امتداد
لینک عضویت در کانال: https://t.me/+QJpgk2j7KQW9WuWs کد شامد: 1-1-716060-61-4-1 استعلام شامد: http://t.me/itdmcbot?start=emtedadnet برای تبلیغات خود با این آیدی تماس بگیرید: @Ads_marketingg
Mostrar más📈 Análisis del canal de Telegram امتداد
El canal امتداد (@emtedadnet) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 20 599 suscriptores, ocupando la posición 11 203 en la categoría Noticias y medios y el puesto 16 249 en la región Irán.
📊 Métricas de audiencia y dinámica
Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 20 599 suscriptores.
Según los últimos datos del 10 julio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -195, y en las últimas 24 horas de -9, conservando un alto alcance.
- Estado de verificación: No verificado
- Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 13.65%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 8.89% de reacciones respecto al total de suscriptores.
- Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 2 812 visualizaciones. En el primer día suele acumular 1 832 visualizaciones.
- Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 11.
- Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como اعتراض, حق, وکیل, بازداشت, بیمارستان.
📝 Descripción y política de contenido
El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“لینک عضویت در کانال:
https://t.me/+QJpgk2j7KQW9WuWs
کد شامد:
1-1-716060-61-4-1
استعلام شامد:
http://t.me/itdmcbot?start=emtedadnet
برای تبلیغات خود با این آیدی تماس بگیرید: @Ads_marketingg”
Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 11 julio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Noticias y medios.
ادبیات کودک در مسلخِ ایدئولوژی و تیغِ خودسانسوری✍🏻امتداد-گروه فرهنگ: دیرزمانی است که این پرسش مطرح است که آیا «قصههای خوب برای بچههای خوب» هنوز در قفسه کتابخانههای خانگی جایگاهی دارند یا به دست فراموشی سپرده شدهاند؟ وقتی به حافظه بصری و ذهنی کودک ایرانی رجوع کنیم که تحتِ ضرباتِ ممتدِ ممیزی، به یک لوحِ سفیدِ دستکاری شده بدل شده است، پاسخ این پرسش پیش چشممان جان میگیرد. 🔹هجدهم تیرماه، سالروز درگذشت مهدی آذریزدی، در تقویم رسمی ایران «روز ملی ادبیات کودک و نوجوان» نام گرفته است. نامگذاری این روز به نام آذریزدی، کنایهای تاریخی به وضعیت امروز نشر است. آذریزدی، با تکیه بر بازنویسی افسانههای کهن، پلی میان سنت و دنیای مدرن کودک برقرار کرده بود. او به دنبال «تربیت» به معنای متعارف در سیستمهای آموزشی ایدئولوژیک نبود؛ بلکه به دنبال «روایت» بود. اما امروز، این روز بیش از آنکه فرصتی برای بازخوانی آثار مستقل باشد، به نمادی از شکاف میان «ادبیات کودک به مثابه هنر» و «ادبیات کودک به مثابه ابزار» تبدیل شده است. ما با روزی مواجهیم که قرار بود جشن ادبیات باشد، اما اکنون در سایه سنگین بخشنامهها، به روزِ مرورِ «آنچه باید حذف میشد» بدل شده است!
از کانون تا کانون: استحاله یک نهاد مدرن🔹اگر زمانی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، پیشروترین نهاد فرهنگی خاورمیانه در حوزه کودک بود که با جذب نخبگان ادبی و هنری، استاندارد جهانی «ادبیات تصویرمحور» را به خانههای ایرانی آورده بود، پس از انقلاب و به ویژه در دهه ۶۰، این نهاد به هدف اصلی «پاکسازی فرهنگی» تبدیل شد. کانون که روزگاری محل تلاقی قصههای مستقل و رویکردهای تربیتی آزاد بود، در یک استحاله تدریجی به بلندگوی ایدئولوژی حاکم مبدل گشت. 🔹این روند نه تنها جریان تولید کتابهای مستقل را با محدودیتهای شدید مواجه کرد، بلکه با جایگزینی محتوایی که بر محوریت «فرهنگ شهادتطلبی» و «شخصیتپرستی» استوار بود، ساختار آموزشی-تربیتی این نهاد را از ریشه دچار دگردیسی کرد. سانسور؛ جراحی روح در پیش از تولد 🔹فاجعه اصلی، نه در حذف کلمات، که در «خودسانسوری نهادینه» نویسندگان نهفته است. تا مدتها حذفِ دختران از تصاویر کتابها و حذف حیوانات خانگی به یک استانداردِ نانوشته تبدیل شده بود. یعنی سیستم در حال جراحیِ واقعیت از ضمیر ناخودآگاه کودک بوده و امروز نیز چندان برخلاف آن رویه گام برنداشته است. حذف مفاهیم پایه مانند «برابری جنسیتی»، «استقلال زن» و «آموزشهای مربوط به خودایمنی و حریم خصوصی»، تنها پاک کردن صورتمسئله نیست؛ بلکه ساختن نسلی است که برای مواجهه با جهان واقعی، هیچ ابزار ذهنیِ تحلیلگری در اختیار ندارد. ادبیات کودک در ایران امروز، در محاصره میان «ایدئولوژیِ دولتی» و «سانسورِ حاکم بر ذهن نویسنده»، نفسهایش به شماره افتاده است.
اقتصادِ نشر؛ قبضهی بازار با رانتِ دولتی🔹اقتصاد نشر کودک در ایران، برخلافِ قواعدِ رقابتِ آزاد، بر چرخههایِ توزیعِ نامتوازنِ منابعِ اولیه، بازارهایِ تضمینشده توسطِ نهادهایِ دولتی و انحصارِ کانالهایِ توزیع استوار است. 🔹ناشرانِ همسو با ساختارهایِ حاکمیتی، با بهرهمندی از تسهیلاتِ ارزشی برای تأمینِ کاغذ و دسترسی به خریدهایِ کلانِ نهادهایی نظیر «نهاد کتابخانههای عمومی»، ریسکِ تجاری خود را به حداقل رساندهاند. این در حالی است که ناشرانِ مستقل، در مواجهه با نوساناتِ شدیدِ نرخ ارز و هزینههایِ تولید، توانِ رقابت در قیمتگذاری و دسترسی به ویترینهایِ اصلی را از دست دادهاند.»
شکاف در سرانه؛ جامعهای که قصه نمیخواند🔹در حالی که آمارهای رسمیِ نهادهای دولتی از سرانه مطالعه (بهویژه برای کودکان) بسیار قدیمی است، واقعیتِ بازارِ نشر چیزِ دیگری میگوید. بر اساسِ دادههای موجود (که از ۵۰۰۰ نسخه در دهههای گذشته به زیر ۱۰۰۰ نسخه در تیراژهای فعلی سقوط کرده است)، شکافِ عمیقی میانِ «تولید» و «مصرف» وجود دارد. سرانه پایین مطالعه، تنها حاصلِ گرانی کاغذ یا تورم نیست؛ حاصلِ «مرگِ کنجکاوی» است. وقتی ادبیات نمیتواند پرسشهای بنیادین کودک و نوجوان را پاسخ دهد و تنها به تکرار کلیشههای خشکِ تربیتی میپردازد، مخاطب به ناچار به سمت رسانههای بصری غیربومی و محتواهای سطحی سوق داده میشود. 🔹در نهایت، روز ملی ادبیات کودک و نوجوان، بیش از آنکه روزِ رونمایی از دستاوردها باشد، روزِ پرسش از این حقیقتِ تلخ است: آیا ما در حال پرورشِ نسلی هستیم که قدرت «تخیل» دارد، یا تنها سربازانی برای ساختارِ منجمدِ ایدئولوژیک تربیت کردهایم؟ پاسخ در کتابخانههای خالی از قصه، به وضوح مشهود است. #امتداد @emtedadnet
یادداشتی در احترام به یک عمر تکاپوی فکری و سیاسی سید مصطفی تاجزاده✍️ حسین نورانینژاد 🔹تغییر، اگر حاصل اندیشیدن باشد، آدابی دارد. هر تغییری نشانه رشد نیست؛ همانگونه که هر پایداری نیز فضیلت نیست. 🔹برخی تغییرها، به جای آنکه بوی حقیقتجویی بدهند، بوی هرهریمسلکی، منفعتگرایی یا سبکسری میدهند. گویی باورها نه حاصل سالها اندیشیدن و زیستن، که جامههایی هستند برای عوض کردن با تغییر باد روزگار و جو زمانه. چنین تغییرهایی، حتی اگر در ظاهر جذاب و پر سر و صدا باشند، چیزی از جنس اعتماد را میسوزانند؛ چون این پرسش را به جا میگذارند که اگر دیروز آنگونه به آسانی باور کردی و امروز اینگونه به آسانی از آن گذشتی، فردا چه تضمینی هست که همین مسیر را دوباره تکرار نکنی؟
تغییر اصیل، روند دارد. ریشههایش پیداست، مسیرش دیده میشود و هزینهاش پرداخت شده است. بیشتر شبیه جان کندن است تا جابهجا کردن یک موضع.🔹یک نیروی فکری و سیاسی قابل اتکا نمیتواند چنان از باورهای دیروز خود عبور کند که انگار هیچگاه برای رسیدن به آنها رنجی نبرده است. باورهای عمیق، حتی وقتی تغییر میکنند، ردِ زخم و رنج آن تغییر را بر جان و زبان صاحبشان باقی میگذارند. 🔹البته آنان که جمود را فضیلت میدانند و از هر تغییری هراس دارند، اساسا بیرون از دایره این بحثند. سخن از ستایش پویایی است، نه نفی اصول؛ از رشد است، نه از بیثباتی. 🔹شاید به همین دلیل است که سید مصطفی تاجزاده برای من نمونهای کمنظیر از «راه و رسم تغییر» است. او در طول حیات سیاسی و فکری خود کم تغییر نکرده، اما هنر سیاستورزی و صداقت ذاتی و اصولمداری او به نحوی بوده که با وجود این تغییرات، همچنان در قامت یکی از قابل اتکاترین و معتمدترین بزرگان سیاسی کشور حفظ شده است. این واقعیت به ظاهر تناقضآمیز را با رصد دقیق تطورات فکری و رفتاری او میتوان درک کرد. چون این تغییرها نه دفعتی بوده، نه معماگونه، نه محصول مصلحتهای زودگذر و نه همراه با توبههای مکرر رادیکال از تمام گذشته خویش. هر گامش را میتوان در امتداد گام پیشین فهمید؛ مسیری شفاف، تدریجی، پرهزینه و صادقانه که در آن، هم میتوان روزآمد شد و هم به اصول وفادار ماند. 🔹ارزش این منش، امروز بیش از همیشه آشکار است؛ در زمانهای که تغییرهای دفعتی، چرخشهای محیرالعقول، برائتجوییهای نمایشی از گذشته و دگردیسیهای آمیخته به مصلحت یا منفعت، فراوان شده است. در چنین روزگاری، کسی که تغییر را با رنج اندیشیدن، با صداقت و با پذیرش هزینههایش زندگی میکند، نه فقط الگویی برای تغییر، که الگویی برای اصالت است. 🔹در سالگرد دومین بازداشت سید مصطفی تاجزاده، یکی از ویژگیهای خاص او که شایسته پاسداشت است، همین منش است: این که میتوان تغییر کرد، بسیار تغییر کرد، اما چنان تغییر کرد که نه اعتماد دیگران را از دست داد و نه احترام خویش را. #امتداد @emtedadnet
