SevenHells
Ir al canal en Telegram
468
Suscriptores
-124 horas
Sin datos7 días
-130 días
Archivo de publicaciones
468
من اینجوریم که تصمیم میگیرم تا یه هفته با کسی حرف نزنم و در همون لحظه ای که دارم این تصمیمو میگیرم دلم تنگ میشه.
468
دوست دارم یهو تجزیه شم. مثلن همینجوری که دارم پیاده روی میکنم یهو محو شم، خاکستر شم برم توی باد بیام بشینم لب پنجره ت.
468
زندگی فقد اونجا که چارتا جوون ۱۶ ساله در مورد ۸۸ تز میدن و میخوان حکومت رو براندازی کنن.
468
اینکه تصور کنید همه قراره همیشه باهاتون خوب باشن و به حرفتون گوش بدن و هی براتون مایه بذارن درحالی که شما در مقابل هیچ گهی نیستین توهم کسشری بیش نیست و باید مغز مبارکتون رو مورد شستشو از این همه کثافت قرار بدید.
468
یه نیگا به مزار انداختیم گفتیم خب آخه من قربونت بشم خاتون، چی میشد میموندی اینجا؟ برام از این پیرن قشنگا میبافتی برا خودتم ازون پیرن قشنگا، با هم رو این برگا هی راه میرفتیم، هی صداشون در میومد، هی ذوق میکردی. چی میشد خاتون اگه نمیرفتی و پاییزا رو سخت نمیکردی؟
دلمون یهو تنگ تر شد. زیر لبی گفتیم قربونت بشم که اینجوری ام آدم هرچی بیشتر میبینتت دلتنگ تر میشه.
کتمونو راست و ریس کردیم راه افتادیم سمت منزل...
468
میدونید؟ زندگی خسیسه. وقتی یه اتفاق خوب میفته خوشحال باشید. چون اون اتفاق خوب برای خیلیا نمیفته درحالی که آرزوشونه. بنابراین چسناله رِ تمام کنید و به اتفاقای خوبتون فک کنید.
468
نمونه ی واقعی سرطان اجتماعی این گهایی ان که فک میکنن هرچی خودشون فک میکنن درسته و بقیه م همون فکرو میکنن.
