es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

آرشیو کافه دڪلمه ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌

آرشیو کافه دڪلمه ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌

Ir al canal en Telegram

ܭߊ‌ܝ‌ܢ̣ܝ‌ߊ‌ܔ ܭَܝ‌ߊ‌ܩܨ با توجـہ بـہ برخے مشکلات زیرساختے ܢ̣ܘ ܭߊ‌ܝ̇ߺߊ‌ܠܙ ܥܼܥ‌‌یܥ‌‌ ܩߊ ܢ̣ܝ݆ߺیوܝ̇ߺܥ‌‌یܥ‌‌ https://t.me/ejazeseeda https://t.me/+AGDoffM0NQcxNzBk ܭَܝ‌وܘ ܩߊ https://t.me/joinchat/gRUKnJLUqiA1OWU0

Mostrar más

📈 Análisis del canal de Telegram آرشیو کافه دڪلمه ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌

El canal آرشیو کافه دڪلمه ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ (@ejazeseda) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 11 190 suscriptores, ocupando la posición 6 883 en la categoría Música y el puesto 29 306 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 11 190 suscriptores.

Según los últimos datos del 04 diciembre, 2025, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -336, y en las últimas 24 horas de 0, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 0%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener N/A% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 0 visualizaciones. En el primer día suele acumular 0 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 0.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬, دࣸڪــلۙمۘه࣬, اٰڪــاٰدࣸمۘݺ࣮, gap, دࣸڪلۙمۘه࣬.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“ܭߊ‌ܝ‌ܢ̣ܝ‌ߊ‌ܔ ܭَܝ‌ߊ‌ܩܨ با توجـہ بـہ برخے مشکلات زیرساختے ܢ̣ܘ ܭߊ‌ܝ̇ߺߊ‌ܠܙ ܥܼܥ‌‌یܥ‌‌ ܩߊ ܢ̣ܝ݆ߺیوܝ̇ߺܥ‌‌یܥ‌‌ https://t.me/ejazeseeda https://t.me/+AGDoffM0NQcxNzBk ܭَܝ‌وܘ ܩߊ https://t.me/joinchat/gRUKnJLUqiA1OWU0”

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 05 diciembre, 2025), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Música.

11 190
Suscriptores
Sin datos24 horas
-787 días
-33630 días
Archivo de publicaciones
⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜ ❄️سلام ودرود دوستان همیشگی کافه دکلمه،با ما همراه باشید❄️ کارگاه؛ 📜🎼 ده بیت اول مثنوی 🎼📜 #جلسه_اول ✨🦋
⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜        ❄️سلام ودرود دوستان همیشگی کافه دکلمه،با ما همراه باشید❄️ کارگاه؛ 📜🎼 ده بیت اول مثنوی 🎼📜 #جلسه_اول      ✨🦋 زمان کارگاه؛ #چهارشنبه                        ساعت:#22 ✨🦋مدیراجرا؛#استاد_لواسانی #مدیر_همراه_جناب_پدرام بشنو از نِی چون حکایت می‌کند از جدایی‌ ها شکایت می‌کند کز نیستان تا مرا بُبریده‌اند از نَفیرم مرد و زن نالیده اند سینه خواهم شَرحه شَرحه از فِراق تا بگویم شرحِ دردِ اشتیاق هر کسی کو دور ماند از اصلِ خویش باز جوید روزگار وصلِ خویش من به هر جمعیّتی نالان شدم جفتِ بدحالان و خوش حالان شدم هر کسی از ظَنّ خود شد یارِ من از درونِ من نَجُست اسرارِ من سِرّ من از ناله ی من دور نیست لیک چشم و گوش را آن نور نیست تن ز جان و جان ز تن مَستور نیست لیک کس را دیدِ جان دستور نیست آتش است این بانگِ نای و نیست باد هر که این آتش ندارد ، نیست باد آتشِ عشق است کَاندر نِی فتاد جوشش عشق است کَاندر مِی فتاد        🎙مدیریت آکادمی کافه دکلمه〰️🎙     ❄️❀°@ejazeseda°❀❄️   

              ‌‌‌‌  ⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜   پادکست #بهانه‌ای_برای_زندگی   ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌ #پارت_دوم    نویسنده:#بانو_ساغررحیمی               #گویندگان #جناب_محمدفولادیان #بانو_مریم_ناطق #جناب_محمدتوسلی #بانو_مژگان #بانو_عاطفه تیتراژ #جناب_ساواش هماهنگی #بانو_دنیا_سادات_هاشمی میکس #بانو_مریم_ناطق تهیه_شد #درگروه_پادکست_کافه_دکلمه #ادامه_دارد... »»————-❁ - ❁————-«« ❄️❀°@ejazeseda°❀❄️ »»————-❁ - ❁ ————-««

              ‌‌‌‌  ⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜   📝❄️به قلم:#🦋 🎙❄️گوينده:#بانو_الناز پیری به جوانی می گفت: کچل کُن... برو بالا شهر... همه فکر میکنن مُد ِ ...! برو وسط ِ شهر... فکر میکنن سربازی... "بیا" پایین شهر... همه فکر میکنن زندان بودی...!!! این همه اختلاف... فقط در شعاع ِ چند کیلومتر.....! مردم آنطور که تربیت شده اند میبینند از قضاوت مردم نترس...... خدا... پرونده ای را که مردم مینویسند نمی خواند... #دکلمه #شعر_متن #صدای_آشنا »»————-❁ - ❁————-«« ❄️❀°@ejazeseda°❀❄️ »»————-❁ - ❁ ————-««

              ‌‌‌‌  ⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜   📝❄️به قلم:#🦋 🎙❄️گوينده:#بانو_دنیاسادات_هاشمی ⚪️✨اسفند میتواند حائل خوبی باشد ❄️✨میان فرسودگی و جان گرفتن..! ⚪️✨آخر میدانی؛اسفند ته تغاری ❄️✨همه ی ماه هاست، ⚪️✨از زندگی سیرهم که باشی اسفند تورا ❄️✨به تکاپو می اندازد، ⚪️✨زندگی ات را نونوار میکند، ❄️✨حال و هوای دلت را آب و جارو ⚪️✨می کند و برای شروع قصه ای نو، ❄️✨آماده ترت میکند. ⚪️✨از اسفند بیمی نداشته باش چون ❄️✨حداقل برای چند روزی هم که شده ⚪️✨تو را از بند روزمرگی ها، ❄️✨رهایت میکند. ⚪️✨اسفند فرصت خوبیست برای ❄️✨خاطره بازی ⚪️✨با کسانی که مدت هاست نیستند... ❄️✨اسفند یک بهانه است، ⚪️✨بهانه ای برای زندگی! ❄️✨اسفند را بیشتر قدر بدان... #دکلمه #شعر_متن #صدای_آشنا »»————-❁ - ❁————-«« ❄️❀°@ejazeseda°❀❄️ »»————-❁ - ❁ ————-««

⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜ ❄️سلام ودرود دوستان همیشگی کافه دکلمه،با ما همراه باشید❄️ کارگاه؛ 📜🎼 ده بیت اول مثنوی 🎼📜 #جلسه_اول ✨🦋
⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜        ❄️سلام ودرود دوستان همیشگی کافه دکلمه،با ما همراه باشید❄️ کارگاه؛ 📜🎼 ده بیت اول مثنوی 🎼📜 #جلسه_اول      ✨🦋 زمان کارگاه؛ #چهارشنبه                        ساعت:#22 ✨🦋مدیراجرا؛#استاد_لواسانی #مدیر_همراه_جناب_پدرام بشنو از نِی چون حکایت می‌کند از جدایی‌ ها شکایت می‌کند کز نیستان تا مرا بُبریده‌اند از نَفیرم مرد و زن نالیده اند سینه خواهم شَرحه شَرحه از فِراق تا بگویم شرحِ دردِ اشتیاق هر کسی کو دور ماند از اصلِ خویش باز جوید روزگار وصلِ خویش من به هر جمعیّتی نالان شدم جفتِ بدحالان و خوش حالان شدم هر کسی از ظَنّ خود شد یارِ من از درونِ من نَجُست اسرارِ من سِرّ من از ناله ی من دور نیست لیک چشم و گوش را آن نور نیست تن ز جان و جان ز تن مَستور نیست لیک کس را دیدِ جان دستور نیست آتش است این بانگِ نای و نیست باد هر که این آتش ندارد ، نیست باد آتشِ عشق است کَاندر نِی فتاد جوشش عشق است کَاندر مِی فتاد        🎙مدیریت آکادمی کافه دکلمه〰️🎙     ❄️❀°@ejazeseda°❀❄️   

              ‌‌‌‌  ⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜   📝❄️به قلم:#شیواصالحی 🎙❄️گوينده:#بانو_سمانه_عسگری #دکلمه #صدای_ماندگار #ارسالی_مخاطبین #آنچه_شما_خوانده_اید »»————-❁ - ❁————-«« ❄️❀°@ejazeseda°❀❄️ »»————-❁ - ❁ ————-««

[ پرستوی خیال ] هرشب اینجا مشق نامت می کنم در خیال خود سلامت میکنم خسته ام، ، خسته از این تکرار درد بی تو من دل را ملامت می کنم با نگاهی شاد کن گاهی مرا من دعایت تا قیامت میکنم تو نگاهت را زچشمانم مگیر من هم این دل را به نامت می کنم هرکجایی با پرستوی خیال آشیانی روی بامت میکنم گر برنجانی تو این دیوانه را آن همه خوبی حرامت می کنم               ‌‌‌‌  ⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜   📝❄️به قلم:#اسحق‌ـنوری‌ـسیامک 🎙❄️گوينده:#باران_خسروی #دکلمه #شعر_متن #صدای_ماندگار #آنچه_شما_خوانده_اید »»————-❁ - ❁————-«« ❄️❀°@ejazeseda°❀❄️ »»————-❁ - ❁ ————-««

              ‌‌‌‌  ⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜   📝❄️به قلم:#بانو_مریم_سلیمانی در روزگاری ، در سرزمینی  که بواسطه رودخانه به دوقسمت شده بود و مردم در اطراف این رودخانه زندگی می کردند . بازاری مشترک وجود داشت برای داد و ستد وبرای  خرید  مایحتاجشان به این بازار در رفت و آمد بودند. روزی بطور اتفاقی دختر و پسر جوانی همدیگر را دیدند ودر همان نگاه اول مجذوب و شیفته هم شدند . رابطه این دو عاشق،  پنهانی  ادامه پیدا کرد ،امااین دیدار و رابطه آسان نبود . دختر جوان در یک طرف رودخانه و پسر جوان در طرف دیگر رودخانه زندگی میکردند. قایقهای محلی ، برای رفتن به این روستاها وجود داشت. و قایقران ها بواسطه کارشان مردم را بهتر میشناختند پسر جوان برای دیدن  دختر جوان باید شبها و پنهانی   شنا کنان می رفت به آن طرف رودخانه پسر جوان با شور و اشتیاق ،این سختی را به جان میخرید. دیداری که زمان بر بود و باید روزها و شاید هفته هایی را تحمل میکردند. پسر جوان هرشب ،چهره زیبای ، عشق خود را تصور میکرد و با عاشقانه هایش به خواب میرفت و دختر جوان برای دیدن عشق خود باید این فاصله زمان و مکان را به انتظار می نشست . علاقه  آنها هر روز بیشتر و بیشتر شد و انتظار دوباره دیدار ، طولانی تر،و رابطه پنهانی این دو جوان عاشق سختر می شد.تا اینکه پسر جوان برای تجارت به همراه پدرش به سفری نسبتن طولانی رفت. دختر جوان روزها را به سختی کار میکرد و به امید دیدار دوباره ،سختی ها را تحمل میکرد پسر جوان بعداز گذشت چند ماه از سفر بازگشت و در همان شب اول تصمیم گرفت به دیدار عشق خود برود. دوستی که از رابطه پنهانی این دو جوان خبر داشت به او گفت رودخانه طغیان کرده است و خطرناکه ، بهتر است چند روز دیگر صبر کنی . پسرجوان به فکر فرو رفت . و دوباره دوستش ادامه داد هرچند می دانم این دختر بسیار روزهای سختی را تحمل کرده است و چشم به راه توست بهترست همین امشب بروی ،پس نیازی به فکر کردن نیست و من حاضرم با تو همراه شوم . پسر جوان گفت بهتر است تنها بروم واگر اتفاقی برای من افتاد  تو به توانی کمک بیاوری. پسر جوان برای دیدن دختر عاشق و چشم انتظار تن را به رودخانه سپرد و در مسیر کمی هم از طغیان رودخانه ترسیده بود . قبلا شنا کردن در این رودخانه برایش سهل بود ولی حالا انگار دست و پایش قوت قبل را نداشت بلاخره به روستا رسید و طبق قرار فانوسی که جاساز کرده بودند برای قرار  را روشن کرد و به  سمت خانه دختر جوان رفت و در حوالی خانه منتظر ماند. دختر جوان که هرشب تادیر وقت از پنجره اطراف را می دید ،روشنایی فانوس رادید و پنهانی در حالی که خانواده در خواب بودند خود را به پسر جوان رساتد. همدیگر را در آغوش گرفتند . پسر جوان نور فانوس را در مقابل صورت دختر جوان گرفت  و با تعجب پرسبد: این زخم در گوشه چشم تو چیست ؟ ودر حالی که دستان دختر در دستش بود باز پرسید؟ این سوختگی عمیق روی دست تو چیست؟ دختر جوان به او گفت به چشمان من نگاه کن این زخم و این سوختگی از کودکی با من است. و تو بارها و بارها منو دیدی و فقط از زیبائیهای من می سرودی. و هیچگاه این زخمها ی کهنه و مشخص را نمیدیدی زیرا تو عاشق خودِ من بودی ، اکنون که عیبهای مرا میبینی و بازگو میکتی ،نشانگر اینست که تو دیگر عاشق نیستی . و این آخرین دیدار ما خواهد بود و دختر جوان پسر را ترک کرد و رفت #قلم_نو #دل_نوشته #آنچه_شما_نوشته_اید »»————-❁ - ❁————-«« ❄️❀°@ejazeseda°❀❄️ »»————-❁ - ❁ ————-««

              ‌‌‌‌  ⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜   📝❄️به قلم:#مولانا 🎙❄️گوينده:#بانو_چیستا عاشقم مثل مسافر عاشقم عاشق رسیدن به انتها عاشق بوی  غریبانه ی كوچ تو سپیده‌ ی غریب جاده‌ها من پر از وسوسه های رفتنم رفتن و رسیدن و تازه شدن توی یک سپیده ی طوسی سرد مسخ یک عشق پر آوازه شدن ‏ #دکلمه #شعر_متن #صدای_ماندگار #آنچه_شما_خوانده_اید »»————-❁ - ❁————-«« ❄️❀°@ejazeseda°❀❄️ »»————-❁ - ❁ ————-««

              ‌‌‌‌  ⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜   📝❄️به قلم:#🦋 🎙❄️گوينده:#جناب_علی_راعی #دکلمه #شعر_متن #صدای_ماندگار #آنچه_شما_خوانده_اید »»————-❁ - ❁————-«« ❄️❀°@ejazeseda°❀❄️ »»————-❁ - ❁ ————-««

              ‌‌‌‌  ⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜   📝❄️به قلم:#مهساجلال 🎙❄️گوينده:#بانوبهار #دکلمه #شعر_متن #صدای_ماندگار #آنچه_شما_خوانده_اید »»————-❁ - ❁————-«« ❄️❀°@ejazeseda°❀❄️ »»————-❁ - ❁ ————-««

              ‌‌‌‌  ⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜   📝❄️به قلم:#مهساجلال 🎙❄️گوينده:#بانوبهار #دکلمه #شعر_متن #صدای_ماندگار #آنچه_شما_خوانده_اید »»————-❁ - ❁————-«« ❄️❀°@ejazeseda°❀❄️ »»————-❁ - ❁ ————-««

              ‌‌‌‌  ⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜   📝❄️به قلم:#جوادمنفرد 🎙❄️گوينده:#جناب_رضاتبریزی ملك الموت به چشمان ترم مي آيد بي تو هرجا بروم پشت سرم مي آيد مرگ حق است همانگونه كه تو حق مني تو نيايي به سراغم...خبرم مي آيد خيره در خويشتنم در دل آيينه ولي بازهم چهره ي تو در نظرم مي آيد در غياب تو پر از دافعه هستم ،كمتر- بي تو در كافه كسي دور و برم مي آيد لب به قليان زده ام از سر پنهان كاري تا نفهمند كه دود از جگرم مي آيد نگراني من از رفتن تو بي خود نيست من كه از هرچه بترسم به سرم مي آيد #دکلمه #شعر_متن #صدای_ماندگار #آنچه_شما_خوانده_اید »»————-❁ - ❁————-«« ❄️❀°@ejazeseda°❀❄️ »»————-❁ - ❁ ————-««

              ‌‌‌‌  ⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜   📝❄️به قلم:#🦋 🎙❄️گوينده:#بانوفاطمه #دکلمه #شعر_متن #صدای_ماندگار #آنچه_شما_خوانده_اید »»————-❁ - ❁————-«« ❄️❀°@ejazeseda°❀❄️ »»————-❁ - ❁ ————-««

              ‌‌‌‌  ⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜   📝❄️به قلم:#حضرت_سعدی 🎙❄️گوينده:#جناب_احمدمجنون #دکلمه #شعر_متن #صدای_آشنا »»————-❁ - ❁————-«« ❄️❀°@ejazeseda°❀❄️ »»————-❁ - ❁ ————-««