکز مراقبت پایان عمر (hospice)، تصویربرداریهای عصبی و بستری برای اختلالات عصبی یا رفتاری در مردان بیشتر بود.
🔺 این مطالعه بیان می کند که تفاوتهای ذکر شده سهم مهمی در بار کلی مرگومیر ناشی از دمانس دارند و طراحی راهبردهای ویژه برای کاهش مرگ و بهبود مراقبت در مردان ضروری است. از سوی دیگر، با توجه به شیوع بالاتر دمانس در زنان، پیشگیری از بروز بیماری در این گروه نیز برای ایجاد توازن در نتایج سلامت جمعیتی اهمیت دارد.
📚منبع:
doi:10.1001/jamaneurol.2025.2236
https://t.me/DrBashardoost
